|
|
|
1-2 بیان مسأله
تارنماها یکی منابع مهم خبری هستند. امروزه کمتر کسی را میتوان یافت که از رسانه استفاده ننماید و در این میان از اخبار بی خبر باشد.
تارنماها با اطلاع رسانی سریع درباره مسائل حاد جامعه بشری، انتقال نمادهای اعتراضی و تحریک احساسات، به کنشهای اعتراضی گسترده ای دامن میزنند. جذب هواداران، انسجام درونی، ایجاد اتحاد و ائتلاف میان افراد و گروهها و هماهنگ سازی اهداف و روشهای مبارزاتی و جهت دهی افکار عمومی نشانه ای از قابلیت بالای فضای مجازی است؛ امری که به وضوح در تحولات اخیر خاورمیانه مشاهده میشود (آقایی، صادقی، هادی، 1391).
تحولات خاورمیانه به علت اهمیت همیشگی آن مجالی را فراهم نموده است تا رسانهها به ویژه تارنماها بیش از پیش ظرفیتهای خود را نمایان سازند (قاسم زاده،1390). مسلماً یکی از حوزههایی که خبرهای رسانهای و تارنماها به صورت ویژه به آن میپردازند مسائل مختلف مربوط به ایران است. این موارد شامل نکات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و غیره است.
جالب توجه است که امروزه در ابعاد نظامی نیز بعد جدید و بسیار موثری ظهور کرده است که جنگ شناختی نامیده میشود، که آن را بعد پنجم جنگ میدانند که در آن به جای سلاح از تکنیکهای شناختی استفاده میشود. یکی از مؤثرترین ابزارهای مورد استفاده در جنگهای شناختی، رسانه ها هستند (گروه پژوهشی دانش فناوری اطلاعات آینده اندیشی، 1387). بدین صورت که رسانهها با قابلیت زیادی که دارند میتوانند زشتترین مفاهیم را به صورتی زیبا و یا بالعکس به مخاطب عرضه نمایند و افکار را دستکاری نموده و به سمت آنچه هدف اصحاب رسانه است سوق دهند.
کلمات و جملات هیجانی در اخبار و عناوین خبری اهمیت زیادی دارند. مثلاً پژوهش بررسی و مقایسه شباهتها و تفاوتهای گفتمانها و انگارههای خبری ساخته شده در دو سایت الجزیره انگلیسی و پرس تیوی در مورد پوشش خبری درگیریهای سوریه در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1392 (21 مارس تا 21 سپتامبر 2013) نشان میدهد که چگونه دو رسانه با دو دیدگاه مخالف با عناوین و جملات و کلمات متفاوت، در مخاطبان خود عقاید مختلف و مخالف هم و تصاویر مثبت و منفی از سران کشورها القاء نمودند (خلیلی،1392). این موضوع اهمیت و چگونگی اثر گذاری بار هیجانی کلمات و جملات اخبار بر مخاطبان را نشان میدهد.
موارد حائز اهمیت ذکر شده در بالا، اهمیت آگاهی از روند اثرگذاری و کارکرد این ابزار جنگ شناختی را بارز میسازد. به نوعی مطالعه در خصوص این موضوع، شناخت
خرید اینترنتی فایل کامل :

یکی از ابزارهای جنگهای شناختی محسوب میشود.
با نگاهی دقیق میتوان تفاوتهایی اساسی میان ادبیات تارنماهای مختلف فارسیزبان داخل و خارج از کشور مشاهده کرد. به زعم پژوهشگر تفاوتهایی بارز دربرانگیختگی، خوشایندی و غلبه کلمات استفاده شده در تارنماهای مختلف وجود دارد. تأثیر هیجانی کلمات در عناوین خبری موجب جذب بیشتر مخاطبان به سمت رسانه و تارنماهای خارجی میشود و این پژوهش در نظر دارد این سوالات را مورد مطالعه قرار دهد.
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
تارنماها به منابع مهمی برای بسیج کنش جمعی و ابداعات پس از آن، سازماندهی و عمل جنبشهای اجتماعی در سراسر دنیا تبدیل شدهاند (التانتاوی[1]، وی یست[2]،2011،1207). بیشتر تمرکز اطلاعات و خبرها در رسانهها و تارنماها در مورد مسائل مهم و حیاتی هستند.
نقش اینترنت و رسانه های جدید در انقلابهای اخیر به حدی پر رنگ بوده است که برخی آن را انقلاب فیس بوکی یا انقلاب توییتری مینامند. این ابزارها هماهنگی بین تظاهرکنندگان را موجب میشدند (دوراندیش، 1390). البته در مورد میزان و کیفیت نقش رسانهها در این انقلابها دیدگاهها و نظرات متفاوتی وجود دارد.
متخصصان ارتباطات معتقدند، تارنماها موجب شدهاند ارتباطات چهره به چهره کاهش یافته و در مقابل به گسترش روابط مجازی و دیجیتالی کمک میکنند (قوانلو قاجار،1390). اینجاست که رسانهها در انتخاب و استفاده از کلمات در خبر و عناوین خبری خود به نکات روان شناختی به ویژه ابعاد هیجانی آن توجه ویژه دارند تا به اهداف خود برسند.
برای آگاهی و سپس پیشگیری یا هر اقدام مناسب دیگری در مقابل اثرات سوء اخبار منتشر شده در تارنماها، آگاهی از اینکه تارنماهای خارجی و داخلی با به کار بردن کدام کلمات در جملات خود و با چه نوع ویژگی از ابعاد هیجانی در عناوین خبری قصد تأثیرگذاری بر افکار افراد جامعه را دارند ضرورت پیدا میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[چهارشنبه 1400-05-06] [ 01:24:00 ق.ظ ]
|
|
1-2-بیان مساله
یکی از عاملهایی كه در مدیریت سود شركتها مؤثر است، اندازه شركتهاست. هرچه شركتی بزر گتر باشد، بیشتر زیر ذرهبین سیاست قرار دارد (بیشتر مورد توجه دولت و عموم قرار دارد)، زیرا نقش تعیینكنندهای در اقتصاد كشور بازی میكند. یكی از مثالهای بارز این مورد، شركت مایكروسافت در ایالات متحده آمریكاست كه مشكلاتی با تشكلهای قانونی این كشور دارد. البته نباید از نظر دور داشت كه متغیر “اندازه شركت” می تواند نشاندهنده تأثیرهای دیگری به غیر از حساسیت سیاسی باشد. برای مثال شركتهای كوچكتر، دارای ویژگیهایی نظیر خطرپذیری كمتر هستند، كه به میزان زیادی متفاوت ازویژگی حساسیتسیاسی است(گوان، 2001، به نقل از نوروش و همکاران،1384،ص167).
بعضی مطالعات نشان می دهند که در بررسی روابط مقطعی، رابطه بین سودآوری و بازده در طول زمان کاملا ناپایدار است؛ یعنی سود حسابداری فاقد این قابلیت است که به پیش بینی بازدههای آتی سهام کمک کند. برای فائق آمدن بر این مشکل بسیاری از محققان توانایی متغیرهای دیگر غیر از سودآوری را برای بهبود مدل سودآوری و بازده اولیه آزمون کردند. یکی از این متغیرها که توجه محافل دانشگاهی را به خود معطوف کرد، اندازه شرکت بود که معمولا به صورت ارزش بازار شرکت تعریف می شود. این استنباط وجود دارد که شرکتهای کوچکدارای میانگین رشد سودآوری بالایی هستند. بنابراین انتظار میرود در تغییرات سود شرکتهای کوچک قیمت سهام منظور گردد. از سوی دیگر، شرکتهای بزرگ میانگین رشد سودآوری کمی دارند. معمولا تغییر مهمی درسودآوری آنها انتظار نمیرود و منتشر شدن اطلاعات ممکن است بر تغییرات

قیمتی سهام اثر کمی داشته باشد. البته وجود کانالهای مختلف اطلاع رسانی نیز ممکن است توجیهی برای این موضوع باشد. به علاوه بعضی از پژوهشگران قابلیت تعمیم یافته های مربوط به اندازه شرکت را در چارچوب چرخه عمر شرکت بررسی کرده اند. تئوریهای مالی ادعا می کنند که به طور میانگین شرکتها در مراحل اولیه چرخه عمر، رشد و سودآوری بالایی دارند. ازسوی دیگر اندازه بزرگ و رشد سودآوی کم و حتی منفی ویژگی شرکتهایی میباشد که درمراحل پایانی چرخهعمر هستند(رحمانی و همکاران،1388،ص3 ـ2).
اندازه شركت در مطالعات متعدد نمایانگر جنبه های مختلفی از شركت است. اندازه شركت می تواند نمایانگر اهرم شركت باشد. اهرم عبارت ازوجود هزینه های ثابت در فهرست هزینه های شركت است. اهرم عملیاتی برهزینه های ثابت عملیاتی شركت (همه هزینه های ثابت غیر از بهره بدهیها) متكی است و اهرم مالی بر هزینه های ثابت مالی از قبیل بهره یا سود ثابت وامها متكی است. اهرم عملیاتی و مالی وسیله دستیابی به سود بیشتر است. اندازه شركت می تواند نمایانگر برتری رقابتی باشد. از آنجایی كه سهم بیشتر از بازار نیاز به تولید و فروش بیشتر دارد لذا داشتن منابع مالی كافی و اندازه بزرگتر می تواند شركت را در تولید بیشتر و صرف هزینه های تولید و بازاریابی بیشتر یاری كند تا بتواند مزیتهای رقابتی ایجاد نماید. اندازه شركت می تواند نمایانگر توانایی مدیریت و كیفیت طرحهای حسابداری باشد. توسعه اندازه شركت نشانگر مدیریت قوی است كه با بهره گرفتن از طرحهای حسابداری سعی در افزایش منابع اقتصادی شركت داشته باشد (پارساییان ،1381).
اندازه شركت می تواند نمایانگر كارائی اطلاعاتی باشد. معمولاً شركتهای بزرگتر توجه بیشتری از تحلیلگران و سرمایه گذاران میباشند بههمین جهت اطلاعات حسابداری فرایند كاراتری در شركتهای بزرگتر دارند. بالاخره اندازه شركت می تواند نمایانگر میزان ریسك كلی شركت باشد. توان مالی بیشتر می تواند سبب كاهش ریسك كلی شركت شود زیرا شركتهای بزرگتر در معرض ایمنی عمومی بیشتری میباشند، زیرا از نظر تحلیلگران مالی، شناخته شدهتر هستند (موسس ،1387).
مشاركت بین مدیریت سود و اندازه شركت مورد توجه برخی از تحلیلگران حسابداری بوده است. موسِس اعتقاد دارد با توجه به ابهامهایی كه پیش بینی سود را دربر گرفته است فقط مدیرانی میتوانند موفق باشند كه كیفیت سود آنها بالا باشد. همچنین در آزمون خود نتیجه گیری میكند كه شركتهای بزرگتر به علت این كه نزد تحلیلگران شناخته شدهتر هستند انگیزه كمتری جهت هموارسازی سود دارند. آلبرت و ریچاردسون نیز اندازه شركت را همراه با نوع صنعت (محوری و پیرامونی) در رابطه با مدیریت سود مورد آزمون قرار داده و نتیجه میگیرند كه شركتهای صنایع بخش محوری كه اندازه بزرگتری دارند سود هموارتری نسبت به شركتهای بزرگ بخش صنایع پیرامونی دارند. به طور كلی محققینی كه روی اندازه شركت تمركز كردهاند سؤالشان این بود كه آیا شركتها با اندازه های مختلف عكسالعملهای متفاوتی را نسبت به هموارسازی و مدیریت سود نشان میدهند(شورورزی و پهلوان،1389،ص71). براین اساس در این پژوهش در نظر داریم تا به بررسی رابطه اندازه موسسات حسابرسی و مدیریت سود مبتنی برجریان نقدی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بپردازیم.
1-3-هدف کلی تحقیق:
بررسی رابطه اندازه موسسات حسابرسی و مدیریت سود مبتنی برجریان نقدی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[سه شنبه 1400-05-05] [ 10:56:00 ب.ظ ]
|
|
امروزه جهش صنعتی جوامع و به تبع آن تخصصی شدن علوم و فنون می طلبد كه افراد جهت كسب تخصص در علوم و رشته های تحصیلی ، وارد دانشگاه شوند و با توجه به انبوه جمعیت نوجوان در كشور ما ، ادامه تحصیل در دانشگاه ها به آرزوی بیشتر دانش آموزان و خانواده های آن تبدیل شده است. حال بدیهی است در میان این همه داوطلب كنكور ،هر ساله با توجه به ظرفیت محدود دانشگاه ها عده كمی می توانند از سد كنكور گذشته و وارد دانشگاه شوند . خود این شرایط و انتظارات جمعیِ والدین و جامعه سبب شده كه هر ساله خبر برگزاری كنكور، حتی به تیتر اول رسانه های كشور در آید. طبیعی است در چنین فضایی هر مدرسه و خانواده ای بر آن است دانش آموز و فرزند خود را آماده روانه این آزمون كند . تعداد و رشد قارچ گونه مؤسسات آموزشی آزاد از این حكایت دارد كه این آمادگی از منظر دانش آموز و اولیا ی مدرسه به انباشت و یادگیری مطالب درسی تعبیر شده و به شرایطی كه دانش آموز در آن اطلاعات و دانش های خود را انتقال می دهد كمتر توجه شده و خود همین مسأله سبب شده بسیاری از داوطلبان شرایط روانی لازم جهت شركت در آزمون را در خود مهیا نكنند و از این سبب نتوانند آنطور كه باید مطالب آموخته شده را به پاسخ نامه انتقال دهند.
چكیده
هدف از اجرای این تحقیق بررسی مقایسه كارایی دو روش درمانی درمان شناختی رفتاری و آرام سازی عضلانی در كاهش اضطراب امتحان بود . نمونه تعداد 90 نفر از دانش آموزان دختر و پسر بودند كه از میان افراد دارای اضطراب بالا به شیوه ی نمونه گیری تصادفی انتخاب و در 6 گروه 15 نفری قرار داده شدند. برای سنجش اضطراب ، آزمون اضطراب امتحان قاسم زاده(1375) استفاده گردید.
نتایج نشان داد: تفاوت تأثیر درمان شناختی رفتاری و آرامش عضلانی در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان معنادار نمی باشد . اما میزان اضطراب آزمودنی های شرکت کننده در هر کدام از روش های درمانی مذکور به تنهایی در مقایسه با گروه گواه ،كاهش معناداری را نشان می دهد. همچنین آزمون تحلیل دو عاملی فرضیه ی اثر متقابل جنسیت و روش های درمانی را تایید نكرد.
واژه های كلیدی: درمان شناختی رفتاری ، آرام سازی عضلانی
بیان مسأله
پژوهش های مختلفی در سطوح جهانی به بررسی اضطراب امتحان پرداختند . كسیدی و جانسون[1] ( 2002 ) در پژوهشی كه به بررسی اضطراب امتحان [2] در میان دانش

آموزان پرداختند ، دریافتند كه سطوح بالای «اضطراب امتحان » به طور معنی داری با نمرات پایین در درس امتحانی رابطه داشتند . همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد كه بین سطوح متعادل برانگیختگی هیجانی با نمرات بالا در آزمون رابطه وجود دارد .
در پژوهشی دیگر در همین راستا یونسوك هونگ [3] ( 2003 ) به بررسی اثرات زمانی ، اضطراب امتحان ، تصور دشواری آزمون و عملكرد امتحانی در میان دانشجویان لیسانس پرداخت . او بیانمی دارد : تصور دانشجویان از دشواری آزمون در برانگیختگی نگرانی و تهییج پذیری آنها اثر مستقیم دارد . نتایج این مطالعه حاكی است نگرانی آزمودنی ها از دشواری آزمون نسبت به دشواری واقعی آزمون اثر بیشتری بر عملكرد آنها دارد . به عبارتی نگرانی آنها از دشواری آزمون، سبب اضطراب در آنان خواهد شد .
در میان درمان های روان شناختی ، انواع مختلف روش های درمانی شناختی و رفتاری از جمله بیوفیدبک، آرام سازی عضلانی پیشرونده ،آرام سازی عضلانی کاربردی[6](AR) ، آموزش مهارگری استرس و اضطراب و شناخت درمانی را می توان نام برد که برای درمان اضطراب به کار رفته اند. اُست[7] (2000) اعلام می دارد در میان این روش ها آموزش آرام سازی عضلانی و شناخت درمانی بیشترین کاربرد را دارند.
بارکوویک و کاستلو[8](1993) در یک مطالعه روش شناسی به مقایسه ی آرام سازی عضلانی کاربردی(AR) ، درمان شناختی رفتاری(CT) و درمان غیر مستقیم در درمان اضطراب پرداختند.نتایج حاکی است آرام سازی عضلانی کاربردی(AR) ، درمان شناختی رفتاری(CBT) بهتر از درمان غیر مستقیم عمل می کنند. در این پژوهش تأثیر گذاری آرام سازی عضلانی کاربردی(AR) ، درمان شناختی رفتاری(CT) در کاهش اضطراب همسان گزارش شد.
همچنین پژوهش های دیگری که به مقایسه ی اثربخشی آرام سازی عضلانی کاربردی(AR) ، شناخت درمانی (CT) پرداختند از جمله بارلو و دیگران[9](1992) در درمان اختلال اضطراب تعمیم یافته، اُست و وستلینگ (1995) درمان وحشتزدگی، تفاوتی را در کارایی این دو درمان گزارش نکردند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دوران کودکی به خاطر نقش و اهمیتی که در زندگی انسان دارد، در هر زمان مورد توجه دانشمندان، روانشناسان و نویسندگان آن عصر بوده است. روانشناسان مختلف نحوهگذران این دوران را تعیین کننده زندگی روانشناختی فرد در بزرگسالی دانستهاند. همه این اشارات و توجهات نشان دهنده اهمیتی است که این دوره از زندگی میتواند داشته باشد. این دوره را همچنین میتوان مرحله مهمی در اکتساب رشد روانی- اجتماعی تلقی کرد (رابین و کاپلان[1]،2010).
با توجه به آثار نامطلوب اضطراب و افسردگی بر جنبههای مختلف سلامت و رشد روانی کودکان، بررسی مداخلات تاثیر گذار بر این متغیرها از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا محقق در تحقیق حاضر بر آن شد تا به بررسی و مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- كودك و بازیدرمانی کودک محور بر علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان دبستانی و خودکارآمدی والدین آنها بپردازد.
1-2. بیان مسئله
از دیدگاه بسیاری از پایهگذاران علم روانشناسی، دوران کودکی، دوران سرنوشت سازی است که نحوه گذران آن، تعیینکننده چگونگی زندگی بزرگسالی بشر است. بااینوجود تا چندی پیش به مشکلات روانشناختی کودکان اهمیت لازم داده نمیشد و مباحث آسیبشناسی روانی بیشتر حول محور بزرگسالان قدم برمیداشت؛ اما امروزه ثابت شده است که در دوران کودکی نیز انسان استعداد زیادی برای ابتلا به انواع بیماریهای روانی دارد. یکی از مشکلات روانشناختی گریبانگیر کودکان، اضطراب[3] است. اضطراب یکی از شایعترین اختلالات در میان کودکان است (لوبی[4]،2013).
در دورههایی از رشد تقریباً همه كودكان وقتی از مراقبان اصلی خود دور میشوند و یا در محیطی جدید و ناآشنا قرار میگیرند، اضطراب را تجربه میكنند. در حقیقت بروز گونههای خاصی از اضطراب، مانند اضطراب جدایی در سالهای نوپایی كودك (18 تا 24 ماهگی) از دیدگاه رشدی امری عادی است؛ نوپایان اغلب در لحظههای جدایی از والدین گریه میکنند، به آن ها میچسبند و قشقرق راه میاندازد (عباسی و همکاران،1389)؛ اما علائم اضطراب در برخی کودکان در مراحل بعدی رشدی بهصورت نابهنجار ادامه مییابد و عملکرد روانی- اجتماعی آن ها را مختل میکند. در چنین مواقعی باید علائم را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد و آن ها را در طبقات تشخیصی اختلالات اضطرابی گنجاند (انجمن روانپزشکی امریكا[5]، 2013).
تحقیقاتی که در زمینه اضطراب کودکان انجام شده است، نرخ شیوع این اختلال در کودکی را 5/13 درصد گزارش نمودهاند (سادوک و سادوک،1391). پژوهشهای مرتبط با علائم اضطراب کودکان در دو مسیر به انجام رسیدهاند. یک دسته از این پژوهشها به بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری اضطراب کودکان پرداختهاند و دسته دیگر تأثیرات علائم اضطرابی را بر رشد روانی- اجتماعی کودکان موردتوجه قرار دادهاند. پژوهشهایی که به بررسی عوامل تأثیرگذار در ایجاد علائم اضطرابی کودکان پرداختهاند، از یکسو این اختلالها را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانیهای خانوادگی دانسته اند (شنیدر[7] و همکاران، 2011) و از سوی دیگر، به محرکهای محیطی نامناسب مانند عدم پذیرش کودک، عدم محبت و حمایت کافی از طرف والدین، افراط در محبت، نابسامانی در خانواده، عدم مراقبت و دلسوزیهای مادر، دلبستگی ناایمن در دوران کودکی و استرس والدین نسبت دادهاند (پاندینا[8]، بیلدر[9] و کیت[10]، 2007). همچنین، نبود تعامل مناسب بین کودک و والدین، محرومیت هیجانی در دوران کودکی، نبود تکیهگاهی که نیازهای مراقبتی و رشدی کودک را برآورده سازد، والدین غیر پاسخگو، اعتماد کم و فاصله زیاد بین والدین و فرزند، نبود همدردی مشترک در مسائل استرس زا، در سوق دادن کودکان به سمت علائم اضطراب از نقش تعیین کننده و انکارناپذیری برخوردارند (پری[11]، 2007).
تحقیقاتی که به بررسی تأثیرات اضطراب بر رشد روانی- اجتماعی کودکان پرداختهاند، حاکی از این هستند که اضطراب نهتنها در زمان بروز باعث ایجاد مشکلاتی در تجربه استقلال کودک در محیطهای بازی و تحصیلی میگردد، بلکه شکلگیری مهارتهای اجتماعی که اساس پیشرفت تحصیلی و شغلی او در آینده هستند را با مانع مواجه میسازد. این تحقیقات نشان داده است که کودکان مبتلا به اضطراب در بزرگسالی نسبت به کودکانی که اضطراب را نشان ندادهاند، وضعیت روانشناختی نامناسبتری دارند و بیماریهای روانی بیشتری را گزارش میکنند (پترسون و کارتر[12]،2007؛ نقل از کندال،2013).
بخشی از مطالعاتی که در رابطه با تأثیرات بلندمدت اضطراب کودکان انجام شده است، نشان دادهاند که تجربه اضطراب در دوره کودکی، مشکلاتی را برای افراد ایجاد میکند که علاوه بر ناراحتیهای شخصی، ممکن است بر چگونگی پیشرفت تحصیلی و اجتماعی آن ها در دوره نوجوانی و بزرگسالی نیز، تأثیرات منفی داشته باشد (فینوکان و مرکر،2006). از سوی دیگر، تحقیقات طولی مختلف حاکی از این است که تجربه نشانگان اضطراب در دوران کودکی، پیشایند گرایش به مصرف مواد مخدر و دیگر اختلالات روانی است و درصورتیکه فرایند درمان اضطراب به درستی انجام نگیرد، افت شدید سازگاری اجتماعی پیشبینی میشود (زولونسکی و همکاران،2006).
بر اساس گزارش لاست[13] (2006؛ نقل از کندال،2013) سهچهارم كودكانی كه از مدرسه گریزانند مبتلا به اختلال اضطراب میباشند و در صورت عدم اقدام بهموقع برای درمان ممكن است این كودكان بهطور ثانوی دچار اختلالات روانی شدید شوند. اختلالات اضطرابی به نظر میرسد چنانچه درمان نشود دارای سیری مزمن خواهد بود

(لوینسون، هولمدنوما، اسمال، سیلی و جوینر[14]، 2008؛ نقل از کندال،2013)؛ بنابراین با توجه به تأثیرات منفی اضطراب بر جنبههای مختلف زندگی روانشناختی کودکان، پرداختن به آن و شناسایی مداخلات تأثیرگذار بر آن از اهمیت بسزایی برخوردار است.
از نشانگان آسیبشناسی روانی که در میان کودکان مبتلا به اضطراب بهوفور مشاهده میشود و در اکثر موارد با اختلالات اضطرابی همبودی دارد، افسردگی است. افسردگی، اختلالی است كه خصوصیت اول و عمده آن تغییر خلق است و شامل یک احساس غمگینی است كه از یک ناامیدی خفیف تا احساسات یأس شدید ممكن است نوسان داشته باشد. این تغییر خلق نسبتاً ثابت و برای روزها، هفتهها ماهها و یا سالها ادامه دارد و برای این تغییر خلق تغییرات مشخصی در رفتار، نگرش، تفكر، کارایی، اعمال بدنی وجود دارد. افسردگی از تواناییهای زیستی، جسمانی، فعالیت و اراده شخص میكاهد و با پیش آوردن اختلالهای ذهنی اعتمادبهنفس او را متزلزل میكند. در کودک بهنجار افسردگی شدید تنها در پی یک عام اندوهبار مانند از دست دادن یكی از عزیزان یا شكست در یكی از جنبههای زندگی و یا ناامیدی بروز میكند. زمانی میتوان افسردگی را بیماری دانست كه از نظر شدت و مدت با عامل اندوهبار پیشآمده در زندگی کودک تناسبی نداشته باشد (سادوک و سادوک،1391).
بهطور خاص خودکارآمدی والدین تأثیر گستردهای بر کیفیت ارتباط والد با فرزندش دارد (کلارک،2007). خودکارآمدی والدینی به میزان صلاحیت و شایستگیای گفته میشود که والدین در مدیریت مشکلات فرزندشان احساس میکنند (ماش[15] و جانستون[16]،2005). والدین بهمنظور احساس خودکارآمدی نیازمند دانش و اطلاعات در زمینه تکنیکهای مؤثر مراقبت از کودک هستند. آن ها بایستی به تواناییهای خود اعتماد کرده و مطمئن باشند که عملکردشان تأثیر مثبتی بر رفتارهای کودک میگذارد (کولمن[17] و کاراکر[18]،2003؛ تتی[19] و گلفند[20]،2007). خودکارآمدی والدینی یک ساختار شناختی مهم در ارتباط با عملکرد والدین است. خودکارآمدی والدینی به ارزیابی والدین نسبت به توانایی خود در ایفای موفقیتآمیز نقش والدگری اطلاق میشود؛ بنابراین افرادی که به تواناییها و مهارتهای خود در نقش والدگری اعتماد داشته باشند، خودکارآمدی بالاتری را احساس میکنند (جونز[21] و پرینز[22]،2005).
خودکارآمدی والدینی تأثیر به سزایی بر نحوه تعاملات والد- کودک و کیفیت والدگری دارد. بر این اساس والدینی که خودکارآمدی بالاتری دارند، گرایش بیشتری به استفاده از روشهای مثبت والدگری مثل پاسخگو بودن، حساس بودن، گرمی، تحریککنندگی، استفاده از سبکهای کارآمد سازگاری و مراقبت بدون تنبیه دارند. برعکس والدینی که خودکارآمدی پایینتری دارند، گرایش به استفاده از شیوههای خشن، تهدیدآمیز، پرخاشگرانه و استفاده از سبکهای ناکارآمد سازگاری دارند (سندرس[23] و وولی[24]،2005؛ کولمن و کاراکر،2003).
در زمینه مداخلات درمانی بهمنظور بهبود وضعیت روانشناختی کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی مداخلات متنوعی صورت گرفته است. درمانهای رایج اضطراب کودکان بهطور عمده بر شیوههای شناختی- رفتاری تمرکز داشتهاند. این درمانها در كاهش اضطراب کودکان مؤثر بوده است و تغییرات حاكی از آن، در دورههای پیگیری بالای دو سال نیز حفظ شده است (میچایلیزن و کندال[25]،2012). با این وجود درمانهای شناختی- رفتاری که فقط بر روی کودک متمرکز بودهاند، در بعضی اختلالات کودکان که در رابطه با تعاملات اجتماعی کودک شکل میگیرد، مانند اختلالات اضطرابی، اثربخشی باکفایتی ندارند. ازآنجاییکه تحقیقات نشان داده است كه بهبود عملكرد اعضای خانواده و افزایش تعاملات مثبت والد-كودك میتواند در پیشگیری یا رشد اختلالات اضطرابی در كودكان مفید باشد، درمانهای شناختی- رفتاری به سمتی پیش رفتهاند که والدین را در فرایند درمان درگیر سازند (مک کناچی و همکاران، 2007؛ نقل از کندال،2013).
در حیطه رواندرمانی کودکان تلاشهای گستردهای بهمنظور درگیر ساختن والدین در فرایند درمان کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام شده و به ثبت رسیده است. یکی از این مداخلات که از پیشینه نظری و پژوهشی گستردهای برخوردار است درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک[26] است. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، روشی است که به یاری والدین میپردازد تا رابطهشان را با کودکان مشکلدار بهبود بخشند تا بتوانند مسائلشان را حل کنند (کندی[27] و همکاران،2014). درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، یک رویکرد درمانی است که تکنیکهای رفتاری و سنتی را در درمان مشکلات رفتاری کودکان، یکپارچه میکند. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، درمانی است که از لحاظ تجربی مورد حمایت بوده و برای درمان اختلالات رفتاری در کودکان و خانوادههایشان طراحی شده است. هدف از ایجاد درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک این بود که از سوء رفتاری که والدین با فرزندانشان دارند، جلوگیری به عمل آید (کندی و همکاران،2014).
درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک به والدین کمک میکند تا با کودکانشان روابطی گرم و پاسخگرانه برقرار سازند و رفتارهای کودک را بهطور مؤثرتری مدیریت نمایند. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک بر این فرض استوار است که بهبود تعامل والد- کودک منجر به بهبود عملکرد خانواده و کودک خواهد شد (انتن و گولان،2009). تحقیقات نشان داده مادرانی كه سطوح بالایی از اضطراب دارند گرایش دارند كه از كودكانشان بیشازاندازه حمایت كنند، گرمی كمتری به كودك ابراز میكنند و به وی خودمختاری و استقلال كمتری دهند (بایر، سانسون و همفیل[28]، 2006؛ نقل از کندی،2014). با توجه به اینكه عواملی از قبیل حمایت بیشازحد والدین باعث میشود ترس حضور در موقعیتهای جدید در دل فرزندان به وجود آید، كودكان چنین والدینی فاقد تعاملات اجتماعی میشوند؛ چون نمیدانند در جمع چه باید بكنند، لذا ترجیح میدهند در گوشهای تنها و ساكت بنشینند. همچنین والدینی كه مرتب دربارهی نظرات دیگران راجع به كودك خود صحبت میكنند، ترس از ابراز وجود را در دل فرزندانشان به وجود میآورند. بنابراین بازسازی و بهبود اینگونه رفتارهای والدین در تعامل صحیح والد- كودك میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب كودك داشته باشد.
از مداخلات دیگری که اثربخشی آن در زمینه اختلالات اضطرابی کودکان از حمایت نظری و پژوهشی گستردهای برخوردار است، بازیدرمانی است. بازیدرمانی، روشی است که به یاری کودکان مبتلا به اختلالات روانی میپردازد تا بتوانند مسائلشان را حل کنند و درعینحال نشاندهنده این واقعیت است که بازی برای کودک همانند یک وسیله طبیعی است، با این هدف که او بتواند ویژگیهای درون خود را از طریق بازی بروز دهد و آن ها را به نمایش بگذارد، همانند آنگونه از درمانهایی که بزرگسالان از طریق آن با سخن گفتن مشکلات روانی خود را بیان میکنند (ری،2008). بازیدرمانی روشی درمانی است که از رابطه متقابل و سالم بین والدین و فرزند الگوبرداری شده است. لون فلد (2003) معتقد است نقش اساسی بازی آن است که کودک را از مرحله عدم بلوغ هیجانی به بلوغ هیجانی رهنمون میسازد. هدف متخصصینی که با کودکان کار میکنند، این است که رشد کودک را سرعت بخشند و بازیدرمانی یکی از راههای مؤثر برای بهبود رشد کودک است (نقل از براتون و همکاران،2005).
بازی مهمترین شکل فعالیت در سنین کودکی است که میتواند بر کل شخصیت کودک و رشد و شکوفایی او در تمام زمینههای آن اعم از اجتماعی، عقلانی، اخلاقی و … مؤثر باشد (لندرث،2002). کودکانی که در بازی پرورش کافی یافته باشند، قطعاً بیشتر قادر خواهند بود که در جهان پرهیاهوی امروز از نیروی تفکر بهتری برخوردار شوند (باگرلی و جنکینس،2009). پژوهشها نشان دادهاند که درمان غیر دارویی اختلالات اضطرابی همچون رواندرمانی با بهره گرفتن از شیوههای بازیدرمانی برای درصد قابلملاحظهای از کودکان، نتیجهبخش بوده است. هرگاه زبان کلامی برای ابراز افکار و احساسات کودکان کفایت نکند، درمانگران از بازیدرمانی برای کمک به کودکان برای ابراز آنچه آن ها را مضطرب کرده است، استفاده میکنند (پاون و همکاران،2008). رابطه حسنهای که بین درمانگر و کودک در طول جلسههای بازیدرمانی شکل میگیرد، تجربه مهمی را که برای درمان لازم است فراهم میآورد. در بازیدرمانی اسباببازیها مثل کلمات کودک و بازی، زبان کودک است (لندرث،2002)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی و افشا گری های مرتبط با آن از سالها پیش در دستور کار قرار گرفته است. حرکت در مسیر مسئولیتهای اجتماعی عاملی ضروریست که به تداوم شرکت و سازمان در بلندمدت منجر می شود. منظور از مسولیت پذیری اجتماعی این است که شرکت باید همواره خود را جزیی از اجتماع بداند و نسبت به جامعه احساس مسئولیت داشته باشد و در جهت بهبود رفاه عمومی به گونه ای مستقل از منافع مستقیم شرکت تلاش کند. ابزار ﺁگاه سازی جامعه از مسولیتهای اجتماعی شرکت و سازمان افشاگری و گزارشگری اجتماعی است.
براساس این دیدگاه، مدیران شرکت باید نسبت به سهامداران و سرمایهگذاران خود احساس مسئولیت کنند. با انجام فعالیتهایی که ناشی از نگرانیهای اجتماعی شرکت است، شرکت تا حدودی به خودگردانی میرسد و با چنین کنترلهایی که به خود تحمیل میکند، باعث میشود که دخالتهای دولت کاهش یابد. این مسئله به نوبه خود، باعث کاهش تعارضات، میان سازمانها و نهادهای دولتی میشود. در دیدگاه عمومی، این دیدگاه با مرحله سوم سیر تاریخی منطبق است که براساس آن، سازمان ملزم است در جهت حل مسائل و مشکلات جامعه فعالیت کند. در نتیجه، سودآوری تنها یکی از اهداف بنگاه اقتصادی محسوب میشود. طرفداران این فلسفه معتقدند که چون جامعه اجازه فعالیت و استفاده از منابع کمیاب را به شرکت اعطا کرده و محیط مناسب برای کسب سود را برای آن بهوجود آورده، شرکت باید خود را مدیون به جامعه دانسته و همواره خود را خدمتگزار آن بداند.(پارسائیان،1384)
1-1 بیان مساله
حسابداری اجتماعی بخشی از دانش حسابداری است که هدف آن اندازه گیری و گزارشگری اثرات اجتماعی (هزینه ها و منافع اجتماعی) ناشی از فعالیتهای واحد تجاری است. از آنجایی که هر واحد تجاری عضوی از جامعه ای است که در آن فعالیت می کند و به طور مستمر در تعامل با سایر اعضای جامعه است و با استناد به قراردادهای نا نوشته اجتماعی بین اعضای جامعه که برای حفظ منافع تمامی اعضا وضع شده اند ، ضرورت دارد، واحد تجاری از تعهدات و مسئولیتهای خود آگاه باشد و آنها را محدود به حفاظت منافع سهامداران نداند، بلکه تعهدات و مسئولیتهای دیگری در قبال سایر گروه های اجتماع از قبیل اعتبار دهندگان ، کارکنان، مشتریان و فروشندگان و گروه های موجود در جامعه و همچنین محیط زیست پیرامون خود احساس کند.
همچنین حسابداری اجتماعی را می توان در ارتباط با اطلاعات منتشره توسط یک سازمان که به طرفهای ذینفع امکان می دهد تا عملکرد سازمان را در مواجهه با مسائل اجتماعی (مثبت و منفی) ارزیابی کند ، تعریف کرد.
حسابداری اجتماعی فرایند گرداوری ، اندازه گیری و گزارش معاملات و تاثیرات متقابل این معاملات بین واحد تجاری و جامعه پیرامونی اوست.حسابداری اجتماعی از طریق اندازه گیری و گزارشگری تاثیرات متقابل واحد تجاری و جامعه پیرامونی اش ، ارزیابی از توان ایفای تعهدات اجتماعی را امکان پذیر می سازد.
موضوع مسئولیت اجتماعی نیز جدای از این قضیه نیست، زیرا درخصوص ارائه تعریفی واحد از مسئولیت اجتماعی بین دانشمندان علم مدیریت، اتفاق نظر وجود ندارد.«گریفین» و «بارنی» مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می كنند: «مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است كه سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و كمك به جامعه ای كه در آن فعالیت می كند، انجام دهد». «درك فرنچ» و «هینر ساورد» در كتاب «فرهنگ مدیریت» درخصوص مسئولیت اجتماعی می نویسند: «مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای است برعهده موسسات خصوصی، به این معنا كه تاثیر سوئی بر زندگی اجتماعی كه در آن كار می كنند، نگذارند. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی چون: آلوده نكردن، تبعیض قائل نشدن دراستخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و مطلع كردن مصرف كننده از كیفیت محصولات. همچنین وظیفه ای

مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه است ».(خوش طینت،1383)
در این پژوهش سعی داریم به این نتیجه برسیم که بین افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ها و هزینه سرمایه طبق نقش تمایلات ذی نفعان و شفافیت مالی چه رابطه ای وجود دارد؟
1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
لازم به ذكر است كه بین اخلاق مدیریت، پاسخگویی اجتماعی و تعهد اجتماعی با مسئولیت اجتماعی تفاوت وجود دارد. در این خصوص «اندرسن» در كتاب خود چنین می نویسد: «هر دو اصطلاح اخلاق مدیریت و مسئولیت اجتماعی در رابطه با رعایت ارزشها و هنجارها و اصول اخلاقی جامعه و تامین هدفهای سازمان ازسوی مدیران هستند… با این تفاوت كه مسئولیت اجتماعی در ارتباط با مسائل كلان سازمان و اخلاق در ارتباط با رفتار فردی مدیران و كاركنان است .(میرسپاسی،1374)
با توجه به اهمیت مسئولیت های اجتماعی حرفه های مختلف بویژه مسئولیت اجتماعی حسابداری و موءلفه های مرتبط با آن انجام تحقیقی که بتواند رابطه این شیوه ها را بررسی نماید . دارای اهمیت ویژه و ضروری است.
1-3 اهداف تحقیق
طبق بررسی های به عمل آمده مشخص گردیده است هفت گروه از اطلاعات شرکتها استفاده می کنند که چون مدلهای تصمیم گیری این گروه ها مورد توجه قرار نمی گیرد, لذا انتشار اطلاعات با ماهیت حسابدرای اجتماعی عملی نبوده و اکثر اطلاعات منتشر شده دارای اهداف متفاوت و مجزا از یکدیگر می باشند شامل سرمایه گذاران , بستانکاران, کارکنان, تحلیل گران, طرفهای تجاری, دولت و عموم می باشند که بعضاً هدفهایی که هر گروه ممکن است در استفاده از اطلاعات داشته باشند متفاوت از هم بوده و ارائه اطلاعات برای گروه های دیگر نامطلوب هم باشد. حتی ممکن است در داخل یک گروه استفاده کننده اجزاء آن با یکدیگر منافع متضاد داشته باشند؛ مثلاً مخالفانی که به صورت نمایندگان کارگری در داخل یک گروه از کارکنان باشند که مقاصدشان منطبق با اکثریت نباشد. نتیجه انکه نه فقط در شناسایی اهداف برای اطلاعات حسابداری اجتماعی مورد نیاز مشکل وجود دارد بلکه در ایجاد الگوهای ثابت و با دوام قضاوتهای ارزشی در مورد فعالیتهای گزارش شده طبق آن و ثبات در “نظریات” افراد رسمی یک گروه از استفاده کنندگان هم مشکل وجود خواهد داشت؛ بدین لحاظ آرو در سال 1963 عدم امکان ایجاد برتریهای عمومی را بر مبنای برتریهای فردی تعیین کرده است.
1- تعیین و اندازه گیری ادواری خالص منافع اجتماعی یک موسسه فردی که در بر گیرنده هزینه های اجتماعی و درآمدهای درونی برای موسسه و افزایش صرفه جویی های خارجی بخشهای اجتماعی باشد.
2- کمک به تعیین اینکه آیا عملکرد واستراتژی یک موسسه فردی بگونه ای است که ارتباط با منابع محیطی و بخش های اجتماعی تأثیر دائمی می گذارد؟
3- در دسترس قرار دادن راه بهینه سازی همه اجزاء اجتماعی که اطلاعات را روی اهداف , سیاستها , برنامه ها / عملکرد شرکت ومنافع اهداف اجتماعی مرتبط سازد.
به نظر می رسد دو هدف اول مربوط به اندازه گیری حسابداری اجتماعی می باشد که لازم است این اندازه گیری انجام شود و هدف سوم, یک هدف گزارشگری است. این مسأله ممکن است مرتبط با دو مسأله قبلی دیده شود برای اینکه اگر هدف اندازه گیری روشن نباشد استانداردهای اندازه گیری نمی تواند توسعه یابد و تجزیه و تحلیلها نمی تواند راهگشا و هدایت کننده باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وجود نشانه های خستگی بر بسیاری ازجنبه های زندگی افراد تاثیر می گذارد و موجب می شود دامنه توجّه فرد کاهش پیدا کرده، ضریب خطا افزایش پیدا کند و فرد مورد نظر در فعّالیت های روزانه خود دچار نارسایی هایی می شود که از آن جمله می توان به نارسایی شناختی اشاره کرد. نارسایی شناختی عبارت است از ناتوانی فرد در تكمیل تكالیفی كه به طور طبیعی قادر به انجام آن است . نارسایی های شناختی شامل حواس پرتی، مشكلات مربوط به حافظه، اشتباهات سهوی و عدم یادآوری اسامی است (والاس[6]، 2004). به عبارت دیگر نارسایی شناختی مجموعه اشتباهات شناختی هستند که در هنگام انجام تکالیفی رخ می دهند که فرد معمولاَ آن ها را به شکل موفقّیت آمیزی انجام می دهد. برودبنت اولین کسی است که این اصطلاح را مطرح کرد (برودبنت، کوپر،فیتزگرالد وپارکز[7]، 1982). در مطالعات مختلف، بین نارسایی های شناختی و عملكرد در تكالیف، همبستگی معناداری به دست آمده است (مانلی، رابرتسون، گالاوی و هاوکینز[8]، 1999). نارسایی های شناختی با خواب آلودگی، اضطراب و فشار کاری همراه است (وادسفورد[9]، 2003؛ ملامد و اوکسنبرگ[10]، 2002؛ اسلامی و اریزی، 2007؛ نولتینگ، برگر، شیفورست، گنز وکوردت[11]، 2002) همچنین بین نارسایی های شناختی، اضطراب، فشار روانی (مکاسی[12]، 2006)، خستگی، خواب آلودگی (مکاسی، 2007) و اختلالات عاطفی (سالیوان و پاینه[13]، 2007) رابطه بدست آمده است.
یکی از عوامل دیگر که می تواند عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد خشم می باشد. بر اساس توافق بسیاری از صاحب نظران، خشم یكی از هیجان های اصلی بشر است كه بعد از ترس بیشترین مطالعات را به خود اختصاص داده است. در مورد خشم تعاریف متعددی از سوی فلاسفه و روانشناسان ارائه شده است، ولی در تمام آنها می توان دو نكته مشترك را مشاهده كرد: 1- عامل اصلی بروز خشم، تهدیدها و ناكامی ها و موانعی است كه سر راه افراد قرار می گیرد، 2- هدف خشم اغلب دفاع، جنگ و تخریب است (ملکی، 1385). نتایج مطالعات نشان داده است پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارد (عطاری، حقیقی و خانه کشی ، 1381) همچنین معتمدین و عبادی (1386) در پژوهش خود به بررسی رابطه باورهای غیر منطقی و پرخاشگری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پرداختند نتایج نشان داد بین پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی معنی داری بدست آمد. اریک، داهلن-ریان، مارتین و میندی[14] (2004) به بررسی رابطه استعداد خستگی در پرخاشگری و خشم با واسطه رفتارهای تکانشی و هیجان خواهی پرداختند نتایج نشان داد استعداد خستگی با پرخاشگری رابطه معنی داری دارد و همچنین استعداد خستگی، ویژگی های خشم و کنترل خشم و تکانشگری و هیجان خواهی را پیش بینی می کند. در این راستا هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی بالا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی 94-93 در شهر اردبیل است.
1-2- بیان مساله
زندگی تحصیلی، یكی از مهمترین ابعاد زندگی اشخاص است كه بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد. در این بین یكی از مسایل و مشكلات اساسی زندگی تحصیلی افراد و نظام آموزشی آن كشور، مساله افت تحصیلی و پایین بودن سطح عملكرد تحصیلی دانش آموزان آن كشور است. این پدیده، علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید. منظور از افت تحصیلی، كاهش عملكرد تحصیلی درسی فراگیرنده از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است. عوامل مختلفی بر عملكرد تحصیلی افراد تاثیر می گذارند كه متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم كرده اند (زهراكار،1386).
عوامل شناختی از تاثیر گذارترین عوامل در زندگی روزانه افراد می باشد و وجود هر گونه اختلال در عوامل شناختی موجب بروز مشکلات عدیده ای برای فرد مورد نظر می شود، بخصوص وقتی که بحث آموزش و پرورش و تحصیل به میان می آید عوامل شناختی از اهمیت دو چندانی برخوردار می شود. وجود نارسایی های شناختی در فرد می تواند عملکرد تحصیلی این افراد را تحت تاثیر خود قرار دهد. مارتین، نارسایی شناختی را اشتباهات شناختی یا خطاهایی می داند که فرد باید بصورت هنجاری ظرفیت انجام آن را داشته باشد (والاس، وودانویچ و رستینو[18]، 2003) این نارسایی های شناختی شامل مشکلاتی در حافظه، توجّه و عمل هستند (عریضی، اصغری و اخباری، 2008). نارسایی در کنش با ابعاد مختلف حافظه کاری و عدم توانایی در بالا بردن ظرفیت آن، مشکلات عمده ای را در یادگیری ریاضی دانش آموزان ایجاد می کند (گترکل، لامونت و الووا[19]، 2006؛ امین زاده و حسن آبادی، 1389) همچنین نتایج مطالعات نشان می دهد بین نارسایی شناختی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه منفی معنی داری وجود دارد (قاسم زاده، 1391).
یكی از عواطف متداول در بین نوجوانان خشم است كه بر اثر برخورد با مانعی كه بر سر راه هدف آنان قرار گیرد، حاصل می شود و به پرخاشگری كه یک واكنش عمومی به

ناكامی امیال است منجر می گردد (گلچین، 2002). خشم یک حالت هیجانی ذهنی است و با وجود تضاد شناختی و برانگیختگی روانی مشخص می شود و هیجانی بهنجار می باشد که جنبه های انطباقی بسیار دارد. با وجود این، وقتی كه تكرار، شدّت و مدّت آن افزون تر از جنبه های انطباقی باشد، ناكارآمد می گردد (نواکو[20]، 1999). دانش آموزان پرخاشگر با رفتار های خود، جو متشنّجی را برای خود و دیگران فراهم می آورند و از آنجا که فاقد مهارت های مناسب برای کنترل خود و وقایع پیرامون هستند،تحت سطوح بالای برانگیختگی بوده و توجّه شان محدود می شود که موجب کاهش عملکرد این افراد در زمینه های مختلف از جمله عملکرد تحصیلی آن ها می شود. نتایج پژوهش های انجام شده نشان می دهد پرخاشگری با پیشرفت تحصیلی (یاوریان، سهرابی و یاوریان ، 1389) و با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارد (عطاری و همکاران، 1381؛ معتمدین و عبادی، 1386 و هادلی[21]، 2002). در این راستا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی بالا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی 94-93 در شهر اردبیل تفاوت دارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
مطالعه ی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی، طی سه دهه اخیر، بیش از پیش مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. اتکینسون و همکاران (1998) پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از دروس ارائه شده یا به عبارت دیگر، توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی می دانند (سیف، 1384).
یکی از عوامل مهّم ابعاد مختلف توسعه، نظام آموزشی کشور است که برای پرورش و آموزش نسل جدید هزینه های بسیار بالایی را متحمل می شود. هزینه هایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر دوش مردم قرار دارد. اگر نظام آموزشی کشور کارآمد و اثر بخش باشد، در ازای هزینه های صرف شده درآمدهای مادی و معنوی عاید مردم و جامعه خواهد شد و چنان چه نظام آموزشی کارآمدی لازم را نداشته باشد، هزینه ها بی جهت به هدر خواهد رفت و استعداد های دانش آموزان و توانایی هایی آن ها که مورد نیاز جامعه است از قوّه به فعل نخواهد رسید. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از مهم ترین ابعاد زندگی این افراد می باشد که بر سایر جنبه های زندگی و آینده آنان نقش بسزایی دارد. عوامل مختلفی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد و می تواند عملکرد آنها را با مشکل مواجه سازد. این پدیده، علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید. عوامل مختلفی بر عملكرد تحصیلی دانش آموزان تاثیر می گذارند كه متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم كرده اند (زهراكار،1386). بنابراین بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیّت بسزایی برخوردار می باشد.
از عواطف متدول در بین دانش آموزان خشم است که جنبه های مختلف زندگی این افراد را تحت تاثیر قرار می دهد پرخاشگری ممکن است به اشکال گوناگونی بروز پیدا کند که بارزترین اشکال آن بصورت کلامی و فیزیکی می باشد (باس و پری، 1992). تحقیقات نشان داده اند خشم و پرخاشگری دارای عوارض جسمی، روانی و اجتماعی فراوانی است و موجب نشانگانی مانند احساس درماندگی، تنهایی، ناسازگاری اجتماعی، بی توجهی به حقوق و خواسته دیگران، زخم معده، میگرن، اختلال فشار خون، افسردگی، اضطراب و افت تحصیلی می گردد. دانش آموزانی که مشکلات رفتاری از جمله پرخاشگری دارند، نه تنها دارای نشانگان مرضی جسمانی مانند سردرد و دردهای معده ای- روده ای می باشند بلكه در انزوا و تنهایی به سر می برند و به خواسته های اجتماعی دیگران چندان توجهی ندارند (استرچن و مونرو-چندلر ، 2006) و این مسئله موجب تبعات جسمانی و اجتماعی از جمله ایجاد تصویری منفی در میان همسالان و آموزگاران، طردشدن از سوی همسالان، افت تحصیلی، مصرف مواد و بزهكاری می شود (آشوری، ترکمن ملایرری و فدایی، 2009) همچنین نتایج نشان می دهد بین پرخاشگری و خشم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی وجود دارد (هادلی، 2002) به نظر می رسد دانش آموزانی که رفتارهای پرخاشگرانه دارند هم در انضباط و هم در سایر معقوله های مربوط به مدرسه و دروس دچار مشکلات متعددی می شوند بنابرین پرداختن به این مسئله از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. بر اساس مطالب ارائه شده انجام چنین پژوهشی می تواند در شناخت عوامل خطر ساز عملکرد تحصیلی و سایر جنبه های دانش آموزان مفید بوده و در برنامه ریزی های انجام شده می توان از نتایج چنین پژوهش هایی در جهت کاهش اختلالات رفتاری از جمله بروز که ممکن است ناشی از استعداد خستگی و نارسایی شناختی باشد. همچنین نتایج این پژوهش می تواند در کمک به ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کرده و از تبعات رفتار های پرخاشگرانه و همچنین نارسایی شناختی و استعداد خستگی در دانش آموزان و به تبع آن از هدر رفت هزینه های اقتصادی، اجتماعی و روانی صرف شده از طرف خانواده ها و مسئولین جلوگیری کند و از طرف دیگر با توجه به اینکه پژوهش محدودی در این زمینه صورت گرفته است از نظر علمی دارای اهمیّت است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
انسان موجودی زیبا و دوست داشتنی است و تمایل به زیبایی از دیرباز در سرشت انسان ها وجود داشته است (ولپ، 2002). زیبایی گرایش کاملاً طبیعی و مشترک بین تمامی انسان هاست، اما امروزه گرایش به زیبایی به مرحله ظاهر پرستی و خودنمایی رسیده است به طوریکه بسیاری از افراد جامعه با مصرف هزینه های گزاف و قبول عواقب جسمی وروانی و حتی جانی در صدد کسب سهم بیشتری از زیبایی هستند (تیگمن[1]، 2001).
چهره مطلوب، تصور فرد نسبت خود را بهتر می سازد و به او اعتماد به نفس می بخشد و در نتیجه فعالیت های اجتماعی قابل قبول تری شکل می گیرد (جورابچی، 1389). جراحی زیبایی یکی از آخرین دستاوردهای انسانی برای خلق زیبایی است، رشد فزاینده ای داشته است (گیلمن، 1994؛ به نقل از میرساردو و همکاران، 1389).
ظاهر که برای خود شخص و دیگران دیدنی و نمایش دادنی است، می تواند به منزلۀ نشانه ای برای کنش به کار رود. در نتیجه بدن نه تنها موجودیتی ساده، بلکه وسیله ای برای کنار آمدن با اوضاع و احوال بیرونی است و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه هایی است که ارتباطات روزمرۀ افراد مشروط به آنهاست و برای آن که بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنند، جنبه ای را نمایان می کنند که برای همگان پذیرفتنی باشد (آزادارمکی، 1381). نکه بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره خود اعمال کنند، آ
ظاهر فیزیکی قسمت مهمی از تصویر بدنی است زیرا اولین منبع اطلاعاتی است که دیگران برای تعاملات اجتماعی با افراد از آن استفاده می کنند. بدن قابل مشاهده ترین قسمت خود و خودآگاهی فرد است. تصویر بدنی تجسم درونی ظاهر بیرونی فرد است که این بازنمایی ابعاد جسمانی، ادراکی و نگرشی را در بر می گیرد. ابعاد اصلی این نگرش شامل مؤلفه های ارزیابی، سرمایه گذاری فرد در برخورد با طرحواره های ظاهر و عواطف است که اهمیت ظاهر درونی سازی شده را نمایان می سازد (یاکبسن، 1967؛ قلعه بندی، 1390).
دانشمندان علوم اجتماعی در یافته اند که مردم، زیبایی ظاهری با ویژگی های شخصیتی پسندیده همچون، هوش، شایستگی، دلپذیر بودن و پذیرش اجتماعی ربط می دهند. و جراحی زیبایی بیشتر برای از میان بردن ناخشنودی از ظاهر خود و گاهی افزایش عزت نفس انجام می دهند (قلعه بندی و همکاران، 1381). زیرا عزت نفس پائین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش افراد را به انجام جراحی فیزیکی افزایش می دهد (بشارت، 1386).عزت نفس پائین و تصویر بدنی منفی معمولاً استرس هایی را برای فرد به دنبال می آورد که فرد برای مقابله با آنها راهبردهای خاصی را به کار می گیرد (محمدپناه و همکاران، 1391).
ظاهر بخشی از هویت فرد است و در موقعیت های اجتماعی بلافاصله در برخورد با دیگران نمایان می شود، بنابراین اهمیت این سازه شخصیتی بسیار بارز است (سوامی و

همکاران، 2009).
تاثیر پیشرفت های تکنولوژی های زیبایی بر بدن افراد و تلاش های افراد برای کنترل بر بدن هایشان و مالکیت داشتن نسبت به بدن خود باعث شده است در سال های اخیر افراد به ویژه زنان به یکی از مصرف کنندگان دائمی این تکنولوژی ها بدل شوند. این امر سبب شده است افراد به طور خاص درد کشیدن و به طور عام سلامت خود را از دست دهند. از اهداف اصلی این پژوهش مقایسه اضطراب اجتماعی ، تصور از بدن و امید به زندگی در افراد متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی است. در این مقاله از روش علی مقایسه ای و نمونه گیری هدفمند استفاده شده است.
1–1 بیان مسأله اساسی:
از این رو باورهای افراد در مورد توانایی هایشان بر میزان فشار روانی و افسردگی که در موقعیت های تهدیدزا یا استرس زایی تجربه می کنند اثر می گذارد. افرادی که می توانند تهدیدها یا فشارهای روانی بالقوه را کنترل کنند شناخت های آشفته ساز را به خود راه نمی دهند و به وسیله آنها آشفته نمی شوند در مقابل فقدان باورهای امید به زندگی برای کنترل تهدیدهای بالقوه به تجربه فشار و برانگیختگی اضطرابی می شود .(بندورا[7]،1993 به نقل از معتمدی،1383). اُمید به زندگی پایین می تواند انگیزش را نابود کند آرزوها را کم کند با توانایی های شناختی تداخل نماید و تاثیر نامطلوبی بر سلامت جسمانی بگذارد از این رو می توان انتظار داشت که تصور بدنی به نوعی با احساس اُمید به زندگی ارتباط داشته باشد. به نظر می رسد حرکت کارآمد افراد به سمت هدفهای فرد علت تغییرهای مثبت در اُمید به زندگی و خوشبختی آنهاست و به طور کلی تلاش برای هدفهای درونی باعث کاهش اضطراب اجتماعی می شود (رایان و دی سی،2000). در این راستا محقق ضرورت انجام پژوهش با چنین طرحی را احساس نمود و بر همین مبنا در این پژوهش این سوال را مطرح می كند كه آیا بین اضطراب اجتماعی ، تصور بدنی با امید به زندگی در مردان و زنان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
افسردگی[1] یکی از شایع ترین اختلال های خلقی محسوب شده که زندگی افراد را به شیوه های گوناگون تحت تاثیر قرار می دهد، به گونه ای که منجر به اختلال در عملکرد، کار و روابط فرد با دیگران می شود و زندگی وی را به مخاطره می اندازد. افسردگی با احساس ناراحتی و بیچارگی و با علائمی همچون اختلال در خواب، اختلال در اشتها، کاهش میل جنسی، عدم تمایل به انجام فعالیت های روزمره، کندی جریان فکر، احساس گناه، خجالت، محکوم کردن خود و بیزاری از خویش و کاهش روابط اجتماعی همراه است. علاوه بر این، افسردگی می تواند مزمن و عود کننده باشد، چنان که با وجود اثربخشی رویکرد های درمانی، بین نصف تا سه چهارم افسرده ها در فاصله زمانی دو سال پس از بهبود، دوباره به دوره دیگری از افسردگی مبتلا می شوند (چاد[2]، به نقل از بانهوفر[3]، 2009).
اضطراب[4] به منزله بخشی از زندگی انسان هاست که حد متعادلی از آن در همه افراد وجود دارد و پاسخی سازش یافته برای محرک های درونی و بیرونی تلقی می شود؛ به طوری که اگر نباشد، زندگی عادی انسان را مختل می سازد. اضطراب در پاره ای از مواقع سازندگی و خلاقیت در فرد پدید می آورد، امکان تجسم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم می سازد و او را برای مواجه شدن با مسئولیت های مهمی مانند آماده شدن برای امتحان یا پذیرفتن وظیفه اجتماعی بر می انگیزد. مثلاً اضطراب انسان را وادار می کند تا به موقع از خواب بیدار شود و سر کارش حاضر باشد، هنگام رانندگی خوابش نبرد، از پول و اشیای قیمتی خود مراقبت کند و برای کارهای مهم زندگی اش برنامه ریزی نماید (بیابانگرد، 1383).
بنابراین اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که پاره ای از اضطراب های کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند زندگی پذیرفت، چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا مکانیزم های سازشی خود را در راه مواجهه با منابع تنیدگی زا و اضطراب انگیز گسترش دهد. پس اضطراب لزوماً پدیده ای نابهنجار و مرضی نیست؛ چنانکه در تعریف آن گفته شده: «اضطراب، واکنش فطری و بهنجار به یکی از این دو امر است: تهدیدی که متوجه شخص، نگرش ها یا حرمت خود او می شود؛ به فقدان افراد یا چیزهایی که مایه اطمینان و امنیت او می باشند منجر شود». اما اگر اضطراب از حد متعادل فراتر رود، یعنی جنبه مزمن و مداوم بیابد، نه تنها پاسخ سازش یافته نیست؛ بلکه منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای می شود که فرد را از بخش عمده امکاناتش محروم می کند و انواع اختلال های اضطرابی را که از اختلال های شناختی و بدنی، تا ترس های ناموجه و وحشت زدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد. از طرفی پیچیدگی های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی توجهی به مذهب و ارزش های خانوادگی، برای افراد و اجتماع، تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده و در این میان، زنان که توان کمتری دارند، آسیب بیشتری می بینند (کاستلو[5]، به نقل از هاتون[6]، 2006).
طرحواره های ناسازگار اولیه[8] درون مایه ها یا الگوهای فراگیر و عمیقی درباره خود و دیگران هستند که به شدت ناکارآمد هستند. این طرحواره ها از خاطرات، هیجان ها، شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند که طی دوران کودکی یا نوجوانی پدید آمده و در طول زندگی پیچیده تر می شوند و نقش عمده ای در چگونگی تفکر، احساس و ارتباط با دیگران ایفا می کنند. (یانگ[9]، کلوسکو[10]، ویشار؛ ترجمه حمید پور، 1393)
مفهوم بهزیستی[11] و عوامل مرتبط به آن از دیرباز مورد توجه مطالعات انسانی بوده است و دیدگاه ها و نظریات گوناگونی در این زمینه وجود داشته است. علاقمندی پژوهشی بی شماری درباره توصیف وضعیت بهزیستی روانی دانشجویان در کشورهای مختلف وجود دارد. در گذشته مطالعات روانشناختی بیشتر بر روی بیماری های روانی تمرکز داشته است و همچنین بیشتر به درمان توجه کرده است. به عبارتی دیگر تعریف سلامت مترادف با فقدان بیماری روانی و علائم مرتبط با آن تلقی می شده است. از دهه 1980 به بعد در تعریف سلامت تغییرات زیادی بوجود آمد. روانشناسی سلامت تنها به جنبه های منفی و رفع آن ها توجه ندارد؛ بلکه همانطور که در تعریف سازمان جهانی بهداشت وجود دارد؛ به جنبه های مثبت سلامت و تقویت آن ها نیز توجه دارد؛ بنابراین فردی واجد شرایط سلامت است که از جنبه های اجتماعی، روانی و زیستی در شرایط مطلوبی قرار داشته باشد. ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت، می بایست از آن برخوردار باشد؛ احساس بهزیستی است. بهزیستی روانی[12] به طور گسترده ای مورد بررسی و به روش های مختلفی مفهوم سازی شده است. آنها همچنین بهزیستی را احساس مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی می دانند که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف خانواده و شغل است (مایرز و دینر[13]، به نقل از بهزادنیا، 1389). با توجه به نکات ذکر شده و اینکه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی در افراد افسرده و اضطرابی متفاوت عمل می کنند، تفاوت این عوامل بین افراد افسرده و اضطرابی در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان با علائم افسردگی و علائم اضطرابی است.
1-2- بیان مسئله
دانشجویان، هوشمندان برگزیده و امیده آینده هر جامعه ای محسوب می شوند. اضطراب و افسردگی که شایعترین انواع نابسامانی های روانی را تشکیل می دهند، گر چه توانمندی های هوشی را مختل نمی کنند، اما با کاهش تمرکز حواس، اشتغالات ذهنی وقت گیر و مزاحم، بی حوصلگی، تحریک پذیری، بی قراری، بی خوابی و … نظیر موریانه ای موذی و آزاردهنده توان علمی و قدرت خلاقه و سازنده دانشجو را می جوند (سلمانی، 1388). تشخیص، درمان و به ویژه پیشگیری از بروز این اختلالات و کوشش در جهت کاهش عوامل محیطی موجد اضطراب و افسردگی، نقش مهم و با ارزشی در سالم تر کردن محیط دانشگاه ها و افزایش کارایی نسل آینده متخصصین جامعه خواهد داشت.
اختلال خلقی، اصطلاحی است کلی و مربوط به اختلال روانی که در آن آشفتگی اساسی در خلق، مشاهده میشود. اختلالات خلقی در طیف وسیعی میگنجد که در یک طرف آن، افسردگی یا خوشی خفیف و کوتاهمدت و در طرف دیگر آن، افسردگیهای هذیانی شدید یا شیدایی قرار دارد. خلق، وضعیت هیجانی درونی فرد است که مقطع طولانی تری از زمان را دربرگرفته و نقش خود را بر جلوه های مختلف زندگی حکاکی کرده و تمامی وضعیت روانی بیمار را تحتالشعاع قرار می دهد. عاطفه، تظاهر خارجی هیجانات است و برهه کوتاهی از زمان را دربرگرفته و معمولا با کلام و فکر بیمار همراه است. طبقه تشخیصی اختلالات خلقی در DSM-V در راهنمای جدید به دو طبقهی مجزای اختلالات

دو قطبی و اختلالات مرتبط با آن و اختلالات افسردگی تقسیم شده است (DSM-V، ترجمه گنجی، 1394).
افسردگی، رایجترین اختلال روانی است كه اخیرا به شدت رو به افزایش نهاده است. تقریبا همه، حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی كردهاند. احساس دمغی، بیحوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی همگی از تجربیات افسردگی رایج هستند. این حالت را افسردگی بهنجار می گویند. زنها خیلی بیشتر از مردها دچار افسردگی میشوند. علت آن روشن نیست، اما به نظر بسیاری از متخصصان، عوامل فرهنگی و به ویژه محرومیت ها و محدودیت های اجتماعی زیاد در مورد زنان، یكی از علل اساسی است. ارائه تعریف افسردگی آسان نیست، چرا كه پیشنهاد تعریفی كه مورد پذیرش همه متخصصان و پژوهشگران قرار گیرد، غیرممكن میباشد. حال به برخی از تعاریف عمده افسردگی اشاره میكنیم. افسردگی، به منزله یک بیماری خلقوخو یا اختلال كنش خلق و خو است. افسردگی، نشانگانی است كه تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالت های برانگیختگی نشان داده میشود. افت گذرا یا مداوم تنود عصبی- روانی كه به صورت یک مؤلفه بدنی مانند سردرد، بی اشتهایی، یبوست و كاهش فشار خون و یک مؤلفه روانی مانند غمگینی، ناتوانی و احساس به پایان رسیدن نیرو نمایان میشود. سقوط غیرقابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در حیطه بدنی با خستگی دائم آشكار میشود. در حیطه شناختی به صورت پراكندگی دقت و مشكل كوشش فكری و در حیطه عاطفی به شكل حالتی مالیخولیایی كه با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واكنش همراه است، آشكار میشود (بارت[14]، اکسمن و گربر[15]، به نقل از بک [16] و الفورد[17]،2003).
اضطراب حالت هیجانی نامطلوبی است که معمولاً با احساس دردناك و طولانی بیم و نگرانی همراه می باشد. سطح معینی از اضطراب نه فقط برای رویارویی با خطر، برنامه ریزی کردن، مطالعه کردن، هشیار بودن در هنگام امتحان، احتیاط در هنگام رانندگی و … ضروری است، بلکه چنانچه ترس و اضطراب به صورت محدود باقی بماند، می تواند بسیار مفید و حتی لذتبخش هم باشد (بیابانگرد، 1383). با این حال در ورای این سطح معین، اضطراب نقش انطباقی خود را از دست می دهد و همراه با رنجی می گردد که به زحمت میتوان آن را تحمل کرد. این حالت یک اضطراب بیمارگونه است. این نوع اضطراب است که استعدادها را تخریب می کند، مشکلاتی در تمرکز و حافظه به بار می آورد. در پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-V)) بین تمامی اختلالات روانی، اختلالات اضطرابی احتمالا شایعترین آنها است. طبق تخمین انستیتو ملی بهداشت روانی ایالات متحده امریکا قریب به پانزده میلیون نفر در امریکا از نوعی اختلالات اضطرابی در رنج هستند (کاستلو، به نقل از هاتون، 1384).
در طول دهه های اخیر تمرکز مطالعات و تحقیقات در زمینه درك و مفهوم سازی جنبه های روانشناسی مثبت نگر از جمله بهزیستی روانی و همچنین یافتن شیوهای دستیابی به آنها، دلایل ایجاد و نیز تداوم این ویژگیها، به طور فزاینده ای رو به رشد است. در همین راستا روانشناسان برجسته ای از جمله ریف بر مفهوم سازی و عوامل مرتبط با بهزیستی روانی مطالعات و تحقیقات متعددی انجام داده اند. وی خاطرنشان کرد که ابعاد نظری سلامت روانشناختی مثبت شامل: استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، ارتباط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی و پذیرش خود می باشد. در حال حاضر الگوی مزبور به طور وسیعی در سراسر دنیا مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته است (ریف[18] و کییز[19]، 2002). یكی دیگر از متغیرهایی كه احتمالا تحت تاثیر افسردگی و اضطراب دانشجویان قرار می گیرد، بهزیستی روانی می باشد. بهزیستی روانی یعنی تلاش برای كمال در جهت تحقق توانایی های بالقوه واقعی فرد است. در این دیدگاه بهزیستی به معنای تلاش برای استعلاء و ارتقاء است كه در تحقق استعدادها و توانایی های فرد متجلی میشود (ریف، 1995). در تحقیقات مختلف نشان داده شده است كه دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی رضایت از زندگی پایین و بهزیستی روانی پایینی برخوردارند (فرهنگ، 1390). لاووی[20]، بیان می كند كه احتمالا ناتوانی در مهارت های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی، مهم ترین مشكل این گروه از افراد است چون این ناتوانی بر عملكرد حوزه های مختلف زندگی آن ها اثر می گذارد (لاوی، 2005).
یکی از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد ارزیابی افراد در موقعیت های مختلف زندگی از جمله موقعیت های استرس زا است که به سیستم شناختی فرد و تناسب آن به رفتارهای منطقی بستگی دارد. بنابراین بسیاری از مشکلات افراد را می توان تحت تاثیر باورهای غیرمنطقی انسان ها دانست. باورهای غیرمنطقی تاثیر بسیاری در سبب شناسی اختلالات از جمله افسردگی دارند. ساپ[21] (2000) در یک بررسی رابطه بین باورهای غیرمنطقی و شکست تحصیلی را ثابت کرد و نیز به این نتیجه رسید که بین طبقه تحصیلی و میزان استفاده از باورهای غیرمنطقی تفاوت وجود دارد. افرادی که تحصیلات بالاتر دارند باورهای منطقی تر در نتیجه مقاومت بیشتری در برابر مسائل اضطراب زا دارند. باورهای غیرمنطقی به شکل ضروریات زندگی تظاهر می کنند بنابراین در روند طبیعی زندگی اختلال ایجاد می کنند و فرد را مقید می کنند تا به اجبار بر اساس آن عمل کرده که در نتیجه بر کارکردهای اجتماعی و تحصیلات تاثیر می گذارند. برخی روانشناسان بر این اعتقادند كه باورهای غیرمنطقی موجب افزایش وقوع اختلالات نوروتیک و پسیكوتیک شده و این موضوع به تدریج سبب ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی می شود. سبك اجتنابی، موجب تشدید احساس ناتوانی و ناكارآمدی شده و به آرامی فرد را مستعد استفاده از این سبك جهت حل كلیه مسائل زندگی می كند (ساپ، 2000).
الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه افکار غیرمنطقی می داند. به عقیده او افکار و عواطف کنش های متفاوتی نیستند (روزنهان و سلیگمن 1382). وی معتقد است اگر فردی در زندگی تفکر منطقی را جایگزین باورهای غلط خود بکند از بهزیستی روانی برخوردار است (پروچسکا، 2006). الیس معتقد است که باورهای غیرمنطقی که انتظارها، ارزیابی ها و انتسابات تحریف شده را شکل می دهند و موجب اختلال روانی می شوند دو ویژگی دارند: اولا این عقاید توقعات خشک و تعصب آمیزی هستند که معمولا با کلمات “باید وحتما” بیان می شوند، ثانیا فلسفه های خود آشفته ساز که معمولا حاصل این توقعات هستند انتساب های بسیار نامعقول و بیش از حد تعمیم یافته ایجاد می کنند. الیس به یازده عقیده غیرمنطقی اشاره می کند که برخی از آنها عبارتند از:
یکی دیگر از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد، عامل طرحواره های ناسازگار اولیه است. ساختارهای شناختی، بنیان تفکر و رفتار افراد را سازمان می دهند و سایر عوامل مربوط به آنها احتمالا نقش واسطه ای بر عهده دارند (سویتزر[24]، 2006). ژرف ترین ساختارهای شناختی طرحواره ها هستند. یانگ آن دسته از طرحواره هایی را که به رشد و شکل گیری مشکلات روانشناختی می انجامند، طرحواره های ناسازگار اولیه می نامد. این طرحواره ها الگوهای شناختی و هیجانی خود آسیب رسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده و در طول زندگی تداوم می یابند (یانگ، کلوسکو و ویشار، ترجمه حمید پور، 1393).
این طرحواره ها می تواند تحت تاثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب و جراحات بدنی و جراحی ها قرار گیرد و نگرانی از تصویر ذهنی بدن را در فرد ایجاد کند (رحیمیان، 1387). به نظر می رسد که طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز علائم افسردگی و اضطراب در افراد شوند و تعدیل و تغییر این طرحواره ها می تواند به درمان و حذف این علائم کمک کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با تعدیل این طرحواره ها به کاهش علائم افسردگی و اضطراب دانشجویان کمک شایان ذکری می گردد. به طور کلی با روشن شدن ماهیت طرحواره های ناسازگار اولیه امید است بتوان در آینده گامهایی را برای اصلاح این طرحواره های ناسازگار اولیه و در نهایت کاهش علائم افسردگی و اضطراب به طور سریع تر و کارآمد تر برداشت. نتایج تحقیقات مختلف نشان داده اند که طرحواره های ناسازگار اولیه گوناگون، آسیب پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی های روانشناختی ایجاد می کنند. مثلا طرحواره کمال گرایی با نشانه هایی مانند اضطراب و افسردگی ارتباط دارد ( شهامت، ثابتی و رضوانی، 1389). بر اساس نظر یانگ (یانگ و همکاران،2006) آسیب های روانی از نظر شکل گیری و ثابت ماندن طرحواره های غیر انطباقی اولیه ناشی می شوند و در این میان طرحواره هایی که با وابستگی و نقص مرتبط هستند، بیشتر در میان افراد افسرده وجود دارد. نتایج تحقیقات نشان داده است که طرحواره ی حوزه بریدگی و طرد مهمترین پیش بینی کننده نشانه های افسردگی در بیماران افسرده می باشد (دیده روشنی، 1389).
در مجموع با توجه به اینکه در تحقیقات متعددی نشان داده شده است که دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی از بهزیستی روانی پایین، باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگارانه برخوردارند (دیده روشنی، 1389) و این باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز اختلالات روانی شوند (سلمانی،1388). از طرفی دیگر چون پژوهش های مختلف نشان داده اند که باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانه های مرضی و اختلالات روانپزشکی همچون افسردگی ارتباط دارند، بنابراین شناخت و تغییر باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند گامی در جهت کاهش مشکلات بیماران افسرده و در نهایت کاهش اضطراب بیماران مبتلا باشد. در ایران مطالعات متعددی درباره شیوع افسردگی با بهره گرفتن از آزمون بک صورت گرفته است. این تحقیقات شیوع افسردگی و ارتباط آن با عوامل گوناگون را مورد بررسی قرار داده اند، اما تاکنون هیچ تحقیقی به مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی نپرداخته است (سلمانی، 1388).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
، در این فصل کلیات تحقیق شامل تشریح موضوع تحقیق و بیان مسئله، ضرورت و اهمیت تحقیق، فرضیه ها و اهداف تحقیق و متغیرهای مورد بررسی، ارائه شده و نیز تعریف عملیاتی تعدادی از واژه های تخصصی استفاده شده در رساله به همراه چارجوب فصول آتی معرفی شده است.
2-1 تعریف مسئله
شركت هایی كه اهرم مالی بالایی دارند، اگر قادر به پرداخت تعهدهای ناشی از تأمی مالی برون سازمانی نباشند، هم در معرض ریسك ورشكستگی قرار خواهند گرفت و هم قادر به پیدا كردن اعتباردهندگان جدید در آینده نخواهند بود. در چنین شرایطی اگر شركت تمایل به دریافت وام جدید داشته باشد، از سوی اعتباردهندگان از لحاظ توان پرداخت بدهی در دوره های آتی مورد بررسی دقیق قرار میگیرد؛ بنابراین، برای تداوم فعالیت و سودآوری آتی وجود وجه نقد كافی ضروری است.
ژانگ (2006) در مطالعه ای، به طور غیرمستقیم، اثر سطح اهرم مالی را بر مدیریت سود واقعی بررسی كرد. وی این احتمال را بررسی كرد كه آیا مفاد قراردادهای بدهی می تواند انگیزه ای برای مدیران در جهت دستكاری جریان های نقدی از طریق فعالیت های واقعی باشد. نتایج بررسی نشان داد كه ضریب مشترك مفاد قراردادهای بدهی مثبت است، ولی از نظر آماری معنادار نیست. از طرفی مطالعه زاگرز (2009) نشان داد كه بین اهرم مالی و مدیریت سود واقعی رابطه ی مستقیم وجود دارد.
اهمیت ارائه ی اطلاعات قابل اتكا به سرمایه گذاران و نتایج اقتصادی ناشی از مدیریت سود می تواند این سؤال را به ذهن خطور دهد كه آیا شركت ها در موقعیت هایی نظیر افزایش بدهی ها تمایلی به مدیریت سود واقعی از طریق دستكاری فعالیت های واقعی دارند؟ لذا هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین اهرم مالی و مدیریت سود واقعی است.
3-1 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
میلیونها نفر که پس اندازهای خود را از راه سرمایه گذاری در اوراق بهادار شرکتها به آنها سپرده اند، برای اطمینان از این که وجوه سرمایه گذاری شده آنان به طور درست و مؤثر استفاده می شود به صورت های مالی سالانه و میان دوره ای شرکت ها اتکاء می کنند. حتی افراد بیشتری، پس اندازهای خود را به بانکها و مؤسسات دیگر می سپارند که آنها نیز به نوبه خود، این وجوه را در سهام شرکت ها سرمایه گذاری می کنند. بنابراین تقریباً هر فردی به طور مستقیم یا غیرمستقیم منافعی در شرکت

ها دارد و حفظ منافع عمومی مستلزم گزارشهای مالی قابل اتکاء و به موقع از عملیات و سلامتی مالی شرکت های سهامی عام است.
در ارتباط با هدف مطلوب شرکت دو دیدگاه وجود دارد: عده ای می گویند هدف مطلوب شرکت سودآوری است. اما سودآوری نمی تواند هدف مطلوب شرکت باشد .
بزرگترین ایراد هدف سودآوری ، این است که سود مبهم بوده و به علت این که تحت تأثیر رویه های حسابداری قرار دارد، قابل دست کاری می باشد (قالیباف اصل، 1387،ص2-1)1 .
هنگامی که شرکت ها در وضعیت نامطلوب اقتصادی تحت فشار فزاینده قرار می گیرند، مدیران آنها از حسابداری درخواست می نمایند که سطر آخر صورت های مالی (یعنی سود) را بهبود ببخشند، و بدین وسیله محتوای اطلاعاتی آنها را تغییر دهند. حسابداری با وجود تمامی انعطاف پذیری اش ، به نظر نمی رسد قادر به فراهم آوردن داده های مفید برای مدیریت در این قبیل شرایط باشد. داده های مورد نیاز تصمیم گیری ، مقوله ای بسیار پیچیده می باشد، زیرا طیف متنوع استفاده کنندگان از آن، نظیر سرمایه گذاران ( از آن جایی که نیاز به دانستن میزان سودآوری و ثبات شرکت قبل از سرمایه گذاری در آن دارند)، مدیران ( نیاز به اطلاع از وضعیت مالی شرکت دارند ) ، بانک ها و تأمین کنندگان مالی (نیاز به اطلاع از توانایی شرکت در بازپرداخت وام) به اطلاعات گوناگونی نیاز دارد (نوروش و دیگران، 1384،ص166 )2.
بازی با «ارقام مالی » می تواند تأثیر کاملاً منفی، درهنگام کشف شدن باقی گذارد. با بهره گرفتن از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می تواندتصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت اش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود. هنگامی که اشتباهاتی کشف می شود. شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد.پژوهش ها نشان داده است که نوسان کم و پایدار سود، حکایت از کیفیت آن دارد. به این ترتیب ، سرمایه گذاران با اطمینان خاطر بیشتری در سهام شرکت هایی سرمایه گذاری می کنند که روند سودآنها با ثبات تر است. همچنین پژوهش های وسیعی در مدیریت سود انجام شده است، اما پژوهش درخصوص عوامل تأثیرگذار در انتخاب نوع خاصی از مدیریت سود کاملاً کم است .و بطور کلی اهمیت و ضرورت این پژوهش این است که به گونه تجربی به سرمایه گذاران و صاحبان سود نشان دهد که مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار چه نوع مدیریت سود را اعمال می کنند.و قبل از سرمایه گذاری به ترکیب سهامداران نیز توجه داشته باشند . با توجه به موارد ذکر شده می توان به اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر پی برد و انجام اینگونه پژوهش ها را ضروری دانست.
4-1 اهداف تحقیق
پژوهش حاضر، در راستای احساس نیاز به غنی تر نمودن پژوهش حسابداری در زمینه مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفته است که شامل اهداف زیر می باشد:
- ارزیابی نوع مدیریت سود و بررسی اثرساختار مالكیت و اندازه شرکت بر روی مدیریت سودآوری آتی
- بررسی تاثیر ساختار مالکیت واندازه شرکت بر پیش بینی سودآوری آتی
- ترغیب وتشویق سرمایه گذاران باتوجه به وضعیت شرکت ازنظراطلاعات ارائه شده درپیش بینی سودآوری آتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توانایی ادراک و پاسخ به تهدیدهای محیطی برای بقا حیاتی است، انسانها نسبت به اطلاعات تهدیدکننده گوش بزنگی هستند و قادرند که بهطور سریع پاسخهای زیستشناختی و رفتاری به تهدید را نشان دهند. اضطراب در طول زندگی نهتنها پیامدهای برای بهزیستی روانشناختی[1]بلکه بر سلامت فیزیولوژیکی و طول عمر تأثیرگذار است. درنتیجه افرادی که سطوح بالای از اضطراب را تجربه میکنند در معرض بیماریهای مختلفی در بزرگسالی هستند(اُدانواس، اسلاویچ، اِ پل و نیلان[2]، 2013). اگرچه، اضطراب واکنش طبیعی و ضروری به تهدید است و بر اساس ادراک ما از خطر اجازه واکنش را برای من فراهم میکند، این واکنش عمدتاٌ فرایندی ناهشیار و بهطور منظم و در اغلب افراد و به شیوهای مناسب رخ میدهد. بااینوجود، اضطراب بهطور مستمر و به شکل افراطیِ آن و در موقعیتهای عدم تهدید واقعی حاکی از یک اضطراب بنیادی و زیربنایی است(مان و وایت فیلد[3]، 2009). لذا، هیجانها در خدمت کارکردهای انطباقی هستند، اما وجودشان همواره کاربردی نیست(فرسکو، مِنین،هایمبرگ و ریتر[4]، 2013).
یکی از انواع بیماریهای روانپزشکی که تا قبل از سال(2013) در طبقه اختلالات اضطرابی قرار میگرفت و به دنبال یک رویداد آسیبزا[5](تروماتیک) ممکن بود قربانیان را مبتلا کند، اختلال استرس پس از سانحه[6](PTSD) است.
در چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[7](DSM-IV) هفده نشانه را در سه دسته(تجربه مجدد[8]، اجتناب و کرختی هیجانی[9] و تحریکپذیری بیشازحد[10]) برای این اختلال معرفیشده است: افکار مزاحم یا رخنه کننده در مورد آسیب [11]، رویاهای مکرر در مورد آسیب[12]، پسنگریها[13]، واکنشهای هیجانی به سرنخهای آسیب[14]، واکنشهای فیزیولوژیکی به سرنخهای آسیب[15]، اجتناب از افکار مرتبط با آسیب[16]، اجتناب از یاد آورندههای آسیب[17]، ناتوانی در به یادآوردن برخی از جنبههای آسیب[18]، کاهش علائق[19]، فاصله گرفتن از دیگران[20]، عاطفه محدود[21]، احساس کوتاه شدن آینده[22]، اختلالات خواب[23]، تحریکپذیری[24]، اشکال در تمرکز[25]، گوش بزنگی[26] و تشدید واکنش از جا پریدن[27](مارشال، شل و مایلز[28]، 2013 و الهای، لاین، استاین برگ، برایمر[29] و همکاران، 2013). به دنبال آن، به دلیل شیوع قابلتوجه، سیر مزمن و ناتوانکنندگی بالا و همچنین پیامدهای منفی این اختلال بر طیف وسیعی از کارکردهای روانشناختی، زیستی و اجتماعی افراد مبتلا، انجمن روانپزشکی آمریکا(APA)[30] در جدیدترین ویراست منتشرشده یعنی پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[31](DSM-5)، اختلال مذکور از طبقه اختلالات اضطرابی خارج و در دستهای مجزا به نام اختلالات آسیب(تروما) و وابسته به استرس[32] جایداده است. در این ویراست جدید، چهار خوشه از نشانگان برای اختلال استرس پس از سانحه فهرست شده است: رخنه کنندهها[33] (مانند کابوسها[34]، پسنگریها و افکار مزاحم در مورد رویداد آسیب

زا)؛ اجتناب(مانند دوری جستن از افکار و یادآوردندههای رویداد آسیبزا)؛ تغییرات منفی در شناختها و خلق[35] (مانند کاهش علاقه به فعالیتهای مهم، کرختی هیجانی[36]، باورهای منفی مستمر و هیجانهای مرتبط با آسیب) و نهایتاٌ تغییرات در برانگیختگی و واکنشپذیری[37] (مانند افزایش رفتارهای خود-آسیب رسان و پرخاشگرانه و افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی)(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013). بررسیهای همهگیرشناسی حاکی از آن است که بین 60 تا 90 درصد افراد حداقل یکبار رویدادی بالقوه آسیبزا را در خلال زندگیشان تجربه میکنند(موریس و روآ[38]، 2013)؛ این در حالی است که عموماٌ احساسات آشفتگی بهتدریج باگذشت زمانی کوتاه پس از رویداد بالقوه آسیبرسان کاهش مییابند. با این شرایط، حدود 10 درصد از این افراد، متعاقب آن به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا میشوند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ نقل از کُخ، ون زویدن، ناواین، فریجلینگ[39]، و همکاران، 2014).
1-2- تعریف و بیان مسأله
نظریه های پردازش اطلاعات در تفسیرهای خود از اختلال استرس پس از سانحه مدعی هستند که افراد مبتلابه این اختلال با احتمال بیشتری تهدید را در محیط خود ادراک میکنند و آن به سبب سوگیریهایی است که آنها به ماشه چکانهای تهدید نشان میدهند(واتسون[56]، 2013). رسیک و اشنایک[57](1992؛ نقل از نریمانی، بشر پور، قمری گیوی و ابوالقاسمی، 1392). با استناد به مبانی رویکرد پردازش معتقدند که اطلاعات داده های مربوط به حادثه آسیبزا به شکل قالب شبکه های ترس در مغز ذخیره میشوند. در پیوند با تبیینهای مبتنی بر نظریه های پردازش اطلاعات، اختلال استرس پس از سانحه را با نقص در سرعت پردازش اطلاعات و حداقل ضعف در انحراف توجه از محرکهای فراخوان آسیب مرتبط میدانند(قریشی، لانگ، برادشاو، پاین[58] و همکاران، 2011؛ توام لی، آلارد، تورپ، نورمن[59] و همکاران، 2009؛ واسترلینگ، دوک، برای لی، کانستنس[60] و همکاران، 2002؛ نقل از شوایت اوردر، روزن، توام لی، آیرز[61] و همکاران، 2013).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گسترش روزافزون واحدهای اقتصادی و پیچیدگی آن، افزایش جدی سهم سهامداران کو چک در شرکتها و به دنبال آن تضاد منافع ، نیازهای نظارتی را بیش از پیش ضروری می نماید . در این محیط استفاده کنندگان برای تصمیم گیری به اطلاعات مختلفی از جمله اطلاعات مالی درباره بنگاه های اقتصادی نیاز دارند . صورتهای مالی بخش اصلی فرایند گزارشگری مالی را تشکیل می دهند. هدف صورتهای مالی ارائه اطلاعات تلخیص و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکردمالی و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورتهای مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع میگردد .اما مساله مهم تردید در مورد قابلیت اتکای اطلاعات مزبور است.
عدم دسترسی مستقیم به اطلاعات ، فرایند تهیه آن و آثار زیان بار استفاده از اطلاعات گمراه کننده و مهمتر از آن تضاد منافع موجب افزایش تقاضا برای خدمات حسابرسی مستقل شده است.
محافظه كاری كه بر اعمال احتیاط در شناسایی و انداز ه گیری درآمد و داراییها دلالت دارد، یكی از مهمترین میثاقهای محدود كنند ه ی صورتهای مالی به شمار می رود.
گرچه محافظه كاری به طور وسیعی بر ارزش دفتری خالص دارایی ها و سود خالص تأثیر می گذارد، ولی حسابداران اغلب بر شیوه های محدودی از محافظه كاری تمركز می نمایند . برای مثال انتخاب روش استهلاك تسریعی در مقابل روش خط مستقیم، هزینه كردن بلادرنگ مخارج تحقیق و توسعه، استفاده از قاعده ی اقل بهای تمام شده و خالص ارزش بازار در رابطه با موجودی كالا، از جمله روش های انتخابی حسابداری محافظه كارانه هستند.
با این حال پژوهشهای تجربی معمولاً بر محدوده های وسیع تری از محافظه كاری تكیه میكنند كه منعكس كننده ی تأثیر تجمیعی تصمیمات حسابداری مورد استفاده توسط مدیران، شامل مفروضات و برآوردهای حسابداری و انتخاب رویه های حسابداری است )احمد و دولمان 2007،43) .
در این تحقیق در راستای کمک به مدیران وسهامداران و کلیه ذینفعان واحدهای تجاری به تبیین محافظه کاری و معیارهای ارزیابی آن یعنی عدم تقارن زمانی سود (معیار سود و زیانی)و نسبت قیمت سهام به ارزش دفتری (معیار ترازنامه ای) و بررسی رابطه بین این دو معیار با کیفیت و نحوه گزارش دهی حسابرسان بررسی میگردد.
نکته مهم: منظور از حسابرس در این تحقیق ،حسابرس مستقل می باشد که شامل سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

شرکتهای خصوصی، بخشی از اقتصاد ایران را تشکیل میدهند. با توجه به این که روند خصوصی سازی با اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی شتاب بیشتری گرفته است، لزوم حسابرسی با کیفیت صورتهای مالی این شرکتها، برای پذیرش سهام آنها در بورس اوراق بهادار تهران ضروری به نظر میرسد.
در سالهای اخیر که از یک طرف، مبارزه با مفاسد اقتصادی به طور جدی مورد توجه جامعه و دولت مردان قرار گرفته و از طرف دیگر، اندازه و تعداد شرکتهای سهامی عام و استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری در حال افزایش هستند، انتظار میرود حرفه حسابرسی همگام با انتظارات جامعه بر کیفیت کار خود بیفزاید.
یکی از مهترین مزایا و منافع اتخاذ رویکرد محافظه کارانه ، کاهش فشارها و تهدیدات رقابتی می باشد و درمقابل مهمترین هزینه اتخاذ این رویکردکاهش انتظارات سهامداران و سرمایه گذاران از عملکرد آتی واحدها و درنتیجه کاهش ارزش بازار اوراق بهادار واحد تجاری خواهد بود. با توجه به هدف حداکثر سازی ثروت ذینفعان و ارائه صورتهای مالی مناسب جهت تصمیم گیری سرمایه گذاران و ذینفعان ، همواره این سوال مطرح است که نقش حسابرسان،برای شناسایی محافظه کاری نهفته در صورتهای مالی چیست و چگونه آنرا در گزارشات خود نشان میدهند.
در این پژوهش با بررسی ارتباط بین محافظه کاری و مولفه های کیفیت حسابرسی، امید است که خطر و نقش تقلب در شرکتهایی که محافظه کاری غیر شرطی و مدیریت سود را دنبال نموده اند هم برای استفاده کنندگان و هم برای حسابرسان روشن گردد و سازوکارهای مؤثر بر کیفیت حسابرسی نیز شناسایی گردند.
هدف کلی تحقیق تبیین رابطه بین برخی مؤلفه های حسابرس (کیفیت حسابرسی، اندازه حسابرسی ، دوره تصدی حسابرس، نوع اظهارنظر حسابرس ) بر محافظه کاری درصورتهای مالی شرکتها می باشد.
اهداف فرعی شامل:
1 – تبیین تأثیر کیفیت حسابرس بر محافظه کاری در شرکتها
2 – تبیین تأثیر اندازه حسابرس بر محافظه کاری در شرکتها
3 – تبیین تأثیر نوع اظهارنظر حسابرس بر محافظه کاری در شرکتها
4 – تبیین تأثیر دوره تصدی حسابرس بر محافظه کاری در شرکتها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واقعیتی مهم و انکارناپذیر، آن است که تمامی پیشرفتهای مهم و عظیم انسان در دنیای امروز، زاییده یادگیری است. انسان بیشتر تواناییهای خود را از طریق یادگیری و آموزش به دست میآورد. از طریق یادگیری، فرایندهای ذهنی را کاربردی می کند و به عمل در میآورد. یکی از عوامل مهم مؤثر بر یادگیری، خصوصا در دانش آموزان و دانشجویان، انگیزه تحصیلی است. با انگیزهبودن و اشتیاق به دستیابی به موفقیت، از جمله اهداف همیشگی روانشناسان، مربیان و متولیان آموزش و پرورش و آموزش عالی بوده است. پیشرفت تحصیلی[1]، علاوه بر این که خود به تنهایی یک هدف به شمار میآید، بلکه درگیر شدن فعال در محیط آموزشی و انگیزه داشتن نسبت به یادگیری، به بسیاری از ویژگیهای روانشناختی منجر می شود. مانند: عزتنفس[2]، سازگاری[3]، مسئولیت پذیری[4] و صلاحیت[5] (جسر و جسر[6]، 1997؛ استینبرگ[7]، 1996؛ به نقل از گرولنیک [8] و همکاران، 2007)
از مهمترین اهداف نظامهای تعلیم و تربیتی که همواره مورد توجه پژوهشگران نیز بوده است، پرورش فراگیرانی باانگیزه، هدفمند، پیشرفتگرا و کارآمد میباشد. دانش روانشناسی به ویژه در حیطهی انگیزش و یادگیری، با تکیه بر یافته های تحقیقاتی خود، بیشترین نقش را در پیشبرد این مسیر ایفا کرده و همواره دستاوردهای بزرگی برای شناسایی و فهم رفتار انسان و همچنین ارتقاء تواناییهای او داشته است. علاقه و رغبت به رشته تحصیلی و در امتداد آن، شغل و حرفه و تخصص، ریشه در عوامل مختلفی دارد. به طور کلی باید گفت که علائق تحصیلی، متاثر از عوامل فردی، اقتصادی، اجتماعی و تناسب محتوی با توانمندیها و استعدادهای اشخاص دارد و از آنجا که تحصیل هر کس، برای احراز حرفهای در آینده است و داشتن حرفه مناسب می تواند منبعی برای تامین نیازهای فرد و جامعه، احترام به خویشتن و سازگاری سالم باشد، لذا بدیهی است که تصدی در حرفهای که مورد علاقه افراد نیست، باعث به وجود آمدن تنش، نگرانی، بیماریهای جسمی و روحی، و عدم تطابق اجتماعی ودر نهایت به هدر رفتن سرمایه های مادی و معنوی خواهد شد که حتی گاهی، تمام روابط فرد را به طور مستقیم و غیر مستقیم، تحت تاثیرقرار خواهد داد (رئیسسعدی، 1386).
عواملی که منجر به پیشرفت و بهویژه پیشرفت تحصیلی میشوند، متعدد هستند. عواملی همچون ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای انگیزشی و ویژگیهای موقعیتی و غیره. اما به طور گسترده فرض می شود که انگیزش[9] یکی از عناصر اصلی پیشرفت است (ونتزل[10] و ویگفلد[11]، 2009). دیدگاه های نظری متعددی در زمینه ماهیت و پرورش دادن انگیزه وجود دارد، نظریهای که در سالهای اخیر توجه قابل ملاحظهای را به این امر معطوف داشته، نظریه هدف پیشرفت است (ونتزل و ویگفلد، 2009). به طور خلاصه نظریه هدف پیشرفت، انواع اهداف (اهداف ویا دلایل) را مشخص می کند که به رفتارهای مربوط به پیشرفت، جهت میدهد. پنتریچ[12] و شانک[13] (2002)، جهتگیری هدف[14] را بیانگر الگوی منسجمی از باورهای فردی میدانند که سبب می شود تا فرد به شیوه های مختلف به موقعیت گرایش پیدا کند و به فعالیت بپردازد و با توجه به موقعیت خود پاسخ مناسب را صادر کند (پنتریچ و شانک،2002 / 1386).
رویکرد جهتگیری هدف یکی از معدود رویکردهایی است که به توضیح و تبیین علل پیشرفت و دلایل و مقاصدی که فراگیران از درس خواندن و سایر رفتارهای تحصیلی خود دارند، می پردازد. درهر صورت با وجود رویکردهای متنوع انگیزشی، جهتگیری هدف کاربردیترین رویکرد جهت درک یادگیری، بهبود آموزش و چگونگی برخورد دانشجویان با تکالیف آموزشی بوده که به ارائه باورهای دانشجویان و یادگیرندگان در مورد شیوه های رویارویی و درگیر شدن با تکالیف می پردازد (ایمز[15] و آرچر[16]، 1984؛ ایمز، 1992؛ دوئک[17] و لگیت[18]، 1988؛ به نقل از بابایی، 1377؛ بالاوندی، 1380).
این جهتگیری در موقعیتهای تحصیلی، مبین انگیزه فرد از تحصیل است و به همین دلیل تمایلات، کنشها و پاسخهای او را در موقعیتهای یادگیری تحت تاثیر قرار میدهد.

جهتگیری هدف را نباید با اهداف ویژهای که در موقعیتهای آموزشی برای فعالیتها در نظر میگیرند، یکی دانست. این گونه اهداف صرفا محرک فرد برای یادگیری یک تکلیف ویژه هستند. از دیگر سوی بر خلاف اهداف آموزشی که مبنای تشابهات فردی است، جهتگیری هدف مبنای تفاوتهای فردی در موقعیتهای تحصیلی است و بر اساس آنها میتوان میزان موفقیت فرد را در اینگونه موقعیتها پیش بینی نمود (دوئک و لگیت، 1988؛ پنتریچ و شانک، 2000؛ ایمز، 1992؛ دوئک،2000 ؛ به نقل از شریفی اردانی، خیر، حیاتی، رئیسی، روحی، 1392؛ برزگر، دلاور، احدی، 1391).
با توجه به اینکه پیشرفت تحصیلی از اهمیت ویژهای برخوردار است، محققان عوامل تاثیرگذار بر آن را، از جمله خودتنظیمی[19]، مورد مطالعه قرار دادهاند. خودتنظیمی سازهای است که از سال 1967 از سوی بندورا[20] مطرح شد. مطالعه اولیه در این زمینه، مبتنی بر خودتنظیمی به معنای عام کلمه بود که زمینه های گوناگون فردی – خانوادگی و اجتماعی را مورد توجه قرار میداد، ولی از دهه 1980، این سازه در زمینه یادگیری مطرح شد. ویناشتاین[21] و همکاران (2010)، بیان می کنند که راهبردهای یادگیری شامل فعالیتها و فرایندهای عاطفی، انگیزشی، فرآشناختی[22]، شناختی و رفتاری است که فهم، یادگیری و پردازش معنادار همچون انسجام و یکپارچگی دانش جدید در حافظه را تسهیل مینماید. راهبردهای یادگیری، فرایندهایی هستند که به افراد کمک می کنند تا بیاموزند چگونه یاد بگیرند و چگونه مسائل مربوط به یادگیری خویش را پیش برند و چگونه یادگیری خویش را عمیق و موثر سازند.
زیمرمن[23] (2000، به نقل از بمبوتی[24]و همکاران، 2008) یادگیری خودتنظیمی را باورهای یادگیرندگان درباره توانایی خود برای درگیر شدن در اعمال، افکار، احساسات و پیگیری اهداف تحصیلی ارزشمند، تعریف می کند. پنتریچ، خودتنظیمی را یک فرایند فعال و سازمان یافته میداند که یادگیرندگان از طریق آن اهداف یادگیری خود را تنظیم کرده و تلاش می کنند بر شناخت و انگیزش و رفتار خود نظارت کنند (پنتریچ، 2004).
راهبردهای یادگیری خودتنظیمی شامل مهارت های خودآموزی[25]، سوال پرسیدن از خود[26]، خودبازبینی[27] و تقویت خود[28] است که به یادگیرندگان کمک می کند تا با بهره گرفتن از فرایندهای شناختی، یادگیری آنها تسهیل شود. بنابراین شیوه یادگیری خودتنظیم، استفاده فعالانه و آگاهانه فراگیر از راهبردهای یادگیری مناسب است که گسترهای از فعالیتهای پیچیده فراگیران را به منظور نیل به اهداف یادگیری، دربرمیگیرد. دامنه این راهبردها، از فعالیتهای جزئی مثل مشاهده متخصصانه یا تمرین یک فعالیت شروع و به تلاش های وسیعتر فرایندگونهای چون تشریح جزء به جزء اطلاعات یا مرتبط کردن اطلاعات جدید به دانسته های قبلی ختم مییابد (مونتاگو[29]، 2008).
از آنجا که رشته روانشناسی از اهمیت خاصی در میان گروه های آموزشی برخوردار است، و در نهایت از فراگیران آن انتظار میرود که از حداکثر علم، آگاهی و مسئولیت پذیری در انجام وظایف خود برخوردار بوده و چنانچه لازمه هر حرفهای است، مهارت های مورد نیاز را در حد متعالی آن کسب نمایند و در برابر افراد و جامعه پاسخگو باشند، بنابراین باید دارای انگیزش و رغبت آموزشی لازم جهت پیشرفت تحصیلی و بهدنبال آن موفقیت در ایفای وظایف آینده باشند. لذا بررسی علاقمندی و انگیزش این گروه نسبت به رشته تحصیلیشان و متغیرهای مرتبط با آن، یکی از اساسیترین راهکارهای ارزیابی آموزش آن است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دراین راستا؛در هر نظام تعلیم و تربیت میزان عملکرد تحصیلی دانشجویان و عوامل مرتبط با آن یکی از شاخص های موفقیت در فعالیتهای علمی است. ارزشیابی مداوم و مستمر عملکرد تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی می باشد. توجه به این امر چیزی است که در تمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزشی مدنظر قرار می گیرد (لیندمن و دوک[3]، 2001). همچنین از جمله مهمترین نگرانی های معلمان، استادان، مسئولان آموزش و خانواده ها، پیشرفت تحصیلی و جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان است (لوگان، ترجمه رضوی شجاع، 1374). در ایران، این امر از مهمترین مشکلات کنونی نظام آموزشی است و هرساله ده ها میلیارد ریال از بودجه کشور را هدر میدهد و نیروهای بالقوه و سرمایه های جامعه (نیروی انسانی) بی ثمر می مانند. بنابراین، توجه به عوامل مرتبط با تحصیل دانش آموزان، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
از جمله عوامل روانشناختی مهم که باید در دانش آموزان و نوجوانان مورد توجه قرار گیرد، خودکارآمدی است. نوجوانان و جوانان به دلیل دوره خاص رشد خود ناچارند با رویدادهای انتقالی بسیاری از نظر زیست شناختی، تحصیلی و اجتماعی روبرو شوند.آنان میبایست راه حلهایی برای حل مشکلات و مقابله با آنها بیابند. موفقیت آنان در چالشهای بیشمار این دوره رشد، با خودکارآمدی آنان ارتباط دارد. دانش آموزان نوجوانی که باور ضعیفی به کارآمدی خود دارند، منفعلانه تحت تأثیر این فشارها قرار می گیرند (ریچاردسون[4]، 1999). نتایج پژوهشی حاکی است که بالا رفتن سطح خودکارآمدی باعث افزایش انگیزش تحصیلی می شود (گلاور و برونتینگ[5]، ترجمة علینقی خرازی، ۱۳۸۳).
با توجه به موارد گفته شده پژوهش حاضر درصدد آن است که به این سؤال اساسی پاسخ دهد که آیا بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد؟
1-2-بیان مسئله

بنابراین خودکارآمدی یکی از مهمترین مؤلفه های کسب موفقیت و سازش یافتگی است و در حیطه روانشناسی مثبت جای میگیرد. کیم و پارک[15] (1999؛ به نقل از مرتضوی، 1383) در پژوهشی نشان دادند که خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطۀ مستقیم دارد. به بیان دیگر کسانی که خود را خودکارآمدتر میپندارند، علاوه بر کسب موفقیت بیشتر از نظر عملکرد احساس رضایت بیشتری نیز می کنند. تایلر، لیتیتا و دو[16] (2010) در مطالعه ای دریافتند دانش آموزانی که خودکارآمدی بالاتری دارند، اهداف چالش انگیز و بالاتری اتخاذ می کنند و نسبت به آنها به طور پایدارتری متعهدند. اما دانش آموزانی که خودکارآمدی پایینتری دارند به آسانی به وسیله موانع یا شکستها دلسرد میشوند. هیمن[17] (۲۰۰۵)، بیدرمن، مونتاکسم و مایک[18] (۲۰۰۶)، لی و هینشاو[19] (۲۰۰۶)، نیجمی[20] و همکاران (۲۰۰۸) هر کدام در پژوهشهای جداگانه نشان داده اند که مداخله های شناختی- رفتاری بر باورهای خودکارآمدی تحصیلی تأثیر دارد و باعث افزایش آن می شود.
نظامهای آموزشی به شیوه های مختلفی میتوانند میزان خودکارآمدی دانش آموزان را افزایش دهند. یکی از این عوامل کیفیت زندگی است. کیفیت زندگی[21] موضوع سلامتی انسان از بدو تولد پیدایش بشر و در طی قرون متمادی مطرح بوده است و هر جا سخنی از آن به میان آمده عمدتاً بعد جسمانی آن در نظر بوده است و کمتر به ابعاد سلامت روانی آن اشاره شده است.
سازمان بهداشت جهانی در سال 1990 ضمن تایید به مسئولان کشورها در راستای تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جامعه همواره به این مطلب تاکید دارد که هیچ یک از این سه بعد به دیگری برتری ندارد(قنبری، 1385).
اصطلاح کیفیت زندگی به طور معمول به حوزه های متعددی در زندگی فرد ورای سنجش ساده نشانه ها یا آسیب شناسی عضوی اشاره می کند. این حوزه ها شامل زمینه هایی از شادکامی فردی، ایفای نقش و وضعیت سلامتی است. حوزه اول مواردی مثل ارتباطات رضایت بخش حمایت کننده، کارایی شبکه اجتماعی و رهایی از نا امیدی را شامل می شود. در حوزه دوم مواردی مثل سازگاری شغلی، انجام تعهدات در خانواده و اوقات فراغت را در بر می گیرد(کات، هریسون[22]، 1993). حوزه سوم وضعیت سلامتی است که بر اساس محدودیت های ایجاد شده در عملکرد فیزیکی و روانی مورد بررسی قرار می گیرد. کیفیت زندگی ارنباط گسترده ای با موارد احساسی فرد و بهداشت روانی دارد، به بیان حالات درمان افراد و بیان تغییرات و توانایی های افراد و حالات رضایتمندی افراد از عملکرد های چندگانه تاثیرات زندگی می پردازد( نقل از رفیعی، 1382).
کیفیت زندگی عملاً عبارتی است که تعریف آن مشکل است. به صورت کلی کیفیت زندگی برای افراد مختلف در موقعیت های مختلف تعابیر متفاوتی دارد ولی اصولاً به رضایت افراد از زندگی خود بر می گردد(ارای[23]، 2000).
کیفیت زندگی بستگی به تفسیر هیجانی دارد که فرد به رخدادها و حقایق می دهد. کیفیت زندگی به طور خیلی قوی به ذهنیت فرد بستگی دارد. در زمینه خاصی مثل سلامت جسمانی، تغییر پذیری بزرگی میان افراد راجع به ظرفیت روبرو شدن با بیماریهای جسمانی و انتظاراتشان در مورد سلامتی وجود دارد. مفهوم فردی، یک اثر تعیین کننده در ارزیابی فرد در مورد وضعیت سلامتی اش دارد. بنابراین دو فرد با وضعیت کارکرد یا شرایط بهداشتی یکسان می توانند کیفیت های متفاوتی از زندگی بواسطه این جنبه های ذهنی داشته باشند(مارکوس پی تی فراز، مارک، مری گوچی، و استوسگوی[24]، 2003).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
دین کهن ترین، نافذترین و اثر گذار ترین نهاد اجتماعی بشر است. در جهان امروز از انسان دین ـ ورز سخن می گویند زیرا مطالعات جدید نشان داده است دین مداری و گرایش به دین در تمام جهان از کشورهای توسعه نیافته تا کشورهای پیشرفته در حال افزایش است. نظریه انحطاط دین بر اثر پیشرفت و افزایش رفاه مادی در آستانه خروج از ادبیات علمی است(آذربایجانی، 2009).
دینی بودن به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دینی درآن متجلی باشد اطلاق می شود. دینداری شخص در گرایش و کنش های آشکار و پنهان او قابل شناسایی است. فرد دینی به دو روش قابل شناسایی است. یکی از میزان پایبندی و التزام دینی و دیگری از روی افکار، گرایش ها و اعمالی که متأثر از نگرش دینی باشد. به عبارت دیگر دینداری عبارت است از داشتن اهتمام دینی به گونه ای که نگرش ها و کنش های فرد متأثر از آن باشد(شجاعی زند، 2005).
یکی از موضوعاتی که از دیر باز در حوزه مطالعات و تحقیقات روان شناسی در باره هیجانات منفی و فراهم آوردن سلامت روان مطرح بوده ، بررسی تأثیر دین داری و معنویت گرایی است و در حال حاضر ، مطالعات نسبتا قابل توجهی وجود دارد که چگونگی تأثیر دین داری و معنویت را بر سلامت جسمی و روانی مد نظر قرار می دهند(هادی بهرامی احسان و دیگران،1384).
در اولین تحقیقات نظام مند آماری در حوزه روانشناسی دین، فرانسیس گالتون مشهورترین کار خود را درباره تأثیر عینی نیایش حاجت مندانه انجام داد . از این پس تحقیقات در حوزه دین داری و موضوعات همبسته با دین ادامه یافت و به تولید نظریه های بسیار و احیاناً نتایج متفاوت منجر شد(بهرامی احسان و تاشک، 1383).
روبرت آمونز (1999م) معتقد است که دین تا حدودی به این علت که یکپارچگی شخصیت را فراهم می سازد ، موجب افزایش بهزیستی می شود( جان بزرگی، 1378).
نوغانی و همکاران (1383) از آموزش مجموعه معارف و فرائض دینی ( نماز، روزه و مناجات) و تأثیر آن در جهت تسکین افسردگی بهره برده و به این نتیجه رسیده اندکه 55 در صد از افرادی که در این بررسی شرکت کرده اند ، پس از انجام عبادت ها احساس آرامش بهتری داشته اند.
با توجه به این که در تحقیقات مختلف، آثار مثبت نگرش مذهبی بر سلامت جسمانی و روانی تأیید شده و در موارد دیگر چنین آثاری یافت نشده و حتی بر آثار منفی آن نیز تاکید شده است ، در خصوص ناهمسانی این یافته ها یک فرضیه این است که عوامل متفاوتی به چگونگی تأثیر دین داری و بهزیستی روانی کمک می کند . بنابر این یافته های نا همسان ضرورتآً ارتباط میان بهزیستی و دین داری را نفی نمی کنند، بلکه موقعیت هایی را مشخص می کنند که ارتباط در آنها قوی تر است . از جمله باید بین نوعی جهت گیری دینی که به سلامت روانی کمک می کند و نوعی که با بهزیستی کمتر رابطه دارد یا ندارد، تفاوت قایل شد ( عباسی و جان بزرگی، 1389).
یکی از آسیب های اجتماعی، پرخاشگری است که در جامعه رو به افزایش است . به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید(وکیلی، 1386).
آمارها حاکی از شیوع و گسترش روز افزون پرخاشگری در جوامع انسانی حکایت دارد . از این رو، جرائم پرخاشگرانه از جمله قتل، تجاوز جنسی، ایراد ضرب و جرح و ایذاء دیگران، سرقت های توام با پرخاشگری مانند سرقت مسلحانه، زور گیری و کیف قاپی از شایع ترین موارد پرخاشگری است که مورد توجه محققان قرار گرفتند(ابوالمعالی، 1389).
در لغت نامه دهخدا ، سازگاری ، موافقت در کار ، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری ، بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است. مک دونالد می گوید: وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کند آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد.
روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد. یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود بدست آورد. بسیاری از روانشناسان دیگر معتقدندکه اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود ، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد ، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند. در شکل گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، ارزشها و اعتقادات حاکم بر فرد و جامعه، همسالان ، خانواده و آموزش و پرورش مؤثر هستند. و در این میان مذهب و باورهای مذهبی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به اهداف یا وجود تعارض، فرد را قادر می سازد تا ضمن شناخت بهتر خود و دیگران به ایجاد ارتباطات مناسب با مردم و سازگاری با محیط و اجتماع بپردازد.
1-2 بیان مسأله:
ارتقای سلامتی افراد جامعه که یکی از مهم ترین مسائل اساسی هر کشوری محسوب می شود باید از چهار بعد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مد نظر قرار گیرد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی علمی است که با آن انسان ها قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران را خواهند داشت و قادر به تغییر و اصلاح محیط

فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و متناسب می شوند.
هدف بهداشت روانی پیشگیری، درمان و بازتوانی بیماران است . طب دنیای امروز و فردا طب پیشگیری و برنامه ریزی برای بهتر زیستن است. در عین حال ، آرامش درونی تمنای دائمی انسان و حلقه مفقود جوامع امروزی است. در جوامعی که از مذهب و اخلاق فاصله گرفته اند، هر چه این جدایی بیشتر است بیماری های روانی نیز به همان اندازه افزایش یافته است. بنابر این در پیشگیری اولیه باید به مسائل تأثیر گذار بر شخصیت برای کاهش تظاهرات هیجانی و عاطفی و عوامل استرس زا توجه شود (برخوردار و نجفی ، 1380).
یکی از این عوامل تأثیر گذار مذهب است . به رغم نگاه بد بینانه روانشناسان در سطح برخی نظامهای کلی به مذهب، از همان ابتدای شکل گیری روانشناسی کاربردی، تحقیقات در زمینه رابطه مذهب و سلامت روانی ، اغلب بیانگر رابطه ای مثبت بین این دو متغییر بوده است از دهه 50 میلادی تحقیقات بیانگر تأثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تأثیر نماز و ” دعا درمانگری” بر کنترل اختلالات روانشناختی اشاره کرد(وولف،[1] 1997).
کارکرد اصلی دین در زندگی افراد، آرامش بخشی، تولید شادابی، معنا دادن به زندگی و رضایت درونی و اصیل است. نقش اصلی دین در تأمین نیازهای آدمی، کاهش رنج و درد با معنابخشی به این رنج ها و دردهاست . شاید علم، توانایی کاهش رنج های بشری را داشته باشد، اما قادر به معنا بخشی به آلام و مصیبت های بشر نیست( حاتمی، 2009). مطالعات متعدد محققان مسلمان نشان داده است برخورداری از باورهای دینی و به جا آوردن اعمال و مناسک مذهبی نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بزهکاری، گرایش به خودکشی و سوء مصرف مواد دارد(قدرتی، 2009؛ دل آزار، 2008)
برخی مطالعات نشان می دهند که آموزش روش های حل مسأله در چار چوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را کاهش می دهد ( شافر[3] و همکاران،1991). همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تأثیر مذهب در کاهش افسردگی است . مذهب به طور کلی بر سلامت روانی تأثیر مثبتی دارد( ونتیس[4]، 1995).
اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به مجموعه اعمالی اطلاق می شود که خلاف قانون، عرف، سنت ها و هنجارهای جامعه است و در اعضای این طبقه خودنمایی می کند. اختلالات رفتاری اصطلاحی در روان شناختی است که جامعه شناسان آن را بزهکاری می نامند.
جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته اندتا به علل، زمینه ها و شیوه های مقابله پیشگیری و درمان آن دست یابند. علل و زمینه هایی همانند استعداد ژنتیکی و ارثی، خانواده های آشفته و نابسامان، والدین متخلف و ضد اجتماعی، ارتباط با همسالان بزهکار، زندگی در محله های پر جمعیت و جرم خیز، فقدان اعتقادات مذهبی ، از جمله عواملی هستند که در شکل دهی به این گونه رفتارها از جمله پرخاشگری و ناسازگاری مؤثر دانسته شده اند.
تسلسل پیدایش نیازها و ارضای آن نیاز را سازگاری می نامند. بنابر این چنانچه انسانها در مناسبات خود بتوانند براحتی نیازهای خود را ارضاء نمایند دارای سازگاری می باشند(والی پور ، 1376). این که شخص تا چه حد می تواند با محیط و تغییرات آن سازگار شود به دو عامل بستگی دارد :
الف) خصوصیات شخص مثل مهارتها ، نگرشها، ارزشها، باور های دینی و حالات بدنی . ب) ماهیت موقعیت هایی که با آن روبرو می شود .این دو عامل در تعیین سازگاری ، خشنودی و کامیابی فرد مؤثرند .چون شخص و محیط همواره در حال تغییرند ، پس سازگاری باید بین این دو عامل خاص صورت پذیرد (گاطع زاده، 1384). با توجه به اینکه نوجوانان در مقطع سنی خود با مسائل و مشکلاتی در سازگاری با روابط بین فردی ، بلوغ ، تحصیلی و … مواجه می شوند ایجاد شایستگی های لازم و تقویت باورهای مذهبی برای مقابله موثر و کار آمد با چالش های حال و آینده ضروری به نظر می رسد .
نوجوانی از دیر باز هم برای نوجوانان و هم برای والدین و مربیان ، دوره ای دشوارتر از سال های کودکی قلمداد شده است . این مرحله از زندگی را روسو تولد دوم نامیده است (تقی پور ظهیر، 1376). لذا با توجه به حساس بودن دوران نوجوانی و نیز تغییرات مهمی که در این دوران در زمینه اعتقادات مذهبی و حالات رفتاری در فرد رخ میدهد تعیین تأثیر باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش قدرت سازگاری ضروری به نظر میرسد
بنابر این پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان باورهای مذهبی باپرخاشگری و سازگاری دانش آموزان انجام میگیرد . تا به این ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه در افزایش سازگاری و کنترل پرخاشگری نوجوانان و جوانان برداشته شود.
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:
محققان در اکثر جوامع بشری چه از جنبه تاریخی و چه در زمان معاصر پنج نهاد اصلی را در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر می دانند که عبارتند از : اجتماع ، خانواده، همسالان، مدرسه و مذهب ( شاملو، 1366). با مطالعه تاریخ ادیان ، می توان دریافت که انسان در تمامی ادوار حیات خود دارای مذهب بوده و شاید بتوان گفت که گرایش به مذهب همواره در انسان وجود داشته و به شکلهای وجدان، عقل، خرد و غیره بروز کرده است ( قدیانی، 1374). علامه طباطبایی (1363) دین را یک روش مخصوص در زندگی می داند که صلاح دنیا را به نحوی که موافق حیات دائمی حقیقی باشد، تأمین می کند.ماهیت پویای انسان از یک سو و سؤالات بی پاسخ بسیار در جوامع امروزی از سوی دیگر موجب شده است که توجه به مذهب نزد متخصصان بهداشت روانی مهم و غیر قابل اجتناب گردد .
روانشناسان معروفی از جمله جیمز[8](1985)، آلپورت[9](1950) و یونگ[10](1969) به نقش و تأثیر مثبت مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم می دانند . اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر مذهب بر سلامت روانی انجام شده است و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده ی اثر مثبت مذهب بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده آن بر نشانه های بیماری و اختلالات رفتاری از جمله پرخاشگری بوده است(سیف و نیکوی، 1383). به اعتقاد هاریسون[11] (2001) با وجود این که مدتهاست تصور می شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد اما اخیرا روانشناسی مذهبی ، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه فراهم کرده است.
دین به شکل خاصی در هر فرهنگ شناخته شده ای وجود دارد و می توان آن را از دیدگاه آیین ها ، شخصیت های نمادین و انواع دعاها بررسی کرد(کاظمیان مقدم، مهرابی زاده هنرمند، 2009) . اعتقادات دینی و مذهب به انسان آرامش می دهد ، امنیت فرد را تضمین می کند ، خلاء های اخلاقی، عاطفی و معنوی را در فرد و اجتماعات استحکام داده و پایگاه محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیت های زندگی ایجاد می کند( اسدی نوقانی، امیدی و حاجی آقا جانی، 2005) . تحقیقات نیز نشان می دهد که مذهب در زندگی نقش مهمی داشته و در بسیاری از افراد احساس تعلق و آرامش را به وجود می آورد (بدل[12]، 2002). دستورات و آیین های مذهبی اگر درست به کار گرفته شود می ـ تواند موجبات سلامت شادکامی و سازگاری افراد را در جامعه ای که در آن زندگی می کنند فراهم آورد.
با توجه به آنچه گفته شد و همچنین با توجه به نقش مذهب در تأمین سلامت روان افراد و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی پژوهش حاضر می تواند با هدف یافتن پاسخی برای این سوال که آیا باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و بالا بردن سطح سازگاری دختران و پسران نوجوان مؤثر است نقش بسزایی را داشته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ساختار بازار نیز از جمله مفاهیمی است که در تحلیل های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد. ساختار هر بازاری را می توان در میان دو شکل انتزاعی انحصار و رقابت کامل جای داد. بازار رقابت کامل در بسیاری موارد صورت عینی به خود نمی گیرد. به عبارت دیگر در عمل طیفی از بازارها بین رقابت انحصاری و انحصار کامل وجود دارد.
ساختار بازار به معنای شکل و چگونگی یک ساختمان و یا ترتیب قرار گرفتن اجزای مختلف می باشد. ساختار بازار در واقع آن دسته از خصوصیات سازمانی بازار است که با آشنایی با آنها می توان ماهیت قیمت گذاری و رقابت در بازار را مشخص نمود.
در این تحقیق به بررسی رابطه بین ساختار بازار و هزینه سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پرداخته شده است.
1-2 بیان مساله
سرمایه گذاران با توجه به تنوع زیاد در فرصتهای سرمایه گذاری اقدام به انتخاب می نمایند. این انتخاب بر اساس ویژگی های ریسک و بازده است. هر شخص منطقی با این هدف سرمایه گذاری می کند که بتواند بازدهی مناسب کسب کند. سرمایه گذاران برای رسیدن به برآوردی از بازده مورد انتظار می کوشند اطلاعات لازم را از منابع مختلفی فراهم کنند. سود حسابداری نیز از اطلاعات مهم به شمارمی آید. سودحسابداری بر مبنای فرض تعهدی و در چارچوب اصول حسابداری اندازه گیری می شود و بر قابلیت اتکای اقلام گزارش شده تاکید دارد. کیفیت اقلام تعهدی به علت تاثیری که بر درك سرمایه گذاران از کیفیت سود شرکت دارد، همواره مورد توجه مدیریت است تا از طریق بهبود آن هزینه سرمایه شرکت کاهش یابد. در واقع مدیران با شناسایی عوامل موثر بر سودآوری شرکت، درکنار تحقق سایر اهداف بدنبال حداقل نمودن هزینه سرمایه نیز هستند. مدیران شرکتها برای کاهش هزینه های مالی و تحقق سود پایدار مورد انتظار سهامداران به دنبال کنترل هزینه سرمایه می باشند. ساختار بازار نیز از عواملی است که بر هزینه سرمایه تاثیر می گذارد. تحلیل میزان تمرکز بازار زمینه مناسب برای درک بهتر ارتباط عنصرهای ساختار و عملکرد بازار را فراهم می کند. شناخت بازار و عوامل موثر برایجادو تداوم تمرکز در بازارها برای دستیابی به شرایط ایده آل رقابت کامل ضروری است(خداداد کاشی، 1377). در مطالعات تجربی پیرامون ساختار بازار برای قضاوت راجع به درجه رقابت و انحصار معمولا از تمرکز استفاده می شود. تمرکز زمینه مناسب برای درک بهتر ارتباط عناصر ساختی و عملکرد های بازار را فراهم می کند(خداداد کاشی، 1377).
بسیاری از دولت های جهان با اندازه گیری تمرکز بازارها و به کارگیری نتایج آنها درصدد اتخاذ تصمیم مناسب در سیاست گذاری اقتصادی، بهای رقابت و رعایت حقوق مصرف کنندگان بر می آیند(بخشی 1382 ص 75).
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق

تعیین و ایجاد ساختار بهینه سرمایه و یا حرکت به سمت آن می تواند بر ارزش شرکت و ثروت سهامداران تاثیر بگذارد. بدون اطلاع از هزینه سرمایه، شرکت نمی تواند تصمیم بگیرد که از چه ابزاری برای گردآوری وجوه لازم برای سرمایه گذاری بلند مدت استفاده کند و به دلیل محدودیت در منابع، واحدهای اقتصادی باید ترکیبی از منابع تامین مالی را انتخاب کنند که حداقل هزینه سرمایه را در بر داشته باشد. کاهش هزینه سرمایه، حاصل حرکت واحد اقتصادی به سمت ساختار بهینه سرمایه می باشد. منظور از ساختار بهینه سرمایه، ترکیبی از بدهی وحقوق صاحبان سهام است که با آن ترکیب هزینه سرمایه در حداقل خود قرار گیرد.
در حال حاضر بورس اوراق بهادار در اغلب کشورهای دنیا یکی از ارکان مهم اقتصادی محسوب می شود که امکانات مالی لازم از طریق آن جمع آوری شده و در جهت تحقق اهداف رشد و توسعه اقتصادی کشورها مورد استفاده قرار می گیرد. با رونق فعالیت بورس اوراق بهادار و افزایش سرمایه گذاری در بخش های تولیدی این امکان قراهم می آید تا قدرت مالی شرکتها افزایش یابد. به منظور تداوم مشارکت عموم در سرمایه گذاری ها عملکرد شرکتها باید به گونه ای باشد که بازده مورد انتظار سرمایه گذاران محقق شده و شرکتها در جهت حداکثر ثروت سهامداران حرکت نمایند.
1-4 اهداف پژوهش
هدف نقطه ای است که محقق قصد رسیدن بدان را دارد، تا در آنجا به داوری بپردازد. از سوی دیگر «مقصود و منظور نهایی از تحقیق را نیز هدف دانسته اند. » چنانچه اهداف یک تحقیق به خوبی نوشته شود محقق درمی یابد که نیاز به چه نوع اطلاعاتی دارد و از چه راه هایی باید به جستجوی آنها بپردازد و این خود راه گشای نحوه انجام تحقیق نیز خواهد بود.
در این پروژه سعی شده است تا تاثیر ساختار بازار بر هزینه سرمایه بررسی شود.
1-4-1 اهداف علمی
با توجه به اینکه هزینه سرمایه یکی از فاکتورهای مهم در تصمیمات مدیریتی و مالی شرکت ها می باشد ومدیران باید در هنگام سرمایه گذاری بر روی پروژه ای خاص، از نرخ بازدهی پروژه و نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران ) هزینه سرمایه ( آگاهی داشته باشند، یعنی باید بدانند منابع مالی مورد استفاده آنها با چه هزینه ای تامین می شود، پس از اهداف این تحقیق موارد زیر را می توان نام برد :
1- درك رابطه بین ساختار بازار و هزینه سرمایه.
2- کمک به تصمیم گیری های مرتبط با سرمایه گذاری، استقرار ساختار بهینه مالی، کمک به اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت.
3- کمک به استفاده کنندگان از جمله سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و تحلیل گران مالی.
4-توسعه ادبیات مالی مرتبط با هزینه سرمایه.
1-4-2 اهداف کاربردی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انسان همواره در معرض حوادثی است که زندگی اورا تهدید می کند . این حوادث به موازات تکامل بشر تحول و افزایش پیداکرده است. بیماری مولتیپل اسکلروزیس[1] (ام اس) نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست.این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد. کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی _ روانی و عصبی، افسردگی وغیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید. این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است. همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به ام اس را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند. تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی به نظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخ های خود ایمنی داشته باشد . بیماری ام اس در واقع یکی از صدها یا هزاران بیماری مزمنی است که به علت ماهییت خود می تواند جنبه های مختلف زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد . آنچنان که این بیماری بیشتر جوانان وبه خصوص زنان جوان را در گیر می کند وبه علت خاصیت مزمن بیماری در تمام عمر همراه فرد خواهد بود آنچه اهمیت توجه به مقوله ام اس را به ویژه در کشور ما دو چندان می کند، شیوع رو به رشد آن به ویژه در سالهای اخیر است که اگر متاسفانه تابه حال هیچ بررسی آماری دقیق به منظور تعیین تعداد افراد مبتلا در ایران انجام نشده است، ولی بر آورد می شود بیش از 30000 نفر در حال حاضر در ایران به ام اس مبتلا باشند که اکثر این افراد را نیز زنان جوان جامعه تشکیل می دهند(ادیب نژاد ، 1384).دراین پژوهش ضمن بحث پیرامون بیماری ام اس وعلل وعوامل آن به بررسی و تجزیه وتحلیل ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی در بیماران ام اس تاثیر پذیر و تاثیر ناپذیر از پیامهای مجله ام اس پرداخته شد .
1-2 بیان مساله
بیماری ام. اس یكی از بیماریهای قرن حاضر است كه متاسفانه قشر وسیعی از دختران و پسران جوان به آن مبتلا می شوند. علت ایجاد این بیماری اكنون مشخص نشده است و نظرات مختلفی توسط متخصصان ارائه شده و روش قطعی برای درمان آن مطرح نشده است. این بیماری را اتوایمیون یا ویروسی می نامند و دلیل قانع كننده ای هم برای آن ندارند و جالبتر اینكه ویروسی بودن، این بیماری را یكی از دلائل می دانند در حالیكه هنوز برای خودشان هم اثبات نشده است. این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد. کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی – روانی و عصبی، افسردگی و غیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید (هاریسون[2] ، 2009).
ام اس بیماری خود ایمنی است که طی آن سیستم ایمنی بدن برعلیه خود بدن فعال شده وموجب تخریب غلافی می شود که اطراف رشته های عصبی را فرا گرفته که این غلاف میلین نام دارد(ادیب نژاد1384). بیماری مولتیپل اسکلروزیس نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست اما به نظر می رسد که فعال شدن مکانیسم های ایمنی علیه آنتی ژن میلین در ایجاد بیماری دخیل باشد. معمولا بین سنین 20تا 40 سال بروز می کند وزنان را بیش تر از مردان گرفتار می سازد و تنها 20 درصد بیماران بعد از گذشت 15 سال از تشخیص دچار محدودیت عملکرد نمی شوند ؛ در یک سوم تا نیمی از موارد پیشرفت به سمت ام اس دیده میشودوبیماران برای حرکت نیاز به کمک خواهند داشت ( هاریسون ،2009).
شروع بیماری ممکن است پر سر وصدا ویا آرام وتدریجی باشد در برخی از بیماران علایم آنقدر جزیی است که بیمار برای ماه ها تا سالها مراجعه پزشکی ندارد . شایعترین فرم بیماری به صورت حملات مراجعه اختلال عملکرد کانونی عصبی است که بطور تیپیک هفته ها تا ماه ها به طول می انجامد وبه دنبال ان درجات متفاوتی از بهبودی ایجاد می شود. بیشتر حملات ام اس بدون هیچگونه حادثه قبلی رخ می دهد . خطر پیدایش ام اس بدنبال عفونت های ویروسی نسبتا افزایش می یابد . به نظر می رسد که صدمات مختلف وحتی فشارهای روحی می تواند زمینه را برای بروز حملات ام اس فراهم کند ؛ مدارک تایید کننده این ادعاها متقاعد کننده نیست. بدون شک ابتلا به ام اس با تجربه کردن نشانه هایی این بیماری همراه است . این نشانه ها متنوعند وهر فرد انواع خاصی از آنها را تجربه می کند. برخورد مناسب با هریک از علایم ام اس و درک چگونگی تطابق با آنها باعث خواهد شد تا زندگی با ام اس نه تنها دشوار نبوده بلکه رضایت بخش نیز باشد.بیماری مولتیپل اسکلروزیس غیرقابل پیش بینی و یکی از مهمترین بیماری های تغییر دهنده زندگی فرد است و به تدریج او را به سمت ناتوانی پیش می برد. در حال حاضر محققان زیادی در حال بررسی این احتمال هستند كه آیا ممكن است روان درمانگری راه مؤثری برای درمان ام اس باشد. درمانهای فیزیکی و شغلی نیز به بیمار کمک می کندکه محدوده حرکات خود، قدرت عضلات و انعطاف پذیری آنها را حفظ کنند و همچنین تکنیکهائی را برای جبران اختلال هماهنگی بین حرکات در تعادل را بیاموزند تا بتواند علیرغم ناتوانائی هائی که دچارآن شده اند، کارکرد خود را حفظ کرده و به شغل خود ادامه دهنداز آنجاهمکاری اعضاء خانواده و اطرافیان این افراد نقش عمده ای در بهبود شخصیت آنها دارد بطوریکه با کمک اطرافیان توانایی های جسمی و روانی خود را به حداكثر رسانده تا زندگی اجتماعی، اقتصادی مفید و هماهنگی با محیط داشته باشند، اهمیت این موضوع آشكار می شود كه می توان با بالا بردن سطح بهداشت روان افراد مبتلا به بیماریهای جسمانی چون ام اس شانس زنده ماندن آنها را برای مدت زمان بیشتری افزود ، تا در نتیجه افراد بتوانند میزان تطابق خود را با خانواده و اجتماع بالا برده و افراد سالمی از لحاظ جسمانی ، روانی و شخصیتی داشته باشیم (ادیب نژاد، 1384).
بین سلامتی و سبک زندگی افراد ارتباط نزدیکی وجود دارد با اصلاح سبک زندگی می توان از بروز حملات بیماری و ناتوانی پیشرونده جلوگیری کرد لذا شناخت سبک زندگی

جهت برنامه ریزی های آموزشی اهمیت دارد. سبک زندگی واحد های مورد پژوهش در برخی از ابعاد نامطلوب بود و این رفتارهای غیربهداشتی می تواند بر شدت و عود بیماری و در نهایت کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار باشد.لذا تغییر و تعدیل و اصلاح سبک زندگی بیماران مبتلا، ضروری به نظر می رسد و با برنامه های آموزشی جامع می توان به این مهم دست یافت ( صحراییان وهمکاران ، 1387).
این پژوهش در پی پاسخ به این سئوال است که آیا بین ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد را بیان می کند.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
امروزه پژوهش وتحقیق در باره بیماری ام اس یکی از عمده ترین وداغ ترین مباحث پزشکی را در مراکز بزرگ علمی جهان تشکیل می دهدوروزی نیست که مقاله ای مرتبط با ام اس که حاصل پژوهشهای محققین کشور های مختلف است چاپ ومنتشر نشود(حمزه لو،1388).
به همین منظور ضرورت دارد تا ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلارا باتوجه به تاثیر پذیری وتاثیر ناپذیری آنان از ماهنامه آموزشی ، اطلاع رسانی و اجتماعی انجمن ام اس ایران مورد سنجش وارزیابی قرارگیرد. متاسفانه تعداد زیادی از مردم جهان به این بیماری مبتلا هستند و روز به روز بر تعداد مبتلایان افزوده میشود. در حال حاضر بیش از دو میلیون نفر از مردم جهان دارای این بیماری هستند. اكثر این افراد دارای عمری طولانی هستند. امروزه طرز تفكر افراد نسبت به ام اس عوض شده است و ام اس یک موضوع ممنوع شده نیست.افراد در مورد تشخیص ام اس خود همانند تشخیص سایر بیماری ها به راحتی می توانند صحبت كنند. در ایران نیز بیماری ام. اس را میتوان پدیدهای نسبتا جدید محسوب نمود و جامعه ما نیز با موارد زیادی از این بیماری روبرو است.آنچه مهم است که خصوصا بیماران ام. اس بدانند آن است که ام. اس بیماریی است که با ترفندهای خاص، اراده، صبر، بردباری و تو کل بر خداوند متعال به راحتی میتوان با آن کنار آمد و از پیشرفت بیماری جلوگیری نمود (اعتمادی فر وهمکاران1381).
ام اس در زنان شایعتر از مردان است. بروز آن در زنان تا ۳ برابر بیشتر از مردان بوده و احتمالا فاکتورهای هورمونی و سیستم ایمنی علت بروز بیشتر ام. اس در زنان میباشند (ادیب نژاد، 1384).
به همین دلیل ضروری است تا پژوهشگران متخصص این رشته به منظور شناسایی و کنترل وپیشگیری این بیماری وارد این عرصه شده وبا تلاش وکوشش به راهکارهای عملی دست یابند.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلی
- مقایسه ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیر نا پذیر از پیام های مجله ام اس
1-4-2 اهداف جزیی
- مقایسه ابعاد سبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرنا پذیر از پیام های مجله ام اس
- مقایسه ویژگی های شخصیتی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس
1-5 فرضیه های پژوهش
- بین ابعاد سبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.
- بین ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.
1-6 تعریف نظری و عملیاتی اصطلاحات:
1-6-1 تعریف نظری بیماری ام اس
بیماری ام اس (مولتیپل اسکلروزیس) یکی از بیماری های مزمن سیستم عصبی مرکزی است که مغز و نخاع را تحت تاثیر قرار می دهد (هاریسون[3] ، 2009).
1-6-2 تعریف بیماری ام اس
منظور ازبیماران مبتلا به ام اس در این پژوهش، بیمارانی بودند که بیماری ام اس برای آنان تشخیص داده شده است و عضو انجمن ام اس در شهر تهران هستند.
1-6-3 تعریف نظری سبک زندگی[4]
سبک زندگی: مجموعه ای نسبتا هماهنگ از همه رفتارها و فعالیتهای یک فرد معین در جریان زندگی روزمره . سبک زندگی مستلزم مجموعه ای از عادت ها و جهت گیری ها و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی پیوند بین گزینش های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را تأمین می کند(شولتز [5]، 1387).
1-6-4 تعریف عملی سبک زندگی
منظور از سبک زندگی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه سبک زندگی (BASIS_A) بدست آوردند.
1-6-5 تعریف نظری شخصیت[6]
شخصیت عبارت است از الگوی نسبتا پایدار صفات ؛ گرایشها ؛ یا ویژگیهای که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام می بخشد(جس فیست وجی فیست [7]،2005).
1-6-6 تعریف عملی شخصیت:
منظور از ویژگی های شحصیتی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه ویژگی های شخصیتی NEO (تجدید نظر شده ) معروف به فرم بلند NEO-Pi-R (کوستا ومک کری[8] ) بدست آوردند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نهـاد خانواده در دنیای كنونی، به طور گسترده ای طلاق را تجربه می كند؛ البتـه ایـن بـدان معنا نیست كه خانواده در گذشته با این پدیده مواجه نبوده است، ولـیكن طـلاق نیـز مانند تمام پدیده های دیگر، تغییر ماهیت یافته اسـت. امـروزه طـلاق اغلـب گـزینش اختیاری افراد است و به نظر می رسد نسبت به گذشته پدیدهای عادی و عملی بهنجار انگاشته می شود و به گونه ای روزافزون اقدامی برای رهـایی از تـنش خـانوادگی تلقـی می گردد. زمانی طلاق آخرین راه حل یک زندگی مشترك محـسوب مـی گردیـد و تـا رسیدن به آن نقطة پایانی، تمامی راه ها برای تداوم زندگی زناشویی آزمون می شد، اما اكنون طلاق همچون ازدواج، امری طبیعی محسوب می شود و در اكثر جوامع روشـی پذیرفته و نهادینه شده برای پایان ازدواج است (محبی، 1380). طلاق یک مسأله اجتماعی و آسیبی جدی در جامعه امروز است که اگر چه در فرهنگ و تاریخ ایران عمومیت نداشته، اما رشد سریع و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قانونی و روانی که بر ابعاد مختلف جامعه دارد، امری نگران کننده است. در واقع خانواده امروز در مرحله ای حساس قرار دارد، که به طور گسترده ای طلاق را تجربه می کند (آزاد،1377). بررسی در زمینه آسیب شناسی خانواده نشان می دهد که طلاق یکی از متداول ترین مسائل خانواده در جوامع امروزی است بطوری که در بسیاری از جوامع آمار طلاق رقم بالایی را نشان می دهد (اخوان تفتی، سیف،1387). در حال حاضر جهان با روند رو به افزایش طلاق مواجه است. آمار جهانی در ارتباط با طلاق مؤید این واقعیت است. در آمریکا 20 درصد کودکان در خانههایی زندگی می کنند که فقط یکی از والدین (به طور معمول مادر) عهده دار خانواده است (قطبی، 1383). بر اساس آمار رسمی در ایران از هر 1000 مورد ازدواج، حدود 200 مورد به طلاق منجر می شود و ایران چهارمین کشور جهان از نظر میزان نسبت طلاق به ازدواج معرفی شده است (یوسفی، 1390).
طلاق علل متعددی دارد و كمتر می توان برای آن علل محدودی را در نظر گرفت. طلاق از آن دسته پدیده های اجتماعی است كه دارای علل متعدد و در اكثر مواقع پیچیده است. پژوهشگران متعددی در داخل و خارج از کشور به بررسی این مسئله پرداخته و به علل و ریشه ها و به ویژه پیامدها و عوارض فردی، خانوادگی و اجتماعی آن توجه کرده اند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که عوامل برون روانی از جمله دخالت دیگران در زندگی و تفاوت منزلتی (فاتحی دهاقانی و نظری، 1389؛ قطبی، 1383)، برآورده نشدن انتظارات زوجین (فخرایی و حکمت، 1389)، مشکلات مالی و اقتصادی ( شیرزاد و کاظمی فر، 1383؛ قطبی، 1383و میلر[5] و همکاران، 2003)، اعتیاد، فقر و بیکاری و اختلاف فرهنگی (شیرزاد و کاظمی فرد، 1383؛ توسلی و ندوشن، 1390)، بیکاری مردان (شیرزاد و کاظمی فرد، 1383) و عوامل درون روانی از جمله عدم تفاهم اخلاقی و عقیدتی زوجین (قطبی، 1383) ، مهارتهای ارتباطی ضعیف (هنریان و یونسی، 1390) و… در روابط زوجین و در نتیجه طلاق تاثیر به سزایی دارند که از بین آن ها ویژگیهای درون روانی از اهمیت به سزایی برخوردارند. زیرا این عوامل با تمام جنبههای زندگی افراد مثل آموزش، شغل و عملکردهای بین فردی مرتبط هستند (دوروس، هانزال و سگرینا[6]، 2011).
از جمله ویژگیهای درون روانی که به نظر می رسد ثبات روابط زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد، ویژگیهای شخصیتی، اختلالات شخصیتی و منبع کنترل زناشویی در زوجین می باشد. شــخصیت، می تواند تأثیرات پایداری بر روابط زناشــویی داشــته باشــد (شاهمرادی و همکاران، 1390). همچنین برخی از ویژگیهای شــخصیتی و اختلالات روانی، تنشها و تعارضات را بین زوجها افزایش می دهد و تداوم زندگی زناشویی را تهدید می كند (عطاری و همکاران، 1385). کارنی و برادبوری[7] (1997) معتقدند كه بعضی تمایلات شــخصیتی مانند روان رنجوری آســیب پذیری های پایداری را به وجود می آورند كه بر چگونگی انطباق زوجها با تجارب فشــار آفرین تأثیر می گذارد. این انطباق نیز بر رضایت آنها از روابط زناشویی مؤثر است. بسیاری از روانشناسان و خانواده درمانگران، ویژگی های شخصیتی زوجین و کیفیت روابط بین اعضای اصلی خانواده را مهمترین عامل در موفقیت و عدم موفقیت هر ازدواجی می دانند. در واقع زناشویی، ازدواج دو شخصیت است. هر یک از زوجین با پیشینه تحولی و سبک شخصیتی و ترکیب عوامل زیست شناختی، محیطی و تجربی گوناگونی به زندگی مشترک قدم می گذارند. یافته های پژوهشی نشان می دهد که عوامل و ابعاد شخصیتی بهتر از متغیرهای تقویمی مثل سن، تحصیلات یا سابقه جدایی در گذشته کیفیت روابط زناشویی را پیش بینی می کند (بنتلر و نیوکمپ[8]، 1998). پژوهش ها نشان داده اند که ثبات و پایداری یک ازدواج با هماهنگی ویژگیهای شخصیتی زوجین مرتبط است. محققان معتقدند که یک توافق عمومی وجود دارد که خصوصیات شخصیتی نقش مهمی در نتایج منفی یا مثبت روابط زناشویی دارد (آتاری[9] و همکاران، 2006). پژوهش ها به این نتیجه رسیدند که ویژگی های شخصیتی یکی از مهمترین عامل ها در شکل گیری، حفظ، و فروپاشی ازدواج هستند. به طور کلی، ویژگی های شخصیتی بر شیوه ای که همسران یکدیگر را درك و با هم تعامل می کنند تأثیر می گذارد و تعیین می کند که چگونه اختلافات زناشویی درك و مطرح می شوند (بارلدس دیک[10] و بارلدس-دی جکسترا[11]، 2006). رابینز[12] و همکاران (2000) نشان دادند که از میان پنج عامل بزرگ شخصیت، ویژگی روانرنجورخویی قدرتمندترین پیش بینی کننده عدم ثبات رابطه و نارضایتی زناشویی است. دونلان[13] و همکاران (2004) با اشاره به تحقیقات متعدد انجام شده، بر این نکته تاکید دارند که رضایت زناشویی بیش از همه، از ویژگیهای شخصیتی زوجین متاثر است.

از سوی دیگر تحقیقات نشان داده اند که اختلال شخصیت منبع مهمی از مشکلات ازدواج است که باعث ناسازگـاری و ایجـاد مشکـلات زناشویی می گردد و می تواند با انواع شخصیت شناسایی شود. یـک اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربۀ درونی است که با انتظارات فرهنگی، به میزان قابل ملاحظه ای مغایرت دارد، فراگیر و انعطاف ناپذیر است، در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می شود، در طی زمان پایدار است و به پـریـشـانـی یـا اخـتـلال منـجـر مــی شـود (انجمن روانپزشکی آمریکا[14]، 2003). هنگامی که یکی از همسران در ازدواج مبتلا به اختلالات روانشناختی گردد، به احتمال زیادی همسرش نیز از این امر متاثر می شود. گاهی اختلالاتی مانند اختلالات شخصیت که به طور مشهود در مبتلایان به آن دیده نمی شود، از عوامل ناسازگاری و تنشهای زندگی زناشویی خواهند شد (قره داغی، 1390).
1-3- اهمیت و ضرورت مسأله
جوامع با مشکلات و معضلات اجتماعی متعدد روبرو می باشند. اما در همه ی جوامع برخی از مسائل و مشکلات از درجه بالاتری برخوردار هستند که به واسطه میزان آسیبی که بر پیکره جامعه وارد می کنند، می توان بر اهمیت آن ها پی برد. یکی از مسائل اجتماعی قابل بحث در جامعه ما و اکثر جوامع، مسئله ستیز خانوادگی و طلاق می باشد، که آمار آن در جامعه رو به افزایش است. نرخ رشد طلاق طی سالهای اخیر سیر صعودی داشته است و آمار بدست آمده از سازمانهای مربوطه، در ایران در سال 1385، در کل کشور 94 هزار و 39 فقره طلاق صورت گرفته که این آمار طلاق در سال 1392 به 155 هزارو 369 فقره افزایش یافته است (سازمان ثبت احوال کشور). اگر بخواهیم دقیق به این مهم بپردازیم آمار طلاق در کشور ایران در سال 93، 163 هزار و 572 مورد یعنی به طور متوسط 19 طلاق در هر ساعت بوده است که نسبت به سال گذشته 3/5 درصد افزایش داشته است. در کشور ما براساس آمارهای موجود میزان طلاق در سالهای مختلف 11 تا 12 درصد در حال نوسان است که در کل حاکی از افزایش آن است. همچنین نگاه دقیق تر نشان می دهد که در کلان شهرها از هر 100 ازدواج 20 مورد به طلاق منجر می شود (عماری،1394).
طلاق موجب اختلال در نظم و انسجام خانواده می شود، هرچند ممکن است به اختلافات زناشویی و ناسازگاری ها پایان دهد، اما آثار و نتایج ناگوار آن خصوصا برای زنان مطلقه و کودکان آن اجتناب ناپذیر است (توسلی و همکاران، 1390). طلاق هرچند راه حل اجتماعی محسوب می شود، ولی با توجه به شیوع بالا و اثرات منفی اجتماعی، اقتصادی، روانی و … آن بر افراد قابل تامل است و مطالعات بیشتری را مرتبط با فرهنگ جامعه می طلبد تا شاید بتوان تاثیرات هرچند اندک در جلوگیری از وقوع آن گذاشت. پدیده طلاق یکی از مسائل عمده جوامع امروزی است که تمامی زندگی فعلی و آینده فرد را در بر می گیرد. این خود هشداری است برای جامعه ما که روز به روز به تعداد افرادی که به دادگاه خانواده و مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ای مراجعه می کنند، افزوده می شود. ولی متاسفانه تمهیدات جدی و پژوهشهای کارساز که بتواند راه حلهای مؤثر به کاهش ناسازگاری که منجر به طلاق می شود انجام نگرفته است. منتهی دلایل شناخت و بررسی عواملی که منجر به استحکام بنیان خانواده و کاهش میزان طلاق در این نهاد اجتماعی می گردد، می تواند اثری سودمند در ارتقای شاکله کلی این جامعه ایفا کند. در طی دهه های گذشته تلاشهای فراوانی به منظور مشخص کردن دلایل ناسازگاری و طلاق انجام شده است. پدیده طلاق، پدیده ای چند بعدی است و یک عامل به تنهایی نمی تواند نقشی داشته باشد. در مورد عواملی چون توسعه اجتماعی و اقتصادی، مهارتهای اجتماعی، مهارتهای ارتباطی، عوامل روانشناختی و جمعیت شناختی و مشکلات جنسی تحقیقات زیادی صورت گرفته است. یکی از عوامل دیگری که می تواند با طلاق رابطه زیادی داشته باشد و تحقیقات محدودی در این زمینه انجام شده است، عوامل شخصیتی است. عوامل شخصیتی از جمله عواملی که در سبب شناسی طلاق ضرورت دارد بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد، است. از آنجا که هریک از زوجین با ویژگیهای شخصیتی خاصی وارد زندگی زناشویی می شوند و تحقیقات نشان داده اند که بین ویژگیهای شخصیتی و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد (بهروز و همکاران، 1393) و از طرف دیگر از آنجا که وقتی این ویژگیهای شخصیت انعطاف پذیر باشند موجب اختلالات شخصیت می شوند و زوجین زمانی که دچار این اختلالات شخصیت باشند، آن توان روانشناختی برای ایجاد فضای صمیمانه و توام با نزدیکی هیجانی را نخواهند داشت و در نتیجه ارتباط سطحی مانع ابراز عمیق احساسات در هر دو طرفین می شود و این امر موجب ناراضیتی زوجین می شود و از سوی دیگر چون این افراد نسبت به اختلال خود بینشی ندارند، طرف دیگر را مقصر دانسته و عامل نارضایتی را به طرف مقابل نسبت می دهند و این سبک ارتباطی موجب ناسازگاری می شود (والدک[17] و میلر، 2000) و از طرف دیگر از براساس اینکه تحقیقات نشان داده اند که سازگاری افراد در زندگی تا حدی به این بستگی دارد که دارای منبع کنترل درونی یا بیرونی هستند و اینکه افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند از نظر اجتماعی ماهرترند، با استرس بهتر مقابله می کنند و بر زندگی خود کنترل بیشتری دارند (فارز[18]، 1993)، شناسایی عوامل شخصیتی مؤثر بر شدت درخواست طلاق، از جمله ویژگیهای شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل برای تدوین و اجرای برنامههای اجتماعی و فرهنگی در جهت سالم سازی زندگی زوجین و اقدامات عینی و ملموس ، الزامی به نظر می رسد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه در محیط های درمانی کشورهای مختلف، شاهد عدم تمایل پرستاران به ادامه کار و درگیری با شغل های دوم غیر مرتبط با پرستاری، تمایل به ترک کار، درخواست بازنشستگی قبل از موعد، شکایت از حجم کار زیاد و کمبود نیروی انسانی بوده و در این میان در بخش های مراقبت های ویژه از جمله )[2]CCUواحد مراقبت قلبی) و ICU[3](واحد مراقبت ویژه) و نیز در بخش های دیالیز و آنکولوژی[4] (سرطان شناسی)، این مشکلات حادتر و میزان اضطراب و استرس از سایر بخش ها چشم گیر تر است (ساترلند و کوپر[5] ،2000). تحقیقات نشان داده که رویارویی دایمی با بیماران، داشتن مسؤولیت سلامت انسان ها، انجام فرایندهای بالینی، مواجه با بیماران در حال احتضار، برخورد با موقعیت های اضطراری و اورژانس، می تواند باعث کاهش عملکرد مطلوب پرستاران شود و بر سلامتی روانی و جسمانی آنها تأثیر بگذارد ( گرینید، جیم و راگر[6]، 2001).
پرستاران در مقابل محرک های محیطی، از خود پاسخهای روانی بروز می دهند که این پاسخها ممکن است سبب شود وظایف خود رابه خوبی انجام ندهند و راهنماییها را خوب متوجه نشوند. مسائل روانی پرستاران یک بیمارستان به طور مستقیم یا غیر مستقیم نه تنها در میزان رضایت بیماران آن بیمارستان از خدمات بهداشتی- درمانی مؤثر است، بلکه در مسیر بهبود جسمی–روانی آنان نیز تأثیر خواهد داشت ( گرینید، جیم و راگر، 2001)
اضطراب سلامت[7] اختلال شناختی گسترده ای است که بصورت ادراک نادرست درباره علایم و تغییرات بدنی که نتیجه باورهای فرد در مورد بیماری یا سلامت است شکل می گیرد (سالکووسکیس و وارویک[8]، 2000). در الگوهای شناختی- رفتاری، اضطراب سلامت از نگرانی و ترس مداوم نسبت به سلامت که به وسیله ارزشیابی نادرست هدایت می شود، تعریف می گردد (سالکووسکیس و وارویک، 2000) .
این الگوها بیانگر چندین شکل مهم از اضطراب سلامت هستند که شامل :
1) قاطعیت در مورد داشتن بیماری (پافشاری بر این باور که یک نفر دارای یک بیماری جدی است).
2) اشتغال ذهنی و نگرانی در مورد بدن (توجه بیش از حد روی احساس های بدنی و مشکلات بدن).
3) ترس در رابطه با بیماری (ترس از یک نفر که مبتلا به یک بیماری جدی است، یا در آینده به یک بیماری جدی مبتلا می شود (پاتریک و آسموندسون[9]، 2009) .
می توان اضطراب سلامت را بر روی یک پیوستار در نظر گرفت که در یک انتهای پیوستار سطوح خفیف اضطراب سلامت قرار دارد که توسط بیشتر افراد تجربه می شود (تایلور[10] و آسموندسون، 2004) . برای افرادی که در این انتها از طیف (سطوح خفیف) قرار می گیرند، اضطراب قابل تحمل است و با گذشت زمان برطرف می شود و افراد به طور سازگارانه، جویای توجه پزشکی برای درمان مشکل می شوند، یا می توانند برای اطمینان، به طور مکرر، راهنمایی پزشکی دریافت کنند (تایلور و آسموندسون، 2004) . در انتهای دیگر پیوستار شکل شدید اضطراب سلامت قرار دارد، مانند اضطراب بیماری و نیز به شکل شدیدتر نشانگان اختلال بدنی شکل ([11]DSM-5، 2013). این شرایط اغلب به دنبال پافشاری برای داشتن یک بیماری جدی، علی رغم اطمینان داشتن از عدم بیماری است و می تواند منجر به ایجاد اختلالات مهمی شود (پاتریک ، آسموندسون، 2009) .
مطالعات همه گیر شناسی گزارش می کنند که بیشتر از 9% بیماران بستری در مراکز پزشکی درمانی، اضطراب سلامت را تجربه می کنند و شیوع آن در جمعیت عمومی بیشتر از 5% گزارش شده است (گریدز و بارسکی[12]، 2004 ) . در رابطه با مدل شناختی – رفتاری، عوامل متعددی مانند پردازش شناختی اطلاعات و ارزشیابی شناختی نقش مهمی در ایجاد و حفظ اضطراب سلامت دارند (سالکووسکیس و وارویک ، 2000) . اطلاعات درونی نظیر حس های بدنی، نشانه های بدنی و فیزیکی، یا محرکهای بیرونی مرتبط با بیماری، (مانند شنیدن ابتلا یک دوست به بیماری)، دارای قدرت بالقوه برای فعال کردن شناخت معیوب در مورد سلامت و بیماری هستند. عوامل درونی و بیرونی منجر به اضطراب شدید در مورد سلامت شخصی و رفتارهای مرتبط با سلامت و تصمیم گیری و ادراک اطلاعات مرتبط با سلامت است (سالکووسکیس و وارویک ، 2000).
یکی از مشاغلی که به واسطه محیط کار در معرض ابتلا به اضطراب سلامت هستند پرستاری است و از طرفی در راستای راه کارهای ارتقاء سلامت، تمرکز روی مشاغل مرتبط با سلامت و هم چنین محیط کاری آنها، همان اهمیت توجه به بیماران را دارد ( گرینید، جیم و راگر، 2001).
محتوای نظریه شناختی که توسط بک (1976) مطرح شده است، بیان می کند که اضطراب سلامت و خود بیمار انگاری می تواند از سایر اختلالات به وسیله محتوای باورهای تخریبی ناشی از آن تفکیک گردد. افرادی که دچار اضطراب سلامت هستند سعی می کنند که نسبت به تغییرات بدنی هشیار و حساس باشند. زمانی که شخص به طور ارادی به بدنش توجه زیادی داشته باشد، میزان ادراک و هیجان ها در وی افزایش پیدا می کند (بارسکی و همکاران، 2002). بسیاری از احساس ها مانند خارش، سرفه یا خمیازه کشیدن از نظر آنها دارای یک تفکیک بیمار گونه است که می تواند به وسیله توجه دیگران و واکنش های دیگران گسترش یابد (بارسکی و همکاران،2002) .
از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکل های کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد(گارنفسکی و کرایج[17]، 2005).
به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، 2003).
مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[18]، 2004 و 2005). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.
کلونینجر در مدل عصبی_زیستی خود مطرح کرده است، که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی[19] و متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از

یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخگویی به گروه های معین از محرک ها هستند.
بازداری رفتاری در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری[20]،آسیب پرهیزی[21] نامیده می شود. کلونینجر آسیب پرهیزی را به همراه دو بعد دیگر نوجویی و پاداش وابستگی که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند در قسمت سرشت معرفی کرد (کلونینجر[22]، 1987 و 1991).
1-2– بیان مسأله
حرفه و شغل هر فرد نقش تعیین کننده در سلامت روان دارد. پرستاری از مشاغلی است که همواره با عوامل متعدد و تنش زای محیط کار رو به رو است. ماهیت این شغل به گونه ای است که با ترکیبی از نقش ها از طریق فعالیت های فنی، مهارتهای حرفه ای، روابط انسانی و احساس همدردیدر ارتباط است و هر کدام از این فعالیت ها نقش و مسئولیت زیاد را برای پرستار موجب می شود. افسردگی در زنان پرستار در اکثر موارد به علت رویدادهای تنش زای زندگی کاری بالا می باشد (مایرس[23] و همکاران، 2005). مؤسسه ملی و بهداشت شغلی اعلام کرده است که از 130 شغل مورد بررسی، پرستاری رتبه 20 را در مراجعه به پزشک جهت مشکلات ناشی از عدم سلامت جسمانی و روانی کسب کرده اند (رافی ، 1387).بنابراین به نظر می رسد که بعلت حساس بودن مسئولیت های شغلی پرستاران و تعامل مداوم آنها با بیماران، پرستاران همواره در معرض مخاطرات بیماریهای جسمی و روانی و تنش های منفی قرار می گیرند(درخشان و صالحی،1384، میرصدری،1389). دربین آنان پرستاران شاغل در بخش های ویژه به دلیل شرایط خاص ناشی از محیط کار و بیماران ممکن است بیشترین استرس را تحمل نمایند. ازجمله عوامل تنش زای بخش ویژه می توان به مواردی همچون ارتباط کاری با سایر پرستاران و کارکنان تیم بهداشتی، ارتباط و مکالمه با بیمار و همراهان وی، سطح بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای کار در این بخش، حجم کاری بالا، لزوم پاسخ سریع و بی درنگ پرستار به موقعیت های فوری، تماس مداوم با بیماران اورژانسی، مسئولیت سنگین مراقبت از بیماران بخشهای ویژه و در معرض قرار گرفتن مشاهده مستقیم مرگ بیماران اشاره کرد(مک گراس[24] و همکاران، 2003). متخصصان سلامت گزارش کرده اند که پرستاران، نگرانی های جدی را در رابطه با ماهیت شغلی شان تجربه می کنند. آنها به واسطه تماس مداوم با بیماران و استفاده مکرر ازتجهیزات تیز همچون آمپول و غیره و تماس مستقیم با خون و مایعات بدن بیماران و مواد شیمیایی بیمارستان و داروهای پزشکی خطرناک از قبیل شیمی درمانی و غیره در معرض خطرهای جدی و نگرانی های مرتبط با سلامتی شان می باشند ( ریوجر[25] و همکاران، 2007).
سلامت[26] مفهوم پیچیده ای است که شامل قواعد و رشته های مختلف نظیر پرستاری، پزشکی، فلسفه و روانشناسی می شود که هرکدام از این اجزاء سعی در تعریف سلامت داشته اند .دامنه تعریف سلامت از تعریف کاملی که توسط سازمان جهانی بهداشت[27] مبنی بر وضعیتی که سلامت کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه فقط عدم داشتن بیماری، تا تعریف سنتی سلامت که محدود به نداشتن بیماری جسمی است، گسترده شده است ( ریوجر و همکاران، 2007).
یکی از ابعادی که سلامت روانشناختی را تحت تأثیر قرار می دهد، اضطراب است به طوری که امروزه اختلالات اضطرابی[28] بیشترین شیوع را در دسته بندی اختلالات روانی دارند. میزان شیوع اختلالات اضطرابی در طول مراحل زندگی از 8% تا 29% دامنه دارد (مک گراس و همکاران، 2003). یکی از انواع اختلال های اضطراب، اضطراب سلامت است.
از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکلات کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد (گارنفسکی و کرایج[39]، 2003).
به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، 2003).
مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[40]، 2004 و 2005). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.
بنابر اظهار اسپیلبرگر[41] اضطراب یک حالت هیجانی ناخوشایند است، که با نگرانی، تنش و بیم شناخته می گردد.
پشتکار به معنایی استقامت در حالت خستگی و ناامیدی است (ماداگا و هانسن،[51]2007). هر یک از ابعاد سرشت و منش در یک دستگاه (شبکه) تعاملی، جریان سازگاری و تطابق تجربه های زندگی را راه اندازی و هدایت می کند. آمادگی ابتلا به اختلال های هیجانی و رفتاری از چگونگی عملکرد این دستگاه تعاملی اثر می پذیرد(کاویانی ، 1386).
جیانگ[52] ، ساتو[53]، هارا[54]، تاکی دمی[55]، اوزاکی[56]،یامادا[57] (2003). در پژوهشی به بررسی رابطه بین اضطراب صفت، شخصیت و خستگی بر اساس پرسشنامه سرشت و منش پرداختند، نتایج نشان داد که هر دو اضطراب صفت و حالت با بسیاری از گروه ها از جمله از بعد سرشت، آسیب پرهیزی با اضطراب صفت رابطه دارد.
مطالعه حاضر در پی این است که اضطراب سلامت و متغیرهای حساسیت پردازش حسی،آسیب پرهیزی و تنظیم شناختی هیجان دربین پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیمارستان و پرستاران شاغل در بخش های عمومی بیمارستان را مورد بررسی قرار دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارند با انتظارات و توقعات خاصی،که از پیش در ذهن داشته اند ،وارد این رابطه می شوند ،اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیز دیگری است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی از رابطه ی زناشویی خود می شوند (اسدی و همکاران ،1392)
یکی از مدل های مطرح در خانواده که به بررسی تعاملات و ارتباط در خانواده پرداخته است مدل الگوهای ارتباطی اعضای خانواده است .اصولا مفهوم الگوهای ارتباطی خانواده یاطرحواره های ارتباط خانواده ،ساختار علمی از دنیای ظاهری خانواده است که بر اساس ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر و اینکه اعضا چه معنایی از این ارتباط دارند تعریف می شود .(فرهمند،1391). در رابطه ی زوجی خود پنداره ی هر فرد و باورهایش در مورد توانایی های خود نقش بسزایی در ایجاد و حتی کنترل فرسودگی زناشویی دارد.سرمایه ی روانشناختی موضوعی است که هر فرد به صورت باور او به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسنادهای مثبت درباره ی خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود (دیانت نسب 1393) .با توجه به اینکه زندگی زناشویی مملو از هیجانات مثبت و منفی است روش برخورد با هیجانات و تنظیم و کنترل شان از ویژگی های تاثیر گذار در کنترل کیفیت زندگی زناشویی می تواند باشد. بنابراین تنظیم شناختی هیجان به فرایند شناختی اطلاق می شود که اطلاعات برانگیزاننده ی هیجانی را با راهبردهای مختلف مدیریت می کنند .(واحدی و همکاران،1392).
2-1 بیان مسئله:
خانواده و در راس آن ، رابطه ی زناشویی با قراردادی قانونی و مقدس به نام ازدواج شکل می گیرد و ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای حفظ آن از اصیل ترین رفتارهای اجتماعی است ،به گونه ای که علی رغم آمار بالای طلاق ، قرار داد ازدواج همچنان مهترین و مقدس ترین تعهد عاطفی و قانونی بین زن و مرد بوده و انتخاب همسر یکی از حساس ترین و سرنوشت ساز ترین انتخاب های پیش روی هر فرد بزرگسالی است. رایج ترین دلیل ازدواج ، عشق است .ازدواج از روی عشق یعنی مجموعه ای از احساسات عمیق و مثبت ما به یک فرد دیگر از جمله دلبستگی ،علاقه صمیمیت ،آمیختگی ،هوس و تفاهم(غلامی پور ،1390).
حال سوال و مسئله ای که پیش می آید این است که چه چیز باعث می شود عشق اولیه که می تواند تضمین کننده ی استحکام بنیه ازدواج باشد به تدریج رنگ می بازد؟ چه چیز پیش می آید که زوجین بعداز گذشت زمان تنها جسما درکنار هم زندگی می کنند و به یکدیگر حس اولیه را ندارند و اغلب جبر اجتماعی است که آنها را کنار هم در یک خانه نگه داشته ؟این ها مواردی هستند که در تحلیل فرسودگی زناشویی باید بررسی شوند.
در این بین عوامل متعددی روابط زناشویی بین زوجین را در گذرزمان تهدید می کنند و سبب فرسایش عشق و صمیمیت در بین همسران و در نتیجه فرسودگی زناشویی در آنها می شود(پیرفلک و همکاران ،1393).
از میان عواملی که در ایجاد فرسودگی زناشویی نقش دارند می توان به سه عامل الگوهای ارتباطی [8]زناشویی ،سرمایه روانشناختی[9] زوجین و تنظیم شناختی

هیجان [10]زوجین توجه کرد.
در مورد همبسته ی دیگر فرسودگی زناشویی یعنی تنظیم شناختی هیجان می توان گفت ، وقتی درباره هیجان[21] صحبت می شود ،نباید گفت انسان موجودی است که فقط هیجان ها را تجربه می کند،بلکه آنها را بازبینی ،تنظیم و در برخی موارد با آنها مبارزه می کند و این آن چیزی است که مبانی نظری تنظیم هیجانی را تشکیل می دهد (واحدی و همکاران ،1392). تنظیم هیجان در مدیریت هیجان ها نقش اساسی ایفا می کند(مرادی،1391). در حقیقت تنظیم هیجان فرایندی واحد و همگون نیست ،بلکه از طریق سازو کارهای مختلفی تحقق می یابد (شهبازی،1392). ایزارد[22] و همکاران با تاکید بر تعامل هیجان و شناخت ،معتقدند که دانش هیجانی نقشی تسهیل کننده در رشد تنظیم هیجانی دارد شناخت ها یا فرایند های شناختی به افراد کمک می کنند تا هیجان ها و احساسات خود را تنظیم کرده و مغلوب شدت هیجان ها نشوند(واحدی و همکاران،1390). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخوانده هیجان دارد . به عبارت دیگر راهبرد های تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد . از مهمترین عوامل ایجاد کننده و پیشرفت دهنده ی فرسودگی زناشویی استرس وارد شده و اعمال شده به رابطه و زندگی زوجین است . از آنجا که انسان همواره در معرض تجربه استرس می باشد و قادر به از بین بردن عوامل استرس زا نمی باشد ، دانشمندان راهکارهایی چون تنظیم شناختی هیجان ،شیوه های مقابله با استرس، حتی سازگاری با عامل استرس را پیشنهاد کرده اند. در این راستا از تنظیم شناختی هیجان که کاربرد آن باعث می شود شخص از تنیدگی های روزمره خود بکاهد استفاده شده است (میمندپور،1390).
در این پژوهش مهم ترین سوالی که پیش می آید و محقق درصدد بررسی آن می باشد این است که : آیا الگوهای ارتباطی، سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین می توانند در پیش بینی فرسودگی زناشویی نقش داشته باشند ؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
انگیزه و رضایت باعث بر انگیخته شدن علاقه و تمایل بیشتر به جستجو و کنجکاوی، کشف ایدههای نوین و گسترش باور و اندیشه و عمل می گردد. (حسام و ثناگو، 1391) عوامل فردی و محیطی میتواند رضایت از تحصیل و پیشرفت دانشجو [و دانشآموز] را تحت تأثیر قرار دهد. برخی از مطالعات بر این باورند که رضایت تحصیلی[1] با انگیزه، شخصیت، پیشرفت تحصیلی و دستاوردهای حرفهای فرد در ارتباط است(ادراکی، رامبد و عبدلی، 1390).
1-2- بیان مساله
آموزش زیربنای اصلی پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی در جهان امروزی محسوب میشود. تمدنی که بشر امروزی به وجود آن افتخار میکند، در حقیقت نتیجه انباشت تجربهها و انتقال آن از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر است و کشوری که نتوانسته باشد ویژگیهای لازم یک جامعه علمی را به دست آورد، علت اصلی را باید در نظام آموزشی خویش جستجو کند و با رفع موانع و مشکلات موجود در جامعه به طور قطع، خواهد توانست به پیشرفتهای فراوان در همهی زمینه ها دست یابد(ترکمان و عابدی، 1388). جوامع دانشمحور با برخورداری از انسانهای فرهیخته و با معلومات، بیش از سایر جوامع، برنامه پذیرترند(ربانی و ربیعی، 1390). هر نظام آموزش و پرورشی در بُعد پرورشی وظیفهی هدایت رشد همه جانبهی شخصیت پرورش یابندگان خود را در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنان و در بعد آموزش، وظیفهی تسهیل یادگیری، طی تدبیری از پیش طرح ریزی شده را به عهده دارد(نادی و همکاران، 1388).
آموزش مستلزم فعالیت متقابل دو نفر(یاددهنده و یادگیرنده) است. مدرسه و کلاس درس محیط و زمینهای است که این تعامل در آنجا شکل میگیرد. در این میان محیط فیزیکی و اجتماعی و روانی کلاس در این تعامل مؤثرند. از طرف دیگر ویژگیهای فردی، محتوای دروس و عوامل مربوط به معلم همه و همه به نوعی بر آموزش و یادگیری کلاس اثر میگذارد(نادی و همکاران، 1388). دانشآموزان برای رفتارهای مربوط به تحصیل و رسیدن به پیشرفت تحصیلی، اهدافی را برای خود در نظر میگیرندکه سبک ویژهی آنها در برخورد با مسائل تحصیلی را نشان می دهد. این تفاوت در اهداف پیشرفت دانشآموزان تابع عوامل گوناگونی است، اما چگونه می توان علل و عوامل این تفاوت را تبیین نمود؟ به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، تفاوت در اهداف پیشرفت تنها تحت تأثیر [امور] آموزشی و تربیتی نیست؛ بلکه مبتنی بر ویژگیهای روانی، شخصیتی و تفاوتهایی است که در باور دانشآموزان نسبت به خود وجود دارد. مطابق با دیدگاههای شناختی- اجتماعی و با توجه به بعد انگیزشی در تبیین رویکردهای متفاوت دانشآموزان به امور تحصیلی، دو متغیر مرتبط با اهداف پیشرفت دانشآموزان، خودکارآمدی تحصیلی و ویژگی شخصیتی کمالگرایی در آنان میباشد(داوری و همکاران، 1391).
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

یکی از واقعیتهای مهم جهان هستی وجود تنوع در میان پدیدههای عالم است. نه تنها گونههای مختلف جانداران و گیاهان با هم فرق دارند، بلکه اعضای هر گونه نیز با یکدیگر متفاوتاند. انسانها نیز مشمول همین قاعدهاند. دانشآموزان از لحاظ تواناییهای ذهنی، روشهای آموختن، سبک و سرعت یادگیری، آمادگی، هوش و استعداد، شخصیت، علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیتهای تحصیلی با هم تفاوت دارند. بنابراین در نظر گرفتن تفاوتهای دانشآموزان در آموزش و برخورد متناسب با ویژگیهای خاص آنها از وظایف مهم معلم است. نتایج پژوهشهای انجام شده بر این حقیقت تأکید کردهاند که توجه به تفاوتهای فردی یادگیرندگان از سوی معلمان در بهبود کیفیت یادگیری و افزایش سطح پیشرفت تحصیلی آنان بسیار تأثیر گذار است(سیف، 1392).
بدیهی است که میزان رضایت انسان از فعالیتهایش، به لحاظ تأثیر در انگیزش و تلاش او در رسیدن به اهداف پیشرو از اهمیت زیادی برخوردار است. حال اگر این فعالیت مربوط به آموزش و تحصیل باشد، به جهت اهمیتی که در تربیت انسانهای فرهیخته و متخصص و رسیدن جامعه به تعالی دارد، حساسیت دو چندانی خواهد یافت. لذا ضروری خواهد بود تا در زمینه متغیرهای پیشبین رضایت تحصیلی پژوهشهای متعددی انجام شود که امید است تحقیق حاضر گامی در این راستا باشد.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف اصلی
تعیین نقش اهداف پیشرفت، کمال گرایی و شخصیت در پیش بینی رضایت تحصیلی دانشآموزان سال سوم و چهارم (پیش دانشگاهی) مقطع متوسطه.
1-4-2- اهداف جزئی
- تعیین رابطه ویژگیهای شخصیتی و رضایت تحصیلی دانشآموزان.
- تعیین رابطه ابعاد کمالگرایی و رضایت تحصیلی دانشآموزان.
- تعیین رابطه اهداف پیشرفت و رضایت تحصیلی دانشآموزان.
- تعیین سهم ویژگیهای شخصیتی در پیشبینی رضایت تحصیلی دانشآموزان.
- تعیین سهم ابعاد کمالگرایی در پیشبینی رضایت تحصیلی دانشآموزان.
- تعیین سهم اهداف پیشرفت در پیشبینی رضایت تحصیلی دانشآموزان.
- تعیین سهم ویژگیهای شخصیتی، اهداف پیشرفت و ابعاد کمالگرایی در پیشبینی رضایتتحصیلی دانشآموزان.
1-5- سوالات یا فرضیههای تحقیق
فرضیه اول: بین ویژگیهای شخصیتی با رضایت تحصیلی دانشآموزان رابطه وجود دارد.
فرضیه دوم: بین ابعاد كمالگرایی با رضایت تحصیلی دانشآموزان رابطه وجود دارد.
فرضیه سوم: بین اهداف پیشرفت با رضایت تحصیلی دانشآموزان رابطه وجود دارد.
فرضیه چهارم: ویژگیهای شخصیتی، رضایت تحصیلی دانشآموزان را پیش بینی میكنند.
فرضیه پنجم: ابعاد كمالگرایی، رضایت تحصیلی دانشآموزان را پیشبینی میكند.
فرضیه ششم: اهدافپیشرفت، رضایت تحصیلی دانشآموزان را پیشبینی میكند.
فرضیه هفتم: ویژگیهای شخصیتی، اهداف پیشرفت و ابعاد كمالگرایی، رضایت تحصیلی دانشآموزان را پیشبینی میكنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقش اطلاعات در فرایند تصمیم گیری كاملاً روشن است. برای تصمیمات اقتصادی نیاز به اطلاعاتی است كه با بهره گرفتن از آن ها بتوان منابع موجود را به بهترین نحو تخصیص داد. یكی از راه های دستیابی به این اطلاعات، استفاده از اطلاعات صورت های مالی سالانه شركت هاست. صورت های مالی كه به طور جامع و گسترده مورد استفاده قرار می گیرند، مناسب ترین روش برای ارائه ی اطلاعات مالی به استفاده كنندگان آن محسوب می گردند. اهداف كلی صورت های مالی، تأمین نیازهای استفاده كنندگان از جمله سرمایه گذاران می باشد. سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل به طور عمده علاقه مند به ارزیابی ویژگی های سرمایه گذاری در یک شركت هستند. ویژگی های یک سرمایه گذاری شامل عواملی از قبیل ریسك، بازده، سود سهام، امنیت سرمایه گذاری، نقدینگی، رشد و غیره می باشند (یحیی زاده فر و احمدپور، 1381). مطالعات زیادی در مورد چگونگی تأثیر اطلاعات مالی بر بازده و قیمت سهام در نتیجه ی تصمیمات سرمایه گذاری صورت گرفته است. گزارشات مالی روی گرایش بازار سهام، محور اصلی تحقیق در حسابداری و مالی است.
1-2- بیان مسأله
به گفته برون (1999) محیط اقتصادی در برگیرنده تمام عوامل تأثیرگذار بر استفاده کنندگان، سیستم حسابداری و بازارهای سرمایه می باشد. فرض بر این است که صورت های مالی حسابرسی شده وضعیت عملکرد شرکت را به نحو منصفانه نشان دهد. به همین دلیل اطلاعات آن می تواند در رفتار سرمایه گذاران تأثیر گذاشته و به تبع آن قیمت و بازده سهام را تحت تأثیر قرار دهد. سرمایه گذاران دائماً در حال جستوجو الگوهایی برای پیش بینی قیمت و بازده می باشند. یکی از ویژگی های کیفی اطلاعات حسابداری کمک به استفاده کنندگان در پیش بینی جریانات نقد آتی ورودی به واحد اقتصادی و به تبع آن پیش بینی بازده سرمایه گذاری می باشد(مهرابی و همکاران، 1386، 94).
به عبارت دیگر، اطلاعات مالی باید پیش از سپری شدن زمانی که استفاده کنندگان می توانند بر مبنای آن داوری و تصمیم گیری نمایند در اختیار آنان گذاشته شود. از آنجا که اطلاعات مالی نسبت به گذشت زمان بسیار حساس است و بعضاً با مرور زمان ارزش و سودمندی خود را در تصمیم گیری ها از دست می دهند. هر قدر ارائه ی اطلاعات به تاریخ وقوع رویدادهای مربوط نزدیکتر باشد، اطلاعات به موقع تر خواهد بود. مصداق این موضوع در گزارشگری مالی نزدیک بودن زمان ارائه گزارش به تاریخ

پایان دوره مالی است. افزایش سرعت گزارشگری به دلیل استفاده ی به موقع تر اطلاعات در اتخاذ تصمیم های اقتصادی توسط سرمایه گذاران، می تواند به شفافیت بیشتر اطلاعات مالی شرکتها و به تبع آن، شفافیت بالاتر بازار سرمایه منجر شود که این موضوع به نوبه ی خود می تواند تأثیر به سزایی بر جذابیت بازارهای مالی و سرمایه داشته باشد(مهدوی و جمالیان پور، 1389).
سهامداران و سرمایه گذاران، همواره در پی اطلاعاتی هستند كه آنان را در انتخاب بهترین سرمایه گذاری و مناسبترین پورتفوی، یاری كند. یكی از مباحث مهمی كه تصمیم های سرمایه گذاران را تحت تأثیر قرار می دهد، كیفیت اطلاعات حسابداری است (احمدی و جمالی، 1392، 2).
اطلاعات فراهم شده توسط سیستم اطلاعاتی حسابداری بخشی از اطلاعاتی است که سرمایه گذاران برای پیش بینی جریانهای نقدی آتی به کار می برند؛ تجدید نظر در پیش بینی جریان های نقد آتی بر مبنای اطلاعات بی کیفیت در مقایسه با تجدیدنظر مبتنی بر اطلاعات با کیفیت مطلوب، منجر به برآوردهای نامشخصی از قیمت سهم می شود. با توجه به عدم اطمینان حاصل از کیفیت نامطلوب اطلاعات در برآورد قیمت سهام، با گذر زمان، درك بهتری از محتوای اطلاعات منتشره فراهم می شود و نیز یادگیری از ارزیابی های سایر سرمایه گذاران منجر به بهبود تجدیدنظر در برآوردها شده و در نهایت تعدیل قیمت سهم با تأخیر روی خواهد داد(رحمانی و همکاران، 1391، 138).
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
نقش اطلاعات در زمینه ی تصمیم گیری های اقتصادی بسیار حیاتی است و سرمایه گذاران بدون اطلاعات کافی، فرصتها و خطرات سرمایه گذاری را به طور مناسب تشخیص نمی دهند. برای این که اطلاعات بتواند بر تصمیمات استفاده کنندگان صورت های مالی موثر واقع شود، باید در زمان مناسب در اختیار آنان قرار گرفته باشد. به موقع بودن، یكی از خصوصیات مربوط بودن اطلاعات بوده و به معنای آن است که اطلاعات مالی باید زمانی در اختیار استفاده کنندگان قرار بگیرد که فرصت اتخاذ تصمیم، قضاوت و اقدام نسبت به موضوع مورد نظر برای آنان وجود داشته باشد(هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی، بیانیه ی شماره ی2)(خدادادی و همکاران، 1391، 152).
1-4- اهداف تحقیق
1- بررسی رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و تأخیر در تعدیل قیمت سهام در شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
2- بررسی رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و بازده های آتی سهام در شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
[1]– Hendriksen and Van Breda
[2]– Delay
[3]– Callen et al
[4]– Relevance
[5]– Stock return
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل به ارائه بیان مسئله شامل تبیین موضوع، وسعت، ابعاد و نیازهای مرتبط با مسئله پژوهش پرداخته میشود، همچنین در ادامه این فصل اهمیت موضوع انتخاب شده، اهداف پژوهش در قالب هدفهای علمی و كاربردی بیان میگردد. این پایان نامه به بررسی رابطه بین خالص هزینه های مالی و ارزیابی حقوق صاحبان سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد.
1-2 بیان مسئله
در ارتباط با ریسک کوتاه مدت مدیریتی یا به عبارتی نزدیک بینی ، نگرانیهای فزایندهای وجود دارد، چرا که یکی از فاکتورهای اصلیای در نظر گرفته میشود که به بحران های اقتصادی و مالی اخیر و عدم موفقیت در برخی شرکتهای سهامی طی دهه اخیر منجر شده است. به گفتهی دالاس [1](2012) «ریسک کوتاه مدت» شامل بر نتایج کوتاهمدت ، حال چه سود فصلی یا بازده پورتفولیوی کوتاهمدت تمرکز بیش از حد دارد. این روش از ایجاد ارزش طولانیمدت و ارزش بنیادین شرکتها امتناع میورزد. این نوع رفتار منجر به کاهش هزینههای اختیاری، سرمایهگذاری کمتر از حد در داراییهای طولانیمدت یا ریسکپذیری برای به حداکثر رساندن درآمد کوتاه مدت شود. این گفته با گزارش موسسهی اصول اخلاقی شرکتهای سهامی CFA همسوست. بنابر این گزارش تمرکز بیش از حد راهبران برخی شرکتها بر سود کوتاهمدت توجه ناکافی به راهکار بلندمدت موجب تخریب ارزش می شود. بررسی اخیر کای از بازارهای سهام بریتانیا و تصمیمگیری بلندمدت نشان میدهد که گرایش به کوتاهمدت در بازارهای سهام بریتانیا به یک مشکل تبدیل شده است (کای [2]،2012(.
گرچه در مطالعات گفته میشود که برخی عوامل کلی (مانند استفادهی رایج از روشهای تخفیف برای پروژههای سرمایهگذاری) و عوامل بازار (از جمله این که سرمایهگذار بر سود کوتاهمدت و توازن مجدد پورتفولیوها متمرکز میشوند) وجود دارد که گرایش مدیران به کوتاهمدت را تشدید میکند( دالاس ، 2012 ، بروچت و همکاران [3]، 2012)، اما این امر نیز پذیرفته شده است که مشکلات عدمتقارن اطلاعات (هم انتخاب معکوس و هم آشفتگی اخلاقی) نیز انگیزه هایی برای ریسکپذیری کوتاه مدت یا بلندمدت ایجاد میکند. مدیران ممکن است پروژههایی را انتخاب کنند که در کوتاهمدت سود خوبی داشته باشند، و نه پروژههایی را که در بلندمدت حقوق و مزایای آن ها را افزایش میدهد. به علاوه آن ها برای جلوگیری از تهدید تصاحب و ارتقا ارزش شرکت، به سهامداران جاری یا افراد خارج از شرکت در مورد کیفیت اطلاع رسانی نمیکنند. افزایش سطح تجهیز مدیریت در بازار نیروی کار و جابجایی مدیرعامل در سالهای اخیر میتواند مشکل را برجستهتر کند. ورای مدلهای تئوریک شواهد پیمایشی و دادههای تجربی نیز وجود دارد که نشان میدهد مدیران سود کوتاهمدت را به جریانهای طولانیمدت ترجیح میدهند ( گراهام و همکاران [4]، 2005 . ستاین [5]، 1989 ، بوگراگ ولیبی [6]، 2005(.
بخشهای قانونگذاری، سهامداران و کاربران، حرفهایها، محققان قانونی و دانشکدههای حسابداری و مالی معتقدند که هیئتمدیرههای کارآمد میتوانند بر مدیریت نظارت داشته باشند، آن ها را مسوول نگهدارند و یک دیدگاه بلندمدت را در آن ها تثبیت کنند. پیشتر در ادبیات موضوعِ کارگزاری نقش بالقوه هیئتمدیره های کارآمد در نظارت مدیران و کاهش هزینههای کارگزاری ناشی از جدایی کنترل و مدیریت در شرکتهای نوین شناسایی شده است. یک هیئتمدیرهی کارآمد باید ریسک کوتاه مدت و ریسکپذیری کوتاهمدت توسط مدیران را کاهش دهد ( براتون [7]، 2011 . دالاس ، 2012 ، ساپدین [8]، 2011 . راپاپورت [9]، 2005 ).
ما در این تحقیق بدنبال این هستیم که آیا ویژگی های کارآیی هیئت مدیره بر ریسک کوتاه مدت تأثیر دارد؟واگر تأثیر دارد میزان تأثیر فوق چگونه است؟وآیا تأثیر معنی دار است یا خیر؟به عبارتی دیگر چه میزان از تغییرات متغیر وابسته ،توسط متغیرهای مستقل تعریف می شوند؟
1-3 ضرورت انجام تحقیق

جنبه های جدید بودن این تحقیق را می توان از سه منظر مورد بررسی قرار داد: اول آن که در زمینه کارآیی هیئت مدیره تاکنون در ایران تحقیقات اندکی صورت پذیرفته است لذا انجام این تحقیق در نوع خود جدید می باشد. دوم اینکه مدل مورد استفاده برای اندازه گیری کارآیی هیئت مدیره بر ریسک کوتاه مدت در این تحقیق برای اولین بار در ایران به کار گرفته شده است که این مساله نیز بر جدید بودن این تحقیق می افزاید. سوم آنکه تحقیقی که به صورت هم زمان به بررسی کارآیی هیئت مدیره و ریسک کوتاه مدت بپردازد صورت نپذیرفته است؛
با توجه به بررسی های صورت گرفته ، مشخص شده است که تا کنون به صورت تخصصی ، تحقیقات متمرکزی روی بحث کارآیی هیئت مدیره بر ریسک کوتاه مدت در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت نگرفته و یا بررسی ها به صورت جسته و گریخته و با تکیه بر اشاراتی به موضوع تحقیق به صورت صرف بوده است. این تحقیق با توجه به ماهیت موضوع، در نظر دارد به بررسی جامعی از کارآیی هیئت مدیره بر ریسک کوتاه مدت در شرکت های بورسی بپردازد.
1-4 اهداف تحقیق
- بررسی رابطه بین اندازه هیئت مدیره و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
2- بررسی رابطه بین تعداد مدیران مستقل و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
3- بررسی رابطه بین سهامداری مدیران و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
4- بررسی رابطه بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
5- بررسی رابطه بین ارزش بازار و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد
6- بررسی رابطه بین Q توبین و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد
7- بررسی رابطه بین بازده دارائیها و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
8- بررسی رابطه بین نسبت جمع بدهی ها به حقوق صاحبان سهام و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
9- بررسی رابطه بین نسبت سود قبل از بهره و مالیات و ریسک کوتاه مدت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد
[1] Dallas, L.L. (2012),
[2] Kay, J. (2012),
[3] Brochet, F., M. Loumioti and G. Serafeim (2012),
[4] Graham, J.R., C.R. Harvey and S. Rajgopal (2005),
[5] Stein, J.C. (1989),
[6] Bhojraj, S. and R. Libby (2005),
[7] Barton, D. (2011),
[8] Sappideen, R. (2011),
[9] Rappaport, A. (2005),
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به مقولهی جدایی مالكیت از مدیریت، بحث حاكمیت شركتی و همچنین نظریههای مطرح شده مرتبط با آن از قبیل تئوری نمایندگی، تئوری ذینفعان و دیگر تئوریها، نیاز به رسیدگی و حسابرسی صورتهایمالی شركتها كاملاً ضروری است. حسابرسی برای صورتهایمالی گزارش شده ارزش افزوده (مضاعف) فراهم می كند، زیرا نتایج بررسی مربوط بودن و قابلیت اتكای محتوای صورتهایمالی را گزارش میدهد. یک مؤسسه حسابرسی مستقل و با مهارت، قادر به شناخت ارائه نادرست اقلام صورتهای مالی مورد رسیدگی بوده و میتواند نسبت به ارائه صحیح آن بر صاحبكارخود تأثیرگذار باشد تا درنتیجه آن، اطلاعات مالی قابل اتكایی گزارش شود. رسیدن به این هدف مطلوب، به خصوصیات مؤسسات حسابرسی كاملاً وابسته بوده و این خصوصیات میتواند به شكل مثبت یا منفی با كیفیت حسابرس در ارتباط باشد. با توجه به تعاریف مختلف موجود در مورد كیفیت حسابرس، چارچوب آن را میتوان به این صورت بیان كرد: كیفیت حسابرس عبارت است از حسن شهرت و مراقبت حرفهای حسابرس، كه درنتیجه حسن شهرت حسابرس، اعتبار اطلاعات صورتهای مالی افزایش یافته و بر اثر نظارت و مراقبت حرفهای حسابرس،کیفیت اطلاعات صورتهای مالی افزایش خواهد یافت.
تئوری نمایندگی کلاسیک تأکید میکند که سازگاری منافع مدیریت-سهامداران تمایل برای ایجاد ارزش جنسن[1] ومکلینگ(1976)را افزایش می دهد. جنسن( 2005) استدلال می کند هنگامی که یک شرکت دارای ارزش بالامیشود، یعنی قیمت شرکت بیشتر از ارزش اقتصادی اساسی آن می شود، مدیران تمایل به تداوم ارزشگذاری بالا دارند. از آنجایی که یک شرکت دارای ارزش بالا، طبق تعریف، فاقد تواناییهای عملیاتی برای رسیدن به سطح عملکرد منعکس شده در ارزش آن است، مدیران دارای انگیزه می شوند تا از سیاستهای حسابداری تهاجمی به حداکثر رساندن درآمد آن استفاده کنند. اگرچه جایگزینهای متعدد گزارشها برای رسیدن به اهداف مدیریت سود در دسترس هستند، اقلام تعهدی یک انتخاب به خصوص جذاب می باشند زیرا آن ها یک بخش طبیعی از روند گزارشگری مالی هستند و مقادیرآن ها مستلزم

پیشبرد برآوردها بیش از برآوردی است که مدیران اختیار قابل توجه بر آن دارند.
در یک پژوهش، هومز و همکاران ( 2013) اثرات ارزشگذاری بالا بر رابطه بین کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری را بررسی کردند و نتیجه گرفتند که ارزشگذاری بالای حقوق صاحبان سهام رابطه معکوس بین عوامل کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری را کاهش میدهد. مدیران آگاه از شرکتهای بسیار ارزشمند تمایل بیشتری به ادامه ارزشهایی دارند که بر حسابرسان غلبه می کند تا سطوح بالاتری از افزایش درآمد اقلام تعهدی اختیاری را گزارش دهند. در حال حاضر، بسیاری از کارها بر مبنای کیفیت حسابرسی است و مطالعات اخیر عوامل مربوط به حقوق صاحبان سهام بسیار ارزشمند را مورد بررسی قرار داده اند.
1-2 بیان مساله
پژوهشهای انجام شده نشان میدهد تقاضا برای حسابرسی پیش از آن كه الزام قانونی مطرح باشد، وجود داشته است. بنا به استدلال برای ورود به پژوهش درباره نظریه تقاضا برای كیفیت حسابرسی از آن جا ناشی میشود كه بین مدیران شركت و سرمایهگذاران تقارن اطلاعاتی وجود ندارد. از آنجا كه بحث قیمتگذاری سهام شركت مطرح است، حسابرسی یكی از راههای مشخص كردن اعتبار اطلاعات صورتهایمالی است. با رشد رقابت در حرفه، مؤسسات حسابرسی ضرورت ارائه خدمات خود با كیفیت هر چه بهتر به بازار را بیشتر دریافتند و برای رقابت بر پایههای به غیر از حق الزحمه، مؤسسات حسابرسی به دنبال متفاوت كردن خدماتشان هستند.
دیآنجلو[2](1981) یكی از اولین پژوهشگرانی بود كه به بررسی كیفیت حسابرسی و رابطه آن با اندازه حسابرس پرداخت. دیآنجلوكیفیت حسابرسی را مشتمل بر دو احتمال تعریف كرد . اول این كه حسابرس تحریفهای با اهمیت و نقص سیستم حسابداری صاحبكار را كشف كند. دوم این كه آن ها را گزارش کند. حامیان تغییر حسابرس باور دارند در صورت تغییر اجباری، حسابرسان در موقعیتی قرار میگیرند كه قادر خواهند بود در مقابل فشارها و خواستههای مدیران مقاومت كرده و قضاوت بیطرفانهتری را اعمال نمایند. حضور طولانی مدت حسابرس در كنار یک صاحبكار، موجب ایجاد تمایلاتی برای حفظ و رعایت نقطه نظرات مدیریت صاحبكار می شود، وضعیتی كه استقلال بیطرفی او را مخدوش می كند، رجبی (1385).
1-3 ضرورت انجام تحقیق
وجود مسایل ومشکلات مطرح شده در بالا اهمیت و ضرورت انجام تحقیق در این باره را دو چندان میسازد.
[1]. Jensen& Meckling
[2]. De anjelo
[3]. Sarb nez akeeli
[4]. kligoor
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رشد و دگرگونی سریع روابط اقتصادی، منجر به رقابت شدیدی در عرصه تجارت، صنعت و سرمایه گذاری شده است. لذا شرکتها برای بقاء و گسترش فعالیتهای خود، نیاز به انجام سرمایه گذاریهای مناسب و به موقع دارند. حسابداری نیز در واکنش به این تغییرات به منظور تأمین نیازهای مختلف استفادهکنندگان از اطلاعات، ناگزیر از تغییر میباشد. به بیان دیگر، نیازهای اطلاعاتی جدیدی که بر اثر تغییر در محیط حسابداری برای استفادهکنندگان اطلاعات مالی پدید میآید، تغییر در بنیانهای حسابداری یا تدوین اصول و استانداردهای اندازه گیری، گزارشگری با کیفیتی بهتر و همچنین افزایش میزان اطلاعاتی که لازم است افشا شود را ضروری میسازد. در این راستا، گزارشگری مالی به طور بالقوه، مکانیزم سودمندی برای مدیران در جهت برقراری ارتباط با سرمایه گذاران و اعتباردهندگان است. با این وجود، این فرایند تا زمانیکه شرایط زیر وجود دارد، ناقص است:
- مدیران نسبت به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان در رابطه با عملیات و راهبردهای تجاری شرکت، اطلاعات بیشتری دارند؛
- انگیزه های مدیران با علایق سرمایه گذاران و اعتباردهندگان به طور کامل منطبق نیست؛
- ضوابط حسابداری و حسابرسی ناقص هستند (هیلی[1] و پالپو[2]، 1993).
در ادامه این فصل در بخش (1-2) مسأله پژوهش بیان شده است. بیان مسأله پژوهش در خصوص پی بردن به اهمیت و ارزش پژوهش و شناسایی اهداف پژوهش که به ترتیب در بخشهای (1-3) و (1-4) بیان شده اند، کمک بسیار مینماید. در ادامه سؤالات پژوهش (بخش 1-5) و فرضیه های پژوهش (بخش 1-6) بیان شده است. در بخش (1-7) روش پژوهش شامل روش گردآوری داده ها، متغیرهای پژوهش، جامعه آماری و نمونه پژوهش و روش آزمون فرضیه ها ارائه گردیده است. در بخش (1-8) استفادهکنندگان از نتایج پژوهش، و در بخش (1-9) واژه های کلیدی این پژوهش تعریف شده اند. در نهایت، بخش (1-10) ساختار کلی این پایان نامه در فصلهای باقیمانده را تشریح می کند.
1-2- بیان مسأله پژوهش
در پژوهشی چانی و همکاران (2012) به بررسی حساسیت تغییرات خارج از کنترل شرکت در تغییرات ایجاد شده در ارزش وثیقه پرداختند. آنها یافتند که در طول دوره 1993 تا 2007 افزایش در ارزش املاک و مستغلات باعث افزایش بااهمیتی در تأمین مالی برونسازمانی و سرمایه گذاری می شود. همچنین، از دیدگاه بالاکریشنان و همکاران (2104) کیفیت گزارشگری مالی می تواند بر رابطه بین تغییرات در تأمین مالی و سرمایه گذاری و تغییرات در ارزش وثیقه تأثیرگذار باشد (بالاکریشنان و همکاران، 2014). از دیدگاه آنان شرکتهای با کیفیت گزارشگری بالاتر از محدودیت در تأمین مالی کمتری برخوردارند؛ دلیل این موضوع آن است که شرکتهای با کیفیت بهتر گزارشگری مالی، عدم تقارن اطلاعاتی بین خود و تأمینکنندگان بیرونی سرمایه را کاهش می دهند و بنابراین، برای تأمین مالی به وثیقه کمتری وابسته هستند. در نتیجه، انتخابهای تأمین مالی و سرمایه گذاری این دسته از شرکتها، کمتر از تغییرات در ارزش وثیقهای تأثیر میپذیرد (بالاکریشنان و همکاران، 2014).
از دیدگاه استیگلیتز[16] و ویس[17] (1981) و بنملچ و برگمن (2009) کاهش ارزش وثیقه شرکتها دارای دو پیامد بر تأمین مالی آنها است؛ اول این که میزان اعتبارات دریافتی آنها کاهش مییابد، دوم، در غیر اینصورت برای جلوگیری از کاهش میزان اعتبارات دریافتی، نرخ بهره افزایش پیدا می کند. در ایران نیز، نتایج پژوهشهای انجام شده حاکی از آن است که شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران تا حدودی در تأمین منابع مالی دارای محدودیت هستند (ستایش و همکاران، 1392). ستایش و همکاران (1392) یکی از دلایل احتمالی این امر را این موضوع میدانند که سازمانهای تأمینکننده منابع مالی احتمالاً به دلیل ریسک بالای سرمایه گذاری در شرکتهای بورسی تمایل چندانی به انجام این کار ندارند. بنابراین، میتوان این چنین تصور کرد که در صورت تأمین وثیقه لازم از سوی شرکتها بهگونهای که اعتماد اعتباردهندگان را جلب کند، آنها میتوانند فعالیتهای تأمین مالی خود را انجام دهند. بنابراین، انتظار بر آن است که در ایران نیز رابطه مثبت بین تغییر در ارزش وثیقه شرکتها و تأمین مالی آنها وجود داشته باشد.
با وجود این که پژوهشهای انجام شده قبلی در خارج از کشور رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی، تصمیمهای تأمین مالی و سرمایه گذاری را تأیید کرده اند اما ایران یک کشور در حال توسعه بوده و دارای ساختارهای متفاوت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با کشورهای توسعهیافته نظیر آمریکا است و از همه مهمتر دارای ساختارهای متفاوت نظام بانکی با کشورهای توسعهیافته است. بنابراین، با توجه به مطالب بالا میتوان مسأله پژوهش حاضر را به این نحو بیان کرد که آیا تغییرات ایجاد

شده در ارزش دارایی های وثیقهای تأثیری بر کیفیت گزارشگری مالی شرکتها در ایران دارد؟ و این که تأثیر کیفیت گزارشگری مالی بر تصمیمهای تأمین مالی و سرمایه گذاری چگونه است؟ و آیا تغییرات ایجاد شده در ارزش دارایی های وثیقهای اثرهای متفاوتی بر تصمیمهای تأمین مالی و سرمایه گذاری شرکتهای با کیفیت گزارشگری بالا و پایین میگذارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
1-4- اهداف پژوهش
پژوهش حاضر با چهار هدف انجام خواهد شد. هدف اول از انجام این پژوهش بررسی نقش دارایی های وثیقهای در کاهش محدودیتهای تأمین مالی و افزایش ظرفیتهای تأمین مالی شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران است. همچنین، هدف دوم از پژوهش حاضر بررسی نقش دارایی های وثیقهای بر سرمایه گذاری شرکتها است. سومین هدف، به بررسی نقش کیفیت گزارشگری شرکتها بر رابطه بین دارایی های وثیقهای و تصمیمهای تأمین مالی و سرمایه گذاری آنها برمیگردد. در نهایت، هدف آخر پژوهش حاضر مطالعه پاسخ کیفیت گزارشگری شرکتها به تغییرات ایجاد شده در ظرفیتهای تأمین مالی آنها است. بنابراین، با دستیابی به نتایج پژوهش در خصوص شرکتهای فعال در بورس اوراق بهادار تهران، میتوان از این طریق به مدیران شرکتها و بانکها در خصوص تصمیمهای تأمین مالی و مسئولان اقتصادی کشور، علیالخصوص مسئولان بورس اوراق بهادار، در زمینه اتخاذ تصمیمهای منطقی برای قانونگذاری در حسابداری برای شرکتها کمک شایانتوجهی کند.
[1] Healy
[2] Palepu
[4] Jensen
[5]– منظور از ظرفیتهای تأمین مالی شرکتها، امکانات و تواناییهای آنها برای تأمین مالی فعالیتهای خود است. بهعبارت دیگر، ظرفیتهای تأمین مالی شرکتها نشاندهنده آن است که آنها تا چه اندازه توانایی حمایت از تأمین مالی خود را دارند؛ به بیان دقیقتر، آیا شرکتها دارای منابع و دارییهایی برای وثیقه گذاردن در جهت دریافت منابع مالی بهگونه قرض هستند و یا این که دارای امکاناتی (همچون اطلاعات مالی باکیفیت) برای کاهش نیاز به وثیقه هستند.
[6] Hubbard
[7] Stein
[8] Biddle et al.
[9]– منظور از کمسرمایه گذاری (Underinvestment)، صرفنظر کردن شرکتها از فرصتهای سرمایه گذاری با ارزش فعلی خالص مثبت است.
[10] Balakrishnan et al.
[11] Gan
[12] Benmelech
[13] Bergman
[14] Chaney et al.
[15] Collateral Value
[16] Stiglitz
[17] Weiss
[18] Overinvestment
[19] Hope
[20] Thomas
[21] McNichols
[22] Stubben
[23] Francis
[24] Martin
[25] Healy et al.
[26] Leuz
[27] Verrecchia
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
از طرف دیگر، در فصل خصوصیات كیفی اطلاعات مالی مفاهیم نظری گزارشگری مالی آمده است: «استفاده كنندگان صورت های مالی باید بتوانند صورت های مالی (وضعیت و عملكرد مالی ) را طی زمان و همچنین با صورت های مالی واحدهای تجاری مختلف، مقایسه كنند. بدین ترتیب، ضرورت دارد آثار مالی معاملات و سایر رویدادهای مشابه در داخل واحد تجاری و در طول زمان برای آن واحد تجاری با ثبات رویه اندازه گیری و ارائه شود و بین واحدهای تجاری مختلف نیز هماهنگی در رویه های اندازه گیری و گزارشگری رعایت گردد.
آنچه از مطالب مزبور می توان نتیجه گرفت، این است كه اطلاعات مالی واحدهای تجاری می تواند مفید واقع شود، كه بتوان آن را با اطلاعات مشابه سال های گذشته همان واحد، و یا با اطلاعات مشابه سایر واحدهایی كه در آن صنعت فعالیت مقایسه كرد (نویسی و همکاران، 1384). اما به تغییرات مستمر و مداومی كه در شرایط اقتصادی و اجتماعی صورت می گیرد، تغییر در اصول و روش های حسابداری، و به علت پیچیدگی و حجم بالای معاملات تجاری بروز اشتباه در گزارشگری مالی، و در نتیجه تجدید ارائه صورت های مالی منتشر شده اجتناب ناپذیر به نظر میرسد. چالشی كه محتوای اطلاعاتی صورت های مالی را خدشه دار می سازد، تجدید ارائه صورت های مالی ناشی از تغییرات حسابداری و اصلاح اشتباهات گذشته است.
این عارضه علاوه بر قابلیت مقایسه، می تواند قابلیت اتكای صورت های مالی را نیز در هاله ای از ابهام قراردهد؛ كه در این صورت، حتی هدف اولیه صورت های مالی تهیه خود (ارائه اطلاعات مفید در اخذ تصمیمات اقتصادی ) نیز برآورده نخواهد شد.
فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1- تشریح و بیان مسئله
تحقیقات انجام شده در كشورهای توسعه یافته نشان دادهاست كه به طور كلی بازار سرمایه از خود واكنش شدیدی به تجدید ارئه صورتهای مالی نشان میدهد. برای مثال میتوانیم مشاهده كنیم كه قیمت سهام و ضریب واكنش سود پس از اعلام تجدید ارائه صورتهای مالی كاهش قابل توجهی خواهند داشت (اندرسون و یون، 2002؛ گریفین و همكاران، 2004). همچنین امكان اعلام دعاوی حقوقی علیه شركتهایی كه صورتهای مالی خود را تجدید ارائه میكنند افزایش مییابد (پالمورس و همكاران، 2004؛ پالمورس و اسچولز، 2004). در محیط اقتصادی ایران این موضوع از آن جهت اهمیت ویژه دارد كه بر اساس ماده 141 قانون تجارت، هر ذینفعی میتواند با مراجعه به محاكم قضایی خواستار توقف عملیات شركتهایی شود كه مشمول این ماده قانونی هستند.
واكنش بازار و سایر مراجع به تجدید ارائهها به ویژه در خصوص تجدید ارائههایی كه متقلبانه تلقی میشوند شدیدتر است. تجدید ارائههایی كه از انگیزههای گزارشگری مالی متقلبانه مدیران شركتها نشات گرفتهاند میتواند حاوی نشانههایی مبنی بر وجود شرایط وخیم مالی در شركت باشند. برای مثال پالمورس و همكاران (2004) نشان دادند كه در موارد تجدید ارائه اعلام شده از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار یا تجدید ارائههای الزام شده از سوی حسابرسان، بازار با شدت بیشتری قیمت سهام شركتها را كاهش میدهد. در حالتی كه تجدید ارائه صورتهای مالی از سوی سرمایهگذاران متقلبانه ارزیابی شود، به صداقت مدیریت و شهرت و اعتبار شركت خدشه وارد خواهد شد.
به هر حال تجدید ارائه صورتهایی مالی میتواند حاوی نشانههایی مبنی بر وجود مشكلات مالی قابل توجه در شركت باشد. به ویژه در زمانی كه تجدید ارائه صورتهای مالی متقلبانه ارزیابی شود، انتظار میرود شركت درگیر بحران مالی اساسیتری باشد. بنابراین در این تحقیق شرایطی جستجو میشود كه بر اساس آن تجدید ارائه صورتهای مالی حاوی نشانههایی مبنی بر احتمال بروز درماندگی مالی آتی در این دسته از شركتها باشد.
1-2- ضرورت انجام تحقیق
درماندگی مالی و ورشكستگی شركتها یكی از با اهمیتترین وضعیتهای مالی است كه یک شركت ممكن است با آن روبرو شود. این موضوع به ویژه از دید سرمایهذاران و نهادهای قانونی درگیر گزارشگری مالی از اهمیت فراوانی برخوردار است. در صورت بروز درماندگی مالی سرمایهگذاران بخش قابل توجهی از سرمایه خود را از دست میدهند. از سوی دیگر، تجدید ارائه صورتهای مالی یكی از بارزترین نشانههای تقلب در گزارشگری مالی تلقی میشود و تجوه بسیاری از اشخاص در گیر در فرایند گزارشگری مالی را به خود جلب كردهاست. تعداد رو به رشد تجدید ارائه صورتهای مالی در بازار سرمایه ایران، باعث شدهاست نگرانیهایی اساسی در خصوص قابلیت اعتماد سیستمهای گزارشگری مالی شركتها و همچنین موثر بودن فرایندها و سیستمهای نطارتی به وجود آید. بررسی محتوای اطلاعاتی تجدید ارائه صورتهای مالی میتواند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار باشد. در صورتی كه تجدید ارائه صورتهای مالی بتواند حاوی نشانههایی مبنی بر بروز درماندگی مالی در آینده باشد این اطلاعات میتواند توسط سرمایهگذاران مورد استفاده قرار گرفته و واكنش مناسبی را پیش از وقوع درماندگی از خود نشان داده و پیامدهای ناشی از درماندگی مالی را حداقل سازند.
1-3- اهداف اساسی تحقیق
اهداف این تحقیق عبارتند از:
- بررسی رابطه بین تجدید ارائه صورتهای مالی و احتمال درماندگی مالی شركتها در آینده
- بررسی تاثیر نوع تجدید ارائه (متقلبانه و غیر متقلبانه) بر رابطه بین تجدید ارائه و احتمال درماندگی مالی آتی شركتها در آینده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
، در این فصل کلیات تحقیق شامل تشریح موضوع تحقیق و بیان مسئله، ضرورت و اهمیت تحقیق، فرضیه ها و اهداف تحقیق و متغیرهای مورد بررسی، ارائه شده و نیز تعریف عملیاتی تعدادی از واژه های تخصصی استفاده شده در رساله به همراه چارجوب فصول آتی معرفی شده است.
2-1 تعریف مسئله
هدف اصلی گزارشگری مالی كمك به استفاده كنندگان به ویژه سرمایه گذاران درتصمیم گیریهای اقتصادی است و ارزیابی ارزش شركت، مبنای اصلی تصمیمات اقتصادی سرمایه گذاران قرارمی گیرد. نهادهای حرفه ای حسابداری ومالی باتاكید برتدوین استانداردهای حسابداری كه بتوانددرقالب صورتهای مالی، اطلاعاتی مفید و مربوط برای سرمایه گذاران وسایرگروه های استفاده كننده ارائه كند، درراستای تحقق اهداف مورد نظرحسابداری گامهای اساسی برداشته اند و انتظار میرود تلاش آنها به ارتقای كیفیت صورتهای مالی و افزایش توان پیش بینی متغیرهای حسابداری كمك كند(بارت[2]2002.(
عمده ترین اطلاعاتی که سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار از آن استفاده می کنند متغیرهای مالی شرکتها است. بنابراین متغیرهای مالی برحجم معاملات شرکتها تاثیرگذاراست. اطلاعاتی که توسط هرکدام ازعوامل مالی فراهم می شودبا بقیه متفاوت است و هیچ کدام به تنهایی اطلاعات کاملی را دراختیارتصمیم گیرندگان قرارنمی دهند.
قدمت تحقیقات مربوط به بررسی رابطة میان متغیرهای حسابداری و قیمت بازار، بازده سهام، حجم معاملات سهام به حدود چهاردهه میرسد، به گونه ای كه این موضوع درآثاراندیشمندانی چون بال[4] و بروان[5] (1968) و بیور که از پیشگامان عرصة پژوهش درحوزة حسابداری به شمارمی آیند، به طورجامع مورد مطالعه قرارگرفته است. البته، با وجود اینكه یافته های چنین تحقیقاتی كه تعداد آنها درطول زمان و درنقاط گوناگون جهان به دهها و شاید صدها مورد میرسد، حاكی ازتأیید ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری ( مفهوم ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری، بیانگر جایگاه اطلاعات حسابداری درارزشگذاری حقوق مالكان است؛ یعنی، نشان میدهدكه چه بخشی ازارزش شركت برای مالكان را میتوان به كمك اطلاعات حسابداری تبیین نمود[6]) بوده، ولی تأكید آنها برمطالعة ارتباط متغیرهای حسابداری درمقاطع خاصی اززمان قرارداشته وكمتربه بررسی روند تغییرات آن درطول زمان پرداخته شده است. این درحالی می باشدكه با توجه به انتقادهای مطرح شده درخصوص رویه های حسابداری در اواسط دهة1990وورشكستگی همراه بارسوایی های حسابداری شرکتهایی چون انرون[7]وورلدكام[8] در اوایل دهة2000؛ اهمیت گروه اخیرپژوهشهای حوزة ارتباط ارزشی، درحال حاضربه نحو چشم گیری افزایش یافته وتوجه بسیاری رابه خود جلب نموده است. دراینجا لازم به ذكرمی باشدكه اكثریت قریب به اتفاق نسخه های ایرانی پژوهش های انجام شده درحوزة ارتباط متغیرهای حسابداری با محرکهای بازار ازنوع مقطعی بوده ودربیشترآنها تنها به آزمون وجود یا نبود رابطة معناداری میان قیمت بازارسهام وانواع اطلاعات حسابداری درمقاطع خاصی از زمان، بسنده شده است. ازسوی دیگر، با اینكه متداول ترین متغیرحسابداری مورد استفاده دراین پژوهش ها سود حسابداری بوده، ولی رابطة متغیرهایی چون ارزش دفتری، اقلام تعهدی، جریانهای نقدی واقلام گوناگون ترازنامه وصورت سودوزیان نیز با قیمت بازار یا بازدة سهام مورد مطالعه قرارگرفته است. یافته های اكثرتحقیقات مذكور، حاكی ازتأیید ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری درایران می باشد (رافیكباغومیان 1388).
دراین میان، ابراز نارضایتی روز افزون محافل حرفه ای وصاحبنظران حوزة سرمایه گذاری نسبت به توانایی الگوی كنونی گزارشگری مالی درهماهنگ شدن با تغییرات ایجاد شده درمحیطهای نوین كسب و كار وتأمین نیازهای اطلاعاتی جدید سرمایه گذاران؛ نقش به سزایی درارتقای جایگاه این شاخه از پژوهشهای ارتباط ارزشی متغیرهای حسابداری ایفاء نموده است(زیمرمن[9]،1990). آنان این بحث را پیش می كشندكه ادامة ناتوانی الگوی مذكور، موجب تضعیف بیشتر ویژگی كیفی مربوط بودن اطلاعات حسابداری میشود و ارزشگذاری وارزیابی عملكرد شركتهای فعال درمحیط های كسب وكارمبتنی برفن آوریهای نوین واطلاعات پایه[10] كنونی را باچالشهای جدید مواجه میسازد (اِلیوت[11] و جِیكوبسون[12]، 1991 ؛آپتون[13]، 2001)
این درحالی است كه بدبینی موجود نسبت به ارتباط ارزشی الگوی گزارشگری مالی فعلی را می توان به وضوح دردرخواستهای روز افزون سرمایه گذاران برای دریافت اطلاعات غیرمالی وارائه شدن داوطلبانة چنین اطلاعاتی ازسوی شركتها،مشاهده كرد. مطالعات انجام شده نشان میدهدكه به اعتقاد سرمایه گذاران فعال درصنایع گوناگون، مربوط بودن اطلاعات مالی ارائه شده تنها به همراه اطلاعات غیرمالی مرتبط احراز میگردد ومعنا می یابد.
یافته های برخی از پژوهش ها حاكی ازآن میباشدكه همزمان با كاهش پیش گفته درارتباط ارزشی سود حسابداری، ارتباط ارزشی ارزش دفتری(حقوق مالكان) درطول زمان افزایش یافته است .بهبود نقش ارزش دفتری درارزشگذاری حقوق مالكان را می توان نتیجة ناپایداری بیشترسود و غیرقابل پیش بینی تر بودن آن به شمارآورد. به بیان بهتر، سرمایه گذاران ترجیح می دهند تا برای پیش بینی بهترسود عملیاتی آتی، به جای ارقام تاریخی و ناپایدار سود شركت ازارزش دفتری آن استفاده كنند و برآن اتكاء نمایند (اُهلسون[14]1999،تسِه[15]ویانساه[16] 1991).
ازسوی دیگر، این رویكردكه ارتباط ارزشی سود حسابداری درطول زمان كاهش و درمقابل ارتباط ارزشی اطلاعاتی چون ارزش دفتری افزایش یافته ، توسط تمام پژوهشگران مورد تأیید قرارنگرفته است[17]. این همه درحالی میباشدكه بازنگری نتایج تحقیقات انجام شده درزمینة روند تغییرات ارتباط ارزشی اطلاعات تركیبی(سودوارزش دفتری)، حاكی از ناسازگاری یافته های پژوهشی با یكدیگراست. به عبارت دیگر، نتایج برخی از مطالعات نشان می دهدكه درطی سالهای متمادی و به رغم ادعای منتقدان، تغییرات معناداری در روند ارتباط ارزشی مشاهده نشده؛ درحالیكه یافته های پژوهشهای دیگرحاكی از وجود یک روندكاهشی درارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری درطی زمان می باشد.
باتوجه به آنچه كه اشاره شد، سوال اصلی تحقیق حاضرآن است كه:
چه ارتباطی بین متغیرهای حسابداری و حجم معاملات وجود دارد و اینکه چگونه میتوان ازهریک از متغیرهای مذكوربرای پیش بینی روند آتی متغیرهای متقابل آن بهره گرفت؟
3-1 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

آنچه برای سازمان بورس و اوراق بهادارتهران، کارگزاران و مقامهای مالیاتی حائز اهمیت است حجم معاملات است زیرا کارمزد و منافع همه ی سازمان های مذکور براساس تعرفه هایی ازحجم مبادلات تعیین می شود و در واقع تمام آنها بیش از آنکه از افزایش یاکاهش قیمت سهام سود ببرند ازحجم مبادلات سود می برند.
بررسی حجم مبادلات بازارها ازدیدگاه اقتصادکلان نیز اهمیت دارد. هرچه حجم مبادلات بازار در اقتصاد یک کشور بیشتر باشد سهم بزرگتری ازآن اقتصاد را به خود اختصاص می دهد و اهمیت بیشتری درآن اقتصاد دارد. یکی از وظایف اصلی بورس ها هدایت نقدینگی مازاد موجودکشور به سوی فعالیتهای تولیدی وسرمایه گذاری های سالم است و واضح است که افزایش حجم مبادلات دربورس نیل به این اهداف را هموار می سازد. خریداران وفروشندگان نیز میتوانند ازحجم مبادلات نتایج موثری کسب کنند آنها می توانند ازطریق حجم مبادلات وضعیت عرضه وتقاضای هرسهم را بررسی کنندو درتصمیمات خود از این ابزاراستفاده کنند.
لذا با انجام تحقیق حاضر تلاش میشود قدمی با اهمیت درراستای تحقق آرمان بسیاری از فعالان بازار و تصمیم گیرندگان كلان اقتصادی كشور برداشته شود. اهمیت موضوع از آنجا بیشترمی شودكه بدانیم براساس سند چشم انداز بیست ساله توسعه كشور و قانون توسعه اقتصادی وفرهنگی و ابلاغ سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی كه به لزوم قیمت گذاری بنگاهای مشمول خصوصی سازی از طریق بورس اوراق بهادار اشاره دارد و روش قیمت گذاری سازمان خصوصی سازی كه درحال حاضر مجبور به استفاده ازروش عرضه درصد ناچیزی از سهام شركت دربازار برای كشف قیمت ازطریق تعادل عرضه وتقاضا دربورس بوده است، مشكلات بسیاری ایجاد شده واین موضوع درنهایت موجب عدم كارایی و ایجاد رانت اطلاعاتی میشودكه یكی دیگراز رویكردهای تحقیق، كمك به كاهش رانت مذكور و تاثیر بركارآیی بازار است.
4-1 اهداف تحقیق
امروزه یكی از اساسی ترین مسائل اقتصادی افراد حقیقی و حقوقی و دغدغه های تصمیم گیران اقتصادی و دولت مردان در مورد بازار سرمایه ، تخصیص بهینه منابع موجود است. چنین تخصیصی زمانی امكان پذیر است كه منابع به سمت سرمایه گذاری های پربازده و با ریسك منطقی هدایت شوند. در این میان نقش اطلاعات پردازش شده كه با یک معیار اندازه گیری معتبر تركیب شده باشد، كاملأ مشهود است( پیری 1387).
در این تحقیق اهداف به دو بخش علمی و کاربردی به شرح ذیل تفکیک شده اند:
- اهداف علمی :
- بیان اهمیت افشای اطلاعات حسابداری وگزارشگری مالی ومتغیرهای پیش گفته برای سازمان بورس اوراق بهاردار وكمیته تدوین كننده استاندارهای حسابداری است.
- تبیین وشناسایی مهمترین متغیرهای حسابداری برای سرمایه گذاران بالفعل وبالقوه بورس اوراق بهاداردر تهران كه بتوانند در زمان تصمیم گیری به آنها اتكا نمایند.
- شناسایی وتعیین مهمترین متغیرهای حسابداری كه بتوان به كمك آنها عملكردگروه های مختلف بورس را ارزیابی نمود.
- رفع مغایرت نتایج ناسازگارتحقیقات قبلی صورت گرفته درخصوص روند تغییرات ارتباط اطلاعات حسابداری درطول زمان است.
- اهداف کاربردی:
- توجه بیشتر به مبانی صحیح ارزش گذاری داراییهای مالی و در جهت پیش بینی حجم معاملات سهام و استفاده از آنها در مدلهای تصمیم گیری.
- آگاه ساختن سرمایه گذاران نسبت به میزان مربوط بودن ودرنتیجه سودمندی اطلاعات حسابداری درتصمیم گیریهای ارزشگذاری و سرمایه گذاری است.
- بازنمایی پیامدهای وضع استانداردهای حسابداری وسایرقوانین ومقررات حیطةگزارشگری مالی وحوزة ارزشگذاری است.
- شناخت تشابهات و تفاوتهای میان گروه های مختلف دربورس اوراق بهادارتهران درخصوص متغیرهای حسابداری پیشگفته.
5-1 فرضیه های تحقیق
با توجه به آنچه که اشاره شد، فرضیه های تحقیق حاضر به ترتیبی زیر قابل تبیین است:
فرضیه اصلی: بین متغیرهای حسابداری وحجم معاملات رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فوق به پنج فرضیه فرعی به ترتیب زیر تقسیم بندی شده است:
فرضیه فرعی اول : بین نسبت قیمت به سود (P/E)و حجم معاملات سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم : بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام (BV/MV) و حجم معاملات سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی سوم : بین نسبت Q توبین و حجم معاملات سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی چهارم : بین نسبت بازده سرمایه گذاری و حجم معاملات سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی پنجم : بین نسبت وجه نقد حاصل از عملیات به سود حاصل از عملیات و حجم معاملات سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
[2]– Barth
[3]-Chen Charles J.P & Shimin Chen
[4] -Ball.
[5] -Browm.
[6]–ارائه شده است Ohlson(1995)این تعریف بر پایه الگوی
[7]– Enron.
[8] -Worldcom.
[9]-zimerman, 1990 .
[10]-nformation-Based.
[11]– Elliott.
[12]– Jacobson.
[13]– Upton.
[14]– Ohlson.
[15]– Tse.
[16]– Yansah.
[17]– Brown et al و( 1999( Lev and Zarowinبرای مثال یافته های
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف از فصل اول، بیان کلیات پژوهش می باشد، از این رو پس طرح مسئله و بیان سوال اصلی تحقیق به ضرورت و اهمیت انجام مطالعه حاضر پرداخته شده است. در ادامه اهداف و فرضیه های مبتنی بر مدل اقتصاد سنجی آورده شده است. در نهایت با بیان کوتاهی از مراحل اجرای تحقیق به ارائه مدل مفهومی، مدل اقتصاد سنجی به معرفی متغیرها پرداخته شده است.
1-2 بیان مسئله
در واقع مسئله اصلی در تحقیق حاضر اینست که اصول حاکمیت شرکتی در شرکتهای منتخب رعایت نشده و این امر سبب شده است، درآمد مالیاتی کسب شده از درآمد بالقوه فاصله فاحشی داشته باشد. از این رو در مطالعه حاضر پس از تبیین شاخص های اساسی حاکمیت شرکت، به دنبال پاسخ به این مسئله هستیم که اگر اصول اساسی حاکمیت شرکتی محقق شود، حقوق کلیه ذی نفعان و مشخصا حقوق دولت لحاظ می شود؟
1-3 -اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
یکی از عوامل اصلی بهبود کارایی اقتصادی، نظام راهبری بنگاه (حاکمیت شرکتی) است که در برگیرنده مجموعه ای از روابط میان مدیریت شرکت، هیئت مدیره، سهامداران و سایر گروه های ذینفع است. نظام راهبری بنگاه ساختاری را فراهم می کند که از طریق آن هدف های بنگاه تنظیم و وسایل دستیابی به هدفها ونظارت بر عملکرد تعیین می شود. این نظام، انگیزه لازم برای تحقق اهداف بنگاه را در مدیریت ایجاد کرده و زمینه نظارت موثر را فراهم می کند. به این ترتیب شرکتها منابع را با اثر بخشی بیشتری به کار می گیرند (مکرمی، 1385، 33). لذا حاكمیت شركتی به دلایل زیر حائز اهمیت است:
- چارچوبی را برای ایجاد اعتماد بلندمدت میان شركت ها و تهیه كنندگان خارجی سرمایه فراهم می كند.
- با منصوب كردن مدیرانی كه بانك تجربیات و ایده های جدید هستند، تفكر استراتژیک را به صدر شركت هدیه میكند.
- مدیریت و نظارت بر ریسك جهانی پیش روی شركت را منطقی می سازد.
-

-
- با تقسیم فرایند تصمیم گیری، اتكای به مدیران ارشد و مسئولیت آنان را محدود می سازد (سینا قدس، 1387، 50).
1-4-اهدف تحقیق
حاکمیت شرکتی پیش از هر چیز، حیات بنگاه اقتصادی در درازمدت را، هدف قرار داده و درصدد است تا از منافع سهامداران در مقابل مدیریت سازمان ها حفاظت کند. دو هدف حاکمیت شرکتی عبارت است از:
- کاهش ریسک بنگاه اقتصادی از طریق بهبود و ارتقای شفافیت و پاسخگویی.
- بهبود کارایی درازمدت سازمان، از طریق جلوگیری از خودکامگی و عدم مسئولیت پذیری مدیریت اجرایی (Keasey, 2005).
اهداف تحقیق حاضر عبارتند از:
- تبیین رابطه بین اصول حاکمیت شرکتی با نسبت مالیات ابرازی به قطعی
- تعیین الویت شاخص های حاکمیت شرکتی برای شرکت های منتخب
- بررسی عوامل کلیدی حاکمیت شرکتی در شفافیت مالیات ابرازی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل ابتدا به تبیین مسئله اصلی تحقیق پرداخته شده و سپس اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق، تشریح می گردد، زیرا توانایی شرکتها در فراهم کردن سرمایه وتهیه ی برنامه های مالی مناسب از عوامل اصلی رشد وپیشرفت هر شرکت محسوب می شود. و همچنین میدانیم هدف هرشرکتی بهره وری است ویکی از معیارهای اصلی در اندازه گیری بهره وری شدت سرمایه است. در ادامه با توجه به موضوع تحقیق که رابطه بین شدت سرمایه وحاکمیت شرکتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد، مسئله اصلی تحقیق ارائه می گردد. اهداف و فرضیه های تحقیق از مطالب دیگر فصل اول است. درباره روش تحقیق نیز مطالبی بیان می شود و در ادامه، تعریف واژه های اختصاصی تحقیق مطرح خواهد شد.
1-2 بیان مساله
اصطلاح حاکمیت شرکتی برگرفته از کلمه ی یونانی Kyberman به معنی راهنمایی کردن یا اداره کردن می باشد و از کلمه یونانی به کلمه لاتین Gubernareو فرانسه ی قدیمGoverner تبدیل شده است. اما این کلمه به شیوه های مختلف توسط سازمانها یا کمیته ها مطابق علایق ایدیولوژیکی آنها تعریف شده است.
حاکمیت شرکتی به چگونگی اداره و کنترل شرکتها به ویژه نقش هیات مدیره در این رابطه پرداخته است و چارچوب یک نظام پاسخگویی موثر را بیان میکند. به طور کلی حاکمیت شرکتی در پی ایجاد چارچوبی است که توازن مناسبی بین آزادی عمل مدیریت و پاسخگویی و منافع ذینفعان مختلف فراهم آورد.
دغدغه اساسی حاکمیت شرکتی تامین ابزاری است که موجب پاسخگویی مدیران شرکت در مقابل تامین کنندگان سرمایه در مورد نحوه ی استفاده از دارایی ها شود. مسئولیت و وظیفه هیات مدیره چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه٬ در نتیجه شناخت بیشتری از این که حاکمیت شرکتی هم بر عملکرد اقتصادی شرکت و هم بر توانایی آن در دسترسی به سرمایه بلندمدت و کم هزینه ثمر دارد، مورد توجه زیادی قرار گرفته است.
بیشتر شرکتها برای ایجاد درآمد به سرمایه گذاری نیاز دارند. منظور از سرمایه، ماشین آلات وتجهیزات مورد استفاده در عملکرد تولید و همچنین سهام دارایی های مالی در یک تجارت است.
شدت سرمایه، یک واحد اندازه گیری بهره وری است. با توجه به اینکه یک شرکت به چه مقدار پول برای صرف کردن پول نیاز دارد. شرکتهایی با شدت سرمایه ی بالا عامل موثری در بازار نیستند و ممکن نیست بازار قوی را نگه دارند. شدتهای پایین تر سرمایه بازگشت بیشتر سرمایه گذاری را نشان میدهند. یک راه ساده برای اندازه گیری شدت سرمایه میتواند، تقسیم داراییها بر درآمد فروش باشد.
شدت سرمایه یا نسبت موجودی سرمایه به تعداد نیروی کار، بیانگر گستردگی نیروی کار یا سرمایه ی به کار رفته درتولید است. از آنجا که این نسبت مشخص کننده ی میزان سرمایه موردنیاز جهت ایجاد یک شغل جدید در صنعت میباشد، میتواند از زاویه ی دیگر معرف سرمایه بر یا کاربر بودن تکنولوژی در صنعت شود.
در این مقاله رابطه ی بین شدت سرمایه و حاکمیت شرکتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار میدهیم تا به این سوال پاسخ داده شود که:
1.آیا بین شدت سرمایه و حاکمیت شرکتی رابطه ای وجود دارد؟
1-3 ضرورت انجام تحقیق
همانطور که می دانیم بهره وری از مفاهیم علم اقتصاد ومدیریت است که چنین تعریف میشود:
«مقدارکالا ویا خدمات تولید شده در مقایسه با هرواحد از انرژی و یا کار هزینه شده بدون کاهش کیفیت یا به این شکل: اثربخشی به همراه کارایی». در واقع بهره وری٬ به بدست آوردن حداکثر سود ممکن با بهره گیری و استفاده ی بهینه از نیروی کار٬ توان٬ استعداد و مهارت نیروی انسانی٬ زمین٬ ماشین٬ پول٬ تجهیزات٬ زمان٬ مکان و…

اطلاق میشود.
باید توجه داشت که واژه ی بهره وری با گسترش انقلاب صنعتی وجهت افزایش سود مندی حاصل از نیروی کار٬ سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت.(ابطحی وکاظمی1383).
در این بین شناخت عواملی برای اندازه گیری بهره وری لازم است که شدت سرمایه یکی از این عوامل است و بررسی ارتباط آن با حاکمیت شرکتی که نظام راهبردی شرکتهاست از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
1-4 فرضیه های تحقیق
این تحقیق دارای یک فرضیه ی اصلی و دو فرضیه ی فرعی است:
فرضیه اصلی: بین شدت سرمایه و حاکمیت شرکتی رابطه ی معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی اول: بین شدت سرمایه و تعداد اعضای هیات مدیره رابطه ی معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم: بین شدت سرمایه و نسبت اعضای غیرموظف هیات مدیره به کل اعضای هیات مدیره رابطه ی معناداری وجود دارد.
1-5 اهداف تحقیق:
1-5-1 اهداف علمی:
1.تجزیه وتحلیل تاثیر شدت سرمایه بر حاکمیت شرکتی.
2.بررسی تاثیر شدت سرمایه بالا برحاکمیت شرکتی.
3.بررسی تاثیر شدت سرمایه پایین بر حاکمیت شرکتی.
1-5-2 اهداف کاربردی:
این تحقیق دارای اهداف کاربردی برای:
قانون گذاران سازمان بورس اوراق بهادارتهران وشرکتها می باشد، همچنین هریک از شرکتهای نمونه ی پذیرفته شده در این تحقیق نیز می توانند از نتایج آن بهره مند شوند.
نتایج این تحقیق می تواند برای گروه های زیر مورد استفاده قرارگیرد:
- شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
2- نهادهای تدوین کننده ی استانداردهای حسابداری و……
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تولید محصول و ارائه خدمات به مشتریان در زمان معین و کسب درآمد و تحمل هزینهای که در بلندمدت سود معقولی را برای شرکت داشته باشد هدف اصلی واحد تجاری میباشد. جهت تعیین اهداف یک واحد تجاری و استفاده از منابع این واحد جهت دستیابی به اهداف تعیینشده برنامهریزی و کنترل از وظایف مهم مدیران است. مدیران در مرحله برنامهریزی و کنترل جهت پیشبینی سود نیاز دارند از گرایش هزینهها، یعنی چگونگی تغییر رفتار هزینهها آگاه شوند. اطلاعات موردنیاز در این زمینه را نمیتوان به سهولت از صورتهای مالی استخراج کرد. گرایش هزینه به چگونگی واکنش هزینهها در برابر تغییر در سطح فعالیت اشاره دارد بهعبارتدیگر مقصود از گرایش هزینهها، مدلی است که بر اساس آن یک هزینه مشخص نسبت به تغییر در سطح فعالیت واکنش نشان میدهد. با توجه به ادبیات مطرحشده در حسابداری بهای تمامشده و حسابداری مدیریت مدلهای سنتی هزینهها رفتاری متقارن نسبت به تغییرات سطح فعالیت نشان میدهند؛ بهعبارتدیگر متناسب با تغییر محرک هزینه تغییر میکنند. میزان تغییر هزینهها به میزان تغییر در سطح فعالیت بستگی دارد نه به جهت تغییر با توجه به تحقیقات اخیر این ادبیات تغییر کرد و رفتار هزینهها موردتوجه بیشتری قرار گرفته است. در اواخر سال 1960 و اوایل 1970 سولومون و استابوس[1] برای اولین بار به رابطه بین فعالیتها و هزینهها اشاره کردند؛ اما توجه جدی محافل دانشگاهی و حرفهای در سال 1980 به این مسئله بیشتر جلب گردید و بر اساس ادبیات رایج پذیرفتهشده هزینه بر اساس تغییر نسبت به سطح فعالیت به دودسته ثابت و متغیر تقسیم میشوند. هزینههای ثابت فرض میشود که از سطح فعالیت مستقل باشند درحالیکه هزینههای متغیر فرض میشود بهصورت خطی و در تناسب با تغییرات در سطح فعالیت تغییر کنند. در سال 2003 فرض رفتار چسبنده هزینهها توسط اندرسون و همکارانش مطرح شد و ادبیات جدیدی مطرح گردید. این ادبیات چنین استدلال میکند که شدت کاهش هزینهها در اثر کاهش حجم فعالیت کمتر از شدت افزایش هزینهها در اثر افزایش حجم فعالیت است و به نوع رفتار هزینه “رفتار چسبنده” گفته میشود (اندرسون و همکاران، 2003)[2].
فرضیههای مختلفی در ارتباط با علت رخداد چنین رفتار چسبندهای در هزینهها وجود دارد یكی از نظریههای غالب، اقدام مدیریت در حفظ ظرفیت بیاستفاده در دورههای كاهش درآمد بهمنظور پرهیز از هزینههای تعدیل ظرفیت تولیدی و كاهش سطح داراییهای عملیاتی است. برخی چنین پدیدهای را از منظر تئوری نمایندگی و انگیزههای شخصی مدیران در حفظ سطح ظرفیت تولیدی در دورههای همچنین به بررسی اهمیت توجه به كاهش درآمد نیز تحلیل کردهاند. پژوهشگرانی نظیر اندرسون، بنكر و جاناكریمان در سال 2003[4] و بنكر و چن در سال 2006[5]، رفتار چسبنده هزینهها در ارزیابی عملكرد آتی شركت و تجزیهوتحلیلهای بنیادی پرداختهاند.
1-2 بیان موضوع و مسئله تحقیق
شناخت رفتار هزینه در واكنش به تغییرات سطح تولید و فروش برای مدیریت شرکتها از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهشهای تجربی اخیر درباره رفتار هزینه نشان داده، میزان كاهش هزینهها به هنگام كاهش فروش، كمتر از میزان افزایش هزینهها به هنگام همان میزان افزایش فروش است. به این رفتار هزینهها چسبندگی هزینهها گفته میشود. مطابق یكی از فرضیههای ارائهشده، چسبندگی هزینهها نتیجه تصمیمات سنجیده مدیران است. هنگامیکه فروش كاهش مییابد، برخی از مدیران، این كاهش را موقتی تصور كرده و انتظار بازگشت فروش به سطح قبلی را در آینده نزدیک دارند. بنابراین در تصمیمی سنجیده، منابع مربوط به فعالیتهای عملیاتی را در دورههای كاهش فروش حفظ میکنند؛ زیرا اگر منابع در پاسخ به كاهش فروش، حذفشده و در دورههای افزایش فروش، مجدد تحصیل شوند، هزینههای شركت در بلندمدت افزایش مییابد. نتایج پژوهش ویس (2010) نیز نشان داده است که رفتار چسبنده هزینهها، دقت تحلیلگران در پیشبینی درآمد را درمجموع کاهش داده که البته با توجه به در نظر گرفتن این مورد که افق پیشبینی و اثرات خاص صنعت این تحلیل را تحت کنترل قرار داده است. با توجه به طبقهبندی هزینهها به هزینههای چسبنده و غیر چسبنده، یافتههای تحقیق ویس (2010) نشان میدهد که دقت تحلیلگران در پیشبینی درآمد برای شرکتهای با رفتار هزینه چسبنده بهطور متوسط 25% کمتر از کسانی است که برای شرکتهای با رفتار هزینه غیر چسبنده تحلیل میکنند. بدیهی است رفتار هزینه نفوذ قابلملاحظهای در دقت پیشبینی تحلیلگران دارد. (ویس،2010)[6].
بهطورکلی میتوان گفت یک شرکت با هزینههای چسبنده، زمانی که سطح فعالیت کاهش پیدا میکند، کاهش بیشتری در درآمد دارد، درصورتیکه یک شرکت با چسبندگی کمتر، کاهش درآمد کمتری را در زمان کاهش فعالیت نشان میدهد. تحقیق حاضر میتواند کاربردهایی برای مدیران و حسابرسان داشته باشد. یکی از اهم وظایف مدیران کنترل عملیات و امور مالی سازمان است. مدیران باید اطلاعات خوبی برای تصمیمگیری داشته باشند تا با بهره گرفتن از تواناییهای رهبری خود نیروهای شرکت را به اجرای این تصمیمات تشویق کنند. آن ها میتوانند با توجه به حساسیت تغییرات هزینه به متغیرهای مالی و اقتصادی سهم هزینههای چسبنده را از کل

هزینهها ارزیابی کرده و در اتخاذ تصمیمات مناسب و مقتضی مؤثر باشند. حسابرسان از طریق مقایسه روابط میان اطلاعات مالی و غیرمالی منطقی بودن مبالغ صورتهای مالی را ارزیابی میکنند. آگاهی از نتایج این پژوهش پیشبینی دقیقتر سودآوری شرکتها و پیروان و تصمیمگیری دقیق مدیران و همچنین تدوین بهتر برنامههای آتی شرکت و بودجهریزی را به دنبال دارد و بحث در مورد این مطلب باعث گسترش بحث رفتار هزینهها در حسابداری مدیریت استراتژیک در ایران نیز میشود. با توجه به اهمیت کاهش چسبندگی هزینهها در شرکتها، در این تحقیق به دنبال پاسخ به این مهم هستیم که آیا چسبندگی هزینهها در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران رخ میدهد؟ چه عواملی بر چسبندگی هزینه در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیرگذارند؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
همچنین طبق یک تحلیل سنتی افزایش نامتناسب هزینهها نسبت به فروش یک نقطهضعف کنترلی مدیریت در نظر گرفته میشود که این تحلیل ممکن است گمراهکننده باشد زیرا اگر هزینهها چسبنده باشند با افزایش فروش متناسب با آن حرکت میکنند درحالیکه با کاهش فروش متناسب با آن کاهش پیدا نمیکنند این در حالی است که حسابرسان به طرز مشابهی به هنگام اجرای رویههای تحلیلی فرض میکنند که هزینهها متناسب با نوسانات فروش تغیر میکند؛ بنابراین درک بهتر از نحوه تغیر هزینهها نسبت به نوسانات فروش برای حسابرسان در بهبود اجرای رویههای تحلیلی راه گشا خواهد بود.
با توجه به نکات فوق بررسی و مطالعه بیشتر در خصوص چسبندگی هزینهها لازم به نظر میرسد
ﺿﺮورت دارد ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮاﻫﺪی به دست آﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻓﺮاروی ﻣـﺪﯾﺮان موردبررسی ﻗـﺮار ﮔﯿـﺮد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﻌﻤﻖ در ﻣﻮرد ﻧﮑﺎت زﯾﺮ اﻫﻤﯿﺖ ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ میکند:
1- تأثیر دارایی و بدهی و جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی بر چسبندگی هزینهها
2- بهروز بودن موضوع چسبندگی هزینهها در مقایسه با پژوهشهای دیگر.
3-هیچ تحقیق داخلی تاکنون به بررسی و شناسایی رابطه بین دارایی و بدهی و جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی بر چسبندگی هزینه در شرکتهای فعال پذیرفتهشده در بورس تهران نپرداخته است. این پایاننامه برای اولین بار به شناسایی رابطه بین دارایی و بدهی و جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی بر چسبندگی هزینه در شرکتهای فعال پذیرفتهشده در بورس تهران میپردازد. فلذا این موضوع بدین شکل اولین بار در این تحقیق صورت میگیرد.
1-4 اهداف تحقیق
ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روششناختی که در آن بکار میرود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی موردنیاز استفاده کنندگان مؤثر باشد و همچنین زمینهساز بستر مناسبی برای تحقیق آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد. اهداف این تحقیق بهصورت به شرح زیر میباشد.
اهداف تحقیق حاضر بر اساس تقسیمبندی اهداف به اهداف اصلی و فرعی به شرح زیر قابلطبقهبندی میباشد:
هدف اصلی:
تعیین رابطه بین دارایی، بدهی، جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی با چسبندگی هزینه در شرکتهای قلمرو تحقیق.
اهداف فرعی:
- تعیین رابطه بین دارایی با چسبندگی هزینه در شرکتهای قلمرو تحقیق.
- تعیین رابطه بین بدهی با چسبندگی هزینه در شرکتهای قلمرو تحقیق.
- تعیین رابطه بین جریان نقدی آزاد با چسبندگی هزینه در شرکتهای قلمرو تحقیق.
- تعیین رابطه تولید ناخالص داخلی با چسبندگی هزینه در شرکتهای قلمرو تحقیق.
[1] Solomon and Astabus
[2] Anderson, M.C., Banker, R., & Janakiraman, S. (2003)
[3]sticky
[4]Anderson, M.C., Banker, R., & Janakiraman
[5] Banker, R. Chen, C
[6] Weiss.D. (2010)
[7] Medeiros, O.R., & Costa, P.S., (2004)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حسابرسی فرایندی است بسامان برای جمع آوری و ارزیابی بیطرفانهی شواهد درباره ادعاهای مربوط به فعالیتها و وقایع اقتصادی برای تعیین میزان انطباق این ادعاها با معیارهای از پیش تعیینشده و گزارش نتایج به اشخاص ذینفع (بیانیهی مفاهیم بنیادی حسابرسی[1]، 1973). اصول بنیادی حسابداری و حسابرسی از دیرباز بر پایه یک چهارچوب نظری مبتنی بر قواعد[2] قرار داشته، ولی اندیشه استفاده از یک چارچوب نظری مبتنی بر اصول[3] همواره در طول زمان و بهصورت متناوب مطرح بوده (باغومیان، 1385) تا اینکه از سال 1989 و بهصورت رسمی، در آیین رفتار حرفهای تدوینشده از سوی حسابداران رسمی آمریکا[4] گنجانده شده است. رویدادهای گذشته نشان میدهد که حسابداران و حسابرسان، در ایفای مسئولیت خود در حفاظت از منافع سرمایهگذاران و سایر گروههای ذینفع، شکستخورده و موجب ایجاد موجی از رسواییها و نشانهگیری انگشت اتهام بهسوی خود شدهاند. ازاینرو پژوهش حاضر سعی دارد برخی از عواملی که موجب بروز رفتارهای ناکارآمد میگردد را بررسی نماید و به این سؤال پاسخ دهد که آیا این رفتارهای ناکارآمد میتواند تأثیری بر تغییر شغل حسابرسان در مؤسسات حسابرسی داشته باشد یا خیر. بدین ترتیب در این فصل به بیان کلیات پژوهش متشکل از؛ بیان مسئله، مدل مفهومی، فرضیهها، اهداف، قلمرو و تعریفی از متغیرهای پژوهش میپردازیم.
1-2- بیان مسئله
حسابرسان نقش مهمی را در کشف کلاهبرداریهای مالی بهمنظور پیشبینی خطای تجاری در بحران مالی غیرمنتظره بازی میکنند. شرکتهای حسابرسی نیاز دارند تا افکار مستقل را برای ارائه خدمات به مشتریانشان فراهم کنند و در کار خود حسن نیت نشان دهند (Liou & Yang, 2008). کیفیت سرویس ارائهشده به میزان چشمگیری متکی بر رفتار افرادی است که کار حسابرسی میدانی را انجام میدهند. بسیاری از مطالعات قبلی در تحقیق رفتاری به این نتیجه رسیدهاند که هم رفتار ناکارآمد حسابرس بهطور فزایندهای بر کیفیت حسابرسی اثر میگذارد و هم اینکه این امر یک عکسالعمل به محیط کاری پر از استرس ایجادشده توسط کنترل سخت مدیریتی در شرکتهای حسابرسی میباشد (Chan et al., 2009; Donnelly et al., 2006; Otley & Pierce, 1995).
حسابرسان مجبور هستند تا کارهای حسابرسی خود را در یک چارچوب زمانی بسیار محدود تکمیل کنند. در یک بررسی در کیفیت مدارک حسابرسی نشان میدهد که این امر میتواند فشار نامحسوسی را در محیط کاری اعمال کند (Louwers et al., 2005; Lord & DeZoort, 2001). کیفیت حسابهای مالی حسابرسی شده تحت کنترل سیاستهای باثبات خارجی-داخلی و فرایندهایی میباشد که ازنظر استانداردهای حسابرسی و قوانین داخلی اخلاقی قابلقبول باشند. حسابرسان ممکن است از انجام مراحل حسابرسی بدون تکمیل فرایندهای کامل حسابرسی با حذف برخی گامهای خاص شانه خالی کنند. آن ها همچنین ممکن است که زمان حسابرسی را برای تکمیل کارهای مشخصشده خود در زمان معینشده کمتر از حد معمول گزارش کنند (Otley & Peirce, 1995; Rhode, 1978). عجله برای تکمیل گزارشهای بدون گردآوری مطالب مستند کافی ممکن است باعث گزارشهای نادرست شود (Smith, 1995; Lightner et al., 1982). اگرچه این کار ممکن است باعث کاهش هزینههای کاری شود ولی دارای خطر افزایش کارهای ناتمام حسابرسی در آینده میگردد.
مطالعات پیشین نشان میدهد که پیچیدگی کار هم نیز می تواند بر بروز رفتارهای ناکارآمد در مؤسسات حسابرسی اثرگذار باشد. حسابرسانی که در کارهای پیچیده درگیر هستند، ممکن است احساس کنند که تحتفشار هستند ازاینرو اگر آن ها نتوانند این فشار را تحمل کنند، ممکن است از مسئولیت خود با مبادرت به رفتار ناکارآمد جهت خلاصی از این فشار، شانه خالی کنند (Zuraidah and Takiah, 2007).
حسابرسی همواره حرفهای پراسترس محسوب میگردد. این حرفه تحت بار سنگین کاری و ضربالاجلهای زمانی دارای خصوصیاتی میباشد. استرس مرتبط باکار ممکن است باعث خستگی شغلی و نارضایتی شغلی شود و در پی آن باعث تمایل به تغییر شغل میگردد. بررسیهای صورت گرفته نشان داده که نگرشهای فردی در رفتارهای شغلی تأثیرگذار هستند (Porter et al., 1974). افرادی که یک سازمان را ترک میکنند نگرشهای مطلوبی کمتری نسبت به آن هایی که در سازمان میمانند دارند. پرتر و همکاران (1974) شواهد محکمی را ارائه دادند که در آن انتظارات کارمندان در مورد شغلشان موردبررسی قرارمیگیرد. این بررسی اشاره بر این دارد که افراد مختلف، مجموعهای واحد از انتظارات را با خود به سازمانهایی که استخدامشان میکنند میآورند. اگر کارمندان بخواهند در سازمان باقی بمانند این انتظارات باید موردبررسی قرار بگیرد. اگر این انتظارات برآورده نشود، آنگاه ممکن است کارمندان دنبال استخدام توسط سازمان دیگری باشند که به آن ها فرصتی دوباره دهند تا اهداف شخصی خود را در آن سازمان تحقق ببخشند. تعهدات سازمانی بهطور تنگاتنگی مرتبط با فاکتور تغییر شغل است (Satina, 2003). از همین رو مؤسسات حسابرسی میتواند موردبررسی قرار بگیرد چراکه بازار کاری رقابتی آن با فاکتور تغییر شغل در تمامی بخشهای آن همراه است.
ازاینرو بررسی رفتار ناکارآمد و میزان تغییر شغل در مؤسسات حسابرسی یکی از بحثهای اساسی حوزه حسابرسی میباشد. انگیزه این پژوهش داشتن درک بالاتر از این مسئله است و بنابراین راههایی جهت انگیزه دار کردن و ابقای کار حسابرسان در مؤسسات حسابرسی را بیان میکند. نتایج کار میتواند به حسابرسان کمک کند تا کیفیت کار خود را با آگاهی از چنین رفتارهایی بهبود ببخشند. درواقع این پژوهش بیان میکند که آن ها میتوانند راه بهتری را برای آموزش کارکنانشان در ارائه خدمات حرفهایتر به مشتریان پیدا کنند. بهطورمعمول استانداردهای حسابرسی و کتابهای درسی بهطور مناسب خطرات یا نمونههای رفتارهای ناکارآمد حسابرسان را رسیدگی نمیکنند. بدین ترتیب اینگونه رفتارهای ناکارآمد در شرکتهای اقتصادی که فعالیتشان همسو با استانداردهای کنترل کیفی حرفهای میباشد، میتواند به حداقل برسد. در کنار این موضوع، حتی توان پتانسیل برای رفتار ناکارآمد حسابرس در استانداردهای کنترل کیفی موجود نیز بحث نشده است.
ازاینرو پژوهش حاضر، تأثیر فاکتورهایی که ممکن است دربردارنده تفاوتهای حسابرسی فردی در قبول رفتارهای ناکارآمد حسابرس باشند و از ماهیت پر از استرس وظایفکاری سرچشمه بگیرد و منجر به تغییر شغل در مؤسسات حسابرسی گردد، را بررسی مینماید.
1-3- اهمیت و ضرورت
- بودجه زمانی حسابرسان را تحتفشاری مضاعف قرارمیدهد. بهطور مثال شرکتهای حسابرسی ممکن است تعداد بسیاری از مشتریان جدید را در هرسال پذیرش کنند و این مشتریان ممکن است گزارشهای مالی را در یک دوره زمانی کوتاه بطلبند که باعث فشار بالای کاری برای حسابرسان گردد.
-

-
- اگر حسابرسان با مشتریان جدید یا تجارت آن ها آشنایی نداشته باشند کیفیت کار حسابرس ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد (AICPA[5], 2009) و این موضوع ممکن است زمان بیشتری را بطلبد تا بتوان گزارشهایی را از مشتریان با عملیات تجاری پیچیده تولید کرد.
- تحقیقات گذشته نشان داده است که حسابرسان خارجی تمایل به کمتر گزارش دادن تعداد ساعاتی که کار میکنند دارند (Shapeero et al., 2003; Lightner et al., 1982; Dirsmith & Covaleski, 1985). این مطالعات بیانگر این موضوع میباشد که حسابرسان در معرض خطر اثرات سوء تبعیت و دیگر انواع تأثیرات اجتماعی نامناسب هستند. فشار کاری ممکن است بستگی به اهمیت مشتریان داشته باشد (Rani et al., 2007; DeZoort & Lord 1994). چون شرکتهای حسابرسی عملیات کارشان پیچیده است ممکن است مقدار زیادی درآمد از مشتریان مهم کسب کنند و متعاقباً مقدار زمان صرف شده برای کار حسابرسی آن ها نیز شرط مهمی میباشد. آنگونه که میتوان از این دو جنبه مشاهده کرد، شرکتهای حسابرسی میتوانند از طرف مشتریان برای تولید گزارشهای خالص حسابرسی عمل کنند. ازاینرو مدیریت برتر میتواند حسابرسان میدانی را برای پذیرش رفتار ناکارآمد و برای ابقای مشتریان و تضمین آینده کاریشان مجبور کند.
- استقلال در افکار و عقاید حسابرسی نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. تعارضات منافع بین شرکا و دیگر اعضای شرکتها نیز میتواند عواقب منفی بر انگیزه شغلی حسابرسان میدانی داشته باشد. با توجه به میزان تغییر شغل انتظار میرود، در میان حسابرسانی که معیارهای اخلاقی بالاتری دارند و از رفتارهای غیراخلاقی پرهیز میکنند استقلال بالا باشد. میزان تغییر شغل میتواند بر کیفیت خدمات ارائهشده به مشتریان تأثیر بگذارد.
اعمال بودجه زمانی نامتعارف، عدم استقلال حسابرس، اهمیت ندادن به مشتری، پیچیدگی کار و بروز رفتارهای ناکارآمد که حصول آن غیرممکن و لزوم دستیابی به آن مورد تأکید قرار گیرد، خود منجر به مشکلاتی چند خواهد شد. مهمترین این مشکلات از دست دادن انگیزه و توسل به انجام امور غیرحرفهای و غیراخلاقی میباشد. توسل به انجام امور غیرحرفهای که یکی از رایجترین روشهای مقابله با فاکتورهای مورداشاره میباشد. این رفتارها و گرایشهای که معلول میباشند بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم بر کیفیت کار حسابرسی تأثیرمی گذارد. مهمترین این رفتارها انجام ندادن برخی از مراحل حسابرسی بدون کسب مجوز از مافوق و کمتر گزارش نمودن زمان انجام حسابرسی میباشد. ضمن آنکه حسابرسان معتقدند احتمال بروز اینگونه رفتارها در دیگر حسابرسان بیش از خود آنان میباشد.
ازاینرو این پژوهش به تأثیر این عوامل و بروز رفتارهای ناکارآمد در مؤسسات تحت تئوری اخلاقی میپردازد. با توجه به بررسیهای صورت گرفته توسط محقق چنین تحقیقی با توجه به فاکتورهای موردبررسی در کمتر پژوهشی ملاحظه شده ضمن اینکه در پژوهشهای داخلی نیز این ترکیب از متغیرها بررسی نشده است.
1-4- مدل مفهومی پژوهش
پژوهش حاضر از مدل مفهومی که در شکل (1-1) نشان دادهشده است پیروی میکند که در آن فاکتورهایی شامل پیچیدگی کار، فشار تخصیص زمان، اهمیت مشتری و استقلال حسابرس بر رفتار ناکارآمد و تأثیر آن بر تغییر شغل موردبررسی قرار میگیرند.
| |
| شکل 1-1– مدل مفهومی پژوهش |
1-5- اهداف تحقیق
هدف اصلی این پژوهش بررسی آزمون فاکتورهایی است که ممکن است باعث بروز رفتارهای ناکارآمد و نهایتاً خروج حسابرسان از شغل خود در مؤسسات حسابرسی گردد. فاکتورهایی که در این تحقیق دخیل هستند شامل اهمیت مشتری[6]، پیچیدگی کار[7]، فشار بودجه زمانی[8]، استقلال حسابرس[9] و پذیرش رفتار ناکارآمد[10] توسط مؤسسات حسابرسی میباشند.
این پژوهش اهداف زیر را دنبال می کند:
- این پژوهش تعدادی از فاکتورهایی که ممکن است بر سطح پذیرش رفتار ناکارآمد در یک مدل واحد اثر بگذارد را ارزیابی میکند و این مورد را دنبال میکند که عوامل گوناگون ممکن است همدیگر را خنثی یا با همدیگر فعلوانفعال داشته باشند.
- این پژوهش سعی بر این دارد شواهد تجربی مبنی بر نیاز برای برنامههای آموزش اخلاق در مؤسسات حسابرسی را بررسی نماید که سیاستمداران مؤسسات حسابرسی و حرفه گران در صورت نیاز آن را بتوانند بکار گیرند.
- اگرچه تسویی و گال (1996) اثرات تعامل کانون کنترل، متغیرهای شخصیتی و منطق اخلاقی را در موقعیتهای تعارض در حسابرسی را بررسی کردند، اما تعداد کمی از مطالعات روابط میان پیچیدگیهای کاری، فشار حاصل از بودجه زمانی، استقلال حسابرس و اهمیت مشتری را نیز مورد بررسی قرار دادهاند، بنابراین این تحقیق به دنبال بررسی این عوامل میباشد.
[1]. Statement of Basic Auditing Concepts
[2]. Rule-Based
[3]. Principle-Based
[4]. American Institute of Certified Public Accountants(AICPA)
[5]. American Institute of Certified Public Accountants
[6]. Client’s importance
[7]. Task complexity
[8]. Time budget pressure
[9]. Auditor’s independence
[10]. Dysfunctional behaviour
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از اهداف سرمایهگذاری دریافت سود است. از این رو، سرمایهگذاران به دنبال راهی برایپیشبینی سود تقسیمی و عوامل تأثیرگذار بر آن هستند. سود میتواند به آنها کمک کند تا به قضاوت و تصمیمگیری آگاهانه بپردازند. رقم سود مندرج در صورتهای مالی علاوه بر این که عملکرد عملیاتی و دورنمای آتی شرکت را نشان میدهد، زمینه مقایسه بین شرکتها را نیز فراهم میکند. اما زمانی استفاده کنندگان میتوانند به رقم سود اتکا کنند که سود عاری از هرگونه دستکاری باشد، تا بتواند عملکرد شرکت را به طور منصفانه و واقعی منعکس نماید(عاملی، 1388).
در این فصل به تشریح موضوع تحقیق، اهداف تحقیق و ضرورت آن، فرضیههای تحقیق و تعاریف عملیات یپارهای از واژههای استفادهشده در تحقیق پرداخته میشود. همچنین توضیح مختصری از نمونه، جامعه آماری، نحوه جمع آوری و تجربه و تحلیل دادهها ارائه میگردد.
1-2 تشریح و بیان موضوع
یکی از اهداف سرمایهگذاران، دستیابی به بازده در قالب سود تقسیمی است. از این رو، سرمایهگذاران به دنبال راهی برای پیشبینی سود تقسیمی و عوامل تأثیرگذار بر آن هستند. سود میتواند به آنها کمک کند تا به قضاوت و تصمیمگیری آگاهانه بپردازند. رقم سود مندرج در صورتهای مالی علاوه بر اینکه عملکرد عملیاتی و دورنمای آتی شرکت را نشان میدهد، زمینه مقایسه بین شرکتها را نیز فراهم میکند. اما زمانی استفاده کنندگان میتوانند به رقم سود اتکا کنند که سود بتواند عملکرد شرکت را به طور منصفانه و واقعی منعکس نماید (عاملی، 1388).
محاسبه سود خالص یک بنگاه اقتصادی متأثر از روشها و برآوردهای حسابداری است. امکان استفاده از روشهای گوناگون حسابداری موجب شده است، که سود واقعی (اقتصادی) شرکتها با سود گزارششده در صورتهای مالی تفاوت داشته باشد (خوشطینت و اسماعیلی، 1385). اختیار عمل مدیران در انتخاب از میان روشهای مجاز حسابداری، از جمله دیگر عواملی است كه كیفیت سود را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، كیفیت سود شرکتها تحت تأثیر مبانی گزارشگری و صلاحدید مدیران قرار میگیرد.
حتی برخی از عوامل و انگیزههایی در حوزههای اختیارات مدیریت وجود دارند که منجر به تجدید ارائه صورتهای مالی میشوند با این وجود نشانه کیفیت ضعیف گزارشگری مالی نیستند. هنگامی که مدیریت قصد انتقال اطلاعات خصوصی خود به سرمایهگذاران را دارد تا آنان وضعیت مالی و سودآوری آتی شرکت را بهتر درک نمایند، ممکن

است به نحوی اقدام به گزارشگری مالی نماید که تجدید ارائه صورتهای مالی در دورههای آتی را ناگزیر سازد. به این ترتیب نمیتوان چنین تجدید ارائهای را نشانه کیفیت پایین گزارشگری مالی و یا گزارشگری مالی متقلبانه در دورههای گذشته تلقی نمود (بادرتچر و همکاران، 2012).
عدم توجه به دلایل و انگیزههای منتج به تجدید ارائه باعث شدهاست که تحقیقات پیشین در تببین رابطه بین تجدید ارائه (کیفیت سود) و وضعیت تقسیم سود شرکتها ناتوان باشند. در این تحقیق با به کارگیری مدل دستیابی به پیشبینیها، انگیزههای مدیریت در گزارشگری مالی شناسایی شده و بر اساس آن تجدید ارائههایی که ناشی از اختیارات مدیریت است در دو گروه متقلبانه و غیر متقلبانه طبقهبندی شدهاست. بر اساس مبانی نظری انتظار میرود تجدید ارائههای ناشی از انگیزههای غیر متقلبانه نه تنها بیکیفیتی گزارشگری مالی را نشان ندهند بلکه منعکسکننده انتقال اطلاعات خصوصی مدیریت به سرمایهگذاران باشد و درنتیجه اینگونه شرکتها ضمن برخورداری از سود با کیفیت، بخش قابلتوجهی از آن را بین سرمایهگذاران تقسیم نمایند.
1-3 اهداف تحقیق و ضرورت آن
سیاست تقسیم سود برای شرکت و سرمایهگذاران از اهمیت ویژهای برخوردار است. وضعیت تقسیم سود شرکت میتواند نشاندهنده واقعی بودن یا نبودن سود گزارششده و ارائه منصفانه عملکرد عملیاتی واحد تجاری باشد. بررسی تأثیر وضعیت تقسیم سود شرکت بر معیارهای کیفیت سود میتواند به سرمایهگذاران، اطلاعات ارزشمندی برای پیشبینی سودهای آتی، تعیین ارزش شرکت و در نتیجه تصمیمگیری در مورد سرمایهگذاری ارائه کند. همچنین، مدیریت نیز میتواند در تصمیمگیری به منظور تعیینیا تغییر سیاست تقسیم سود از این اطلاعات استفاده کند. در این تحقیق به بررسی محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی در رابطه با کیفت سودهای گزارششده پرداخته شده است.
گلسمن[2] (2005) پیشنهاد میکند حذف اخذ مالیات مضاعف از سود سهام انگیزهای برای گرایش سهامداران و شركت در پرداخت سود سهام نقدی خواهد شد. همچنین پرداخت سود سهام موجب كاهش انگیزه شركت از گزارش سود تصنعی شده که منجر به تحقق جریان وجوه نقد واقعی در حمایت از سود سهام نقدی میشود. مالكیل[3] (2003)استاد اقتصاد پرینستون میگوید كه در محیطی كه نسبت به سود شرکتها با تردید و شك نگریسته میشود سود سهام نقدییک پیام بسیار قوی از قدرت مالی واقعی و اعتبار سودهای گزارششده به سرمایهگذاران است. این نمونهها نشان میدهد که برخی از سیاستگذاران، سرمایهداران و دانشگاهیان معتقدند که سود تقسیمی نشاندهنده کیفیت سود است(ین و میائو، 2011).یافتههایاین تحقیق بیان میکند كه شرکتهایی كه سود سهام پرداخت میکنند،در مقایسه با شرکتهایی که سود سهام پرداخت نمیکنند،به طور متوسط کیفیت سود بالاتری دارند.
[1]Breeden
[2]Glassman
[3]Malkiel
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف از فصل اول، بیان کلیات پژوهش می باشد، از این رو پس از طرح مسئله به ضرورت و اهمیت انجام مطالعه حاضر پرداخته شده است. در ادامه اهداف و سوالات آورده شده است. سپس چارچوب نظری تحقیق بیان گردیده است و بر اساس آن، فرضیه ها تدوین شده است. با ذکر تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها سعی نموده ایم رویکرد تحقیق حاضر در مورد هریک از متغیرها تبیین گردد. در پایان قلمرو تحقیق به لحاظ مکانی، زمانی و موضوعی بیان شده است.
1-2-بیان مسئله
دنیای امروز، دنیای رقابت بنگاههای اقتصادی برای تسخیر بازارها و جلب مشتریان است و محور عمده این رقابتها بر به کار گیری روش ها و راهبردهای جذب مشتریان متمرکز شده است (ربیعزاده، 1386). صنعت بانکداری نیز نسبت به گذشته به بازاریابی و آشنایی با مفاهیم آن نیاز بیشتری دارد. با توجه به شکل گیری انواع مختلف بانکها در کشور، اگر بانکهای کشور نتوانند راهبردهای خاصی را در رقابت با یکدیگرتدوین کنند، به مرور زمان سهم خود را در منابع، مصارف و در نتیجه سود و زیان از دست خواهند داد. بنابراین در شرایطی که اقتصاد ایران در حال تجربه ورود بانکهای خارجی است، توجه به اصلاحات ساختار ی در بانکداری و تحقیق در مورد سهم از بازار بانکها دارای اهمیت است. سهم از بازار قسمتی از کل بازار است که یک بانک آن را به خود اختصاص داده ونیازهای آن راتامین میکند ، وضعیت اقتصادی کشور بر بانک محور بودن بازارهای مالی و واقعی و به طور کلی اقتصاد کشور دلالت دارد. در واقع بانکها مهمترین واسطه های مالی در ارائه خدمات مالی به جامعه هستند(احمدیان ،1392).
از سوی دیگر، با توجه به شکل گیری بانکهای خصوصی، اگر بانکهای دولتی با وجود شعب زیاد و در اختیار داشتن سهم به سزایی از امکانات، نتوانند راهبردهای خاصی را در رقابت با بخش خصوصی تدوین کنند، به مرور سهم منابع خود را از دست خواهند داد. به عبارت دیگر، مزیت بانکهای دولتی در خصوص تعداد و پراکندگی شعب، مطلق و دائمی نیست و پس از مدت زمان محدودی مدیران بانکهای خصوصی قادر خواهند بود با افزایش سرمایه، خرید ساختمان شعب، استفاده از تجهیزات جدید پیشرفته، مکانیزاسیون شعب و متصل کردن آن به اینترنت، ارائه خدمات الکترونیکی، استفاده از نیروهای مجرب، متخصص و کارآزموده با انگیزه بالا، فرصتهای موجود را برای بانکهای دولتی به حداقل رسانند (کریمی، 1385).
عوامل موثر بر سهم بازار بانکی را میتوان به عوامل کیفی و کمی تفکیک کرد. عوامل کیفی به دیدگاه، اساس و نظرات مشتریان بانکها ارتباط دارد(Yonggui & Hing,2003 ). اما عوامل کمی نتیجه عملکرد مالی نظام بانکی است، که در صورتهای مالی ثبت شده و وابسته به نظرات مشتریان یا کارکنان نیست. این عوامل نسبت های کلیدی عملکردی نظام بانکی است(Bahia & Jaques, 2006). بی توجهی مدیریت هر بانک به این نسبتها، تداوم فعالیت آن بانک را به خطر خواهد انداخت و در چنین شرایطی حتی افزایش سهم بازار نیز منجر به افزایش ثروت سهامداران نخواهد شد و تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نتیجه این گونه عملکردها خواهد بود(فاریابی و محمودی، 1392).
الف) سپرده های قرض الحسنه: 1- جاری 2- پس انداز
ب) سپرده های سرمایه گذاری مدت دار: 1- کوتاه مدت 2- بلند مدت
در واقع مسئله اصلی تحقیق حاضر اینست که از اوایل دهه هشتاد با ورود بانکهای خصوصی و موسسات مالی و اعتباری مختلف به عرصه صنعت بانکداری کشور، منابع جذب توسط بانکهای دولتی رو به کاهش گذاشت بطوریکه بر اساس آمار منتشره بانک مرکزی در مورد سهم گروه های بانکی از سپرده های بخش غیر دولتی در شبکه بانکی کشور ، سهم بانکهای دولتی از 99.3 %در سال 1380 به 32.7 %در سال 1392 کاهش یافته و در مقابل سهم بانکهای خصوصی از 0.7 %در سال 1380 به 67.3%در سال 1392افزایش داشته است . در این میان بانک ملی ایران نیز با سابقه بسیار طولانی خود، طیف گستردهای از نیروهای متخصص و مجرب و تعدد بی نظیر شعب در سطح

داخل و خارج کشور، سهم خود از بازار را طی سالهای 1385 لغایت 1392از 19.80% تا 12.95% رو به کاهش میبیند.
از اینرو در مطالعه حاضر درصدد تبیین عوامل موثر بر افزایش سهم سپرده بانک ملی ایران در بازار میباشیم. لذا با بهره جستن از مدل ارائه شده در مطالعه سال 1388،رافیک نظریان و مرجان محمد اسماعیل به تبیین چگونگی افزایش سهم سپرده بانک ملی ایران در بازار می پردازیم .بر طبق ادبیات پس انداز ونظریه تقاضای پول میلتون فریدمن ، دو دسته عوامل محیطی شامل متغیرهای کلان اقتصادی مانند قیمت املاک و مستغلات ،نرخ بهره و نرخ تورم وهمچنین عوامل خاص بانکی شامل متغیرهائی که مختص هر بانک بوده و بیان کننده ویژگیهای آن بانک است مانند حجم تسهیلات ،تعدادشعب ، تعداد پرسنل در میزان جذب سپرده بانکها موثرند.در واقع مسئله اصلی تحقیق حاضر این است که چه عواملی سبب افزایش حجم سپرده های بانک ملی ایران در بازار خواهد شد؟
1-3-ضرورت انجام تحقیق
بانکها زمانی قادربه ادامه فعالیت خواهند بود که سهم خود را از سبد پولی حفظ نموده و درصدد افزایش آن برآیند به همین دلیل شناسایی عوامل موثر بر افزایش سپرده های بانکها از اهمیت خاصی برخوردار است.سپرده گذاری نزد بانکها از سه جهت دارای اهمیت است: اول آن که پول های سپرده در نزد بانک باعث افزایش موجودی بانک می شود و همین امر بانک را قادر می سازد تا چند برابر وجه نقد را به صورت حواله منتشر و به وام گیرندگان جدید واگذار کند. دوم آن که هر قدر تعداد سپرده گذاران و مقدار سپرده در نزد یک بانک بیشتر شود شهرت و اعتبار و اطمینان مردم نسبت به آن بانک بیشتر خواهد شد. سومین اهمیت سپرده های مردم در نزد بانک ها در تمایل آنها برای نگهداری حواله های بانکی(رسیدهای بانکی)است(شادمانی، 1390).
تجهیز منابع همواره اصلی ترین وظیفه سیستم بانکی بوده است. در جهان امروز منابع مالی آنقدر برای بانکها مهم وحیاتی شده است که رقابت شدیدی در این زمینه ایجاد نموده است. یکی از شواهد ارائه خدمات نوین، جلب اطمینان وتشویق بیشتر مردم برای سپرده گذاری در بانک می باشد. با توجه به وظیفه نظام بانکی در تجهیز منابع مالی و تخصیص بهینه آن در سیستم اقتصادی، هر چه نظام بانکی در تجهیز منابع مالی وتخصیص آن در فضای رقابتی به صورت کاراتری عمل نمایند، می توان شاهد کاهش هزینه های تولید و بهبود امر تولید و اشتغال و رشد اقتصادی بود. بانکها وجوه مازاد را جمع آوری و با دادن وام به متقاضیان، وظیفه سنتی خود یعنی واسطه گری را میان سپرده گذاران و وام گیرندگان ایفا می نمایند. جذب منابع مالی برای هر بانک وسیستم بانکی هم به عوامل درون سازمانی وهم به عوامل برون سازمانی مربوط می شود، لذا شناخت این عوامل ومیزان تاثیر پذیری هر کدام از آنها برای موفقیت در این زمینه مهم واساسی است. وجه مشترک عوامل برون سازمانی موثر بر افزایش یا کاهش منابع مالی بانکها تاثیر یکسان ویکنواخت آنها بر کلیه بانکهای تجاری می باشد (Alipour et al, 2013).
1-4- اهداف تحقیق
در این تحقیق سعی خواهد شد عوامل کمی که منجر به افزایش حجم سپرده بانک ملی ایران در بازار می شود مورد بررسی قرارگیردسپس این عوامل از نظر اهمیت اولویت بندی شوند.
هدف اصلی
تعیین عوامل کمی موثر برافزایش سهم سپرده بانک ملی ایران در بازار.
اهداف فرعی
- سنجش رابطه میان نرخ سود واقعی سپرده های بانک ملی ایران با افزایش سهم سپرده آن در بازار .
- سنجش رابطه میان شاخص قیمت املاک و مستغلات کشور با افزایش سهم سپرده بانک ملی در بازار .
- سنجش رابطه میان تعداد شعب بانک ملی ایران با افزایش سهم سپرده آن در بازار.
- سنجش رابطه میان حجم تسهیلات بانک ملی ایران با افزایش سهم سپرده آن در بازار.
- سنجش رابطه میان هزینه تبلیغات بانکداری الکترونیکی با افزایش سهم سپرده بانک ملی در بازار.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همیشه پس از ورود یک پدیده نو به عرصه جامعه واكنشهای متفاوت از سوی مردم در میزان و نحوه پذیرش انجام می پذیرد. افرادی سریعاً پذیرای نوآوری شده و خود را با آن وفق میدهند و افرادی هم تمایل به حفظ حالت قبل و مقاومت در برابر آن دارند براساس نظریه راجرز[3]و شومیکر[4] 50 درصد افراد جامعه در مقابل نوآوریها مقاومت كرده وجزء گروه های كندپذیر و دیرپذیر می باشند و 50 درصد دیگر افرادی هستند كه به نسبت زودتر پذیرای نوآوری هستند( میر حسینی ،1391: 72).
شرکت ها برای کسب مزیت رقابتی سعی در عرضه محصولات و خدمات جدید می کنند. نوآوری و عرضه محصولات جدید می تواند نقش مهمی در رشد و سود دهی شرکت ها داشته باشد. موفقیت معرفی محصولات جدید در بازار مسئله ی مهمی در برنامه های بازار یابی امروز است. مدیران بازاریابی تلاش می کنند برای کسب موفقیت در فروش و بازاریابی خود مصرف کنندگان نوگرا را مورد هدف قرار دهنداما بیشتر محصولات جدید قبل از اینکه در بازار رشد پیدا کنند شکست می خورند. تنها یک پنجم محصولات جدید عرضه شده در بازار موفق هستند که در نتیجه ۸۰درصد شکست میخورند(دابرو دراگمیر[5]، 2009: 1). دو دیدگاه در بازار در مورد نوآوری ها وجود دارددیدگاه اول اشاره دارد به شیوه ای که محصولات و خدمات جدید در بازار پخش می شود که اشاعه نامیده می شود. و دیدگاه دوم که بر روی پذیرش نوآوری و فرایند تصمیم گیری متمرکز است و تعیین کننده ی این است که مصرف کننده محصول جدید را قبول و یا رد می کند.
اولین دیدگاه از نوآوری به سمت بازار به ۲ سطح تقسیم می شود:سطح اقتصاد کلان و سطح اقتصاد خرد.
در سطح اقتصاد کلان مطالعات متمرکز بر این حقیقت است که مهم ترین منابع اختصاص داده شده به تولید محصولات جدید اگر مصرف کننده محصول جدید را نپذیرد، هدر می رود. محصولات جدید ممکن است به خاطر اینکه پست تر از محصولات موجود و یا استراتژی های بازاریابی موثر نیستند، پذیرفته نشوند.
در سطح اقتصاد خرد مطالعات بر روی این حقیقت تمرکز کرده اند که شرکت ها باید بر روی پذیرش محصول جدید تاثیر بگذارند تا بتوانند در بازار باقی بمانند و سود آور باشند.
دو مفهوم اشاعه و پذیرش نوآوری در ۲ سطح با هم مرتبط اند: اقتصاد خرد و اقتصاد کلان .
اشاعه یک مفهوم در اقتصاد کلان است و اشاره به گسترش نوآوری در بازار توسط وسائل ارتباطی دارد. پذیرش یک مفهوم در اقتصاد خرد است و اشاره به مراحلی دارد که مصرف کننده قبل از پذیرش محصول جدید طی می کند، دارد(دابرو دراگمیر، 2009: 1).
تعاریف متعددی از نو گرایی وجود دارد و تحقیقات مختلف معیار های اندازه گیری متعددی را برای اندازه گیری نوگرایی استفاده کرده اند.مطالعات پیشین برای درک مفهوم نوگرایی ممکن است پیچیده باشد. اما با این اوصاف نوگرایی مصرف کننده با پذیرش محصول جدید یا دیگر ساختارهای رفتار مرتبط است (فاکسل[6] ،1998؛ گلداسمیت و فلاین[7] ، 1995؛ هیرشمن[8]، 1980؛ میدگلی و دائولینگ[9]، 1993). و همچنین با ساختارهای پیشین شامل ویژگیهای دموگرافیک و شخصیتی ارتباط دارد(استینکمپ[10]،1999؛ ونکاترامان[11]1997، میدگلی ودائولینگ، 1993).
در ادبیات مربوط به نوگرایی به طور کلی نوگرایی را این طور تعریف می کنند: نوگرایی مصرف کننده به معنای درجه ی سرعتی است که یک فرد نوآوری را زودتر از دیگر اعضای جامعه ی خود می پذیرد( آکر[12] 1990؛ راجرز،1995). و در برخی از تحقیقات نوگرایی به معنای تمایل شدید پنهان مصرف کننده به چیزهای جدید و تجربه های متفاوت است (هیرشمن، 1980؛ میدگلی و دائولینگ، 1978، وندکاستیل[13]،1973).
2-1بیان مساله
در چرخه ی حیات كسب و كارهای كارآفرینانه مرحله ی اول ایجاد یک كسب و كار است مرحله ی دوم شروع كسب و كار است. مرحله ی سوم رشد كسب و كار است مرحله ی چهارم تثبیت كسب و كار است و مرحله ی پنجم مرحله ی نوآوری یا افول است; شركت هایی كه به نوآوری توجه نمی كنند سرنوشتی جز نابودی ندارند و شركت هایی كه از نظر مالی موفقیت داشته اند سعی می كنند تا شركت های نوآورانه دیگر را صاحب شوند تا بدین طریق از رشد خود مطمئن شوند (احمد پور داریانی ،1389: 149). بنابراین 33% شرکت ها یا محصول جدیدی ارائه دادند و یا محصولات و خدمات خود را در بازار بین سال های 2004 تا 2007 بهبود بخشیدند؛ و حدود 10% گردش مالی این شرکت ها از محصولات جدید در طول 3 سال به دست آمده است (وندکاستیل ، 2010 : 3 ). که برای برخی ا ز شرکت ها مثل شرکت های IT این درصد بالاتر است و حدود 50% گردش مالی در طول 2 سال گزارش شده است.
موفقیت برخی محصولات جدید، این عقیده که تولید محصولات جدید باعث رشد و سودهی شرکت است را تایید می کند و میلیون ها apple، asuse، در بسیاری از کشورهای مختلف همراه با نظام ارزشی متفاوت فروخته شده است. ولی در حقیقت بیشتر محصولات و خدمات جدید متمایل به شکست در بازار هستند. ( ترانگ[15]،2013 :130).
نزدیک به 40 درصد نواوری های مربوط به كالاهای مصرفی و بیش از 60 درصد نوآوری های ایجاد شده در زمینه فناوری های پیشرفته با شكست روبه رو شده اند. برخی منابع نیز حتی ذکر کرده اند که نزدیک به 90% محصولات جدید در بازار باقی نمی مانند (وندکاستیل، 2010: 4). از دیدگاه اقتصاد خرد این محصولات جدید به دو دلیل ممكن است پذیرفته نشوند، 1) این محصولات جدید هر كدام پست تر یا نامرغوب تر از محصولات موجود هستند یا 2) استراتژی های بازاریابی موفق نبوده اند (دابرودراگومیروپردا،2009: 2). اما واقعیت این است كه محصولات جدیدی كه مصرف كنندگان آن را رد می كنند اغلب بهتر از محصولات موجود هستند.
نوگرایی مصرف کننده با پذیرش محصولات و خدمات جدید توسط مصرف کننده در ارتباط است. نوگرایی به معنای درجه ای كه هر شخصی در پذیرش ایده ی جدید نسبتا زودتر از اعضای نظام اجتماعی خودش دارد، است. عدم پذیرش و مقاومت در برابر نوآوری هایی که به بازار روانه شده اند باعث شکست شرکت های نوآور می شود. تلفن همراه یک وسیله ی ارتباطی جدید است و شرکت های تولید کننده برای کسب موفقیت در بازار سعی در ایجاد نوآوری کرده اند و نسل های جدید این وسیله ی ارتباطی وارد بازار می شوند. سوالی که مطرح است این است که آیا این تلفن همراه های جدید روانه شده به بازار از سوی مصرف کنندگان مورد پذیرش قرار می گیرند؟ این پژوهش تلاش می کند تا عواملی را که بر نوگرایی مصرف کننده اثر می گذارد بررسی کند از این رو دو گروه نوگرا و غیرنوگرا را با هم مقایسه می کند. از آنجایی که نوگرایان همه ی محصولات جدید را نمی پذیرند ادراکات و تمایلات اغلب در مورد همه ی طبقات محصولات متفاوت است ( ترانگ، 2013: 131). ما در این مطالعه تلفن

همراه را برای آزمون عوامل موثر بر نوگرایی مصرف کننده در نظر گرفته ایم.
3-1 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
هیرشمن(1980) بیان می کند که نوگرایی یکی از مفاهیم بسیار مهم در رفتار مشتری است. گرایش مشتریان به پذیرش محصول، ایده، خدمات وکالاهای جدید نقش مهمی را در تئوری های مربوط به وفاداری برند ، تصمیم گیری ، عملکرد ها و ارتباطات بازی می کند. از نقطه نظر شخصی هر مصرف کننده ای یک نوگرا هست و هر یک از ما برخی از محصولات و ایده های جدید را در زندگی پذیرفته ایم.
نوگرایی مصرف کننده به معنای درجه ی سرعتی است که یک فرد نوآوری را زودتر از دیگر اعضای جامعه ی خود می پذیرد( آکر 1990؛ راجرز،1995). و در برخی از تحقیقات نوگرایی به معنای تمایل شدید پنهان مصرف کننده به چیزهای جدید و تجربه های متفاوت است (هیرشمن، 1980؛ میدگلی و دائولینگ، 1978، وندکاستیل،1973). بنابراین اینکه چگونه مصرف کنندگان به سرعت و به آسانی یک چیز جدید را می پسندند اهمیت دارد و همچنین دلیل اهمیت نو گرایی مصرف کننده در این است که این موضوع تاثیر بسزایی در پذیرش محصول جدید و سرعت پذیرش این محصولات دارد (میدگلی و دولینگ 1978: 234).
در دنیای رقابتی امروز مشتریان در كانون اصلی توجه شركتها قرار دارند با توجه به اینکه امروزه برای بسیاری از شرکت ها نوآوری بیشترین اهمیت را دارد و بسیاری از شرکت ها برای حفظ موقعیت خود در عرصه ی رقابت سعی در ایجاد نوآوری در محصول و یا خدمت خود می کنند. توجه به مشتریان در این زمینه که آیا محصول و یا خدمت جدید را می پذیرند یا نه و اینکه چه عواملی باعث می شود که محصول جدید مورد پذیرش مصرف کنندگان قرار می گیرد اهمیت بسیاری دارد. متخصصان بازاریابی به این نکته اشاره می کنند که نوگرایی یکی از مفاهیم علوم رفتاری است که ارتباط بی واسطه ای در رفتار مصرف کننده دارد. بنابراین خیلی مهم است تا به آزمون نوگرایی بر روی پذیرش نوآوری ها بپردازیم( یان هی[16]،2008: 21).
هدف و مقصد بسیاری از مطالعات که به موضوع نوگرایی توجه می کنند این است که از نوگرایی برای بخش بندی بازار استفاده می کنند تا بازار را به دو دسته نوگرایان و غیر نو گرایان تقسیم کنند. شناخت این دو گروه به دلایل زیر اهمیت دارد:
- شناخت نوگرایان به دلیل تاثیر آن ها در موفقیت و شکست محصولات جدید و نرخ اشاعه نوآوری اهمیت دارد.
- کمک می کند تا هدف فعالیت های بازایابی را شناسایی کنیم.
- کمک می کند تا فعالیت های بازاریابی با اهداف مختلف بر مبنای سطوح نوگرایی طرح ریزی کنیم:
- اتخاذ تصمیم مرتبط با تبلیغات، منظور از تبلیغات زمینه پیام ها و فرم تبلیغات می باشد.
- اتخاذ تصمیم مرتبط با قیمت، فعالیت های ترفیعی مطابق با قیمت و پذیرش ریسک می باشد.
- اتخاذ تصمیم مرتبط با مغازه های توزیعی اتنخاب شده برای اینکه محصول را توزیع کنند و پوشش بازار را در آینده را ارزیابی کنند(دابر، دراگمیر و پرادا، 21).
4-1 اهداف تحقیق
هدف کلی: بررسی عوامل موثر بر نوگرایی در بین مصرف کنندگان تلفن همراه با مقایسه دو گروه مصرف کنندگان نوگرا و غیر نوگرا
اهداف اصلی
- مقایسه ی تاثیر ویژگی های درک شده ی نوآوری در پذیرش نوآوری در بین مصرف کنندگان نوگرا و غیر نوگرا
- مقایسه ی تاثیر کسب موقعیت اجتماعی در پذیرش نوآوری در بین مصرف کنندگان نوگرا و غیر نوگرا
- مقایسه ی تاثیر ویژگی های شخصیتی_ روانشناختی در پذیرش نوآوری در بین مصرف کنندگان نوگرا و غیر نوگرا
- مقایسه ی تاثیر کانال های ارتباطی در پذیرش نوآوری در بین مصرف کنندگان نوگرا و غیر نوگرا
[1]-Reliability
[2]-Cronbach Alpha
[3] Rogers
[4] Shoemaker
[5]Dober and dragmir
[6] Foxall
[7] Goldsmith and Flynn
[8] Hirschman
[9] Midgley and Dowling
[10] Steenkamp
[11] Venkrataman
[12] Akker
[13] Vandecasteele
[14] portfoilo
[15] Truong
[16] Yun-hee
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
رشد وتوسعه پایدار هر کشور مستلزم هدایت صحیح منابع مازاد پس اندازکنندگان به سمت سرمایه گذاری های مولد است. چنانچه منابع مازاد پس اندازکنندگان از طریق بازارهای پولی کارا به سوی سرمایه گذاران و کسانی که امکان استفاده بهینه از آنها را در جهت رسیدن به اهداف کلان اقتصادی داشته باشند، هدایت شود می توان امیدوار بود اهداف برنامه های مشخص شده برای اقتصاد کشور محقق شود و از آنجا که بیشترین حجم مبادلات اقتصادی کشور از طریق سیستم بانکی محقق می یابد، کارکرد صحیح نظام بانکداری کشور نقش تعیین کننده ای در بهبود فعالیت های اقتصادی خواهد داشت (اصلی، 1390، ص2). در این راستا بانک ها نقش بسیار حساس و مهمی را در اقتصاد کشورها بر عهده دارند. نیازهای متفاوت جوامع پیشرفته و در حال پیشرفت و همچنین مداخلات دولت در بازار پول برای تحقق اهداف مختلف از جمله اهداف توسعه ای باعث شده است تا بانک هادر طول زمان دچار تحول شده و در چارچوب های مختلفی ساماندهی گردند ( سید نورانی و همکاران، 1391، ص12).
در هر جامعه ای به علل مختلف، بخشی از سرمایه های نقدی در دست افرادی قرار دارد که توانایی استفاده کارآ از آن را ندارند و در مقابل افرادی وجود دارند که نیاز به سرمایه نقدی جهت سرمایه گذاری دارند. بر این اساس وجود مؤسساتی که بتوانند این دو گروه از افراد جامعه را با هم مرتبط سازند کاملاً ضروری است. مؤسسات بانکی از باسابقه ترین ابزارهای این ارتباط به حساب می آیند. بانک ها میتوانند پس اندازهای راکدرا جذب کنند و در اختیار متقاضیان مختلف و همچنین دولت قرار دهند. اهمیت و حساسیت نظام بانکی در کل نظام اقتصادی و در تنظیم روابط و مناسبات اقتصاد داخلی هر کشور از یک طرف و تأثیر بسزای آن در صحنه رقابت جهانی از طرف دیگر باعث شده است که صنعت بانکداری در ردیف صنایع کلیدی و مهم قرار گیرد (دارابی و مولایی، 1390،ص143).
نتیجه نهایی همه برنامه ها، فعالیتها، تصمیمات مالی و تولیدی در فعالیت سودآوری شرکت منعکس می شود. سود از جمله برترین شاخصهای اندازهگیری فعالیتهای یک واحد اقتصادی است. سودآوری به توانایی شرکت در بدست آوردن درآمد و سود اشاره میکند.درآمدیا سود خالص، تنها معیار اندازه گیری سودآوری می باشد. سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان، علاقه زیادی به ارزیابی سودآوری جاری و آتی یک شرکت دارند. شرکتها برای جذب سرمایه مورد نیاز خود، مجبورند سودکافی برای تامین بازده مناسب جهت سرمایه گذاران و اعتباردهندگان بدست آورند. درصورتی که شرکتها سود کافی تحصیل نکنند، آنها قادر به جذب سرمایه مورد نیاز جهت اجرای انواع پروژه ها از طریق سهامداران یا اعتباردهندگان نخواهند بود. دوام و بقاء یک شرکت در بلندمدت، به توانایی آن درکسب درآمد برای انجام کلیه تعهدات و تامین بازده مناسب برای سهامداران اصلی، بستگی دارد.
سرمایهگذاران و اعتباردهندگان مستمراً به ارزیابی توان كسب سود مدیران میپردازد. سرمایهگذاران به دنبال شركتهایی میگردند كه احتمال افزایش ارزش سهام آنها

میرود. اعتباردهندگان نیز تمایل دارند به شركتهای سودآوری وام دهند كه آنها توان پرداخت بدهیهای خود را دارند. تصمیمهای سرمایهگذاری و اعتباری اغلب شامل مقایسه شركتها میباشد. اما مقایسه سود ویژه یک شركت بزرگ با سود ویژه شركت تازهكاری در همان صنعت چندان مفید نمیباشد. برای سنجش کفایت سودشرکت از نسبتهای سودآوری استفاده می شود. نسبتهای سودآوری در ارزیابی فعالیتهای عملیات اجرایی شرکتها، مورد استفاده قرارمی گیرند. نسبتهای سودآوری، میزان موفقیت شرکت را در تحصیل سود و بازده خالص نسبت به درآمد و فروش یا نسبت به سرمایه گذاری می سنجند. نسبتهای سودآوری، عملکرد کلی شرکت و کارایی مدیریت را در تحصیل سود مناسب، مورد سنجش قرارمی دهند. برای اینكه بتوانیم مقایسههای مربوطی بین شركتهای متفاوت از نظر حجم، عملیات و سایر عملیات داشته باشیم از نرخ بازده دارائیها استفاده میكنیم (سید نژاد فهیم،1383).
1-2 بیان مسئله
مشخصه های سودآوری بانک ها شامل مشخصه های داخلی، خرد یا خاص بانک که نشان دهنده ویژگی های بانکی مانند: اندازه بانک، سرمایه، ریسک ها و کارآیی است و مشخصه های خارجی، فاکتورهایی هستند که به مدیریت بانک ارتباط ندارد ولی ویژگی های محیط صنعت و اقتصاد کلان را نشان می دهند که بر عملکرد مؤسسات مالی تأثیر دارد. در اکثر مطالعات چنین نتیجه گیری شده است که فاکتورهای داخلی، بخش خارجی سودآوری بانک را توضیح می دهند، البته نتایج در بین کشورهای مختلف متفاوت است(2012،Ćuraket al). از آنجا كه سودآوری بانك ها تحت تأثیر این عوامل به ویژه متغیرهای كلان اقتصادی قرار دارد، هدف این پژوهش بررسی اثر متغیرهای كلان اقتصادی و مشخصه های خاص بانک و خاص صنعت بر سودآوری بانك است تا به این سوال پاسخ داده شود که :
تا چه حدی مشخصه های کلی سودآوری بانک به نظام بانکداری در ایران ارتباط دارد ؟
1-3 ضرورت انجام تحقیق
بنابراین تأثیر شاخص های سودآوری در بخش های مختلف اقتصاد از جمله بانکداری دارای اهمیت است و ما در این پژوهش با ارائه یک مدل و به دست آوردن نتایج،این شاخص ها را بررسی می کنیم.
1-4 اهداف تحقیق
هدف کلی تحقیق تجزیه و تحلیل مشخصه های خاص بانک و خاص صنعت و اقتصاد کلان، بررسی و تجزیه و تحلیل اثر شاخص های سودآوری در نظام بانکداری ایران و تبیین رابطه شاخص های سودآوری در ارزیابی سودآوری بانک ها می باشد.
هدف آرمانی: جلب توجه هیأت های تدوین و نظارت بر نظام بانکداری به نتایج تحقیق و تحقیقات مشابه به نحوی که ارائه کنندگان صورت های مالی سالیانه ملزم به ارائه اطلاعات بیشتر در یادداشت های پیوست صورت های مالی باشند به نحوی که بتواند استفاده کنندگان از صورت های مالی را در جهت تصمیم گیری های بهینه یاری کند.
1-5 فرضیه ها
- ریسک نقدینگی با نسبت بازده دارایی رابطه مثبت و معنا داری دارد .
- ریسک توان پرداخت بدهی با نسبت بازده دارایی رابطه معنا داری دارد.
- نسبت هزینه های عملیاتی با نسبت بازده دارایی رابطه منفی معنا داری دارد.
- درآمد ناشی از کارمزد با نسبت بازده دارایی رابطه مثبت و معنا داری دارد .
- ریسک اعتباری با نسبت بازده دارایی رابطه معنا داری دارد.
- تمرکز با نسبت بازده دارایی رابطه معنا داری دارد.
رشد اقتصادی با نسبت بازده دارایی رابطه مثبت و معنا داری دارد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
هدف از این فصل بیان کلیات تحقیق حاضر است و تمام مطالب گفته شده در تحقیق بصورت کلی مطرح می شود. مباحثی از جمله بیان مسئله،اهمیت و ضرورت تحقیق،سئوالات و فرضیات ، قلمرو موضوعی و مکانی و زمانی،روش شناسی، جامعه آماری، استفاده کنندگان از تحقیق و در انتها معانی و واژگان کلیدی بیان می شود.
1-2- بیان مسئله:
این امر مسلمی است که پژوهشهای کاربردی مسئله مدار هستند، بدین معنی که تمام فرایند پژوهش ازاولین گامهای مشاهده تا آخرین مراحل نتیجه گیری میباید حول محور یک یا چند مسئله دور بزند. بنابراین روشن کردن مسئله در یک تحقیق علمی کاربردی یکی از ضروریترین و اولین گامهای پژوهش است. اگرمسئله خوب روشن یا تبیین نشود، تمام مراحل بعدی فرایند تحقیق از جمله جمعآوری اطلاعات ونتیجه گیری دچار اشکالات و نواقصی خواهند شد که ناشی از خود آن مراحل نیست، بلکه ناشی از روشن نبودن و بیان نادرست مسئله است. بنابراین شاید اغراق نباشد که بعضی محققان معتقدند که خوب ودرست روشن کردن مسئله معادل نیمی از فعالیتهای پژوهشی است. (میرزایی اهرنجانی،1371: 51)
این پژوهش نیز یک تحقیق مسئله مدار کاربردی است که درصدد شناسایی فرصتهای کارآفرینانه برای استفاده کارآفرینان در زمینه صنعت اسباب بازی کشور ایران است. اسباب بازی ابزاری است در دست دنیای صنعتی و مادی گرای غرب که با بهره گرفتن ازآن می تواند فرهنگ و ارزشهای مورد نظر خود را از سنین پایه در وجود افراد نهادینه کند و بهترین گزینه برای القاء،تلقین و تفهیم فرهنگ و درنهایت کاربردی نمودن زندگی مصرف گرا به کشورهای درحال توسعه و توسعه نیافته یعنی بزرگترین بازار مصرف تولیدات غرب اسباب بازی می باشد.
انواع و اقسام اسباب بازیهای پسرانه و دخترانه نظیر افزارهای گوناگون جنگی ،آدم آهنی ،بت من ،مردعنکبوتی و عروسکهایی نظیر باربی و محصولات گسترده ای که برندسازی آنها در قالب فیلم ، انیمیشن ، بازیهای رایانه ای ، لوازم التحریر و لوازم اتاق خواب کودکان به ویژه عروسکهای موزیکال همدم تمامی لحظه های کودکان ایران و بسیاری از کشورهای جهان بدل شده اندتا بتوانند ساختار زیستی و سبک زندگی مورد نظر تولید کنندگان این اسباب بازیها را القاء کنند. نکته قابل تامل در این میان ، استفاده ازحداکثر ظرفیت دراختیار و توجه به اصول روانشناختی برای تعمیق هرچه بیشتر رابطه ی احساسی و ذهنی کودک با اسطوره هایی است که درقالب عروسک انیمیشن یا بازی رایانه ای جان می گیرند. متاسفانه در حوزه تولید و طراحی اسباب بازی با معیارهای فرهنگی و اجتماعی کشورمان با مشکل بودجه مواجه هستیم که به نظر می رسد، تعلل در حل این مشکل فرزندان ما را هر چه بیشتر به سمت اسباب بازی هایی با معیارهای غربی ترغیب می کند. با نگاهی گذرا به اسباب بازی های رنگارنگ فروشگاه ها، ناخوداگاه این سوال به نظرمان می رسد، که نظارت بر انواع اسباب بازی ها به لحاظ ایمنی و حتی مغایرت های فرهنگی، تا چه حدی جدی است؟ از آنجایی که دنیای کودکان دنیایی کوچک و زیباست اما قواعد خاص خود را دارد. آنچه در این دنیا صدر نشین ذهن و باورهای کودک شود تا پایان عمر بر منظومهی فکریاش حکومت خواهد کرد و بسیار سخت تغییر میپذیرد. بیهوده نیست که تمامی روانشناسان به 7 الی 8 سال اول زندگی نگاه ویژهای دارند و تأکید میکنند: «این سالهای طلایی، تعیین کنندهی شخصیت فرد در تمام طول عمر است.» شاه کلید دنیای کودکان اما بازی است. دنیای بازی از همان ماههای نخست تولد آغاز میشود و تا بزرگسالی ادامه مییابد. در دنیای بچهها مرزی میان واقعیت و بازی وجود ندارد. کودکان از مسیر بازی است که توانایی لمس واقعیتها را پیدا میکنند. اما میتوان از همین مسیر نیز برای وارونه کردن حقایق و شکلگیری مجازها در ذهن کودک بهره برد؛ چیزی که در انواع و اقسام بازیها و اسباب بازیهای وارداتی به روشنی قابل مشاهده است.
به دیگر بیان به نظر میرسد بازار فرهنگ و سبک زندگی در کشورهای کمتر توسعه یافته از هر مسیر و برای تمامی گروههای سنی بر روی محصولات گسترده و کارشناسی شدهی غرب باز است تا آنان را برای رسیدن به هدف نهاییشان در تغییر «سبک زندگی» برای استیلا و بهرهکشی یاری دهند چراکه بازی و اسباب بازی، ویژگیهای بی بدیلی دارند که آن ها را به ابزاری مهم در تغییر و تعیین افق نگاه افراد مبدل میسازند.
ررسیهای روانشناختی نشان میدهد، بازی در دنیای کودکان نقش بسیار مهمی دارد به گونهای که اغراق نکردهایم اگر بگوییم بخش مهمی از شخصیت کودک در جریان بازی با اسباب بازیهایش شکل میگیرد. در عین حال کارشناسان تأکید دارند؛ اسباب بازیهای سادهای که بتوانند خلاقیت کودک را تحریک کنند، تأثیر بیشتری در پرورش ذهنی وی ایفا مینمایند و در مقابل اسباب بازیهای پر زرق و برق با کارکرد مشخص و غیرقابل تغییر، سدی در برابر رشد خلاقیت و تخیل بچهها هستند. کارکردها و ویژگیهای اسباب بازیها را میتوان در موارد زیر دسته بندی و مورد مطالعه قرار داد.
دنیای امروز اما دنیایی صنعتی است و این ویژگی بر اسباب بازی کودکان نیز تأثیر گذاشته و این آثار را در اسباب بازیهای تولید شده در دنیای صنعتی غرب به وضوح میتوان، مشاهده کرد. در نگاه صنعتگران امروزی، کودکان نیز میتوانند در نقش مخاطبان این صنعت، بازار مصرف پر سود صنعتگران اسباب بازی را تأمین کنند. این در حالی است که اسباب بازی هم یک ابزار است که میتواند فرهنگ و ارزشهای مورد نظر دنیای صنعتی و مادیگرای غرب را از پایینترین سنین در وجود افراد نهادینه کند و شاید در این میان بهترین گزینه برای القا، تحمیل و تعمیق فرهنگ و سبک زندگی مصرفگرا به کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته یعنی بزرگترین بازار مصرف تولیدات غرب باشد.
انواع و اقسام اسباب بازیهای پسرانه و دخترانه نظیر تفنگهای گوناگون، آدم آهنی، بت من، مرد عنکبوتی و عروسکهایی نظیر «باربی» و محصولات گستردهای که برند سازی آن ها در قالب فیلم، انیمیشن، بازیهای رایانهای، لوازم تحریر و لوازم اتاق خواب کودکان به همدم تمامی لحظههای کودکان ایران و بسیاری از کشورهای جهان بدل شدهاند تا بتوانند سبک زندگی مورد نظر تولید کنندگان این اسباب بازیها را القا کنند. نکتهی قابل تأمل در این میان، استفاده از حداکثر ظرفیت در اختیار و توجه به اصول روانشناختی برای تعمیق هرچه بیشتر رابطهی احساسی و ذهنی کودک با اسطورههایی است که در قالب عروسک انیمیشن یا بازی رایانهای جان میگیرند.
در این راستا همواره شاهد زمانبندی مناسب ارایهی مدلهای عروسک، انیمیشن و بازی یارانهای بودهایم به گونهای که این محصولات در راستای هم افزایی آثار یکدیگر به بازار ارائه شدهاند. به طور مثال پس از تولد عروسک باربی در سال 1959م. توسط کمپانی «متل»، در سال 2001م. اولین فیلم رایانهای این عروسک با نام «باربی و فندق شکن» تولید شد و این روند تا کنون ادامه دارد. در سایت اینترنتی باربی نیز امکان دوستی نزدیک با باربی فراهم است و به این شکل اسباب بازیها و به دنبال آن رسانههای جدیدی مانند بازیهای رایانهای و انیمیشنها میتوانند دنیای رویایی کودکان امروز و جهان بینی جوانان آینده را تحت سلطه قرار دهند.

بازیهای رایانهای اگرچه خیلی هم جدید نیستند اما یکی از مؤثرترین نسخههای غرب برای تهاجم فرهنگی و القای خواستههای خود به جوامع دیگر هستند. در این بازیها، کاربر بازی یک فرد منفعل نیست بلکه خود به جای قهرمان داستان قرار میگیرد و برای آن که «گیم اور» نشود، آن قدر میکشد و جنایت میکند تا بتواند به مرحلهی بعدی راه یابد، غافل از این که در بسیاری از این بازیها، این تروریست جنایتکار یک مسلمان و ایرانی نشان داده میشود.
این بازی ها و همچنین بازی با وسایل خشنی مانند تفنگهای اسباب بازی پر سر و صدا علاوه بر خطر آسیبهای جسمانی به دلیل سر و صدای ناهنجار و فشارهای عصبی و یا نشستنهای طولانی مدت پشت رایانه باعث رسوخ اخلاق تهاجمی و روحیهی پرخاشگری در کودکان میشود و هشدار کارشناسان را بر میانگیزد. «بت من» و «مرد عنکبوتی» الگوهایی هستند که پیش روی پسر بچهها به تصویر کشیده میشوند؛ الگوهایی که در دنیای کودکانهی آن ها اسطوره میشوند. آنها هم به دلیل بی خبری از وجود اسطورههای اصیل ملی و دینیشان حتی در بزرگسالی تلاش میکنند تا به الگوهای دوران کودکی شبیهتر باشند؛ الگوهایی که در ذهنشان حک شدهاند.
اسباببازیها را میتوان در زمرهی عوامل انتقال فرهنگ به حساب آورد بنابراین اسباب بازیهای غالباً وارداتی در ایران بسته به این که از کجا وارد کشور شده باشند، فرهنگ همان کشور را برای کودکان ایرانی به سوغات میآورند؛ سوغاتی که بسیار ماندگار است. در این میان اما عروسکها در دنیای دختر بچهها نقش و جایگاه ویژهتری مییابند به خصوص آن که دختران امروز قرار است زنان جامعهی فردا باشند و به فرمودهی امام(ره): «صلاح و فساد یک جامعه، از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه میگیرد.»
دختر بچه ها تعامل عاطفی عمیقی با عروسکهای خود برقرار میکنند به گونهای که عروسک همدم تمامی لحظه های یک کودک میشود. کودک حتی با عروسک خود به خواب میرود و با آن هم ذات پنداری کرده و در رویاهایش با عروسک زندگی میکند، این در حالی است که در دل هر عروسک یک عقیده و روش زندگی نهفته است و انتخاب عروسک؛ یعنی انتخاب الگویی برای کودک. حتی ظاهر عروسکها در شکلگیری سلیقهی کودکان مؤثر است؛ موضوعی که شاید بتوان دلیل استفادهی بیش از حد دختران ایرانی از رنگ مو و لنزهای روشن، در چهرهی عروسک های دوران کودکی آنها جست وجو کرد.
«ژان پیاژه» معتقد است:«در گزینش اسباب بازی برای کودک باید دقت شود، چرا که در شکل دادن به تمایلات عاطفی و روانی او نقش مهمی ایفا میکند و چنانچه در انتخاب آن ها دقت و توجه کافی نشود، تمایلات کودک ناخواسته به گونهای دیگر شکل میگیرد.»
این در حالی است که کشور ما حدود 18 میلیون نفر جمعیت زیر 15 سال دارد و کانون پرورش فکری کودک و نوجوان قرار است به تنهایی برای تمامی این جمعیت برنامهریزی کند. از سوی دیگر به راستی چند درصد از خانوادهها آگانه و با در نظر گرفتن عوامل مهم و مؤثر برای کودکانشان به انتخاب اسباب بازی میپردازند؟ آیا تولیدات بومی متناسب با فرهنگ و ارزشهای ایرانی- اسلامی برای عرضه در فروشگاههای اسباب بازی وجود خارجی دارد؟ دارا و سارای ایرانی نیز در کارخانههای کشور چین ساخته میشوند، باربی اما در انواع، اقسام و نژادهای مختلف بازارهای جهانی را در سیطرهی خود درآورده است و تقابل با این فرهنگ عزمی جدی میطلبد.
با توجه به اقرار دولت، مسئولان، رسانه ها و دست اندرکاران صنعت اسباب بازی مبنی بر ناکارآمدی کشور در زمینه این صنعت مهم و آمارهای مکرر مسئولان و رسانه ها از حجم سنگین واردات کشور در زمینه اسباب بازی و ناتوانی صنعت اسباب بازی کشور در رویارویی با آن، و نیز تأکید مکرر مسئولان تربیتی بر تأثیرگذاری شگرف اسباب بازی بر تربیت و جهان بینی کودکان، پژوهشگر درصدد بررسی این مسئله برآمد که چه فرصتهای کارآفرینانه ای در این صنعت وجود دارد که کارآفرینان بتوانند از آنها برای ارزش آفرینی استفاده کنند؟
برای حل این مسئله از مدل تشخیص فرصت اولویک استفاده شده است که مطابق آن ابعاد مسئله ما عبارت است از اهمیت و رضایت از ویژگیهای یک اسباب بازی. چگونگی حل مسئله ما جهت ویژگیهای اسباب بازی های مطلوب بازار از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده برای رتبه بندی این ویژگیها خواهد بود.
3-1-اهمیت موضوع:
انباشته شدن فروشگاه های اسباب بازی فروشی از کالاهای وارداتی که متأسفانه اکثر آنها بسیار نامرغوب و بی کیفیت هستند و برپایه فرهنگ بیگانه ای طراحی و ساخته شدهاند که با فرهنگ ملی و بومی ما بسیارفاصله دارد، یکی از مهمترین مشکلاتی است که پدر و مادران و در کل جامعه تربیتی کشور با آن مواجه است. ساختار سنتی تولید اسباب بازی در کشور و محدودیت شدید تولیدکنندگان چه از نظر هزینه های تولید و چه از نظر دانش، سبب کیفیت نازل اسباب بازیها شده است. این در حالی است که چه در سطح مهد کودکها و مدارس ابتدایی و چه در سطح خانواده ها تقاضای شدیدی در کشور برای اسباب بازی وجود دارد. با این شرایط به نظر میرسد که شناسایی فرصتهای کارآفرینانه برای ورود به این صنعت بازاری مناسب را به کارآفرینان نشان میدهد که با بهره گرفتن از ساختارهای جدید تولید و نوآوریهای رایج دربازارهای جهانی راهی به این بازار پر سود باز کنند و علاوه بر ایجاد ارزش برای جامعه، خود نیز از منافع آن استفاده کنند.
بازی مؤثرترین و پرمعناترین راهی است که کودک به وسیلهی آن میتواند ضمن کسب تجربهی عملی، یاد بگیرد. در جریان بازی پرورش فکری، عاطفی، جسمی و اجتماعی کودک شکل میگیرد. کودک در هنگام بازی، واقعیتهای دنیای پیرامونش را میآزماید و تجربه کسب میکند و از این مسیر میتواند این تجربیات را درونی کند.از راه بازی حتی میتوان، ضوابط و مقرراتی را به کودک آموخت و رفتارهای او را اصلاح کرد چرا که بازی قویترین واسطهی یادگیری است.بازی و اسباب بازی بهترین وسیلهی انتقال مفاهیم و تعمیق آن ها هستند. شاید در گذشتهها یک تکه چوب، کمی ماسه و یا عروسکی پارچهای که از خرده پارچههای باقی مانده از سرقیچی مادران خانه درست میشد، بازیچهی کودکان بود اما همان عروسکهای ساده و وسایل ابتدایی بازی هم در انتقال ارزشها، باورهای اجتماعی و نقش پذیری کودکان جامعه سنتی دیروز نقش آفرینی میکردند.اسباب بازیهایی مانند عروسکها و یا شخصیتهای اصلی کارتونها و بازیهای رایانهای به الگویی برای کودک تبدیل میشوند و کودک در دنیای ذهن و تخیل، خودش را به جای آن شخصیتها میبیند و میکوشد با آن ها همانند سازی کند. این موضوع در رابطه با عروسکها و برای دختر بچهها بیشتر صادق است و آن ها از عروسک خود به طور غیرمستقیم الگو میگیرند. دختر بچههای امروز اما قرار است مادران فردا باشند و ضمن تشکیل نیمی از جامعه، قرار است عهدهدار تربیت نسلهای آینده نیز باشند؛ پس با دست کاری ذهنی این قشر مهم و تأثیرگذار از نخستین گامهای کودکی میتوان، اهداف بلند مدتی را تأمین کرد.
اسباب بازی اولین وسیله پرورشی است که کودك از ابتدای شکل گیری شخصیتش با آن مواجه میشود و اولین مفاهیم دنیای واقعی با کمک اسباب بازی به شکل پارادایم برای کودك در میآید. به همین دلیل دربسیاری از کشورها به دلیل اهمیت بسیار زیاد اسباب بازی در رشد ذهنی کودك، دولتها به شکل بسیارجدی بر تولید و فروش اسباب بازی نظارت میکنند. کشور ما نیز از این مسئله مستثنی نیست و دولت درکشور ما همواره نقش ناظر قدرتمندی را بازی کرده است که دست اندر کاران بازار اسباب بازی از ابعاد گوناگون با آن مواجه هستند.
از طرف دیگر نگاهی به آمارهای تولید و عرضه اسباب بازی هشدار دهنده است. گردشی در فروشگاه های اسباب بازی در سطح شهر تهران نشان دهنده حجم انبوه تولیدات بیگانه در بازار کشور ماست که در قالب عروسکها و شخصیتهای کارتونی، اسباب بازیهای خشن، و انواع گوناگون دیگر در دسترس کودکان ایرانی قرار می گیرند و ذهن آنها را برای پذیرش مفاهیم مورد انتظار طراحان خود آماده می سازند. این تعداد اسباب بازیهای وارداتی و حجم عمده فروش آنها در قیاس با اسباب بازی های تولید داخل نشان دهنده آسیب پذیری زیاد کشور ما از نظر فرهنگی است. به ویژه اینکه با باور ما به سابقه تمدنی دراز و فرهنگ متعالی تاریخی ایران اصلأ این موضوع در شأن کشور نیست. به همین جهت اهمیت توجه خاص به مسئله اسباب بازی آشکار می شود.
4-1-اهداف تحقیق:
- شناسایی فرصت های کارآفرینانه در زمینه ساخت اسباب بازی برای کارآفرینان ایرانی
- شناسایی فرصت های کارآفرینانه در زمینه طراحی اسباب بازی برای کارآفرینان ایرانی
- شناسایی فرصت های کارآفرینانه در زمینه بازاریابی اسباب بازی برای کارآفرینان ایرانی
- کاربرد نتایج حاصل از تحقیقات جهت بهبود بهره برداری از فرصت های موجود در این صنعت .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سالمون اهل فرانسه در سال 1615 بیانیه ای در رابطه با موتور خورشیدی منتشر نمود. او با بهره گرفتن از تعدادی عدسی نصب شده بر روی یک قاب، اشعه خورشید را بر روی یک استوانه فلزی سربسته كه قسمتی از آن از آب پر شده بود، متمركز نمود. تابش خورشید باعث گرم شدن هوای داخل استوانه شده و با انبساط هوا، فشار داخل محفظه افزایش یافته و آب به بیرون از محفظه رانده شد. موشو اولین كلكتور خورشیدی با متمركزكننده مخروطی شكل را طراحی نمود. بحران انرژی در سال 1973، اهمیت استفاده از انرژی خورشیدی را افزایش داد و سرمایه گذاری های زیادی در اغلب كشورهای جهان به ویژه در كشورهای صنعتی برای دستیابی به طرح های بهینه كاربردهای مختلف انرژی خورشیدی انجام پذیرفت. زنگ خطر محدودیت منابع كره زمین در سال 1970، توسط پیچی، بازرگان ایتالیایی، و كینگورا از متولیان سازمان رم كلاب، به صدا درآمد. آنان در گزارشی به نام “محدودیت رشد”، محدودیت انرژی را اعلام كردند كه محدودیت انرژی و وابستگی جهان به كاربرد سوختهای فسیلی به خصوص نفت، دنیا را به لرزه در خواهد آورد(عیوضی، 1384).
1-1- بیان مساله
بهای تمام شده كالا و خدمات مفهومی مالی است كه برای دستیابی به آن با بهره گرفتن از روش های مرسوم و بر اساس اطلاعات متداول مالی مبادرت به شناسایی، بررسی، مقایسه و تجزیه و تحلیل عناصر هزینه، رفتار هزینه و علل آن نموده و نتایج حاصل میتواند مبنای مناسبی برای تصمیم گیری در خصوص تولید، فروش و. . . در اقتصاد باشد. بالا بودن هزینه های انرژی های تجدید ناپذیر و محدودیت در مصرف و اثرات مخرب زیست محیطی این انرژی ها سبب شد محققان به فکر جایگزینی برای آن باشند که آیندگان از نعمت انرژی بی بهره نمانند. از آن جایی که مصرف انرژی در بخش خانگی بسیار بالا می باشد با جایگزینی آبگرمکن خورشیدی به جای آبگرمکن گازی اقدام موثری در این راستا صورت می گیرد. انرژیهای قدیمی شامل چوب، زغال، بار (برای كشتی های باری) نفت و. . . می باشد. انرژیهای جدید شامل خورشید، بار (برای ماشینهای بادی امروزی) هیدروژن، اتم و انرژی هسته ای هستند(سادات حسینی، 1388).
1-نیروگاه سهموی خطی[1]
2-نیروگاه دریافت کننده مرکزی[2]
3-نیروگاه دیش استرلینگ[3]
کاربردهای غیر نیروگاهی سیستم های خورشیدی بصورت زیر می باشد :
1– آبگرمکنهای خورشیدی و حمام خورشیدی
2 – خانههای خورشیدی
3 – آب شیرین کن خورشیدی
4 – خشک کن خورشیدی
5 – اجاقهای خورشیدی
6 – کوره خورشیدی
7 – گرمایش و سرمایش ساختمان و تهویه مطبوع خورشیدی
ایران با داشتن حدود ۳۰۰ روز آفتابی در سال جزو بهترین کشورهای دنیا در زمینه پتانسیل انرژی خورشیدی در جهان میباشد. استفاده از انرژی خورشیدی یکی از بهترین راه های برق رسانی و تولید انرژی در مقایسه با دیگر مدل های انتقال انرژی به روستاها و نقاط دور افتاده در کشور از نظر هزینه، حملنقل، نگهداری و عوامل مشابه میباشد بطور متوسط انرژی تابشی خورشید بر سطح سرزمین ایران حدود ۴. ۵ کیلو وات ساعت بر مترمربع است. بخش اعظم مصرف انرژی در ایران در بخش خانگی مصرف می شود که با توجه به مطالعات انجام شده به طور متوسط هزینه انرژی خانواده های شهری معادل 2/2 درصد مجموع هزینه های خانوار می باشد که گاز طبیعی 27 درصد این مقدار را به خود اختصاص می دهد. بنابرین در مورد میزان و نحوه مصرف انرژی باید تجدید نظر گردد یکی از عواقب مصرف گاز های طبیعی مشکلات زیست محیطی است که بخش خانگی عمومی و تجاری تولید کننده اصلی co2 در مناطق شهری می باشد هزینه ای که باید برای غلبه بر اثرات مخرب یک آلاینده صرف شود هزینه اجتماعی نامیده می شود. برای مثال در ایران مجموع هزینه های اجتماعی گازهای آلاینده و گلخانه ای در سال 1387 معادل 1/20 درصد تولید ناخالص ملی بوده است. مجموع این مشکلات بخصوص در نواحی شهری باعث شده است که استفاده از مبدل های انرژی کارآمدتر مانند پیل های سوختی و منابع انرژی تجدید پذیر مانند انرژی خورشیدی مورد استفاده قرار گر فت. استفاده از گرمایش خورشیدی برای تامین آبگرم مصرفی در ایران از طریق راه اندازی دو نوع سیستم آبگر مکن های خانگی خورشیدی و حمام های عمومی خورشیدی صورت گرفته است(صالحی و قدمیان، 1389).

آبگرمکن خورشیدی از طریق جذب انرژی خورشید و تابش نور بر صفحات جاذب ( کلکتور)عمل مینماید و راندمان گرمایشی آنها در فصول مختلف سال و بر حسب موقعیت های جغرافیایی هر شهر متفاوت می باشد. این محصول می تواند در اقلیم های مختلف و متفاوت تا 85 درصد انرژی مورد نیاز آب گرم مصرف کنندگان را تامین نماید. با توجه به مطالب گفته شده، در این پژوهش آنالیز فنی اقتصادی و زیست محیطی استفاده از سیستم های آبگرمکن خورشیدی در ساختمان های مسکونی صورت خواهد گرفت.
بنابر این مسئله اصلی این پژوهش باتوجه به هدف اصلی پژوهش عبارتست از اینکه:
” آیا استفاده از انرژی خورشیدی در مقایسه با گاز طبیعی مقرون به صرفه می باشد؟ “
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق
خوشبختانه کشور ما به دلیل موقعیت ویژه ی جغرافیایی، توان بالایی در دریافت انرژی خورشیدی دارد، به طوری که میانگین سالانه ی تابش خورشیدی در کشور 5 کیلو وات ساعت در روز برآورد شده که این رقم در مقایسه با دیگر کشورها بسیار قابل ملاحظه است. بنابراین می توان با بهره گرفتن از انرژی خورشیدی در مناطق مختلف کشور به ویژه مناطق آفتاب خیز جنوب، ضمن بهره مندی از این انرژی رایگان و حفظ ذخایر فسیلی برای نسل های آینده، آلودگی های زیست محیطی را کاهش داده و زمینه را برای رسیدن به توسعه ی پایدار فراهم آورد. در این باره، صرفه جوییهای حاصل شده در بلند مدت (صرفه جویی در مصرف سوخت و صرفه جویی حاصل از کاهش آلودگی) می تواند شرکت های صنعتی را در تخصیص بهینه ی منابع محدود خود در تامین انرژی یاری رساند.
1-3- اهداف مشخص تحقیق (شامل اهداف آرمانی، کلی، اهداف ویژه و كاربردی)
– هدف کلی
با توجه به این که انرژی در زندگی نقش بسیار مهمی ایفا می کند و انرژی های تجدید نا پذیر از جمله سوخت های فسیلی، زغال، گاز های طبیعی رو به کاهش است و اثرات مخرب زیست محیطی نیز دارد استفاده از انرژی های نو (تجدید پذیر ) از جمله انرژی خورشیدی در حال حاضر بهترین گزینه برای جایگزینی انرژی های تجدید نا پذیر می باشد. پس اهداف این تحقیق موارد زیر را می توان نام برد:
- بررسی قیمت تمام شده انرژی خورشیدی در مقایسه با گاز طبیعی بخش خانگی با چشم انداز بالا بردن بهره وری انرژی
- محاسبه قیمت تمام شده استفاده از انرژی خورشیدی در بخش خانگی
- مقایسه بهای تمام شده انرژی خورشیدی با گاز طبیعی
– در صورت داشتن هدف كاربردی، نام بهرهوران ذكر شود
1- نتایج این تحقیق می تواند برای وزارت نیرو، شرکتهای خصوصی و دولتی و خانوارها مورد استفاده قرار گیرد.
2- مطالعه در زمینه انرژی های نو
– اهداف آرمانی:
جایگزینی انرژی خورشیدی با گازهای طبیعی موجب کاهش هزینه های انرژی مشتریان می گردد. همچنین از انتشار آلاینده ها تا حدودی جلوگیری می شود و با توجه به این که انرژی های تجدید ناپذیر رو به کاهش است این اقدام باعث می شود که نسل های آینده با بحران کمبود انرژی مواجه نشوند.
1 Parabolic Trough Concentrator
2 Power Tower
3 Dish Stirling
4 Giga tons of Oil Equivalent
) هر toe معادل 6/1 مگاوات و هر gtoe معادل 00000000/116مگاوات می باشد. )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انجام حسابرسی در سازمانها، شركتها، بنگاههای اقتصادی و … در بخشهای عمومی و خصوصی گویای این است كه همه اقدامات، عملكردها و فعالیتها با كارایی صورت نمیگیرد. استفاده نامناسب از روشهای دستی و كامپیوتری، كاغذبازیهای بیفایده، سیستمها و روشهای غیر كاری عملیاتی، سلسله مراتب یا الگوهای ارتباطی پیچیده، دوباره كاری، مراحل كاری بیمورد و انجام كارهای موازی، زمینههایی از عدم وجود كارایی را در واحدهای اقتصادی نشان میدهد.
برای حسابرسان واژه کارایی واژه ناآشنایی نیست، زیرا در فرایند حسابرسی همواره میکوشند رسیدگیهای خود را به صورت کارا (رسیدگی مؤثر با کمترین هزینه) به انجام برسانند.
كارایی در انجام حسابرسی هم مدنظر ارائه كنندگان و هم مدنظر دریافت كنندگان این خدمات است، زیرا با افزایش كارایی هر دو گروه منتفع خواهند شد. این انتفاع برای دریافتكنندگان به این صورت است كه در زمان كمتر و احیاناً با هزینههای كمتر خدماتی با كیفیت مناسب دریافت میكنند و برای ارائه كنندگان خدمات این انتفاع صورت افزایش در ظرفیت كاری پرسنل، عدم نیاز به صرف هزینه و زمان اضافی برای انجام كاری معین، از دست ندادن صاحبكاران موجود (مشتریان موجود) و جذب صاحبكاران جدید (مشتریان جدید) و در نهایت افزایش در سود میتواند باشد.
1-2- بیان مسأله
عمومیشدن مالکیت بنگاههای اقتصادی، تامین مالی(استقراض) از طریق مشارکت عمومی و خصوصیسازی بخشهای دولتی و بنگاه های تحت پوشش در سالهای اخیراز جمله عوامل اصلی تغییرات بنیادی در محیط اقتصادی ایران است. درچنین شرایطی شفافیت و کیفیت مطلوب اطلاعات مالی و غیرمالی که پایه و اساس تصمیمگیری وامدهندگان بالفعل و بالقوه است اهمیت ویژه ای دارد.با در نظر گرفتن این نكته که میزان قابلتوجهی از اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان توسط مدیریت بنگاههای اقتصادی تهیه، پردازش و گزارش می شود. حصول اطمینان نسبی از کیفیت این اطلاعات ضروری به نظر میرسد.تئوریهای موجود به ویژه تئوری کارگزاری بیانگر تضاد منافع بین تولید کننده اطلاعات و استفادهکنندگان آن است این تضادمنافع مولد انگیزه لازم برای مدیریت در جهت بهینه نمودن منافع خویش بوده و منجر به حرکاتی نظیر تحریف صورتهای مالی میگردد که غالبا زیان سرمایهگذاری را در بردارد. در این شرایط وجود یک مکانیزم کنترلی که به طور نسبی تضمین کننده شفافیت اطلاعات گزارش شده در صورتهای مالی باشد ضرورت مییابد. در یک اقتصاد آزاد این مکانیزم در قالب حسابرسی مالی و توسط حسابرسان مستقل ارائه می شود (حساس یگانه و خالقی بایگی، 1383).
حسابرسی با بهره گرفتن از معیار اصول پذیرفتهشده حسابداری به ارزیابی و قضاوت در مورداطلاعات مندرج درصورتهای مالی می پردازد و نتیجه کار و نظر حرفهای خود در مورد مطلوبیت صورتهای مالی در مطابقت با اصول پذیرفته شده حسابداری را در قالب گزارش حسابرسی اظهار می کند.
حسابرسان ممکن است نتوانند تمام انتظارات استفاده کنندگان را برآورده کنند و بین عملکرد دریافتی استفاده کنندگان از حسابرسان و آنچه استفادهکنندگان از حسابرسان انتظار دارند تفاوت وجود داشته باشد و به عبارت دیگر بین تصور آنها در مورد عملکرد حسابرس مستقل و تصور حرفه حسابرسی در مورد عملکرد خویش تفاوت وجود داشته باشد. علت این شکاف ممکن است انتظارات نا معقول عدهای از استفادهکنندگان، استانداردهای حسابرسی نامناسب و یا قصور حسابرس باشد (آقایی و علیجانی، 1381).
تشخیص كارایی حسابرسی صورتهای مالی از مسائل مورد علاقه محققان و دستاندركاران حرفه حسابرسی است، زیرا تفاوتهای پایدار و سیستماتیک در متوسط كارایی حسابرسیهایی كه توسط مؤسسات حسابرسی مختلف انجام میشود، میتواند در ساختار بازار خدمات حسابرسی تأثیر اساسی بگذارد. یعنی آن دسته از مؤسسات حسابرسی كه در انجام حسابرسیهای خود كارایی لازم را ندارند، بازار خدمات حرفهای خود را از دست خواهند داد. همچنین فقدان كارایی در حسابرسی صورتهای مالی یكی از عوامل مهم در تغییر حسابرسان توسط صاحبكاران به شمار میآید (استاین و سیمونیك، 2004)[1].
كارایی در انجام حسابرسی هم مدنظر ارائه كنندگان و هم مدنظر دریافت كنندگان این خدمات است، زیرا با افزایش كارایی هر دو گروه منتفع خواهند شد. این انتفاع برای دریافتكنندگان به این صورت است كه در زمان كمتر و احیاناً با هزینههای كمتر خدماتی با كیفیت مناسب دریافت میكنند و برای ارائه كنندگان خدمات این انتفاع صورت افزایش در ظرفیت كاری پرسنل، عدم نیاز به صرف هزینه و زمان اضافی برای انجام كاری معین، از دست ندادن صاحبكاران موجود (مشتریان موجود) و جذب

صاحبكاران جدید (مشتریان جدید) و در نهایت افزایش در سود میتواند باشد. از طرف دیگر افزایش كارایی در حسابرسی صورتهای مالی میتواند باعث رشد و تعالی حرفه گردد. از آنجا كه در هر فعالیتی، تحلیل هزینه- فایده یک عامل مهم محسوب میگردد، اگر هزینه كسب خدمات حسابرسی برای دریافت كننده این خدمات بیشتر از منافع مورد انتظار آن باشد، دیگر مؤسسات یا شركتهایی كه الزام قانونی به انجام حسابرسی ندارند اقدام به خرید این خدمات نخواهند كرد و بخش قابل توجهی از بازار خدمات حسابرسی از بین خواهد رفت.
خدمات حسابرسی برای مؤسسات و شركتهایی كه از این خدمات بهره میگیرند، میتواند مزایای بسیاری در بر داشته باشد كه حتی مدیران بسیاری از شركتها از این مزایا بیاطلاع هستند و تنها زمانی متوجه این مزایا میگردند كه از خدمات حسابرسی بهرهمند شوند.
پس باید زمینهای فراهم گردد تا بتوان مؤسسات و شركتها را به استفاده از خدمات حسابرسی ترغیب كرد تا علاوه بر آشنایی بیشتر با مزایای آن به رشد حرفه نیز كمك شود. یكی از راههای ایجاد این زمینه، افزایش كارایی خدمات حسابرسی است (رضازاده و بسنده، 1385).
افزایش كارایی در حسابرسی صورتهای مالی یک عامل حیاتی برای مؤسسات حسابرسی است كه ادامه فعالیت این مؤسسات به آن وابسته است. پس همواره تعیین معیارهای كارایی حسابرسی برای مؤسسات حسابرسی امری حیاتی است و مهمتر از آن، آنها باید همواره سعی در یافتن راهها و عواملی داشته باشند كه در رشد و ارتقای كارایی فعالیتهای آنها مؤثر است، تا بتوانند با رشد و كارایی حسابرسیها توان رقابت با سایرین را برای خود حفظ كنند و حتی در صورت امكان گوی سبقت را از دیگران بربایند. برای انجام اینكار یک روش بسیار مؤثر میتواند شناسایی خصوصیات حسابرسیهایی باشد كه با كارایی قابل قبول انجام میشوند. زیرا این شناسایی میتواند موجب شكلگیری رهنمودهایی ارزنده در زمینه بهبود فرایند حسابرسی و ارائه خدمات حسابرسی كارا گردد (رادلیف، 1999)[2].
به نظر میرسد میان آنچه حسابرسان مستقل شاغل در سازمان حسابرسی و حسابرسان شاغل در دیوان محاسبات در مورد كارایی حسابرسی مالی تصور میكنند تفاوت معناداری وجود دارد.
مسئله اصلی تحقیق حاضر بررسی مقایسهای دیدگاههای حسابرسان مستقل و حسابرسان شاغل در دیوان محاسبات در خصوص كارایی حسابرسی صورتهای مالی است و نیز رسیدن به مجموعهای از عوامل مؤثر برای افزایش كارایی حسابرسی است.
برای دستیابی به این هدف لازم به پاسخگویی به سؤالات زیر میباشد:
1- شناختی كه حسابرسان از محیط كار و فعالیت صاحبكار كسب میكنند چه تأثیری بر كارایی حسابرسی صورتهای مالی دارد؟
2- شناخت و میزان اتكای حسابرسان به سیستم كنترل داخلی واحد مورد رسیدگی چه اثری بركارایی حسابرسی صورتهای مالی دارد؟
3- تأثیر استفاده از خدمات حسابرس داخلی و خدمات كارشناسی بر كارایی حسابرسی چیست؟
4- تأثیر اعمال محدودیت زمانی و كاهش هزینه اجرای حسابرسی بر كارایی حسابرسی صورتهای مالی چیست؟
5- كنترل كیفیت حسابرسی اطلاعات مالی تاریخی چه تأثیری بر كارایی حسابرسی دارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
در اغلب تحقیقات صورت گرفته در ایران محققان صرفاً دنبال بررسی اثربخشی حسابرسی بودهاند، زیرا شاید اولین مطلبی كه در مورد حسابرسی و هزینههای مرتبط آن به ذهن میرسد این است كه آیا صرف این هزینهها و زمان و انجام كار حسابرسی ثمره و نتیجهای در پی خواهد داشت یا خیر؟ اما قطعاً این تنها جنبهای نیست كه در مورد خدمات حسابرسی باید در نظر گرفت. حرفه حسابرسی با توجه به سابقه و رشدی كه طی دهه های اخیر داشته، اثبات كرده است كه یک عمل اثربخش است و ثمره آن مورد توجه نهادهای بسیاری بوده و هست. بنابراین در حال حاضر مطلب مهمتر از اثربخشی خدمات حسابرسی، كارایی این خدمات است.
هر فردی انتظار دارد بیشترین نتیجه را از فعالیتهای خود كسب كند، این فعالیت هم میتواند به صورت مستقیم توسط خود فرد انجام شود و هم صاحبكارانش به دنبال آنند كه بیشترین ثمره را با صرف كمترین هزینه و زمان حاصل كنند و این تنها در صورت افزایش هر چه بیشتر كارایی حسابرسی میسر خواهد بود.
هیچ صاحبكاری حاضر نیست كه برای خرید خدمات حسابرسی بیش از حد هزینه كند یا با توجه به ماهیت حسابرسی بیش از حد زمان صرف كند. لذا همواره صاحبكاران حسابرسی به دنبال آن هستند كه خدماتی با كیفیت معین را در حداقل زمان ممكن و با حداقل هزینه دریافت كنند. بنابراین میتوان گفت كارایی مهمترین ویژگی مدنظر صاحبكاران حسابرسی است. از طرف دیگر حسابرسان حداقل در رده مدیریت حاضر نیستند كه زمان خود و پرسنل را بیش از اندازه برای انجام یک كار معین تخصیص دهند، زیرا ا ین امر باعث افزایش در هزینهها در نهایت كاهش سود میگردد (رضازاده و بسنده، 1385). بنابراین كارایی مورد توجه حسابرسان نیز هست. حال كه بر اساس گفتههای پیشین ضرورت كارایی حسابرسی برای حسابرسان را تشریح كردیم باید نگرش حسابرسان مستقل شاغل در سازمان حسابرسی و حسابرسان دیوان محاسبات را در خصوص كارایی حسابرسی نیز بررسی كنیم.
از اینرو تحقیق و پژوهش در زمینه تصورات حسابرسان درباره كارایی حسابرسی صورتهای مالی ضرورت دارد. با توجه به آنكه در ایران كمتر به موضوع كارایی حسابرسی پرداخته شده است، لذا در این زمینه نیاز به مطالعات زیادی است. در تحقیق حاضر سعی بر آن است تا علاوه بر آغاز تحقیق در زمینه دیدگاههای حسابرسان نسبت به كارایی حسابرسی صورتهای مالی در ایران بابی نیز در جهت بررسیهای بیشتر در این زمینه گشوده شود.
1-4- اهداف تحقیق
1) بررسی تأثیر شناخت حسابرسان از محیط كار و فعالیت واحد مورد رسیدگی بر كارایی حسابرسی
2) بررسی تأثیر شناخت و میزان اتكای حسابرسان بر سیستم كنترل داخلی واحد مورد رسیدگی بر كارایی حسابرسی
3) بررسی اثر استفاده از خدمات حسابرس داخلی و خدمات كارشناسی بر كارایی حسابرسی
4) بررسی تأثیر اعمال محدودیت زمانی و كاهش هزینه اجرای حسابرسی بر كارایی حسابرسی
5) بررسی تأثیر كنترل كیفیت حسابرسی اطلاعات مالی تاریخی بر كارایی حسابرسی
[1]-Stein&Simunic
[2]– Radciliff
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
تعیین ساختار بهینه سرمایه، یكی از مسائل اساسی تأمین مالی شركتها به شمار میرود. این مهم، كاربرد با اهمیتی در زمینه تصمیم گیری راجع به تأمین مالی عملیات جاری و طرحهای سرمایه گذاری شركتها دارد. به دلیل كمتر بودن ریسك اوراق بدهی، بازده مورد انتظار اعتباردهندگان نیز كمتر از بازده مورد انتظار سهامداران است. بنابراین، تا سقف معینی هر چه میزان استفاده از بدهی برای تأمین مالی بیشتر باشد، هزینه سرمایه كل شركت كمتر و درنتیجه سودآوری بیشتر می شود. با این وجود، با افزایش بدهی، ریسك مالی شركت افزایش مییابد و در نتیجه اعتباردهندگان نرخ بهره بالاتری را مطالبه میكنند. در این وضعیت، هزینه سرمایه كل افزایش مییابد. در نتیجه، ساختار بهینه سرمایه باید بین دو حد تأمین مالی (سهام و بدهی) وجود داشته باشد(كردستانی و نجفی، 1387).
تئوریهایی از قبیل تئوری موازنه ایستا و دیدگاه سنتی بر موجودیت ساختار بهینه سرمایه صحه میگذارند. شواهد تجربی نیز وجود دارد مبنی بر این كه شركتها در عمل تمایل دارند تا در دامنه بهینهای از ساختار سرمایه عمل كنند و اگر به دلایل شرایط تجاری مجبور به خروج از این دامنه بهینه باشند، در اولین فرصت ممكن به آن دامنه بر میگردند(هانک و سونگ[1]،2006). مطالعه اسكات و جانسون (1982) نیز در مورد شركتهای بزرگ آمریكایی بیانگر این است كه در تصمیمات تأمین مالی از یک نسبت اهرم مالی (بدهی) هدف استفاده می شود(اسکات و جانسون[2]،1982). تحقیقات انجام شده در ایران نیز حاكی از وجود ساختار بهینه سرمایه در برخی از صنایع است. با توجه به جایگاه ساختار سرمایه و تأثیر آن بر ارزش و سودآوری شركت، تعیین ساختار بهینه سرمایه از اهمیت بالایی برخوردار است(نمازی و شیرزاده ،1384).در این پژوهش نیز به دنبال بررسی نقش عوامل موثر بر ساختار بهینه سازی سرمایه و تاثیر آن بر سودآوری شرکتهای تولیدی استان آذربایجان شرقی می باشیم.
1-2-بیان مسئله:
یكی از چالشهای مدیریت مالی، ساختار سرمایه میباشد كه به بررسی تاثیر تركیب ساختار سرمایه شركتها بر ارزش شركت و به نوعی دیگر بر هزینه سرمایه می پردازد. اهرم مالی به كاربرد منابع و وجوهی كه برای شركت هزینه ثابت مالی ایجاد میكند، اشاره دارد. هر چه اهرم مورد استفاده میزان بدهیها و سهام ممتازی كه برای شركت هزینه ثابت ایجاد میكند بیشتر باشد؛ ریسك مالی بیشتر می شود. ریسك ناشی از تغییرات اهرم تقریباً در كنترل مدیریت است. به دلیل تا ثیر اهرم بر سودآوری و ارزش شركت، یک مدیر باید اطلاعات كافی از نحوه محاسبه و ارزیابی اهرم داشته باشد(بیدگلی و جولا، 1388). بازار سرمایه در ایران یک بازار ناشناخته است. در این بازار روزانه هزاران سرمایهگذار پول خود را به امید دستیابی به ثروت بیشتر سرمایه گذاری مینمایند. در این میان برخی به هدف خود دست مییابند و برخی دیگر سرمایه خود را از دست میدهند. شناخت کلی از بازار و بازار بورس اوراق بهادار از جنبهها و زوایای مختلف می تواند ضمن پیش بینی بهتر آینده این بازار و تغییرات آن ریسک سرمایه گذاری را کاهش داده و یا بازده بیشتر به دست آورد.
تئوری ساختار سرمایه دو مدل رقیب را برای تصمیم گیریهای تأمین مالی شرکتهای سهامی ارائه میدهد، مدل توازنی و مدل ترجیحی. در مدل توازنی، شرکتها اهرم بهینه را با برقراری توازن میان منافع و هزینه های بدهیها شناسایی می کنند. اما در مدل ترجیحی، شرکتها تأمین مالی را ابتدا با سود انباشته، سپس با بدهیها و در نهایت با اوراق سهام انجام میدهند(رودپشتی و همکاران، 1385).
پژوهشات تجربی نتایج متناقضی را در مورد چگونگی انتخاب ساختار سرمایه برای شرکتها ارائه میدهد. در این راستا این پژوهش در پی بررسی تأثیر عوامل مؤثر بر تغییرات اهرم مالی شرکتها میباشد.
یافته های پژوهشهای داخلی و خارجی ما را به این سؤال هدایت کرد که؛ چه عوامل مهمی در ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مؤثر هستند و آیا رابطهای بین اطلاعات یک شرکت با تعیین ساختار سرمایه آن وجود دارد؟ در این پژوهش، با توجه به این که در پی بررسی سازههای مؤثر و تأثیر اطلاعات گذشته بر ساختار سرمایه میباشیم، برای انتخاب متغیرهای پژوهش جهت ایجاد فرضیه ها، عوامل تأثیرگذار را از دو بعد بررسی میکنیم.
- عوامل نشأت گرفته از خود شرکت
-

-
- عوامل نشأت گرفته از بازار.
تعیین ساختار سرمایه هدف و نسبت بدهی هدف، به شکلی که تئوری ساختار سرمایه بیان می کند، در حوزه تئوری دستوری قرار دارد. اما این که چه عواملی باعث انحراف از این هدف می شود را نمی توان در حوزه تئوری دستوری پاسخ داد، چون این عوامل از دنیای واقعی نشأت میگیرند. پاسخ این نوع سؤالات در حوزه تئوری اثباتی قرار میگیرد که رفتار دنیای واقعی را بررسی می کند(آلن برگر،2002). این پژوهش با بررسی رفتار دنیای واقعی در پی تعیین عوامل تأثیرگذار و متغیرهای مؤثر بر تغییرات اهرم مالی شرکتهای تولیدی استان آذربایجان شرقی میباشد. بنابراین، هدف اساسی این پژوهش را میتوان توسعه آگاهی و دانش لازم درباره رفتار دنیای واقعی در حوزه مالی در ارتباط با ساختار سرمایه بیان نمود.
1-3-اهمیت موضوع:
اكثر مدیران مالی براین امر توافق دارند كه مفهوم اهرم از مهمترین مفاهیم مالی بوده و دارای جایگاه ویژهای در ساختار سرمایه میباشد. همچنین در بازار سهام یكی از مهمترین مباحث، رابطه میان ساختار سرمایه و سودآوری شرکتها است. یکی از مهمترین اهدافی که مدیران مالی برای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران باید در نظر بگیرند؛ تعیین بهترین ترکیب منابع تامین مالی شرکت یا همان ساختار سرمایه بهینه است. از نظر مدیر مالی تعیین رابطه بین هزینه سرمایه، ساختار سرمایه و ارزش کل شرکت اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا میتوان با بهره گرفتن از ساختار سرمایه بر ارزش شرکت تاثیر گذاشت )ولیپور و همکاران،1390، موزیر، 2011؛ سلیم و یادو،2012).
ساختار سرمایه یک شرکت، رابطه بین بدهی و حقوق صاحبان سهام را نشان میدهد. بدهی باعث ایجاد محدودیت برای مدیران می شود در حالی که سرمایه، انعطافپذیری و توان تصمیم گیری را افزایش میدهد. اصولاً استفاده از بدهی در ساختار مالی موجب افزایش بازده مورد انتظار سهامداران می شود اما این امر می تواند افزایش ریسک شرکت را نیز سبب شود. به طور کلی استفاده از بدهی در ساختار سرمایه شرکتها، مثل شمشیر دولبه عمل نموده و هم می تواند افزایش ارزش شرکتها را سبب شده و هم موجب کاهش ارزش شرکت گردد )رضایی و پیری، 1390). محیطی که شرکتها در آن فعالیت می کنند محیطی بسیار رقابتی است. پژوهش در زمینه رابطه میان ساختار سرمایه و سودآوری شرکتها نشان داده که ساختار بهینه سرمایه می تواند منجر به افزایش توان رقابتی آنها گردد. همچنین افزایش توان رقابتی، موجب ورود جریان نقدی عملیاتی به داخل واحد تجاری شده و در نتیجه نیاز شرکت به استقراض کاهش یافته و از این رو ساختار سرمایه شرکت نیز بهبود مییابد. بنابراین ساختار سرمایه و عملكرد مالی شرکت برهم تاثیر متقابل دارند)انتونیو و دیگران، 2002). از دیدگاه مدیریت مالی، ساختار سرمایه یكی از مهمترین موضوعاتی است که در دو دهه اخیر به آن پرداخته شده است. امروز درجهبندی شرکتها از لحاظ اعتباری تا حدود زیادی به ساختار سرمایه آنان وابسته است و در واقع مبنای تولید و ارائه خدمات، به نحوه تامین و مصرف وجوه مالی مربوط می شود. به طورکلی دو تئوری موازنه ایستا و سلسله مراتبی، عوامل مؤثر بر ساختار سرمایه را تبیین می کنند. یكی از عواملی که بر اساس هر دو تئوری بر ساختار سرمایه تأثیر دارد، سودآوری شرکتها است. براساس تئوری موازنه ایستا مزیت مالیاتی بدهی، ارزش شرکت بدهیدار را افزایش میدهد. از سوی دیگر، هزینه های ورشكستگی احتمالی به واسطه عدم ایفای به موقع تعهدات، ارزش شرکت )بدهیدار) را کاهش میدهد. لذا ساختار سرمایه شرکت را میتوان به منزله توازن بین مزیتهای مالیاتی بدهی و هزینه های ورشكستگی احتمالی ناشی از بدهی تلقی نمود . از این رو، این دو عامل خنثی کننده یكدیگر )توازن مزایا و مخارج ناشی از بدهی( به استفاده بهینه از بدهی در ساختار سرمایه منجر می شود. تئوری سلسله مراتبی بیان می کند که شرکتها در تأمین منابع مورد نیاز خود سلسله مراتب معینی را طی می کنند. شكلگیری این سلسله مراتب، نتیجه یا پیامد عدم تقارن اطلاعات است. طبق این تئوری در مواردی که بین مدیران و سرمایه گذاران برون سازمانی عدم تقارن اطلاعاتی وجود داشته باشد مدیران، تأمین مالی از محل منابع داخل شرکت را به منابع؛ خارج از شرکت ترجیح میدهند. بر اساس این تئوری شرکتهای سودآور کمتر استقراض می کنند )باقرزاده، 1382؛ نمازی و حشمتی، 1386). مدیران مالی شرکتها با توجه به ارتباط تنگاتنگ بین ساختار سرمایه با سودآوری و ارزش شرکت، در صدد دستیابی به ترکیب بهینه منابع تأمین مالی یا ساختار بهینه سرمایه میباشند)احمدزاده و همكاران،1384).
1-4- اهداف تحقیق:
1-4-1- هدف كلی:
هدف از این تحقیق، تبیین رابطه عوامل موثر بر ساختار بهینه سازی سرمایه و تاثیر آن بر سودآوری شرکتهای تولیدی استان آذربایجان شرقی میباشد.
1-4-2- اهداف جزئی:
- تعیین نقش ساختار سرمایه در سودآوری شرکتهای تولیدی استان آذربایجان شرقی.
- تعیین نقش ساختار سرمایه در بازده داراییهای شرکتهای تولیدی استان آذربایجان شرقی.
- تعیین نقش ساختار سرمایه در بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای تولیدی استان آذربایجان شرقی.
- تعیین نقش ساختار سرمایه در نسبت سود به فروش شرکتهای تولیدی استان آذربایجان شرقی.
[1] -Huang G, and Song
[2] -Scott D. F, and Johnson D. J.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس مدل های سنتی رفتار هزینه ، همانطور که در کتابهای درسی حسابداری نشان داده شده است ، هزینه ها با توجه به تغییرات در سطح فعالیت یک شرکت به صورت ثابت یا متغیر در نظر گرفته می شود .(گریسون و همکاران[2] 2009).
این مطالعات تجربی بر روی رفتار هزینه های فروش ، عمومی و اداری متمرکز هستند . اندرسون و همکارانش مدل جایگزینی را معرفی کردند که در آن هزینه ها به طور خودکار و همزمان با تغییر درسطح فعالیت ، تغییر پیدا نمی کنند ، بلکه در آن چسبندگی هزینه ها به این علت رخ میدهند که مدیران ، منابع مرتبط با فعالیتهای عملیاتی را به طور عمدی تعدیل می- کنند. که البته این موضوع انحرافی است از مدلهای کتابهای درسی سنتی رفتار هزینه.آنها دو علت اصلی رفتار چسبنده را شناسایی کردند که در قسمتهای بعدی این دلایل تشریح خواهند شد . از سال 2003 طیف گسترده ای از مطالعات تحقیقاتی حسابداری در مورد مفهوم چسبندگی هزینه انجام شده است که حجم بسیار کمی از آنها به موضوع چسبندگی هزینه ی حسابرسی پرداخته اند . به همین دلیل آگاهی ازعوامل مؤثر بر حق الزحمه ی حسابرسی و رفتار نامتقارن این هزینه هم برای صاحبکار و هم برای حسابرس مفید خواهد بود .
با توجه به آنچه گفته شد شالوده ی مدل هزینه یابی سنتی که همان تناسب بین هزینه ها و سطح فعالیت می باشد ، همیشه برقرار نیست و برآورد هزینه بدون در نظر گرفتن چسبندگی هزینه ها گمراه کننده خواهد بود در نتیجه مدیران می بایست دلایل خود را برای چسبندگی هزینه ارزیابی کنند. همچنین صاحبان شرکتها با مشخص شدن چسبندگی هزینه می توانند تحلیل کنند که آیا مدیران باعث وارد آمدن هزینه به بنگاه می شوند یا خیر (مدیروس و همکاران[3]-2004). علاوه بر آن درک بهتر از نحوه ی تغییر هزینه ها نسبت به نوسانات فروش برای حسابرسان جهت تعیین حق الزحمه ی حسابرسی و همچنین در بهبود اجرای رویه های تحلیل کارگشا خواهد بود . با توجه به نکات فوق بررسی و مطالعه ی بیشتر در خصوص چسبندگی هزینه ها در حوزه ی حسابرسی و حسابداری لازم به نظر می رسد .
1-2) بیان مسئله
در مرحله ی برنامه ریزی ، کنترل و بودجه بندی ، مدیران به اطلاعاتی مبتنی بر پیش بینی هزینه ها جهت پیش بینی سطح فروش ، نرخ گذاری محصولات و در نهایت پیش بینی سود نیاز دارند.آنها برای اهداف برنامه ریزی و کنترل باید از گرایش های هزینه ، یعنی چگونگی تغییرات هزینه ها آگاه شوند.گرایش هزینه ها به چگونگی واکنش هزینه ها دربرابر تغییر در سطح فعالیت اشاره دارد.به عبارت دیگر گرایش هزینه مدلی است که براساس آن یک هزینه ی مشخص نسبت به تغییر در سطح فعالیت واکنش نشان میدهد . در ادبیات حسابداری و در مدل های سنتی رفتار هزینه ، گرایش هزینه ها به صورت ثابت و متغیر در نظر گرفته میشود . هزینه هایی که از سطح فعالیت مستقل می باشند جزء هزینه های ثابت در نظر گرفته خواهند شد اما هزینه هایی که به صورت خطی و متناسب با تغییرات حجم فعالیت تغییر خواهند کرد جزء هزینه های متغیر دسته بندی می شوند .در نتیجه مدیران برای برنامه ریز ی ، کنترل و بودجه بندی صرفاً بر اساس طبقه بندی سنتی در حسابداری مدیریت و حسابداری صنعتی(یعنی هزینه های ثابت و متغیر) اقدام به پیش بینی هزینه ها می کنند .بر همین اساس افزایش در حجم تولید باعث افزایش در هزینه های متغیر خواهد شد که این میزان افزایش بر اساس هزینه های واقعی سالهای گذشته به علاوه ی درصدی تورم و یا افزایش در نرخ هزینه ها خواهد بود که در صورت کاهش در حجم فعالیت مدیران انتظار دارند به میزان حجم کاهش به همان نرخ افزایش ، هزینه های متغیر کاهش یابد . اما در واقعیت ، نتایج با پیش بینی های صورت گرفته مغایر است و برخی تصور می کنند که پیش بینی ها غیر صحیح بوده است . در تصمیمات مربوط به خرید یا ساخت محصول وهمچنین در قبول سفارشات جدید نیز ، هزینه ها به ثابت و متغیر طبقه بندی می شوند که این نوع طبقه بندی نیز باعث بروز مشکلات اساسی برای شرکتها خواهد شد . چرا که مدیران و حتی کارکنان مالی و برنامه ریزی شرکتها آگاهی کافی از هزینه های چسبنده و ماهیت این هزینه ها و حتی نحوه ی محاسبه ی آنها ندارند . در صورتی که اگر این افراد از هزینه های چسبنده و نوع محاسبه ی آن آگاهی داشته باشند به راحتی به این موضوع اشراف پیدا می کنند که سفارشی که از دید آنها سود آور بوده ، چه بسا تبدیل به سفارشی زیان ده شده است.
هنگام تعطیلی كارخانه و یا خط تولید نیز این هزینه ها و طبقه بندی آنها می تواند باعث بروز مشكلاتی برای مدیریت شود . چرا كه هزینه ی چسبنده باعث خواهد شد هنگام كاهش حجم تولید، كل هزینه ها با همان نرخ هزینه های متغیر كاهش نیابد ، در صورتی كه مدیریت میزان كاهش هزینه ها را برابر با نرخ هزینه متغیر در حجم كاهش یافته به علاوه ی مقداری از كاهش هزینه های ثابت پیش بینی خواهد نمود. اما در واقعیت به خاطر چسبندگی هزینه ها و هزینه های چسبنده كه مانع از كاهش هزینه ها هنگام كاهش سطح فعالیت ، به همان میزان افزایش هزینه ها هنگام افزایش در سطح تولید می شود میزان كاهش هزینه ها كمتر از پیش بینی صورت گرفته خواهد شد كه این مورد حتی می تواند منجر به عدم تحقق برنامه و شكست پیش بینی ها شود و در شرایط حادتر و بحرانی تر منجر به مشكلات نقدینگی و عدم توانایی

مدیریت در پرداخت هزینه ها شود. در واقع شرکتهای دارای هزینه های چسبنده تر در مقایسه با شرکتهای دارای هزینه های با چسبندگی کمتر ، کاهش سود بیشتری در زمان کاهش سطح فعالیت ها دارند . علت این مسئله آن است که هزینه های چسبنده تر منجر به تعدیل کمتری در هزینه ها و همین طور زمان کاهش فعالیت ها می شوند که در نتیجه منجر به کاهش بیشتری در سود خواهد شد .
با توجه به آنچه گفته شد ، همیشه تناسب بین هزینه ها و سطح فعالیت ، وجود ندارد. علاوه بر آن ، در حوزه ی حسابرسی نیز همیشه این تناسب بین حق الزحمه های حسابرسی و مدل هزینه ی حسابرسی وجود ندارد . در نتیجه برآورد رفتار هزینه حسابرسی و حسابداری، بدون در نظر گرفتن چسبندگی هزینه گمراه کننده خواهد بود . آگاهی از رفتار هزینه برای حسابداران ، حسابرسان ، پژوهشگران و تمامی کسانی که با حوزه ی مدیریت ، حسابداری و حسابرسی در ارتباط هستند دارای اهمیت است. بنابراین درک بهتر از نحوه ی تغییر و رفتار هزینه ها نسبت به عوامل متعددی که در شرکت وجود دارد و آگاهی از چسبندگی هزینه ها برای کلیه ی افراد از جمله مدیران ، صاحبان شرکت ها ، حسابداران و حسابرسان تحلیل مفیدی خواهد بود .بنابراین با توجه به اهمیت هزینه- های اداری، عمومی و فروش و همچنین حق الزحمه های حسابرسی در ساختار هزینه ای شركت ها ، در این پژوهش چگونگی رفتار این هزینه ها نسبت به تغییرات عوامل مختلف از جمله تغییر در مدل هزینه ی حسابرسی ، نرخ تورم ، تعداد کارکنان و تغییرات فروش مورد بررسی قرار گرفته می- شود . بدون تردید آگاهی از نتایج این پژوهش در ارزیابی دقیقتر عملكرد مالی، پیش بینی سودآوری شركت ها و تصمیم گیری دقیتر مدیران مهم است .
1-3) اهمیت و ضرورت تحقیق
1-4) هدف و سؤالات تحقیق
یکی از مناقشات اصلی حرفه ی حسابرسی در حال حاضر تعیین حداقل نرخ حق الزحمه ی حسابرسی و نوع رفتار این هزینه و عکس العمل صاحبکاران در مقابل حق الزحمه هاست . بنابراین درک نحوه ی تعیین حق الزحمه ی حسابرسی و آگاهی از رفتار این هزینه برای حسابرسان و علی الخصوص برای صاحبکاران دارای اهمیت است . علاوه بر آن الگو و رفتار هزینه ، نظر حسابداران مدیریتی که در زمینه ی تصمیم گیری و کنترل فعالیت می کردند را به خود جلب نموده است . نتایج کنونی نشان می دهدکه امروزه مدیران در جستجو و مطالعه ی عوامل اثر گذار بر رفتار هزینه در زمینه های حسابداری و حسابرسی می باشند . در نتیجه این پژوهش حیطه ی مطالعه و بررسی رفتار هزینه را توضیح و بسط خواهد داد و هدف آن بررسی رفتار چسبندگی هزینه ها بر حسب انواع هزینه های عملیاتی و حق الزحمه حسابرسی و با توجه به عوامل مختلف از جمله تغییر در مدل هزینه ی حسابرسی ، تعداد کارکنان واحد تجاری ، تورم و غیره خواهد بود .
سوالاتی که در این تحقیق به وجود می آید شامل سوالاتی به شرح زیر خواهد بود :
- آیا هزینه ی حسابرسی نسبت به عوامل موجود در واحد تجاری از جمله تغییر و تعدیل در مدل هزینه ی حسابرسی چسبندگی دارد و فوراً با سطح پیشنهاد شده توسط مدل هزینه ی حسابرسی تعدیل می شود ؟
- آیا میزان افزایش در هزینه های حسابرسی بیش از میزان کاهش در هزینه هاست ؟ به عبارت دیگر آیا هزینه ی حسابرسی چسبنده است ؟
- آیا نرخ تورم بر چسبندگی هزینه های حسابرسی تأثیر دارد ؟
- آیا هزینه های عملیاتی حسابداری نسبت به تغییرات درآمدی فروش دچار چسبندگی هزینه خواهند شد؟
- آیا نرخ تورم بر چسبندگی هزینه های عملیاتی حسابداری تأثیر دارد ؟
1-Anderson .M , Banker R , Janakiraman S
1- Garrison.R., Noreen.E.,Brewer.P
1-Medeiros O.R, Costa P.S
1-De Villiers.C,Hay.D,Zhizi J.Z
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نهایت از آنجا که هر موضوعی واژه ها و اصطلاحات تخصصی خود را دارد، موضوعات تخصصی این پژوهش و مدل پژوهش در انتهای فصل توضیح داده می شوند.
1-2 بیان مسئله
الگوبرداری[1] روشی سیستمـــاتیک است كه سازمانها به وسیله آن می توانند فعالیتهای خود را براساس بهترین صنعت یا سازمان اندازه گیری و اصلاح كنند. این روش با فراهم سازی چارچوبی برای سازمانها كه به وسیله آن فعالیتهای بهترین سازمان مشخص گردیده است و تشخیص وجوه تمایز سازمان موجود با بهترین سازمان نشان می دهد كه چگونه می توان شكافهای موجود را پركرد. الگوبرداری به واقع ابزاری برای بهبود مستمر است و می تواند توسط انواع سازمان هـــای تولیدی و خدماتی به كار گرفته شود. این روش را با نام های الگوگیری و الگوبرداری نیز می شناسند. درعرصه تولید یا خدمات امكان دارد سازمانی عملكرد بهتری نسبت به سازمان های دیگر داشته باشد. همچنین ممكن است هریک از بخش ها مانند بخش جمع آوری مواد و تامین مواد اولیه، بخش تولید، بخش فروش، بخش توزیع، بخش سرویس دهی به مشتریان یا دیگر بخشهای یک سازمان ارائه بهتری از كار خود نسبت به دیگران داشته باشند. برای تنظیم هرچه موثرتر عملكرد برمبنای اهداف موردنظر مدیران باید بدانند كه كدام سازمان یا كدام بخش موثرترین و بهترین روش را به كار می گیرد تا موفق تر باشد. پس از آن مدیران باید تمامی تلاش خود را جهت هماهنگ كردن بخشهای مختلف سازمان براساس آن الگوی بهتر و نمونه[2] به كار برند. چنین تكنیكـــی را الگوگیری یا الگوبرداری مینامند. در این تحقیق با توجه به موارد اشتراک مراحل مدل های موجود و هم چنین جامعیت مدل پنج مرحله ای پیترسون-اندرسون نسبت به سایر مدل های ارائه شده، این مدل برای استفاده در این تحقیق استفاده شده است.این مدل شامل پنج مرحله می باشد.چرخه بنچ مارکینگ شامل طرح ریزی، جستجو، مشاهده، تجزیه و تحلیل، تطبیق و بهبود میباشد، که در تحقیق حاضر برآنیم تا از

طریق بنچ مارکینگ فرایند کلیدی بر اساس مدل پیترسون ـ اندرسون[3] در شرکت دارویی اسوه دارای عملکرد بهتری نسبت به رقبای خویش شود. از اینرو پس از بررسی و مطالعه از طریق ماتریس عملکرد در شرکت دارویی اسوه، مشخص شد که شرکت در بخش فرایند بازاریابی دارای ضعف میباشد و نیاز به بنچ مارکینگ دارد و پس از یک تلاقی افکار شاخص های موثر بر فرایند بازاریابی مشخص شدند که مهم ترین شاخص های موثر بر فرایند بازاریابی در این تحقیق شامل:رضایت مشتریان، نوآوری، کیفیت، نحوه توزیع و تحقیقات بازاریابی می باشد و به بنچ مارکینگ از شرکت های موفق داروسازی در زمینه فرایند بازاریابی پرداخته تا منجر به بهبود فرایند بازاریابی و شاخص های موثر در شرکت داروسازی اسوه شود.
1-3 سابقه و ضرورت انجام تحقیق
1-4 اهداف تحقیق
[1]– Benchmarking
[2]– Best in Class
[3]– Anderson & Pettersen
[4]– Xerox
[5]– Benchmarking
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2 بیان مساله
عموما سرمایه گذاری به منظور دستیابی به رفاه بیشتر در شرایط کنونی و آینده صورت می گیرد. درواقع، مقوله سرمایه گذاری با گستره و تنوع وسیعی روبه رو است. کارکرد سرمایه گذاری به مفهوم خاص آن یعنی تبدیل وجوه مالی به یک یا چند نوع دارایی آن هم برای مدت مشخص قابل نگهداری خواهد بود. از این رو، سرمایه گذاری نیازمند مدیریت است زیرا دستیابی به ثروت و سود ناشی از سرمایه گذاری که به مجموع درآمد فعلی و ارزش فعلی درآمدهای آتی معطوف می شود همواره با مقوله ای به نام مخاطره یا ریسک توام است. سرمایه گذاری ای که در این تحقیق مدنظر است سرمایه گذاری در دارایی مالی و به ویژه اوراق بهادار قابل معامله است. بنابراین، برای تصمیم گیری در بازار سرمایه سهام موارد متعددی نقش و تاثیر خواهند داشت از جمله چه نوع سهمی باید خریداری شود، در چه زمانی، به چه قیمتی، ارزش دفتری سهم، ارزش ذاتی سهم، زمان فروش سهم، میزان ریسک سهم، بازدهی سهم و… همه از مولفه هایی هستند که سرمایه گذاری در این بازار را پیچیده و حساس می کند زیرا دستیابی به حداکثر بازدهی در عین حال که می تواند منحنی صعودی را طی کند، امكان نزولی بودن نیز بر آن وجود دارد اولین و مهم ترین عاملی که در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار فرا روی سرمایه گذار قرار دارد عامل قیمت سهام و به تبع آن مقوله ارزیابی و پیش بینی قیمت آینده است.باید روشی را در پیش بینی انتخاب کرد که بیشترین دقت و کمترین ریسک را داشته باشد،در ورود به بازار سرمایه، ریسک و بازده به موازات هم قرار خواهند داشت.
به طور کلی روش ها و فنون مختلفی در رابطه با سرمایه گذاری در بازار سرمایه وجود دارد که آگاهی از روش هایی که برای فضای سرمایه گذاری امروزی مؤثر باشد ، می تواند به سرمایه گذاران کمک نماید تا به آنچه می خواهند دست پیدا کنند و از آ ن جا که خواسته آن ها کسب بازدهی با کمترین ریسک به منظور افزایش ثروت خود میباشد، در نتیجه باید روش هایی به کار گرفته شوند که بتواند این هدف را عملی سازد . یكی از مهمترین و گسترده ترین پژوهش های بازار های مالی تشریح رفتار بازده سهام است.برای این منظور از مدل های مختلفی استفاده می شود . مانند مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای (CAPM) یا مدل سه عاملی فاما و فرنچ و سایر مدل ها که بر اساس پیشرفت های اخیر در ادبیات مالی ساخته شده اند. نتایج پژوهش های دو دهه اخیر در امریكا و ژاپن از ناکارآمدی CAPM برای پیش بینی بازده سهام بوده است و یافته ها نشان می دهد که متغیر هایی همچون اندازه، نسبت سود به قیمت سهام، نسبت جریان های نقدی به قیمت، نسبت جریان های نقدی عملیاتی به قیمت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، اقلام تعهدی و اجزای آن بازده سهام را بهتر از مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای پیش بینی می کنند. به همین دلیل فاما و فرنچ (1993) متغیر های اندازه، اهرم مالی ارزش دفتری به ارزش بازار و بتا را در یک پژوهش مقطعی آزمون کردند و نشان دادند اندازه ونسبت ارزش دفتری به ارزش بازار دو عامل ریسک هستند که در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای نادیده گرفته شده اند و این مورد نشان دهنده تفاوت بین 2 تحقیق فوق می باشد.(انگاین، 2012).
با توجه به تحقیقات پیشین ارتباط بین پراکندگی سود با بازده سهام نسبتا” واضح بیان نشده است و در بازار سرمایه ایران تحقیقاتی که به بررسی این رابطه پرداخته باشند به صورت اندک بوده، بنابراین سوال اصلی تحقیق حاضر این است که آیا بین پراکتدگی سود هر سهم، بازدهی پورتفوی، اندازه، ریسک و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار در بازار سرمایه ایران رابطه معناداری وجود دارد؟ امید است با بهره گرفتن از نتایج این پژوهش، سرمایه گذاران در بازار سرمایه ایران بتوانند سهام شرکت های برتر را انتخاب کرده و بدین طریق به کارایی بیشتر بازار سرمایه و تخصیص بهینه سرمایه در ایران کمک شود.

1-3 انگیزه انتخاب موضوع
گزارش های مالی یكی از منابع اطلاعاتی در دسترس بازارهای سرمایه است كه انتظار می رود نقش موثری در توسعه سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاران جدید ایفا نماید، نتایج تحقیقات متعدد انجام شده در بازار سرمایه ایران و کشورهای دیگر مشخص می نماید که سود خالص دارای محتوای اطلاعاتی است و یکی از ابزارهای اصلی برای ارزیابی عملکرد و تصمیم گیری در خصوص خرید یا نگهداشت سهام می باشد. بنابراین سرمایه گذاران در ابتدای هر سال با توجه به سود خالص پیش بینی شده اقدام به تصمیم گیری می نمایند در حالیکه ممکن است عملکرد واقعی شرکت با سود خالص پیش بینی شده متفاوت باشد، این که این تفاوت تا چه حد می تواند بر بازده سهام شرکت تاثیر گذار باشذ یکی از موضوعاتی است که انگیزه اصلی تحقیق حاضر را شکل داده است تا از این طریق پیشنهادات لازم به سهامداران و نهادهای نظارتی در خصوص دقت پیش بینی سود و پراکندگی سود حسابداری ارائه نمود.
1-4 اهداف تحقیق
یكی از مباحث مهمی که تصمیمات سرمایه گذاران را تحت تأثیر قرار می دهد، بازده سهام است، زیرا اهمیت زیادی در افزایش ثروت سهامداران دارد. به همین دلیل محققان و دانشمندان مالی در پی یافتن متغیرهایی هستند که از طریق آنها، بازده سهام را در دوره های آتی پیش بینی کنند. نسبت های بازار گروهی از این متغیرها می باشند که برای پیش بینی بازده سهام و پورتفوی سهام در بازارهای سرمایه کاربرد دارند. بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین پراکندگی سود و قیمت سهام از طریق جمع آوری شواهد تجربی در بورس اوراق بهادار می باشد. اهداف خاص تحقیق حاضر نیز شامل موارد زیر است:
- شناسایی رابطه بین پراکندگی سود هر سهم و بازدهی پورتفوی سهام و تعیین جهت این رابطه
- شناسایی رابطه بین بازدهی پرتفوی سهام و نسبت قیمت به ارزش دفتری پرتفوی سهام و تعیین جهت این رابطه
- شناسایی رابطه بین بازدهی پرتفوی سهام و اندازه شرکت و تعیین جهت این رابطه
- شناسایی رابطه بین پراکندگی سود هر سهم و نسبت قیمت به ارزش دفتری پورتفوی سهام و تعیین جهت این رابطه
- شناسایی رابطه بین پراکندگی سود هر سهم و اندازه شرکت و تعیین جهت این رابطه
- شناسایی رابطه بین پراکندگی سود هر سهم وریسک پورتفوی سهام و تعیین جهت این رابطه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2 : بیان مسئله تحقیق
تاثیر بورس اوراق بهادار در توسعه اقتصادی یک کشور، امری بدیهی است. بازار سرمایه یکی از نهادهایی است که می تواند نقش بسزایی در گذار از اقتصاد توسعه نیافته به اقتصاد توسعه یافته ایفا کند. چرا که این بازار می تواند با تخصیص بهینه منابع و هدایت سرمایه های سرگردان به سمت سرمایه گذاری های مولد، به افزایش تولید کالا و خدمات در جامعه کمک نماید(چائوهان و همکاران، 2014) [1]. یکی از مهمترین عوامل در تصمیم گیری صحیح، اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصمیم است (عسگری، 1383). در این تحقیق برآنیم که به بررسی تاثیر برخی متغیرهای مالی در پیش بینی بازده آتی سهام با بهره گرفتن از شبکه عصبی و رگرسیون خطی بپردازیم و با در نظر گرفتن تمامی این عوامل تاثیرگذار بر قیمت و بازده سهام، قیمت و بازده را با بهره گرفتن از دو روش فوق پیش بینی نماییم و به این سوال پاسخ دهیم که آیا شبكه های عصبی مصنوعی در مقایسه با رگرسیون خطی در پیش بینی قیمت و بازده سهام عملکرد بهتری خواهد داشت؟
1-3 : اهمیت و ضرورت تحقیق:
در دهه های اخیر؛ جهانی سازی، تشکیل بازارهای مالی جدید، تشدید رقابت بین شرکتها، موسسات و سازمانها و همچنین تغییرات سریع اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژی باعث افزایش عدم اطمینان و بیثباتی در محیطهای مالی شده و به تبع آن پیچیدگی فرایند تصمیمگیری مالی نیز بیشتر شده است. در چنین شرایطی مسلماً بالندگی اقتصادی در گرو تصمیمگیری صحیح و تخصیص بهینه منابع خواهد بود، چرا که اگر سرمایهها در فرصتهای مناسب، سرمایهگذاری نشوند و یا به نحوی از آن ها استفاده شود که کارایی لازم را نداشته باشند، اقتصاد کلان کشورها دچار چالشهای عظیمی خواهد شد. از این روست که امروزه در تمام اقتصادهای توسعهیافته و یا در حال توسعه از سرمایهگذاری و سرمایهگذاران حمایت گستردهای به عمل میآید. همین دیدگاه سبب شده است تا سرمایهگذاری و بهرهگیری مناسب از فرصتهای سرمایهگذاری به یکی از مهمترین موضوعات مطرح شده در زمینه مدیریت مالی تبدیل شود (اسلامی و جهانشاهی ،1376). قیمت و بازده سهام دو عامل مهم و تاثیرگذار برای سرمایه گذاران در سرمایه گذاری هاست. از این رو در صورتی که آنها نسبت به این دو عنصر قدرت پیش بینی و تخمین داشته باشند خواهد توانست افق بهتری برای سرمایه گذاری خود در نظر داشته باشد و در سطح گسترده تری به سرمایه گذاری بپردازند. از این رو ضرورت دارد تا چنین پژوهشی برای بهره مندی سرمایه گذاران و صاحبان کسب و کار در اختیار این دسته از افراد قرار گیرد.
جنبه جدید بودن و نوآوری طرح : مطالعه حاضر به جهت مقایسه یک روش آماری قوی یعنی رگرسیون خطی چندمرحله ای و یک مدل فرا ابتکاری شناخته شده یعنی شبکه

عصبی مصنوعی در مدل سازی ساختار سرمایه دارای نوآوری است. همچنین در ارتباط با جامعه آماری پژوهش می توان به پیاده سازی پژوهش در میان شرکت های سرمایه گذاری بورس اوراق بهادار تهران اشاره کرد که تاکنون به این طریق در این زمینه پژوهشی صورت نگرفته است.
1-4: اهداف تحقیق:
1.تعیین امكان پذیری پیش بینی قیمت و بازده سهام با بهره گرفتن از شبكه های عصبی مصنوعی.
1-1: تعیین امكان پذیری پیش بینی قیمت سهام با بهره گرفتن از شبکه های عصبی مصنوعی.
1-2: تعیین امكان پذیری پیش بینی بازده سهام با بهره گرفتن از شبکه های عصبی مصنوعی.
2.تعیین امكان پذیری برآورد بهتری شبکه ی عصبی مصنوعی در مقایسه با رگرسیون خطی.
2-1: تعیین امكان پذیری برآورد بهتر شبکه ی عصبی مصنوعی در مقایسه با رگرسیون خطی.
2 -2: تعیین امكان پذیری برآورد بهتر شبکه ی عصبی مصنوعی در مقایسه با رگرسیون خطی.
با توجه به اینکه پژوهش پیرامون بورس اوراق بهادار تهران به مطالعه می پردازد هم مدیران عامل شرکت های سرمایه گذاری و هم مدیران شرکت هایی غیر از شرکت های سرمایه گذاری و نیز سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی می توانند از نتایج پژوهش در تشکیل پرتفوی به نحو بهینه استفاده کنند. این نتایج راهگشای سرمایه گذاران در انتخاب سبد پرتفوی سرمایه گذاری آنان است. در بخش دیگر پژوهشگران آتی می توانند از نتایج پژوهش برای انجام پژوهش های آتی بهره گیرند.
[1] Chauhan et al
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رشد بورس اوراق بهادار تهران در سالهایاخیر منجر به انجام تحقیقات تجربی مفیدی در رشته مالی و حسابداری شده است. در این تحقیق، نیز برای کمک به پیشبرد ادبیات رشته حسابداری به بررسی عوامل تأثیرگذار ناشناخته بر تغییرات قیمت سهام که همواره دلیلی برای روی آوردن به پیشبینی قیمت سهام شرکتهاست پرداخته میشود. امروزه مدیران مالی ترجیح میدهند مکانیزمی در اختیار داشته باشند که بتواند آن ها را در امور تصمیمگیریشان یاری نماید به همین دلیل توجه به روشهای پیشبینی بسیار موردتوجه قرارگرفته است.
به این منظور پیشبینی قیمت سهام[1] را میتوان مهمترین مسئله دانست که سرمایهگذاران با آن مواجه هستند بهطورکلی پیشبینی قیمت سهام با توجه به زمان محل و حجم سرمایهگذاری و عوامل و سایر متغیرهای مؤثر انجام میپذیرد در این راستا ابزار مختلفی ازجمله: روشهای بنیادین، روشهای تکنیکال، سری زمانی اریما[2] به کار گرفتهشدهاند؛ اما امروزه شبکههای عصبیهای عصبی[3] و فازی توانستهاند از پیچیدگیهای سری زمانی قیمت سهام را تجزیهوتحلیل نموده و طبق تحقیقات انجامشده برتری مدلهای شبکه عصبی بر دیگر مدلها اثباتشده است برخی تحقیقات به نتیجه مشترک رسیدهاند که شبکه عصبی برای پیشبینی قیمت سهام دارای عملکرد بهتری نسبت به مدلهای سنتی است (گالدون[4]، 2008) عدهای از محققان نیز بر این عقیده هستند که شبکه عصبی نتایج بهتری را نسبت به روشهای اداری مانند رگرسیون و آنالیز ممیزی در پیشبینی قیمت سهام نشان میدهند (فن می لیو[5]، 2009).
نتایج تحقیق میتواند برای گروههای مختلف ازجمله مدیران و سهامداران مفید واقع شود. این پایاننامه بهطورکلی از پنج فصل تشکیلشده است. در این فصل که کلیات تحقیق نام دارد به بیان مسئلهی تحقیق و ضرورت انجام آن میپردازد. سپس، مطالبی در خصوص اهداف، سؤالات و قلمرو تحقیق ارائه میشود. در پایان نیز، روش انجام تحقیق و تعریف واژههای اصلی تحقیق ارائهشده است.
پیشبینیهای بازار سهام با تکنیک دادهکاوی یکی از مهمترین موضوعات در سرمایهگذاری و یکی از موضوعات جالب در تحقیقات بازارهای مالی در دهه گذشته است. تلاشهای بسیاری برای پیشبینی اطلاعات بازار سهام با بهره گرفتن از روشهای آماری و سنتی صورت گرفته، اما این روشها برای تحلیل این میزان از اطلاعات، چندان کافی نیست. دادهکاوی یکی از مهمترین ابزارهای فناوری اطلاعات در دنیای تجارت رقابتی امروز است، این روش قادر به کشف الگوهای پنهان و پیشبینی روندهای آتی و رفتارها در بازار سهام است. امروزه از یکسو بزرگ شدن و پیچیده شدن مسائل حوزه مالی و از سوی دیگر عدم کارآمدی تکنیکهای کلاسیک در مواردی از قبیل پیشبینی سبب شده است از سایر علوم در این حوزه استفاده شود. بر همین اساس و بر پایه سیستمهای مدرن بر آن شدیم تا در این پایاننامه تلفیقی از دو رویکرد را باهم ترکیب کنیم و مدلی ارائه دهیم تا بهواسطه آن بتوان با بهره گرفتن از اطلاعات گذشته اطلاعات آینده را تخمین زد و پیشبینی نمود. هدف اصلی این تحقیق مدلی است که با بهره گرفتن از دادههای گذشته بازار بورس و مشخصاً نرخ سهام، بتوان نرخ سهام را در آینده نزدیک و با دقت مناسبی تخمین زد. این موضوع به ابزارهایی نیاز دارد که از آن جمله میتوان به درک کامل تکنیکهایی که پیشبینی را انجام میدهند و نیز مرور فعالیتهای انجامشده اشاره نمود.
دادهکاوی، علم و فناوری بررسی اطلاعات در جهت کشف الگوهای ناشناخته و قسمتی از فرایند کلی شناخت علم در پایگاههای داده است. در دنیایی که امروزه بهوسیله رایانه اداره میشود، این پایگاههای داده شامل مقادیر اطلاعاتی هستند که بررسی اطلاعات توسط دادهکاوی یک موضوع قابلتوجه، مهم و ضروری است. بازار سهام پایگاههای داده بزرگی را تولید میکند که مسائل پیچیده و پویای عظیمی را با ابزارهای دادهکاوی موردبررسی قرار میدهد. پتانسیل بالقوه قابلتوجه از مزایای حل این مشکلات، ایجاد انگیزه برای پژوهش بهطور گسترده است. پژوهش درداده کاوی، جاذبه بالایی متناسب بااهمیت این کاربرد و افزایش اطلاعات ایجادشده به دست آورده است. یک بازار سهام یا بازار سرمایه، بازار خصوصی یا عمومی برای معاملات سهام و اوراق مشتقه شرکت با یک قیمت توافق شده است.
اوراق بهاداری که در لیست شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار و نیز آنهــایی که بهطور خصــــوصی قابل معاملهاند، وجود دارد. اصطلاح بـازار سهـــام[6] به بازاری اطـلاق میشود که قادر به معامله سهام سهامداران گروهی و دیگر اوراق بهـادار و اوراق مشتقه است. این ســـهام در بازار سهامی که مؤسسات و شرکــتهای سهامی یا سازمانهای متخصص در تجـارت برای خریــداران و فروشندگان سهــام و اوراق بهادار گردآوری کردهاند، درج و معامله میشوند. عموم، دادهکاوی (که بعضی مواقع کـشف داده یا دانـش نیز نامیـده میشود) فرآیـند تحلــیل دادهها از دورنـماهـای متفاوت و خلاصه کردن آن ها به اطلاعات مفـید است. بهصـورت فنی، دادهکاوی فرایند کشــف ارتبــاطات و الگوهای میان دهها زمینه در پایگاههای داده بزرگ مربوط است. پیشبینی رفتار بـازار از پایگاه داده سهــام بسیار مشکل و چالشبرانگیز است؛ زیرا قیمتهای سـهام بسیار پویا هستند در طول چند ســال اخیر رشد و توسعه بازار سرمــایه کشور و معرفی ابزارها، سازوکار و پدیدههای نو در آن، اهمیت بازار سرمایه را در اقتصاد کشور ارتقا داده است. پیشبینی قیمت سهام یکی از مسائل مهم در بازارهای مالی است که توجه بسیاری از پژوهشگران دانشگاهی و کارشنـاسان این حوزه را در چنـد دهه گذشته به خود جلب نموده است. مشـکل ازآنجا ناشی میشود که پیشبیــنی قیمت سهـام در بازارهای مـالی یکی از متغیرهای مهم درزمـینهٔ تصمیمهای سرمایهگذاری، قیـمتگذاری اوراق بهادار مشتقه و مدیریت ریـسک است. ازآنجاکه سرمایــهگذاران بازارهای بورس همواره علاقهمندند از روند بعدی قیمتها مطلع شوند؛ فــعالان این بازار درصدد دستــیابی و بهکارگـیری روشهایی هستند تا بتوانند با پیشبینی آتی قیمت سهام، سود سرمایه خود را افزایش دهند؛ بنابراین، ضروری به نظر میرسد که روشهای مناسب، صحیح و متکی به اصول علمی در تعیین قیمت آینده سهام فرآوری افراد سرمایهگذار قرار گیرد ولی مشکل اینجاست که با توجه به تحقیقات گذشته روشهای خطی و غیرخطی نمیتوانند با دقت بالا قیمت سهام را پیشبینی کنند که پژوهشگران به دنبال روشهایی با دقت بالا هستند که برتری شبکه عصبی بر دیگر روشهای پیشبینی قیمت سهام در تحقیقات گذشته ثابتشده است، شبکه عصبی فوقالعاده پیچیده و میتوان با آن مدلهای

گوناگونی برای پیشبینی طراحی کرد و از طرفی متغیرهای گوناگونی روی قیمت سهام تأثیرگذار هستند. در تحقیقات همه عوامل تأثیرگذار را باهم بررسی نکردهاند. در روشهای گذشته فقط از شاخصهای فنی استفادهشده است ولی در این پایاننامه قصد داریم با بهره گرفتن از متغیرهای تـرکیبی، فنی، بنیادی و اقتصادی برای تخمین قیمت سهام دقت پیشبینی قیمت سهام را بسنجم. هدف از این کار تحقیقاتی بهبود دقت پیشبینی قیمت روزانه سهام بازار بهوسیله مدلهای ترکیبی با بهره گرفتن از شبکههای عصبی مصنوعی است. بر همین اساس میخواهیم در این پایاننامه الگویی را با بهره گرفتن از سابقه هر سهم ارائه دهیم و آن را با نمونهها گذشته هر سهم مقایسه نماییم و به این سؤال پاسخ دهیم که چگونه میتوان قیمت سهام را با شاخصهای ترکیبی بازار با بهره گرفتن از شبکه عصبی پیشبینی کرد؟
- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
اهمیت ویژه بازار سرمایه در توسعه اقتـصادی از طریق هدایت مؤثر سرمایهها و تخصیص بهینه منابع غیرقابلانکار است.
1-با انجام این تحقیق به سرمایهگذاران در بازار سرمایه که مستلزم تصمیمگیری است که این خود نیازمند دستیابی به اطلاعاتی در خصوص وضعیت آینده قیمت بازار سهام است. لذا درصورتیکه بتوان روند آتی بازار سهام را با روشهای مناسب پیشبینی نمود، سرمایهگذار میتواند بازده حاصل از سرمایهگذاری خود را بیشینه سازد.
2-در بازار کارایی سرمایه، اعتقاد بر این است که قیمت سهام انعکاسی از اطلاعات جاری مربوط به آن سهم است و تغییرات قیمت سهام دارای الگوی خاص قابل پیشبینی نیست. نظریات مطرحشده تا دهه 1980 میلادی بهخوبی تعیینکنندهی رفتار قیمت سهام در بازار بودند. تا اینکه تحولات بازار سهام نیویورک در سال 1987 میلادی، اعتبار فرضیات بازار کارای سرمایه و مدلهایی نظیر تصادفی بودن قیمتها را بهشدت زیر سؤال برد. در دهه 1990 میلادی و بعدازآن، بیشتر توجه متخصصان به یک رفتار آشوبگرانه[7] همراه بانظم معطوف شد و تلاش در جهت طراحی مدلهای غیرخطی بهمنظور پیشبینی قیمت سهام اهمیت روزافزونی یافت.
3-اهمیت و ضرورت این تحقیق بهشدت به اهمیت بازار بورس در اقتصاد گرهخورده است. به لحاظ اقتصادی، یکی از وظایف مهم بازارهای مالی، تسهیل تشکیل سرمایه است. شرکتهایی که درصدد تأمین مالی برمیآیند، اوراق بهادار (داراییهای مالی) خود را در برابر پولی که واسطههای مالی یا خود پسانداز کنندگان میپردازند، مبادله میکنند. این اوراق دارای قیمت مشخصی نمیباشند و قیمت آن ها تابع عوامل زیادی است. از این دیدگاه بر آن شدیم تا با ارائه روش بر پایه فنهای شبکه عصبی و رویکرد ترکیبی سیستمی ارائه نماییم که بهواسطه آن بتوان نرخ این اوراق را تخمین بزنیم.
4-امروزه شبکههای عصبی و فازی توانستهاند پیچیدگیهای سری زمانی قیمت سهام را تجزیهوتحلیل نموده و طبق تحقیقات انجامشده برتری مدل شبکههای عصبی بر دیگر روشها اثباتشده است. برخی تحقیقات به این نتیجه مشترک رسیدهاند که شبکه عصبی برای پیشبینی قیمت سهام دارای عملکرد بهتری نسبت به مدلهای سنتی است (گالدرون، 2008).
در این پایاننامه قصد داریم که قیمت سهام را با شاخصهای ترکیبی بازار با شبکه عصبی در شرکتهای شیمیایی پیشبینی نمایم که تاکنون هیچ تحقیق داخلی این را انجام نداده است و از طرفی دلیل انتخاب شرکتهای شیمیایی نقش بسیار مهمی در اقتصاد و بازار سرمایه در همه دورههای اقتصادی ازجمله رشد یا رکود و تورم کشور دارند.
1-3-1. هدف اصلی
پیشبینی قیمت سهام با بهره گرفتن از شاخصهای ترکیبی به روش شبکه عصبی در شرکتهای شیمیایی
1-3-2. اهداف فرعی
- پیشبینی قیمت سهام با بهره گرفتن از شاخصهای تکنیکال به روش شبکه عصبی در شرکتهای شیمیایی
- تعیین عاملهای مهم در نرخ اوراق در شرکتهای شیمیایی
- طراحی یک سیستم پیشبینی جدید با بهره گرفتن از الگوریتمهای شبکه عصبی و شاخصهای بازار در شرکتهای شیمیایی
[1]– Stock Prediction
[2]– Arima
[3]– Neural Network
[4]– Galdroon
[5]– Fen miloo
[6]– Market stock
[7]– Chaos Theory
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2 بیان مسأله
شواهد تجربی نشان می دهد كه این عامل در تصمیم گیری ها نقش مهمی را ایفا می كند ولی با این وجود تبدیل آن به عاملی عینی و كمّی و اندازه گیری آن قدمت چندانی ندارد. محققان مالی همواره در صدد یافتن بهترین معیار برای تعریف و تعیین سطح عدم نقدشوندگی دارایی های مالی می باشند.
بنابراین سئوال اصلی تحقیق به شرح زیر بیان می شود:
- چه ارتباطی بین عوامل اندازه شركت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام با مازاد بازده سهام در بازار سرمایه ایران وجود دارد؟
- چه ارتباطی بین عامل مازاد بازده بازار و مازاد بازده سهام در بازار سرمایه ایران وجود دارد؟
- چه ارتباطی بین عامل نقد شوندگی و مازاد بازده سهام در بازار سرمایه ایران وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
در اقتصاد رو به رشد حال حاضر، مدیران سرمایه گذار و مدیران پرتفوی، همواره به دنبال گزینه های مناسب سرمایه گذاری هستند تا بتوانند هم سود مورد نظر را کسب کنند و هم در بلند مدت ثروت خود را افزایش دهند. بازار های مالی یکی از محافلی هستند که می توانند انگیزه سرمایه گذاری را برای سرمایه-گذاران متجلی سازند. نحوه عمل در بازارهای مالی بدین گونه است که سرمایه گذار از طریق خرید و فروش دارایی های مالی (سهام و اوراق قرضه) اقدام به سرمایه گذاری می کند. در حال حاضر بورس اوراق بهادار کشورمان این مهم را به عهده گرفته است، بدین معنی که سرمایه گذاران به واسطه بورس اوراق بهادار می توانند نسبت به سرمایه گذاری در اوراق بهادار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار اقدامات لازم را صورت دهند. بازار سهام ایران یک بازار نوظهور در عرصه مبادلات سهام می باشد و از آنجایی كه سرمایه گذاران در بازارهای نوظهور با ریسك بیشتری مواجه می باشند، لازم است عواملی كه می توانند بر بازده سرمایه گذاری در سهام موثر باشند شناسایی و مورد تحلیل قرار گیرند. نکته ای که باید بدان اشاره کرد این است که مدیران سرمایه گذاری و مدیران پرتفوی به دنبال انتخاب و گزینش اوراق بهاداری هستند که بیشترین سود دهی را داشته باشد. بنابراین شناسایی عواملی که می تواند به سرمایه گذاران در انتخاب یک سهام با ویژگی های مورد انتظارش کمک کنند تا به سود و بازده دست یابند، می تواند بسیاری از تردید های سرمایه گذاری را کاهش داده و اقتصاد را در رسیدن به چشم اندازهای بلند مدت (دستیابی به بازاری كه

كامل بودن و شفافیت اطلاعات مالی و غیر مالی را برای تمامی سرمایه گذاران مهیا کند) رهنمون سازد. هدف این تحقیق بررسی همزمان مازاد بازده بازار، اندازه شركت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و نقدشوندگی در تبیین مازاد بازده سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد که در دوره 5 ساله انجام شده است.
1-4 اهداف تحقیق
1_4_1 اهداف علمی تحقیق حاضر شامل موارد زیر است:
- بررسی ارتباط عوامل اندازه شركت و نسبت ارزش دفتری به بازار سهام با مازاد بازده سهام در بازار سرمایه ایران.
- بررسی ارتباط عامل نقدشوندگی اضافه شده با عوامل بازار و اندازه شركت و نسبت ارزش دفتری به بازار سهام با مازاد بازده سهام در مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای(CAPM).
1_4_2 اهداف کاربردی تحقیق حاضر شامل موارد زیر است:
- با در نظر گرفتن تئوری ذینفعان، احتمالاً نتایج این تحقیق می تواند برای کلیه ذینفعان بازار سرمایه از جمله سهامداران و سرمایه گذاران مفید فایده واقع شود و می تواند ایشان را در امر تصمیم گیری یاری رساند.
- تصمیم گیرندگان بازار سرمایه، شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، سازمان خصوصی، نهادها و انجمن های حسابداری و حسابرسی، تحلیلگران بازار سرمایه، صندوق های سرمایه-گذاری، سازمان بورس اوراق بهادار و سرمایه گذاران.
1.Hendrickson
- Markowitz
- 3. Fama & French
- Liu
[5]. Amihud
- 6. Marcelo
- 7. Lischewski & Voronkova
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تجدید ارائه صورت های مالی از دیدگاه سرمایه گذاران نه تنها بیانگر مشکلات عملکرد دوره گذشته است، بلکه نوعی پیش بینی مشکلات آتی برای شرکت و مدیریت آن نیز محسوب می شود و موجب سلب اطمینان سرمایه گذاران نسبت به اعتبار و شایستگی مدیریت و کیفیت سودهای گزارش شده می شود و این استنباط را قوت می بخشد که برگزارشگری مالی نباید تکیه کرد و این امر موجب لطمه دیدن مشروعیت سازمانی شرکت ها می گردد.
تجدید ارائه صورت های مالی با مشروعیت سازمانی شرکت ها تداخل دارند، بدین معنا که زمانی که تضادی بین رفتار سازمان ها و شرکت ها با وعده ها و گفتارهایشان مشاهده گردد سبب از بین رفتن اعتماد عمومی می گردد. یک سازمان جهت ادامه اقدامات خود باید مشروعیت آسیب دیده خود را مجددا کسب نماید و در جهت بازسازی اعتماد عمومی قدم بردارد. از جمله اقداماتی که سازمان ها و شرکت ها جهت نیل به این هدف انجام می دهند، تغییر هیئت مدیره از جمله مدیر عامل و مدیر مالی ارشد است. این اقدامات که در جهت کسب مجدد مشروعیت انجام می گیرد ریسک ذینفعان و از میان آنها ریسک حسابرسان را افزایش می دهد و بالطبع آن منجر به افزایش حق الزحمه های حسابرسی می گردد.
در پژوهشی که توسط فلدمن وهمکاران)2009)¹ انجام گرفت بیان گردیده است که بین حق الزحمه حسابرسی و تجدید ارائه صورت های مالی ارتباط مثبتی وجود دارد که تغییرات هیئت مدیره سبب تضعیف این ارتباط مثبت می گردد و در واقع یک استراتژی جهت دستیابی به مشروعیت مجدد سازمانی تلقی می گردد.
در این تحقیق به بررسی تاثیر تغییرات هیئت مدیره بر رابطه بین تجدید ارائه صورت های مالی و حق الزحمه حسابرسی پرداخته خواهد شد. در این تحقیق به بررسی تجدید ارائه صورت های مالی، حسابرسی و حق الزحمه های حسابرسی، مشروعیت سازمانی، نقش هیئت مدیره و نیز نگاهی اجمالی به نقش مدیریت در یک سازمان خواهیم پرداخت، سپس فرضیه ها توسعه یافته، نمونه ها داده ها و روش تحقیق ارائه می گردد. همچنین یافته های تحقیق نشان داده شده و آنالیز می گردد و در پایان نتایج، تلویحات و پیشنهادات جهت تحقیقات آینده ارائه خواهد شد .
1- Feldmann and et al
1-2) بیان مساله
صورت های مالی، خلاصه عملیات تامین مالی و فعالیت های سرمایه گذاری است. هدف اصلی صورت های مالی آشکار کردن اطلاعات حسابداری داخلی از وضعیت اقتصادی شرکت ها به دنیای بیرونی، توسط قوانین سازمان بورس و اوراق بهادار است. به منظور حفاظت از سرمایه گذاران در مقابل اطلاعات غیرقابل اطمینان یا ناقص، سازمان بورس و اوراق بهادار قوانین و مقرراتی وضع می کند تا صورت های مالی طبق استانداردهای حسابداری کاربردی تدوین گردند. علاوه بر این حسابرس ها نیز تضمین قابل قبولی ارائه می دهند مبنی بر اینکه صورت های مالی دیدگاهی حقیقی و منصفانه از وضعیت اقتصادی شرکت ها را نشان می دهند و صورت های مالی شامل اطلاعات صحیح و درستی می باشند (گائو، 2006)¹.
1- United States Government Accountability Office (Gao)
2- Sarbanes-Oxley Act
تعداد زیاد صورتهای مالی، تاثیرات منفی بر بازار دارند. از جمله این تاثیرات منفی می توان به واکنش های منفی قیمت سهام قبل و بعد از ارائه صورت های مالی اشاره کرد(پالم روس و همکاران ،2004)¹، زیرا نسبت های مالی که برگرفته شده از صورت های مالی هستند می توانند ساختار اصلی تصمیم گیرندگان مالی را تشکیل دهند.
با بهره گرفتن از تجزیه و تحلیل نسبت ها، اطلاعاتی در زمینه قدرت نقدینگی، حجم فعّالیت، کارایی توان باز پرداخت وام و بدهی، ریسک پذیری، سود آوری و… به دست می آید که در نهایت باعث کاهش یا افزایش قیمت بازار سهام آن واحد خواهد شد. همچنین از دیگر تاثیرات منفی افزایش صورت های مالی اصلاح شده می توان به ریسک شکایت های قانونی بیشتر، کاهش عملکرد مورد انتظار شرکت ها در آینده، هزینه بالاتر در دارایی خاص، بدهی بیشتر و تجارت داخلی بیشتر اشاره کرد. علاوه بر موارد مذکور، ارائه مجدد صورت های مالی همچنین با مشروعیت سازمانی شرکت ها تداخل دارند و موجب خدشه دار شدن آن می گردد (فلدمن و همکاران 2009).
مشروعیت را می توان درک عمومی مبنی بر اینکه اقدامات یک نهاد در سیستم اجتماعی مطابق با هنجارها، ارزش ها و عقاید می باشد تعریف کرد که به صورت مطلوب و مناسب تجلی می یابد. به دست آوردن مشروعیت با ادراک اجتماعی از رفتار یک شرکت مطابق با قوانین اجتماعی ناشی می شود. مشروعیت سازمانی زمانی خدشه دار می شود که درک ذینفعان از اقدامات شرکت ها مطابق با هنجارها، ارزش ها و عقاید آنها نباشد. بنابر این تجدید ارائه صورت های مالی عبارتند از رخدادهای نامطلوب و دارای هزینه که مشروعیت سازمانی شرکت ها را کاهش داده و بالطبع آن ریسک ذینفعان و همچنین ریسک حسابرس ها را افزایش می دهند. در نتیجه حسابرس ها به شرکت هایی که تجدید ارائه صورت های مالی دارند نسبت به شرکت هایی که تجدید ارائه صورت های مالی ندارند ریسک حسابرسی بالاتری را اختصاص می دهند. ریسک حسابرسی بالاتر مرتبط با تلاش های حسابرسی مورد انتظار بالاتر و نرخ صدور صورتحساب بالاتر جهت جبران این ریسک است که منجر به افزایش حق الزحمه های حسابرسی بالاتر می گردد.

1- Palmrose and et al
این تغییرات از جمله تغییردر رهبران استراتژیک یک شرکت می تواند نشان دهد که شرکت تلاش می کند مشروعیت سازمانی آسیب دیده خود را جبران نماید.
1-3) سابقه و ضرورت انجام تحقیق
طبق استانداردهای حسابداری ایران صورت های مالی منتشر شده یک یا چند دوره قبل ممکن است شامل اشتباهات با اهمیتی باشد که تصویر مطلوب را مخدوش می کند.
1- Shrinivasan
2- Aier
پارک و وو (2009) همچنین تأثیر تجدید ارائه صورتهای مالی را بر بهره بدهی مورد بررسی قرار می دهند. نتایج نشان می دهد که صورتهای مالی اصلاح شده و بهره بدهی ارتباط مثبتی با یکدیگر دارند. همچنین اطلاعات مرتبط با صورتهای مالی اصلاح شده بیشتر مرتبط با مقدار بدهی است تا نقدینگی.
این تحقیق بر تاثیر تغییرات هیئت مدیره بر رابطه بین صورت های مالی اصلاح شده و حق الزحمه های حسابرسی تمرکز خواهد کرد.
1-Park and Wu
1-4) چارچوب نظری تحقیق
این تحقیق واکنشی مستقیم به تحقیق فلدمن و همکاران (2009) می باشد که تاثیرات تعدیل تغییر مدیر عامل و مدیر مالی ارشد را بر رابطه بین صورت های مالی اصلاح شده و حق الزحمه های حسابرسی بررسی می کندو سپس به بررسی دیگر شاخص های احتمالی می پردازد که شرکت ها جهت جبران مشروعیت آسیب دیده خود به کار می گیرند. بر اساس مطالعات قبلی، این تحقیق ارتباط مثبتی را بین صورت های مالی اصلاح شده و حق الزحمه های حسابرسی انتظار دارد. همچنین انتظار می رود که تغییرات هیئت مدیره برای شرکت های دارای صورت های مالی اصلاح شده نسبت به شرکت های کنترلی بیشتر باشد و همچنین انتظار می رود که ارتباط بین صورت های مالی اصلاح شده و حق الزحمه های حسابرسی برای شرکت های دارای صورت های مالی اصلاح شده که اعضای هیئت مدیره خود را تغییر می دهند نسبت به شرکت های دارای صورت های مالی اصلاح شده که اعضای هیئت مدیره خود را تغییر نمی دهند ضعیف تر باشد (فلدمن و همکاران ،2009).
تغییر اعضا در هیئت مدیره می تواند نشانه ای برای حسابرسان باشد که شرکت سعی دارد مشروعیت خود را مجددا به دست آورد و علاوه بر این می تواند حاکی از این باشد که شرکت تلاش می کند تا احتمال ایجاد شکاف در اعتبار و اعتماد در زمان آینده را کاهش دهد.
در اینصورت ارزیابی ریسک مشتری می تواند توسط حسابرس کاهش یابد و کاهش در ارزیابی ریسک، حق الزحمه های حسابرسی را کاهش خواهد داد.
این بدین معناست که تغییر هیئت مدیره، ارتباط مثبت بین تجدید ارائه صورت های مالی و حق الزحمه های حسابرسی را کاهش خواهد داد.
یافته ها شواهدی مبنی بر پیش بینی های ذکر شده ارائه نمی کنند. از اینرو به طور ضمنی به این مسئله اشاره می شود که تغییرات هیئت مدیره، استراتژی کار آمدی جهت تضعیف ارتباط بین صورت های مالی اصلاح شده و حق الزحمه های حسابرسی نمی باشد.
1-5) سوال اصلی تحقیق
در این تحقیق به بررسی رابطه بین صورت های مالی اصلاح شده و حق الزحمه حسابرسی و تاثیر تغییرات هیئت مدیره بر این رابطه پرداخته خواهد شد. سوال تحقیق این است :
” تغییر در هیئت مدیره تا چه میزان بر حق الزحمه های حسابرسی به دنبال تجدید ارائه صورت های مالی تاثیر دارد ؟”
1-6) اهداف تحقیق
اهداف مورد نظر در این تحقیق به سه مقوله اهداف آرمانی و کلی، اهداف ویژه و اهداف کاربردی تقسیم می شوند که در ادامه به شرح مختصری از این اهداف پرداخته خواهد شد.
1-6-1) اهداف آرمانی و کلی
هدف از انجام این پژوهش، شناسایی ارتباط بین فعالیت مدیران ارشد و سیاست های مالی شرکت ها و سازمان ها و همچنین بیان نظامند و دقیق نقش تغییر مدیریت و یا روش مدیریت در مسائل حسابرسی در رشد افکار عمومی اجتماع می باشد. همچنین استخراج مسائل پیچیده و بسیار مهمی که در باب مسائل مالی در ارتباط با حقوق حسابرسی مطرح شده اند و در تحقیقات گذشته آورده نشده اند نیز در این تحقیق بطور مفصل بحث خواهد شد.
1-6-2) اهداف ویژه
برای بررسی نقش مدیر در امور مالی و حسابرسی که خود سازمان و اجرای آن در زمینه های گوناگون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… را تحت تاثیر قرار می دهد باید زوایای تنگ و مسائل ناگفته در ارتباط با مسائل مالی در بنگاه ها و سازمان ها و بالعکس بیان و تحلیل شود. در این تحقیق این زوایای ناگفته از بحث نقش نحوه مدیریت و مسائل حسابرسی مطرح شده بحث، بررسی و تحلیل می شود.
1-6-3) اهداف کاربردی
این تحقیق با بیان مسائل سازمانی در مدیریت و ارتباط دادن به مسائل مالی و حسابرسی سازمانی از جنبه های مختلف می تواند سیاست های مدیریتی و سازمانی را بر طبق اصول مالی و حسابداری بررسی کرده و با اهداف و بیانات محققان مورد قیاس قرار داد. در این تحقیق عملکرد سیاستی- اقتصادی مدیران بررسی می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ازدیدگاه آیین رفتارحرفه ای، حفظ اعتمادعمومیبه حرفه حسابداری تازمانی میسراست که حسابداران رسمیخدمات خود را در سطحی ارائه کنند که شایسته اعتماد جامعه باشند. از اینروخدمات حسابداران رسمیباید در بالاترین سطح ممکن وبارعایت ضوابطی ارائه شود که تداوم انجام این خدمات باکیفیت مناسب راتضمین کند. پس اگرحسابرسی یک وسیلهن ظارتی باشدكه نقشهای متعدد مذكور را برعهده دارد، باثابت فرض كردن سایرشرایط، صورتهای مالی كه باكیفیت بالاحسابرسی شده اند، ازقابلیت اتكا واعتماد بیشتری نزدمصرف كنندگان این كالا (خدمت) برخوردارخواهندبود(همان منبع).
درپژوهش حاضر، تاثیر چرخش اجباری موسسه حسابرسی و شریک حسابرسی برکیفیت حسابرسی بررسی میشود. از اینرو، در ادامه این فصل طرح کلی تحقیق شامل فرضیهها، اهداف تحقیق، متغیرها و تعریف عملیاتی آنهاوروشهاى آمارى مورداستفاده به منظورآزمون فرضیههاتشریح میشوند.
1-2) تشریح و بیان مسئله
مسئولیتهای قانونی حسابرسان نسبت به گزارشگری مالی آشکار میشود. بر این اساس صورتهای مالی منتشره توسط کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار باید توسط حسابداران رسمیمجاز (سازمان حسابرسی و یا موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمیکه معتمد سازمان بورس اوراق بهادار هستند) حسابرسی شوند. حال مساله اساسی برای حسابرسان این است که اگر آنها در رابطه با کیفیت اطلاعات ارائه شده برای ذینفعان رو در روی مدیریت شرکتها قرار گیرند و نتایج آن به گزارش حسابرسی کشیده شود، آنها با خطر از دست دادن منافع اقتصادی خود از طریق از دست دادن صاحبکار و دیگر صاحبکاران بالقوه در آینده نزدیک مواجه میشوند. از طرفی مدیران شرکتها با توجه به تاثیر قابل ملاحظهای که در چرخش حسابرسان( ابقا و تغییر حسابرسان) دارند ممکن است با بهرهگیری از این تاثیر، حسابرسانی را که اظهارنظر مطلوب و دلخواه مدیریت صادر میکنند جایگزین حسابرسان قبلی کنند تا به این وسیله منافع خود را به حداکثر برسانند. این تاثیر مدیریتی منجر به فرسایش کیفیت حسابرسی میشود و عواملی را ایجاد میکند که ممکن است به شکست حسابرسی منتهی شود.
با عنایت به مطالب فوق و با توجه با توجه به اینکه تا کنون در ایران پژوهشی بطور مستقیم تاثیر چرخش حسابرس را بر کیفیت خدمات حسابرسی مورد توجه قرار نداده است، مساله اصلی این پژوهش: بررسی تاثیر چرخش اجباری موسسه و شرکای مسئول بر کیفیت خدمات حسابرسی میباشد.
1-3) ضرورت و اهمیت تحقیق
به دنبال رسواییهای مالی شرکتی و بحرانهای مالی طی دو دهه اخیر، انگشت اتهام تا حدودی به سمت حسابرسان و کیفیت حسابرسی نشانه رفته است. در ایران نیز پس

از کشف تقلب بانکی 1390، برخی کارشناسان ادعای شکست حسابرسی را مطرح کردند. در پاسخ به این رویدادها، از یک طرف، مقررات گذاران تغییراتی را در دستور کار قرار دارند.
با توجه به مطالب فوق و با توجه به اینکه تا کنون در ایران پژوهشی بطور مستقیم تاثیر چرخش حسابرس بر کیفیت خدمات حسابرسی را مورد بررسی قرار نداده است، لذا ضرورت و اهمیت انجام چنین تحقیق دو چندان احساس میشود.
1-4) اهداف علمیتحقیق
هدف اصلی:
بررسی تاثیر چرخش چرخش اجباری موسسه و شرکای مسئول بر کیفیت خدمات حسابرسی.
اهداف فرعی:
- بررسی تاثیر چرخش اجباری موسسه حسابرسی بر کیفیت خدمات حسابرسی.
- بررسی تاثیر چرخش اجباری شریک حسابرسی بر کیفیت خدمات حسابرسی
1-5) اهداف کاربردی
اشخاص حقیقی و حقوقی زیر میتوانند از نتایج این تحقیق استفاده نمایند:
- سازمان بورس و اوراق بهادار،
- شرکت بورس اوراق بهادار تهران
- سازمان امور مالیاتی کشور،
- سازمان حسابرسی،
- جامعه حسابداران رسمیایران،
- شرکتهای سرمایه گذاری،
- کارگزاریها و
- سرمایه گذاران و فعالان بازار سرمایه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقش حسابرس در جامعه، اعتباردهی به صورتهای مالی است. اگر سرمایه گذاران به استقلال حسابرسها شک نمایند، صورتهای مالی فاقد اعتبار خواهند شد. در حالیکه، اگر حسابرسی بصورت کارا انجام گیرد احتمال گزارشگری اشتباه به حداقل میرسد و علاوه بر اینکه قابلیت اتکا و اعتبار صورتهای مالی افزایش خواهد یافت، اعتماد سرمایه گذاران به صورتهای مالی بهبود مییابد و منجر به کاهش هزینه سرمایه و افزایش کارایی بازار سرمایه در جمعآوری منابع خواهد شد(وحیدیالیزئی و همکاران، 1393).
حسابرسی صورتهای مالی از مهمترین ابزارهای حصول اطمینان از، شفافیت اطلاعات شرکتها به شمار میرود. افزایش کیفیت کار و حفظ استقلال موسسات حسابرسی راهکارهای مختلفی از سوی مراجع حرفهای و صاحب نظران در این حرفه ارائه شده است که یکی از پیشنهادهای مورد توصیه آنان، تغییر منظم حسابرس مستقل میباشد.
فقدان شفافیت سود گزارش شده ریسک اطلاعاتی ایجاد میکند، در نتیجه سهامداران خواهان صرف ریسک بالاتری خواهند بود و به تبع آن هزینه سرمایه سهام عادی شرکت افزایش مییابد و بالعکس هر چقدر سود گزارش شده شفافتر و فاقد ابهام باشد، میزان اطمینان سهامداران به ویژه سهامداران نهادی افزایش یافته و سهام جذابتر میشود. جذابیت سهام برای سهامداران و سرمایهگذاران، تقاضای خرید آن ها را نیز افزونتر کرده و نقدشوندگی سهام نیز افزایش مییابد. سهام دارای نقدشوندگی بالا از ریسکهای موجود در آن میکاهد و بازده مورد انتظار سهامداران را نیز پایین میآورد(فرانسیس و همکاران[1]، 2005).
در راستای مطالب فوق تحقیق حاضر به بررسی تأثیر چرخش حسابرس بر نقدشوندگی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد، امید است نتایج تحقیق بتواند راهنمای عملی برای تصمیم گیرندگان و استفاده کنندگان قرار بگیرد و راهگشائی برای تحقیقات آتی باشد.
1-2-بیان مسئله
هر چه بازارها توسعه یابند، ابزارهای جدیدتری برای پاسخگویی به نیازهای سرمایه گذاران تعریف میشوند. سرمایه گذاران در صورتی دارایی با ریسك بالاتر را میپذیرند كه بازده بالاتری را عاید آنها سازد و لذا یكی از عوامل مؤثر بر ریسك دارایی قابلیت نقدشوندگی آن است. هر چه نقدشوندگی كمتر باشد، سهم جذابیت كمتری پیدا میكند.
كیفیت افشا در نقدشوندگی سهام در بازار سرمایه تأثیر زیادی دارد. انتشار عمومی، عدم تقارن اطلاعاتی را بین معاملهگران كاهش میدهد. لمبرت و همکاران[3](1999) خاطر نشان ساختند، شواهد مستقیم معدودی در مورد با كیفیت اطلاعات و نقدشوندگی بازار هست، ولی از آنجا كه عمدهترین منبع اطلاعاتی در دسترس سرمایهگذاران گزارشهای مالی شركتهاست، آگاهی از نقش این اطلاعات در كاهش ایجاد شفافیت در، بازار و در نهایت نقدشوندگی سهام از اهمیت فراوانی برخوردار است(وستون و همکاران[4]، 2002).
حسابرسان مستقل از طریق اعتباردهی به صورتهای مالی و سایر اطلاعات مورد رسیدگی، آلودگیها را از اطلاعات مالی میزدایند و موجب شفافیت اطلاعات شرکتها میشوند(بولو و همکاران، 1389). در تلاشهای اخیر برای اندازهگیری شفافیت از معیارهایی مانند بحران مالی یا هموارسازی سود استفاده شده است(لاندر و کاثلن[5]،

2008). اگر سودهای حسابداری به صورت مصنوعی هموار گردد آنگاه سود حسابداری در نمایش آهنگ صحیح عملکرد شرکت با چالش مواجه خواهد شد و چنین کاهشی در ارزش اطلاعاتی سود موجب کاهش شفافیت سود میشود(نوروش و حصارزاده، 1389).
سرمایهگذاران، خرید سهامی را ترجیح میدهند که نقد است و شفافیت توانایی بهبود نقدشوندگی را دارد(لاندر و همکاران[6]، 2008). در همین راستا لانگ و مافت[7](2011) کیفیت حسابرسی را یکی از شاخصهای شفافیت اطلاعات مالی قلمداد میکنند. آن ها در مقاله خود چنین بیان میدارند که اگر اطلاعات حسابداری توسط موسسات حسابرسی بزرگ، رسیدگی شود، آگاهی دهندگی این اطلاعات بالاتر است. حکیم و همکاران[8](2010) دریافتند که نقدشوندگی سهام با بکارگیری حسابرس متخصص در صنعت رابطه مستقیم دارد.
هرچه شفافیت اطلاعات مالی ارائه شده بالاتر باشد. سرمایهگذاران به آن سهم رقبت بیشتری نشان میدهند، و سهم در بازار با قدرت نقد شوندگی بالایی همراه خواهد بود. از طرفی تغییر حسابرسان شرکتها به کیفیت حسابرسی و در نتیجه شفافیت صورتهای مالی میافزاید. با توجه به مباحث فوق سوالی که در ذهن محقق پیش میآید این است که بین چرخش موسسات حسابرسی و شریک حسابرسی با نقدشوندگی سهام چه ارتباطی وجود دارد؟
1-3- اهداف تحقیق
هدف اصلی و کلی تحقیق، بررسی تأثیر چرخش حسابرس بر نقدشوندگی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بر اساس هدف کلی مذکور، اهداف فرعی ذیل تعریف و در طول تحقیق پیگیری میشوند:
- تبیین ارتباط بین چرخش موسسه حسابرسی و کیفیت خدمات حسابرسی.
- تبیین ارتباط بین چرخش شریک حسابرسی و کیفیت خدمات حسابرسی.
با توجه به اهداف تحقیق بهروران تحقیق حاضر را به شرح زیر میتوان طبقه بندی نمود:
- مدیران و سهامداران واحدهای انتفاعی
- تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری و حسابرسی
- سازمان بورس و اوراق بهادار
- محققین
- تحلیلگران بورس اوراق بهادار تهران.
- مراجع نظارتی.
[1] Francis et al
[2] Amihud
[3] Lambert et al
[4] Weston et al
[5] Lander and Kathleen
[6] Lander et al
[7] Lang and Maffett
[8] Hakim et al
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
. 84
5-2. خلاصه موضوع و روش تحقیق و بیان فرضیه ها 85
5-3.تحلیل تطبیقی یافته ها 85
5-4.محدودیت های تحقیق.. 86
5-5.پیشنهاد ها 87
5-6.خلاصه فصل.. 88
منابع. 89
پیوست… 94
فصل اول
كلیات تحقیق

1-1 بیان مسأله
به طور کلی در این تحقیق ما به دنبال یافتن رابطه بین چرخه عمر شرکت و محافظه کاری می باشیم . منغییر مستقل ما چرخه عمر شرکت و متغییر وابسته محافظه کاری می باشد.
1-2 ضرورت تحقیق
با توجه به جنبه های اقتصادی اطلاعات، گزارشگری مالی و سیستم حسابداری نقش حیاتی را در بازار سرمایه ایفا میكند. هدف اصلی گزارشگری مالی تأمین نیازهای اطلاعاتی سرمایه گذاران است. سرمایه گذاران و استفاده كنندگان با بهره گرفتن از اطلاعات حسابداری عملكرد آتی شركت را پیشبینی و از آن برای ارزشگذاری شركت استفاده میكنند. تا با بهره گرفتن از اطلاعاتی كه در مورد ارزش شركت ها دارند تصمیماتی را در زمینه خرید یا فروش سهام اتخاذ كنند. بر این اساس باید صورت های مالی اطلاعات مربوط و قابل اتكایی را در مورد وضعیت اقتصادی شركت ها در اختیار قرار دهند اما با توجه به ابهاماتی كه در حسابداری وجود دارد جامعه حسابداران اصل محافظه كاری را برای رفع این ابهامات و مشكلات پیشنهاد می كنند.
طبق تئوری چرخه ی عمر، شركتها در مراحل مختلف چرخه ی عمر از نظر مالی و اقتصادی دارای نمودگرها و رفتارهای خاصی هستند، بدین معنی كه ویژگیهای مالی و اقتصادی یک شركت تحت تأثیر مرحلهای از چرخه ی عمر است كه شركت در آن قرار دارد.
بر این اساس ما به دنبال بررسی میزان محافظه كاری در هر یک از مراحل مختلف عمر شركت ها می باشیم تا در این راستا به بازار سرمایه گذاری ها در جهت بهبود تهیه صورت های مالی و در نتیجه بهبود ارزیابی عملكرد شركت ها كمك كرده باشیم.
1-3 اهداف تحقیق
همان طور كه میدانیم حسابداری در رابطه با تعیین ارزش ها و همچنین بیان عملكرد های واحد اقتصادی تا حدی نا توان است و برای مواجهه با این مشكل از اصل محافظه كاری استفاده می كند تا در مواقع ابهام بتواند دست مدیران یا مالكان را از تغییر داده ها به نفع خود ببندد. به این شكل كه در راستای انجام محافظه كاری چهار اقدام زیر انجام می شود 1-شناسایی كمتر دارایی ها 2-شناسایی بیشتر بدهی ها 3-شناسایی زود تر هزینه ها 4-شناسایی دیر تر درآمد ها. این اقدامات باعث این می شود كه عملكرد واحد اقتصادی به دلیل ابهامات كمتر از واقع نشان داده شود. می دانیم كه شركت ها برای استفاده از محافظه كاری دلالیل متفاوت دارند و بنابراین در مورد استفاده از محافظه كاری به یک شكل عمل نمی كنند. به نظر می رسد شركت های رو به رشد برای كاهش هزینه مالیات و هزینه های سیاسی تمایل به استفاده بیشتر از محافظه كاری دارند و اما شركت های رو به افول كه برای تامین مالی نیاز به انتشار سهام یا اوراق قرضه دارند از محافظه كاری كمتری استفاده می كنند تا عملكرد خود را بیشتر نشان دهند تا از این طریق سهام داران را به سمت خرید اوراق خود بكشانند. لذا این تحقیق نشان می دهد كه كدام دسته از شركت ها از محافظه كاری بیشتری استفاده می كنند و كدام یک از محافظه كاری كمتری استفاده می كنند تا از این طریق تخمین بهتری از عملكرد واقعی و توان مالی شركت داشته باشیم.
بر این اساس هدف این پژوهش پیدا كردن رابطه بین مراحل سه گانه عمر شرکت مانند رشد بلوغ و یا افول با محافظه کاری است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از دیدگاه اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد، فرض بر این است که همه در وهله اول به دنبال حداکثر کردن منافع خویش هستند. مدیران نیز از این قاعده مستثنی نمی باشند. مدیران علاقمندند در راستای حداکثر کردن منافع شخصی، رفاه اجتماعی و تثبیت موقعیت شغلی خود، تصویر مطلوبی از وضعیت مالی واحد تجاری به سهامداران و سایر افراد ذینفع ارائه نمایند.
لیکن در برخی موارد الزاماً افزایش ثروت مدیران در راستای افزایش ثروت سایر گروه ها از جمله سهامداران نیست. این امر عدم همسویی میان منافع مدیران و سایر گروه های ذینفع در واحد تجاری را نشان می دهد.با در نظر گرفتن تئوری تضاد منافع میان مدیران و مالكان، مدیران واحدهای تجاری از انگیزه های لازم برای حداکثر کردن منافع خود برخوردار میباشند.
در راستای تحلیل ارزش ایجاد شده برای سهامداران، جریانهای وجوه نقد آزاد شرکت از اهمیت خاصی برخوردار است. مدیران میتوانند از طریق شناسایی فرصتهای رشد مناسب، وجوه مذکور را در پروژه های با خالص ارزش فعلی مثبت سرمایه گذاری و به این ترتیب باعث افزایش ثروت سهامداران خود گردند. با توجه به تئوری تضاد منافع بین مدیران و مالکان، ممکن است برخی مدیران وادار شوند جریانهای وجوه نقد آزاد را در پروژه های با خالص ارزش فعلی منفی سرمایه گذاری تا در کوتاهمدت برخی از منافع شخصی خود را تأمین نمایند.همچنین جریان نقد آزاد زیاد، مدیران را در بکارگیری خود در پروژه های غیر سود آوری برمی انگیزاند که ممکن است استفاده از دارایی را کاهش دهند.
بنابراین، جریان نقد آزاد بالا منجر به مسائل نمایندگی می شود زیرا مدیران متمایلند که وجوه نقد را برای فعالیتهایی استفاده کنند که همکاری کمی در ارزش شرکت دارند. لذا وجود جریان نقد آزاد زیاد ممکن است به عدم استفاده کارا از دارایی ها بینجامد.
1-2- بیان مسئله
سهامداران هر شرکت را افراد و موسساتی با علایق، اهداف، افق های سرمایه گذاری و توانایی های مختلف تشکیل می دهند. برخی از ساختار های مالکیت به بعضی از سهامداران این امکان را می دهد که به میزانی نا متناسب با مالکیتی که در شرکت دارند در مدیریت دخالت داشته باشند. این مسئله ازجمله مواردی است که عملکرد یک شرکت را به طور نا مطلوبی تحت تاثیر قرار می دهد. (جنسن و همکاران، 1976)
برخی از ساختار های مالکیت با تقسیم درصد قابل توجهی از سود، موجب پدید آمدن مشکلاتی در شرکت می گردد. زیرا توزیع بخش قابل توجهی از سود سهام، مدیریت را وادار می سازد تا برای پرداخت سود به اندازه کافی وجه نقد ایجاد نماید و بدین ترتیب باعث کاهش وجه نقد در شرکت می شود. که این مسئله موجب کاهش توان مدیریت در استفاده از منابع شرکت در پروژه های سرمایه گذاری سودآور می شود. (جهانخانی و همکاران ،1384).
در حال حاضر وضعیت نقدینگی شرکت ها در شرایط نامناسبی قراردارد و اکثر شرکت های ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح می دهند تا وجه نقد را به دارایی های دیگر تبدیل کنند و این موضوع باعث می شود که شرکت ها در سررسید بدهی ها و همچنین پرداخت سود سهام درمانده شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود. تجربه نشان داده است این مسئله یکی از دلایل عمده ایجاد تضاد بین مالکیت و مدیریت در شرکت ها می باشد. (رودپشتی ، کیانی ،1387)
احتمال ورشکستگی برای شرکت هایی که دارای ساختار مالکیتی با دید منفی نسبت به مدیریت هستند، حتی با وجود سود آوری مثبت وجود دارد. مدیریت با دارایی ها و بدهی ها سرو کار دارد که بایستی آنها را مدیریت نموده و در جهت حداکثر نمودن ثروت سهامداران به برنامه ریزی و استفاده از آن ها بپردازد. (رحمان ، نصر ،2007).
مالکان این قدرت و انگیزه را دارند که استفاده از داراییها را کنترل کنند. صاحبان سهام کنترل فرصت طلبی مدیران را از طریق تعدیل روابط بین جریان وجه نقد آزاد و استفاده بهینه از داراییها اعمال می کنند .استفاده بهینه از داراییها، ارزش شرکت را افزایش خواهد داد در مقابل استفاده غیر بهینه (غیر کارا ) ارزش شرکت را کاهش خواهد داد.جریان وجه نقد آزاد انگیزه هایی در مدیران ایجاد می کند تا از وجوه نقد آزاد در دسترس برای انواع فعالیتهایی استفاده کنند که ممکن است در افزایش ارزش شرکت کمک کند(جنسن ، 1986)
گاهـی اوقـات مدیران در وضـعیت هایی قرار می گیـرند که تصمـیم هایشـان به نفع سـهامداران شـرکت نبوده و متمـایل به سرمایه گذاری جریان وجه نقد آزاد در پروژه هایی هستند، که منافع شخصی را از طریق دنبال کردن رویه برنامه ریزی مناسب، و نادیده گرفتن ارزش فعلی منفی پروژه ها، به همراه دارد(کیم و همکاران ،2005).
برخی فـعالیتهـای سرمایه گذاری، بطور متوسط ، ممکن است بازگشت هایی را ایجاد کنند که از هزینه سرمایه کمتـر هستند. بدین ترتیب ، جریان وجه نقد آزاد ، عدم

استفاده از دارایی ها را افزایـش می دهـد. زیرا مـدیـران جریان وجه نقـد را در پروژه های غـیر سود آور سـرمایه گذاری می کنند که مـنافـع شخـصی خـود را برآورده می سـازد. لذا می بایسـت در این راسـتا عوامـلی که بر عملکرد شرکت تأثیر می گذارند به خوبی شناسایی و مورد توجه قرار گیرند. (جنسن ، 1986)
در حضور مسائل نمایندگی که از عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و مالکان سرچشمه می گیرد، مدیران مایلند به جای توزیع وجوه در دسترس بین سهامداران، وجوه را به نفع خود و به هزینه سهامدارن در شرکت نگهداری کنند. این امر باعث می شود که بازار به نگهداری وجوه مازاد که به دلیل مسائل نمایندگی شکلی پایدار به خود گرفته است، واکنشی منفی نشان داده و با کاهش بازده سهام، شرکت را جریمه نماید(لی،2011)[2].
چه رابطه ای بین ساختار مالکیت با جریان وجه نقد و استفاده بهینه از دارایی ها در شرکت های قلمرو پژوهش وجود دارد؟
1-3- ضرورت انجام تحقیق
1-اجرای سیاست های اصل 44 قانون اساسی و واگذاری برخی از شرکت های به نهادها و سازمان های شبه دولتی موجب افزایش دخالت مالکین این چنینی در اداره امور شرکت ها شده است این مسئله اهمیت توجه به ساختار مالکیت ، به کارگیری وجوه نقد و استفاده بهینه از دارایی ها را ایجاب می کند. . نتایج پژوهش می تواند به مدیران و سهامداران شرکت های قلمرو پژوهش در این خصوص رهنمود هایی ارائه نماید.
2-کاهش وظیفه حاکمیتی دولت و افزایش وظیفه تصدی گری دولت موجب گسترش بخش خصوصی و توسعه فعالیتهای بازار بورس اوراق بهادار تهران خواهد شد.ایجاب می کند که این مفاهیم در ایران مورد آزمون قرار گیرد تا شرکتها بتوانند مفاهیم راهبری شرکتی را آنگونه که موجب بهبود عملکرد شرکت می شود بکار گیرند.
3-در حال حاضر وضعیت نقدینگی شرکت ها در شرایط نامناسبی قرار دارد و اکثر شرکت های ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح می دهند تا وجه نقد را به دارایی های دیگر تبدیل کنند و این موضوع در صورت عدم مدیریت صحیح، باعث می شود که شرکت ها در سرسید بدهی ها و پرداخت سود سهام درمانده شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود. نتایج پژوهش می تواند به مدیران و سهامداران شرکت های قلمرو پژوهش در این خصوص رهنمود هایی ارائه نماید.
4-در حضور مسائل نمایندگی ، مدیران مایلند به جای توزیع وجوه در دسترس بین سهامداران، وجوه را به نفع خود و به هزینه سهامدارن در شرکت نگهداری کنند. این امر باعث می شود که بازار به نگهداری وجوه مازاد، واکنشی منفی نشان داده و با کاهش بازده سهام، شرکت را جریمه نماید. نتایج پژوهش می تواند به مدیران و سهامداران شرکت های قلمرو پژوهش در این خصوص رهنمود هایی ارائه نماید.
5-بیشتر مطالعات قبلی در مورد ساختار مالکیت، بر رابطه آن با سود آوری شرکت تمرکز داشته اند. با این حال مطالعات تجربی بیانگر وجود عوامل دیگری مانند ترکیب دارایی ها و بدهی ها ، مانده نقدینگی ، جریان وجوه نقد ، نحوه و میزان تامین مالی و نحوه و میزان بکارگیری دارایی های عملیاتی می باشد که تحت تاثیر ساختار مالکیت قرار دارند. در محیط اقتصادی کشور ما که از یک سو بازار سرمایه در مراحل اولیه رشد قراردارد و از سوی دیگر با توجه به اجرای سیاست های اصل 44 قانون اساسی، بررسی رابطه بین ساختار مالکیت و جریان وجه نقد و بکارگیری دارایی های عملیاتی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. با توجه به اهمیت موضوع و اینکه به این موضوع در کشور ما کمتر پرداخته شده است، لذا این پژوهش بر پایه پژوهش های صورت گرفته در سایر کشور ها در پی تعیین رابطه بین ساختار مالکیت با جریان وجه نقد و بکارگیری دارایی های عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار می باشد.
1-4- اهداف پژوهش
اهداف اصلی
تعیین رابطه بین ساختار مالکیت با جریان وجه نقد و استفاده بهینه از دارایی ها در شرکت های قلمرو پژوهش.
اهداف فرعی
1-تعیین رابطه میزان مالکیت نهادی با جریان وجه نقد و استفاده بهینه از دارایی ها .
2- تعیین رابطه میزان مالکیت مدیریتی با جریان وجه نقد و استفاده بهینه از دارایی ها .
[1]-jansen
[2]-Le
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چندین عامل در مورد اهمیت قابلیت مقایسه صورتهای مالی شرکتها در تحلیلهای مالی وجود دارد. بر اساس کمیسیون بورس اوراق بهادار[1]، زمانی که سرمایه گذاران در مورد شایستگی و قابلیت مقایسه سرمایه گذاریهایشان قضاوت می کنند تخصیص کارآمد سرمایه آسان و اعتماد سرمایهگذار افزایش مییابد. سودمندی قابلیت مقایسه در بیانیهی مفاهیم حسابداری هیئت استانداردهای حسابداری مالی تاکید شده است. هیات استانداردهای حسابداری مالی بیان می کند که تصمیمات سرمایه گذاران و اعطای وام مستلزم ارزیابی فرصتهای جایگزین میباشد و سرمایه گذاران اگر اطلاعات مقایسه ای نداشته باشند نمی توانند به طور منطقی تصمیم بگیرند. با وجود اهمیت قابلیت مقایسه، معیارهای اندازه گیری قابلیت مقایسه صورتهای مالی کاملا مشخص نیست و شواهد کمی از سودمندی قابلیت مقایسه صورتهای مالی برای استفادهکنندگان وجود دارد(دیفرانکو و همکاران، 2011).
هیات استانداردهای حسابداری مالی[2] بیان می کند که اهداف کلی گزارشهای مالی فراهم کردن گزارشهای شرکتهای موجود و سرمایه گذاران بالقوه و بدهکاران با اطلاعاتی که آنها را به ارزیابی مقدار، زمان و خالص وجوه نقد آتی نامطمئن واحد قادر میسازد. هیات استانداردهای حسابداری مالی بیان می کند که صورتهای مالی قابل مقایسه در همه شرکتها و در هر زمانی به استفادهکنندگان در شناسایی شباهتها و تفاوتهای بین اقلام کمک می کند. بهویژه برای اطلاعاتی که قابل مقایسه باشند همه چیزهای مشابه باید به طور مشابه دیده شوند و چیزهای متفاوت باید به طور متفاوت دیده شوند. قابلیت مقایسه صورتهای مالی افزایش نمییابد اگر به چیزهای غیرمشابه به طور مشابه و اگر به چیزهای مشابه به طور متفاوت نگریسته شود( کیم و همکاران،2012).
1-2 بیان مسئله
هدف اصلی حسابداری ارائه اطلاعات مفید برای تصمیم گیریهای استفادهکنندگان صورتهای مالی است. اطلاعاتی که در صورتهای مالی ارائه می شود، در صورتی مفید خواهد بود که از ویژگیهای کیفی خاصی برخوردار باشد. استفادهکنندگان صورتهای مالی باید بتوانند صورتهای مالی واحد تجاری را طی زمان، جهت تشخیص روند تغییرات در وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی واحد تجاری مقایسه نمایند. آنها همچنین باید بتوانند صورتهای مالی واحدهای تجاری مختلف را مقایسه کنند تا وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی آنها را نسبت به یکدیگر بسنجند. به منظور قابل مقایسه نمودن صورتهای مالی واحد تجاری در دوره های مختلف، ضرورت دارد اثرات معاملات و سایر رویدادهای مشابه در داخل واحد تجاری با ثبات رویه اندازه گیری و ارائه شود(مجتهدزاره و مددی نعمتی،1384).
یکی از مهمترین اهداف یکسانسازی جهانی استانداردهای حسابداری افزایش قابلیتمقایسه صورتهای مالی است. از دیدگاه نظری این توافق وجود دارد که داشتن مجموعهی واحدی از استانداردهای با کیفیت بالا به نفع سرمایه گذاران است و منجر به كاهش هزینه های اداری جهت دسترسی به بازارهای سرمایه در سراسر جهان میگردد. در یک بازار سرمایه یكپارچه، منطق وجود مجموعهی واحدی از استانداردها آشكار است، زیرا این مجموعهی واحد، مقایسهپذیری و درك گزارشگری مالی را بهبود میبخشد و بکارگیری سرمایه در فراسوی مرزهای سیاسی را كاراتر میسازد. گزارشگری مالی از طریق اینترنت در حال رایج شدن است و سرمایه گذاران از هر كشوری، صرفنظر از كشورهای محل اقامت آنها به اطلاعات مالی شركتها دسترسی دارند و تنها در صورت استفاده از استانداردهای یكنواخت گزارشگری مالی میتوان وضعیت مالی شركتهای سراسر دنیا را با یكدیگر مقایسه کرد(فروغی و اشرفی،1388).
برادشو و همکاران(2009) و همچنین دی فرانکو و همکاران[4] (2011) با بهره گرفتن از اندازه گیری قابلیت مقایسه در سطح شرکت نشان دادند که برای شرکتهایی که قابلیت مقایسه بالایی با صنایع همصنف خود دارند؛ دقت پیش بینی سود توسط تحلیلگران مالی بالاست و پراکندگی کمتری وجود دارد. به عبارت دیگر فنگ و همکاران(2012) و کیم و همکاران[5] (2013) گزارش کردند که قابلیت مقایسه در بازارهای اعتباری خصوصی و عمومی نیز سودمند است. با توجه به پیامدهای قابلیت مقایسه برای تخصیص بهینه سرمایه، چن و همکاران[6] (2013) مطالعاتی انجام دادهاند که نشان میدهد در شرکتهایی که با صنایع همصنف خود قابل مقایسه باشند، سرمایه گذاران در محیط کسب و کار بهتر میتوانند تصمیم گیری کنند. همچنین کمپبل و یانگ[7](2012) نشان دادند زمانی که قابلیت مقایسه صورتهای مالی بین شرکتها وجود دارد تاثیر منفی اخبار صنایع همصنف بر قیمت سهام افزایش مییابد و سرمایه گذاران بهتر میتوانند تاثیر انتشار اخبار بر صنایع همصنف را درک کنند.
هاو و همکاران[8](2012) نشان می دهند سودمندی اطلاعات قیمت سهام در مورد سودهای آتی تا چه اندازه اطلاعات ارزشمندی از چشمانداز آتی شرکتها را برای سرمایه گذاران فراهم می کند و در قیمت سهام تاثیر دارد. همچنین آنها نشان دادند که اطلاعات بیشتر در مورد معاملات و فعالیتهای جاری شرکتها می تواند پیش بینی

دقیق سرمایه گذاران از عملکرد آتی شرکت را تسهیل نماید. به طور مشابه، سرمایه گذاران میتوانند برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد معاملات و فعالیتهای اساسی شرکت به صورتهای مالی قابل مقایسه اتکا کنند که از طریق رویه ها، برآوردها و مفروضات حسابداری ایجاد می شود. با بهره گرفتن از قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری، سرمایه گذاران قادر خواهند بود شباهتها و تفاوتهای بین شرکتها را شناسایی کنند(چوی و همکاران،2013).
در این پژوهش ارتباط بین قابلیت مقایسه و بازده سهام بررسی می شود که برای تخصیص بهینه سرمایه ضروری است از طریق ضریب واکنش سود آتی[9] رابطه بازده جاری سهام و سود آتی بررسی می شود.
1-3 ضرورت و اهمیت موضوع
قایلیت مقایسه یکی از مهمترین خصوصیات کیفی صورتهای مالی است. در رابطه با سایر خصوصیات کیفی پژوهشهای مختلفی در ایران و خارج انجام شده است اما در رابطه با قابلیت مقایسه پژوهشهای بسیار اندکی در ایران انجام شده است. در مورد قابلیت مقایسه صورتهای مالی نسبت به مباحث دیگر حسابداری مبانی نظری کمتری وجود دارد و مزایای قابلیت مقایسه صورتهای مالی به خوبی تشریح نشده است، در حالی که قابلیت مقایسه صورتهای مالی به استفادهکنندگان کمک می کند تا اطلاعات صورتهای مالی را با هزینه کم تفسیر کنند و به آنها در شناسایی شباهتها و تفاوتهای بین رویدادهای اقتصادی شرکتها کمک می کند. لذا در تخصیص بهینه سرمایه و تصمیم گیریهای آگاهانه، به سرمایه گذاران کمک می کند. به طور کلی، قابلیت مقایسه صورتهای مالی می تواند به تحلیلگران، مدیران و سرمایه گذاران در تحلیل و استفاده از صورتهای مالی کمک شایانی نماید.
همچنین این پژوهش تاثیر قابلیت مقایسه را بر ضریب واکنش سود آتی بررسی می کند. سود یکی از مهمترین اجزای صورتهای مالی است و سرمایه گذاران در تخصیص بهینه سرمایه گذاری نگاه قابل توجهی به سود جاری و پیش بینی سودهای آتی دارند.
پیش بینی سود یک افشای داوطلبانه است و مدیران نگاه قابل توجهی دارند زمانی که این پیشبینیها را منتشر می کنند. آنها به طور مکرر و دقیق افق پیشبینیهایشان را انتخاب می کنند و این انتخابها می تواند بر توانایی بازار در تفسیر پیشبینیها تاثیر بگذارد و پیامدهای پیش بینی در قیمت جاری سهام منعکس می شود. به عبارت دیگر ویژگیهای پیش بینی به سرمایه گذاران کمک می کند تا ارتباط بین پیش بینی و سودهای آتی را بهتر بفهمند و به آنها اجازه میدهد بر اساس آن اوراق بهادار را قیمت گذاری کنند(چوی و همکاران، 2010).
این پژوهش مستقیما تاثیر قابلیت مقایسه بر بازده جاری سهام در عملیات جاری و آتی شرکت را منعکس می کند. ضریب واکنش سود آتی به طور مستقیم ارتباط بین بازده جاری سهام و سود آتی را اندازه گیری می کند و به تحلیلگران در پیش بینی سود آتی کمک می کند.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 اهداف علمی
تعیین تاثیر قابلیت مقایسه صورتهای مالی بر توانایی بازده جاری سهام در پیش بینی سود آتی.
1-4-2 اهداف کاربردی
1- با انجام این پژوهش، مبانی نظری در مورد قابلیت مقایسه صورتهای مالی برای پژوهشگران در حوزه ویژگی کیفی قابلیت مقایسه بیشتر تشریح می شود.
2- سرمایه گذاران میتوانند با توجه به اهمیت کاربرد قابلیت مقایسه در گزارشگری مالی، از طریق مقایسهکردن شرکتها، تصمیم گیریهای آگاهانهتری داشته باشند، با هزینه کمتر اطلاعات مالی شرکتها را تجزیه و تحلیل و تفسیر نمایند و در نهایت تخصیص بهینه سرمایه داشته باشند.
3- این پژوهش به تحلیلگران کمک می کند با توجه به ویژگی قابلیت مقایسه صورتهای مالی شرکتها، سودهای آتی را بهتر پیش بینی کنند و اوراق بهادار را بهتر قیمت گذاری کنند.
4- این پژوهش به مدیران کمک می کند با مقایسه کردن وضعیت شرکت خود در سنوات متوالی و همچنین مقایسه شرکت با صنایع همصنف دیگر، وضعیت شرکت خود را بهتر ارزیابی کنند و در جهت جبران کاستیها برآیند.
- 1. SEC
2 . FASB
[3]. IFRS
- 1. Bradshaw et al. (2009) and De Franco et al. (2011)
- Fang et al. (2012b) and Kim et al. (2013)
- Chen et al. (2013)
- Campbell and Yung (2012)
- Haw et al. (2012)
- Futur Earnings response coefficient (FERC)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحقیق یکی از وظایف اساسی مدیریت، کنترل یا نظارت بر عملکرد، اطلاع از وضعیت عملکرد و در صورت لزوم تعدیل اهداف یا اصلاح عملکرد است.
این ارزیابی در حالت کمی غالباً به دلیل تعدد دادهها و ستاده ها در هر سازمان یا شعبه مورد ارزیابی کار دشواری است. اشکال اساسی در ارزیابی هم سنخی، همگن یا متجانس نبودن دادهها و ستاده ها و در نتیجه عدم تلفیق آن ها با یکدیگر است.
امروزه روش مدلسازی ریاضی به نام تحلیل پوشش دادهها، هم زمان همه دادهها و ستاده ها بدون نیاز به یک معیار ارزشی جهت تلفیق دادهها و ستاده ها و بدون نیاز به پیش داوری نسبت شکل دادهها فراهم ساخته است.
طی سال های اخیر با عنایت به رقابتی شدن فعالیت در حوزه پول و اعتبار از یک طرف و فعالیت تخصصی بانك كشاورزی از طرف دیگر اعطای تسهیلات و حمایت از سرمایه گذاری های بانك كشاورزی را با چالش مواجه ساخته است. عمده ترین منبع اعطای تسهیلات در این بانك، جذب سپرده های اشخاص حقیقی است. مسأله اصلی تحقیق حاضر، نحوه انتخاب دادهها یا ستاده ها در قلمرو تحقیق بر مبنای ادبیات تحقیق در حوزه ارزیابی عملکرد شعب، محاسبات لازم به ازای هر یک از روشهای تحلیل پوششی دادهها و اقتصاد سنجی، تحلیل نتایج و شناسایی عوامل موثر بر شعب مورد ارزیابی و در نهایت اندازه گیری تاثیر كارآیی هر شعبه بر میزان سپرده جذب شده بوده است. تحقیق حاضر در پاسخ به سوال زیر انجام شده است:
” کارآیی مالی شعب بانك كشاورزی در استان اصفهان بر جذب سپرده های مورد انتظار آن ها چه تاثیری دارند؟”
3-1- ضرورت واهمیت تحقیق
- اهمیت نظری موضوع: ارزیابی عملکرد خصوصا به روش های کمی مبتنی بر نهاده ها و ستانده ها از مقوله های مهم در حوزه مدیریت و در ارتباط با یکی از وظایف اساسی مدیریت یعنی کنترل و نظارت است. از این جهت بررسی ها نشان می دهد که بخش مهمی از ادبیات تحقیق به روش ها و معیارهای ارزیابی عملکرد، اعتبارسنجی موارد استفاده از آن ها از جمله در ارزیابی عملكرد بانك ها در ایران و جهان ، مزیت ها و محدودیت های مرتبط با هریک از این روش هاو … اختصاص یافته است. لذا فراوانی موارد تحقیق در این زمینه می تواند از جمله دلایل اهمیت پرداختن به این موضوع باشد.
- دستاوردهای کاربردی: غالب تحقیقات معمول در حوزه حسابداری و مالی به بهانه محدودیت دسترسی به داده های عملکردی، در راستای هدف اساسی، تعیین رابطه رگرسیونی و همبستگی بین اقلام ترازنامه ای و سود یا زیانی شرکت های بورسی ایران بدون هیچ دستاورد کاربردی صورت می گیرد. پیشنهاد های حاصل از انجام این تحقیقات که در غالب موارد بدون اجرای تحقیق هم قابل طرح است، چیزی جز این نیست که به این متغیرها یا رابطه بین آن ها توجه شود. طی تحقیق حاضر انتظار می رود با پی گیری های مکرر به توان به داده های عملکردی شعب بانك كشاورزی در قلمرو مورد بررسی دست یافته و بر مبنای ارزیابی کارآیی تحقیق

- به دستاوردهایی عملی در ارتباط با میزان کارآیی مالی هر یک از شعب، رتبه شعب از حیث کارآیی مقایسه ای در قیاس با دیگر شعب، مقایسه نتایج ارزیابی در دو روش تحلیل پوششی داده ها و اقتصاد سنجی، تعیین عوامل موثر بر ناکارآمدی شعب ناکارآ و نهایتا رهنمودهایی در راستای بهبود عملکرد در قلمرو تحقیق ارائه خواهد شد. این دستاوردها در زمینه های نظارتی، اعمال سییاست های تشویق و تنبیه و … موثر خواهد بود.
- جنبه جدید بودن: اگر چه استفاده از روش های اقتصاد سنجی و تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی کارآیی شعب بانك ها در ایران و جهان چیز جدیدی نیست، ولی ارزیابی كارآیی مالی و سنجش تاثیر آن بر داده های عملکردی جدید، کاری خاص و غیر تکراری است.
- گستردگی قلمرو تحقیق: بانك كشاورزی ایران یکی از بانك های تخصصی در ایران است که شعب آن در سراسر کشور و حتی در شهرها و بخش های كوچك گسترده بوده و با انبوهی از شعب( بالغ بر 2000 شعبه) در زمینه های متنوعی از جمله اعطای تسهیلات حمایتی از بخش كشاورزی ارائه خدمت می نماید. ارزیابی این سازمان گسترده و ارائه وضعیت از کارآمدی شعب و رهنمودهای کاربردی به منظور بهبود عملکرد اهمیت انجام این تحقیق را بیان می کند.
- حمایت از تحقیق: موضوع تحقیق حاضر از موضوعات مورد حمایت پایان نامه ای و اولویت های پژوهشی مورد حمایت در قلمرو تحقیق است. این امر می تواند محقق را در دستیابی به داده های عملکردی که به راحتی در معرض عموم قرار نمی گیرد، یاری دهد.
4-1- اهداف تحقیق
مبتنی بر موضوع تحقیق هدف کلی یا اصلی تحقیق تعریف و با تجزیه آن اهداف فرعی به شرح ذیل تعریف شده است:
هدف اصلی:
تعیین تاثیر اندازه کارآیی مالی شعب بانک کشاورزی استان اصفهان بر میزان جذب سپرده های مورد انتظار آن ها
اهداف فرعی:
- ارزیابی کارایی مالی شعب بانک کشاورزی استان اصفهان با بهره گرفتن از روش تحلیل پوششی داده ها در بازه زمانی مورد مطالعه
- برآورد میزان جذب سپرده های مورد انتظار با بهره گرفتن از روش اقتصاد سنجی یا رگرسیونی
- تعیین تاثیر کارآیی مالی شعب بانک کشاورزی استان اصفهان بر میزان جذب سپرده های مورد انتظار آن ها
- رتبه بندی شعب مورد ارزیابی بر مبنای کارآیی رتبه ای هر یک از شعب بانک
- شناسایی عوامل مؤثر بر کارآمدی یا ناکارآمدی شعب مورد بررسی
- ارائه رهنمودهای اجرایی جهت بهبود عملکرد و کارآمدی شعب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل به کلیات پژوهش پرداخته می شود. به این ترتیب که ابتدا مبانی نظری پژوهش به همراه مسأله ی اصلی، به صورت مختصر ارائه می شود و اهمیت و ضرورت آن مورد بحث قرار می گیرد. سپس در راستای سوال پژوهش دو هدف تدوین می گردد . اهمیت این پژوهش در سطح کلان اقتصادی برای استفاده کنندگان صورت های مالی تشریح قرار می شود و کاربرد نتایج پژوهش برای سرمایه گذاران، استفاده کنندگان اطلاعات مالی و حسابرسان بیان می گردد. در راستای اهداف پژوهش، دو فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی تدوین می گردد. قلمرو پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سالهای 1387 الی 1392 می باشد که شرایط انتخاب نمونه و و تعداد نمونه در این فصل تشریح می شود. ابزار گردآوری، روش نمونه برداری و ابزار تحلیل موارد دیگر می باشند که در این فصل به طور مختصر ارائه می شود. در پایان، واژگان کلیدی به طور مختصر تعریف می گردند.
توسعه سرمایه گذاری از یک سو موجب جذب سرمایه های مردم و هدایت آن ها به بخش های مولد اقتصادی شده و از سوی دیگر، با توجه به جهت گیری سرمایه گذاران (مبتنی بر ریسک و بازده)، سرمایه گذاری ها به سمت صنایعی هدایت خواهد شد که از سود بیش تر یا ریسک کمتری برخوردار است و این امر در نهایت سبب تخصیص بهینه منابع خواهد شد. با توجه به تحولاتی که در جهان امروز رخ داده، کشورها، به ویژه کشورهای در حال توسعه که با تهدیدات عدیده ای روبرو هستند، جهت حل مشکلات اقتصادی خود نیازمند یافتن راه کارهای مناسبی برای استفاده بهتر از امکانات و ثروت های در دسترس خود هستند. در این راستا یکی از راه کارهای مهم بسط و توسعه سرمایه گذاری است.
یکی از اهداف گزارشگری مالی، ارائه ی اطلاعاتی است که برای سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و دیگر کاربران فعلی و بالقوه در تصمیم گیری های مربوط به سرمایه گذاری و اعتباردهی و سایر تصمیم ها، سود مند باشد . یکی از معیارهای مهمی که گروه های مزبور برای برآورد قدرت سودآوری شرکت، پیش بینی سودهای آینده و ریسک های مربوط به آن و همچنین ارزیابی عملکرد مدیریت استفاده می کنند، سودهای جاری و گذشته شرکت است. سود نیز خود متشکل از اقلام نقدی و تعهدی است و اقلام تعهدی سود تا حدود زیادی در کنترل مدیریت هستند و وی می تواند برای بهتر جلوه دادن عملکرد شرکت و افزایش قابلیت پیش بینی سودهای آینده در اقلام تعهدی سود دست برده و به اصطلاح امروزی سود را مدیریت کند. به بیان دیگر، مدیران تلاش می کنند تا با انتخاب روش های مجاز حسابداری، نتایجی قابل پیش بینی و ثابت خلق کنند. زیرا، اغلب سرمایه گذاران و مدیران اعتقاد دارند شرکت هایی که روند سودآوری مناسبی دارند و سود آن ها دچار تغییرات عمده نمی شود نسبت به شرکت های مشابه، ارزش بیشتر و قابلیت پیش بینی و مقایسه ی بیشتری دارند. از سوی دیگر، با توجه به تئوری نمایندگی مدیران می توانند از انگیزه ی لازم برای دستکاری سود به منظور حداکثر کردن منافع خود برخوردار باشند. جنین و پیوت (2005) معتقدند حسابرسی می تواند یکی از راه های جلوگیری و کاهش مدیریت سود باشد. زیرا اعتقاد بر این است، شرکت هایی که صورت های مالی حسابرسی شده ارائه کنند دارای محتوای اطلاعاتی و سود با کیفیت بیشتری هستند. اقلام تعهدی وابسته به قضاوت های مدیران است و حسابرسی شرکت هایی که اقلام تعهدی بیشتری دارند، نیز دشوارتر است. حسابرسی با کیفیت بالاتر، با احتمال بیشتری عملکرد های حسابداری مورد تردید را کشف می کند. زیرا موسسه های حسابرسی باکیفیت دارای تخصص، منابع و انگیزه های بیشتری برای کشف اشتباه و تقلب هستند. بنابراین با توجه به اهمیت سود در تصمیم گیری ها و نقش کیفیت حسابرسی در افزایش قابلیت اتکای سود ضروی است در مورد تأثیر مازاد جریان وجوه نقد آزاد بر مدیریت سود و نقش کیفیت بالای حسابرسی در کاهش رفتارهای فرصت طلبانه مدیر ناشی از مازاد جریان وجوه نقد آزاد تحقیقی صورت گیرد.
از دیدگاه اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد، فرض بر این است که همه در وهله اول به دنبال حداکثر کردن منافع خویش هستند. مدیران نیز از این قاعده مستثنی نمی باشند. با در نظر گرفتن نظریه تضاد منافع میان مدیران و مالکان ، مدیران واحد های تجاری از انگیزه لازم برای دستکاری سود به منظور حداکثر کردن منافع خود برخوردار می باشند. عمل دستکاری در سود، روش عادی و معمولی در بین شرکت ها است که از مشکلات نمایندگی نشات می گیرد به خصوص زمانی که جریان های نقدی آزاد بالا و فرصت های سرمایه گذاری پایین باشد. فعالیت های مدیران ممکن است در جهت تامین منافع خود و ضرر سهامداران باشد و منجر به هزینه ها و مخارجی گردد که باعث کاهش ثروت سهامداران شود. مدیران ممکن است فرایند های حسابداری را برای افزایش سود منتشرشده و به منظور پنهان کردن اثرات منفی پروژه ها به کار گیرند. مدیران این شرکت ها به شکل فرصت طلبانه ای به منظور اهداف شخصی عمل می کنند و قصد دارند تا با سرمایه گذاری در پروژه های زیان ده و فاقد بازده و عدم افشای مناسب در رابطه با وجوه نقد سرمایه گذاری شده به منظور جلوگیری از تجزیه و تحلیل محدودیت های پروژه توسط سرمایه گذاران بر مشکلات نمایندگی بیفزایند (جنسن[1] ، 1986; جاگی و گول[2] ، 2000 ; چانگ و دیگران[3] ،2005 ; مهرانی و باقری ، 1388).
جریان نقد آزاد، معیاری برای اندازه گیری عملکرد شرکت است و وجه نقدی را نشان می دهد که شرکت پس از انجام مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه دارایی ها، در اختیار دارد. جریان نقدی آزاد از این جنبه اهمیت دارد که به شرکت اجازه می دهد تا فرصت هایی را جستجو کند و ارزش سهامدار را افزایش دهد. بدون در اختیار داشتن وجه نقد، توسعه محصولات جدید، انجام تحصیل های تجاری، پرداخت های سود نقدی به سهامدارن و کاهش بدهی ها امکان پذیر نیست. از سوی دیگر، وجه نقد باید درسطحی نگهداری شود که بین هزینه نگهداری وجه نقد و هزینه وجه نقد ناکافی تعادل برقرار شود.
به استناد نظر جنسن (1986)، از شرکتی که فرصت های سرمایه گذاری پایینی دارد، انتظار می رود که جریان های نقد آزاد بالایی داشته باشد؛ زیرا هر چه فرصت های سرمایه گذاری (بالفعل و بالقوه) افزایش پیدا کند، اکثر وجوه نقد مازاد در جهت افزایش ثروت سهامداران از طریق سرمایه گذاری در فرصت های موجود مورد استفاده قرار می گیرد و افزایش در میزان سرمایه گذاری از محل وجوه مازاد، منجر به کاهش این وجوه خواهد شد. بنابراین براساس نظر جنسن و نظریه نمایندگی، تضاد منافع بین مدیران و سهامداران هنگامی تشدید می شود که شرکت، جریان های نقدی با اهمیتی (مثبتی) ایجاد کند و با فرصت های رشد کمی نیز رو به رو شود. در صورت نبود

اقدامات کنترلی از سوی سهامداران، مدیران شرکت هایی که دارای جریان نقدی آزاد مثبت و فرصت های رشد کم هستند، ابتدا در پروژه هایی با ارزش فعلی خالص مثبت سرمایه گذاری می کنند و به دلیل کم بودن فرصت های رشد، در پروژه هایی با ارزش فعلی خالص منفی نیز سرمایه گذاری می کنند که موجب از بین رفتن ارزش سرمایه گذاری و در پی آن، کاهش قیمت سهام می شود. در واقع مدیران برای آنکه به دست سهامداران حذف نشوند، تلاش می کنند با گزارش افزایش سود (جنسن، 1986) یا با نفوذ و دستکاری های حسابداری، هزینه های غیر بهینه (گوول و توسی،1998) را بپوشانند. به همین دلیل مدیران برای ارائه گزارش افزایش سود، تمایل زیادی به استفاده از افزایش درآمد اقلام تعهدی اختیاری دارند (چانگ، فرس و کیم،2005). بنابراین قابل اتکا بودن و مفید بودن اقلام تعهدی مورد تردید است؛ چرا که مدیران قادرند آنها را براساس میل خود تعدیل نمایند (حامدی، 1388).
جریان نقدی آزاد می تواند در ارزیابی سلامت مالی یک شرکت مفید باشد؛ چرا که تمام مفروضات حسابداری موجود در ساختار سرمایه را کنار می گذارد. سود یک شرکت ممکن است رقم بالا و در حال رشد باشد، اما تا زمانی که وجوه نقد آزاد مورد توجه قرار قرار نگرفته است، نمی توان به این نکته پی برد که آیا این سود، برابر با نقدینگی حاصل شده برای یک شرکت در یک سال معین است یا خیر؟ صاحبان سرمایه در نهایت علاقه مند به وجوه نقدی آزاد هستند، چیزی که سود، آن را نشان نمی دهد (مهام، فجرزاده وحسینی،1385). به عقیده پنمان و یهودا (2009) جریان نقد آزاد می تواند دارای محتوای اطلاعاتی باشد.
حسابرسی مستقل از طریق بهبود قابلیت اتکا و افزایش اعتبار فرایند گزارشگری مالی ، به سودمندی فرایند گزارشکری مالی و کارآیی بازارهای سرمایه کمک می کند. کیفیت حسابرسی به عوامل متعددی از جمله اندازه موسسه حسابرسی، تخصص حسابرس در صنعت مربوط، دوره تصدی حسابرس و … بستگی دارد، پس حسابرسی با کیفیت بالا می تواند از رفتارهای فرصت طلبانه مدیر در دستکاری سود بکاهد و باعث افزایش کیفیت سود گردد و تصمیم گیرندگان را در اتخاذ تصمیم های مربوط و قابل اتکاء یاری کند. در حالت کلی، از آنجا که محاسبه سود خالص یک واحد انتفاعی متأثر از روش ها و برآوردهای حسابداری است که امکان دستکاری سود توسط مدیریت را فراهم می کند. به علت پاره ای از محدودیت های ذاتی حسابداری از جمله نارسایی های موجود در فرایند برآوردها و پیش بینی های آتی و هم چنین امکان استفاده از روش های متعدد حسابداری توسط واحد های انتفاعی موجب شده است که سود واقعی با سود گزارش شده در صورت های مالی متفاوت باشد و از آنجا که سود از مهم ترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین کننده ارزش واحد های انتفاعی تلقی می گردد، موضوع مدیریت سود مورد توجه پژوهش گران و دست اندرکارآن حرفه حسابداری قرار گرفته است. نقش حسابرسی مستقل در فرایند گزارشگری افزایش قابلیت اتکاء و کاهش رفتارهای فرصت طلبانه مدیر در این فرایند است. لذا حسابرسی با کیفیت بالا می تواند باعث افزایش کیفیت گزارشگری مالی به ویژه کیفت سود گردد. از سوی دیگر، از آنجا که سرمایه گذاران به دنبال کسب بیشترین بازده از سرمایه گذاری های خودشان هستند ضروی است که با در نظر گرفتن نارسائی های موجود در فرایند اندازه گیری سود شرکت ها، علاوه بر توجه به عامل کیفیت اطلاعات مالی و مدیریت سود آن ها، به نقش کیفیت حسابرسی در افزایش کیفیت سود و کاهش رفتارهای فرصت طلبانه مدیریت سود نیز توجه داشته باشند تا بدین طریق بتوانند بازده معقولی را از سرمایه گذاری خود کسب نمایند. در همین راستا، این پژوهش درصدد بررسی این موضوع است که مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی چه تأثیری بر مدیریت سود دارد؟ همچنین این موضوع که، آیا کیفیت حسابرسی رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود را تحت تأثیر قرار می دهد یا خیر؟
با توجه به مطالب ارائه شده در خصوص مازاد جریان وجوه نقد آزاد، کیفیت حسابرسی و رابطه آن با مدیریت سود، پژوهش حاضر با بررسی تاثیر مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود، سعی دارد به اهداف زیر نائل آید:
هدف آرمانی: بسط مبانی نظری در ارتباط با موضوع تحقیق
هدف كلی: تبیین رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد، کیفیت حسابرسی و مدیریت سود
هدف ویژه اول: تعیین رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود
هدف ویژه دوم: تعیین رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود
هدف ویژه سوم: تعیین نقش میانجی (تعدیلی) کیفیت حسابرسی در رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود
هدف كاربردی: ارائه پیشنهاداتی براساس نتایج تحقیق به بانک ها و موسسات مالی اعتباری، سازمان بورس جهت نظارت بهتر و موثرتر و حسابرسان مستقل.
- برای نهادهای نظارتی و تدوین کنندگان قوانین و استانداردها مسئله سود و ویژگی های آن همواره در کانون توجه بوده است یافته های این پژوهش می تواند رهنمود های لازم را در زمینه تدوین قوانین و استاندارد ارائه دهد.
نتایج این پژوهش می تواند حسابرسان را در زمینه گردآوری شواهد و ارزیابی شواهد مرتبط با مدیریت سود در شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد یاری کند
[1] – Jensen
[2] – Jaggi and Gul
[3] – Cheng et al.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدیریت سرمایه در گردش نقش اساسی را در عملکرد روزانه واحدهای تجاری ایفا می کند. هر گونه تصمیمی كه در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات قابل ملاحظه ای روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد، كه باعث تغییر ارزش شركت و نهایتا ثروت سهامداران خواهد شد. در تحقیق حاضر كه در حوزه مدیریت مالی انجام شده است سعی بر آن است تا با بهره گرفتن از مفاهیم و تئوری های مدیریت مالی و مطالعات كتابخانه ای ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری در شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در دوره رونق و رکود مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.
1-2. بیان مسأله
مدیریت سرمایه در گردش یکی از اجزای مهم مدیریت تامین مالی شرکت ها است، به این دلیل که بطور مستقیم بر نقدینگی، سودآوری و توانایی پرداخت بدهی شرکت ها تاثیر می گذارد(جیل و همکاران[1]، 2010). مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد. پاداچی[2](2006)، بیان می کند به چند دلیل مدیریت سرمایه درگردش برای سلامت مالی واحدهای تجاری ضروری است: اولاً، اگر مبالغ سرمایه گذاری شده در سرمایه در گردش نسبت به جمع دارایی های موجود شرکت، ناموزون باشد؛ ممکن است که این مبالغ در یک موقعیت کارا، استفاده نشده باشد. دارایی در مدیریت سرمایه در گردش مخصوصاً در شرکت های تولیدی از اهمیت خاصی برخوردار است. به عبارتی دیگر، مدیریت خوب و منظم سرمایه در گردش منجر به افزایش ارزش بازار واحد تجاری می شود و مدیریت کارای سرمایه درگردش می تواند نتایج اساسی به بار آورد و چشم پوشی از آن برای هر شرکتی ممکن است خطرناک باشد. ثانیاً، مدیریت سرمایه در گردش به طور مستقیم بر نقدینگی و سودآوری واحدهای تجاری و همچنین ارزش خالص آنها، اثر می گذارد.
مدیریت سرمایه در گردش به دو گروه مدیریت دارایی های جاری و بدهی های جاری تقسیم میشود. ایجاد تعادل در دارایی های جاری و بدهی های جاری از اهمیت خاصی برخوردار است، بطوریکه تصمیم گیری در مورد یکی بر روی دیگری تاثیر زیاد میگذارد. در اداره امور سرمایه درگردش یک واحد تجاری استراتژی های گوناگونی وجود دارد که از تلفیق استراتژی دارایی های جاری و استراتژی بدهی های جاری حاصل میشود.
مدیریت سرمایه در گردش واحد تجاری در شرایط مختلف باید استراتژی های مناسبی را برای شرکت انتخاب کند تا بتواند به نحو کارآمد دارایی های جاری و بدهی های جاری را اداره نماید و تامین مالی اقتصادی صورت گیرد و بدین طریق بازده شرکت را بالا برده و ثروت سهامداران را حداکثر نماید. به عبارتی ارزشزایی مدیریت سرمایه در گردش بسیار حائز اهمیت است. چنانچه نوع استراتژی مدیریت دارایی های جاری و بدهی های جاری در موقعیتی معین به گونه ای مناسب انتخاب شود، امکان دستیابی به بهترین استراتژی مدیریت سرمایه در گردش فراهم خواهد شد. بررسی، کنترل و برنامه ریزی درباره اقلام سرمایه در گردش به منظور انتخاب بهترین راهبرد در مدیریت آن بایستی منجر به افزایش بازدهی، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و تداوم فعالیت واحد انتفاعی گردد. تداوم فعالیت های عملیاتی در یک دوره عادی که معمولا سالانه است به شناخت مدیریت سرمایه در گردش و مدیریت مطلوب آن مربوط می شود بطوریکه از این طریق، نتایج مورد انتظار تحقق یابد و امکان تداوم فعالیت در بلندمدت فراهم شود. نگهداری سطح مطلوب وجه نقد برای پرداخت بدهی های سررسید شده و استفاده از فرصت های ناگهانی مناسب جهت سرمایه گذاری که نشانه ای از انعطاف پذیری واحد تجاری می باشد و دسترسی به مواد اولیه برای تولید بطوری که شرکت بتواند به موقع جوابگوی مشتریان باشد دال بر اهمیت سرمایه در گردش است هرگونه تصمیمی در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات شدیدی بر روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتا ثروت سهامداران خواهد شد.
این پژوهش همچنین تاثیر چرخه های تجاری را بر رابطه بین سرمایه در گردش، تفاوت بین دارایی ها و بدهی های اخیر و عملکرد شرکت را بررسی می کند. نوسانات گسترده اقتصادی نوعی واکنش بیرونی بر عملکرد شرکت است و نقش مهمی را در تقاضا، تولیدات و هر تصمیم گیری مالی دیگر ایفا می کند. اهمیت مدیریت موجودی کارآمد و دورههای تبدیل حسابهای دریافتنی در طول دورههای رکود اقتصادی افزایش مییابد. افزایش قدرت پیش بینی شرایط اقتصادی آینده، برای اینکه شرکت ها را قادر به ارائه سرمایه گذاری کافی در سرمایه در گردش، در زمان رکود اقتصادی کند، برای شرکت ها مزیت هایی را به وجود می آورد. رکود اقتصادی میتواند برای شرکت ها صورت موجودی گسترده ای به وجود آورد که نقد کردن آن مشکل باشد. بنابراین یک پیش بینی مناسب میتواند شرکت ها را قادر به حفظ مبنای موجودی کارآمد کند. تقاضای در حال کاهش مشتری، در زمان رکود اقتصادی دارای استلزامات مهمی در سیاست اقتصادی است تقاضای کاهش یافته در زمان رکود اقتصادی به

سرعت سرمایه در گردش تجاری را کاهش می دهد. هدف سیاست اقتصادی که افزایش جریانات نقدینگی شرکت چه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، می تواند جزء مزیت گسترده فشار در حال کاهش در سرمایه در گردش باشد.
در این تحقیق بررسی میکنیم که آیا مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکتها در دوران رونق و رکود اقتصادی تاثیری دارد؟
1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق
مدیریت سرمایه در گردش یکی از بخش هایی است که در ساختار مدیریتی یک سازمان نقش حیاتی ایفا میکند و برای تداوم عملیات تجاری بسیار ضروری است. سرمایه در گردش یک سرمایه معاملاتی است که بیشتر از یک سال در شرکت باقی نمی ماند. وجهی که در این اقلام سرمایه گذاری می شود، در طول عملیات تجاری تغییر می کند. تحقیق حاضر به مدیران و سرمایه گذاران نشان می دهد که مدیریت سرمایه در گردش چه تاثیری بر سود آوری شرکت دارد و چرخه های مختلف تجاری چگونه بر این رابطه تاثیر می گذارند. این تحقیق می تواند برای گروه های زیر مفید واقع شود:
- سرمایه گذاران و سهامداران شرکت های بورس اوراق بهادار تهران جهت اتخاذ تصمیمات بهینه
- مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
- تحلیلگران مالی بازار سرمایه و اعتباردهندگان
- دانش پژوهان و محققان در زمینه های حسابداری و مالی.
1-4. اهداف تحقیق
1-4-1. اهداف علمی
- بررسی تاثیر مدیریت سرمایه بر گردش بر سودآوری شرکت
- بررسی تاثیر چرخه تبدیل وجه نقد بر سودآوری شرکت
- بررسی تاثیر دوره پرداخت بدهی بر سودآوری شرکت
- بررسی تاثیر دوره وصول مطالبات بر سودآوری شرکت
- برسی تاثیر چرخه های تجاری (رکود و رونق اقتصادی) بر رابطه بین مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری
1-4-2. اهداف کاربردی
- آشنایی مدیران و سرمایه گذاران با مدیریت سرمایه در گردش و اجزای تشکیل دهنده آن
- آشنایی مدیران با تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت
- آشنا نمومدن مدیران و سرمایه گذاران با چرخه های تجاری مختلف و تاثیر این چرخه ها بر سرمایه در گردش و سودآوری شرکت
[1] .Gill et al.
[2] .Padachi
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از اقلام حسابداری که در گزارشهای مالی (صورت سود و زیان) تهیه و ارائه میشود “سود خالص” است که محاسبه آن متاثر از روشها و برآوردهای حسابداری است، بدین لحاظ امکان دستکاری سود توسط مدیریت وجود دارد. وجود زمینه مناسب برای تخریب سود ناشی از تضاد منافع و همچنین به علت پارهای از محدودیتهای ذاتی حسابداری موجب شده است که سود واقعی شرکتها از سود گزارش شده در صورتهای مالی متفاوت باشد و از آنجایی که سود از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین ارزش بنگاههای اقتصادی تلقی میگردد، موضوع “کیفیت سود” مورد توجه محققان و دست اندرکاران حرفه حسابداری و مدیریت سرمایهگذاری قرار گرفته است. توجه حرفه حسابداری بر محور این هدف، استوار است که سود خالص گزارش شده، عملکرد عملیاتی واحد تجاری را بطور منصفانه منعکس کند (ظریف فرد، 1378).
یکی از راههایی که میتوان با بهره گرفتن از آن به بهرهگیری مناسب از فرصتهای سرمایهگذاری و تخصیص بهتر منابع کمک کرد، ارزیابی درماندگی مالی است. سرمایهگذاران معتقدند شركتهایی كه دارای سود با کیفیتتر هستند، ریسك درماندگی مالی كمتری دارند. بنابراین، شركتهایی كه کیفیت سود بالایی دارند، بیشتر مورد علاقه سرمایهگذاران هستند و از نظر آن ها محل مناسبتری برای سرمایهگذاری به شمار میروند (ابووبی و همکاران[1]، 2003).
با توجه به مطالب ذكر شده در بالا، در این تحقیق با توجه به ارتباط تنگاتنگی كه بین وضعیت مالی شرکتها و کیفیت سود آن ها هست به بررسی تاثیر وضعیت مالی بر کیفیت سود شرکتها پرداخته میشود تا به بینش صحیح استفادهكنندگان از اطلاعات مالی در جهت گرفتن تصمیمهای بهینه كمك كند.
1-2. بیان مسأله تحقیق
از اینرو با نگاهی به پژوهشهای انجام شده در خصوص احتمال دستکاری سود و تاثیر آن بر کیفیت سود در شرکتهای درمانده، در مییابیم که پژوهشگران در پژوهشهای انجام گرفته در این زمینه به نتایج متناقضی دست یافتهاند. بنابراین با توجه به مطالب گفته شده و همچنین، با توجه به اینكه دیدگاه استفاده کنندگان درباره سود، علاوه بر کمیت، به کیفیت و عوامل موثر بر آن از جمله چرخه عملیاتی، رشد شرکت و درماندگی مالی شرکت سوق یافته است، در این پژوهش سعی میشود كه به این موضوع پرداخته شود كه آیا کیفیت سود در شرکتهای درمانده پایینتر از شرکتهای سالم است یا خیر؟
1-3. اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
بازار سرمایه در اقتصاد کشورها نقش مهمی ایفا میکند و توجه به این بازار و مبانی تصمیمگیری در آن ضروری میباشد. از آنجایی که هدف سرمایهگذاران کسب حداکثر ثروت میباشد، اگر شرکتها در ایجاد ارزش موفق باشند، نه تنها سرمایهگذاران بلکه کل جامعه از ایجاد ارزش بهرهمند خواهد شد. با توجه به اهمیت نقش بازار سرمایه، ارزیابی سودآوری در فرایند تصمیمگیری از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ بنابراین دانستن و پیش بینی وضعیت مالی شرکتها ضروری است (آلتمن[5]، 2006).
برداشت حسابداران و تحلیلگران مالى از واژه سود متفاوت است. تحلیلگران مالى عموما سود گزارش شده (سود حسابدارى) را متفاوت از سود واقعى میدانند. یكى از دلایل این تفاوت از دیدگاه تحلیلگران این است كه سود میتواند به وسیله مدیران دستكارى شود. تحلیلگران مالى تلاش میكنند تا چشم انداز سود شركتها را ارزیابى كنند. چشم انداز سود به تركیب ویژگىهاى مطلوب و نامطلوب سود خالص، اشاره دارد. سود حسابدارى معیارى براى ارزیابى گزارشگرى مالى است؛ زیرا تغییر در كمیت ترازنامه، به دنبال صورت سود و زیان رخ میدهد (بدون در نظر گرفتن طبقه بندى مجدد) و شناسایى به موقع سود و زیان منجر به تجدید به موقع تمامى متغیرها و نسبتهاى مالى میگردد. اگرچه سود بیانگر عملكرد نهایى شركتها است، ولى هر شركتى داراى سیستم حسابدارى با حسابهاى خاص خود است كه منجر به ارائه

سودهاى مختلف میگردد. بنابراین باید بتوان داستان واقعى این ارقام را براى سرمایه گذاران تشریح كرد (بولو و طالبی، 1389).
یکی از اهداف مهم گزارشگری مالی، تهیه اطلاعات مفید تصمیمگیری است و اهداف اصول پذیرفته شده حسابداری نیز در این راستا و برای اطمینان از نمایش منصفانه صورتهای مالی، از عملکرد و وضعیت اقتصادی شرکتها است. از آنجا که ارزیابی کیفیت سود برای تصمیمگیری مفید است، بدین خاطر نقش مهمی را در راستای تامین اهداف مذکور ایفا میکند. این تحلیل با ارزیابی عناصر تشکیل دهنده سود، قدرت پیشگویی، تدوام، تکرار پذیری، محافظه کاری و نقدینگی آن را اندازه میگیرد.
بنابراین دانستن این موضوع که وضعیت مالی شرکتها بر کیفیت سود چه تاثیری دارد، از اهمیت خاصی برخورد دار میباشد.
1-4. اهداف تحقیق
تحقیقهای گستردهای در سطح جهان در خصوص عوامل موثر بر کیفیت سود به انجام رسیده است. اما با توجه به بررسی ادبیات، به نظر میرسد که مطالعات در خصوص تاثیر وضعیت مالی شرکتها بر کیفیت سود آن ها بسیار اندک و نتایج بدست آمده متناقض است. بنابراین، اهداف تحقیق عبارتند از:
1-4-1. هدف آرمانی
هدف آرمانی این تحقیق، گسترش بینش و درک سرمایهگذاران و سایر استفاده کنندگان از وضعیت مالی شرکتها و تاثیر آن بر جنبههای مختلف کیفیت سود میباشد.
1-4-2. هدف اصلی
هدف اصلی این تحقیق، بررسی تاثیر وضعیت مالی بر کیفیت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد.
1-4-3. اهداف ویژه
اهداف ویژه این تحقیق عبارتند از:
- شناخت وضعیت مالی شرکتها و تفکیک شرکتهای درمانده از سالم؛
- شناخت کیفیت سود و جنبههای مختلف آن در شرکتهای درمانده و سالم؛
- تعیین تاثیر وضعیت مالی بر جنبههای مختلف کیفیت سود؛
[1] Abooby et al
[2] Li et al
[3] Campa and Camacho
[4] Healy and Wahlen
[5] Altman
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2 بیان مساله
لذا سوال اساسی تحقیق که ذهن محقق را درگیرمیکند این است که:
آیا تنوع مالکان میتواند باعث تعدیل رابطه منفی بین جریان نقد آزاد ومدیریت سـود گردد. یا خیر؟ میلیونها نفر که پس اندازهای خود را از راه سرمایه گذاری در اوراق بهادار شرکتها بــه آنها سپرده اند، برای اطمینان از این که وجوه سرمایه گذاری شده آنان به طور درست و مؤثر استفاده میشود به صورتهای مالی سالانه و میان دوره ای شرکتها اتکاء میکنند. حتی افراد بیشتری، پس اندازهای خود را به بانکها و مؤسسات دیگر میسپارند که آنها نیز به نوبه خود، این وجوه را در سهام شرکتها سرمایه گذاری میکنند. بنابراین تقریباً هر فردی به طور مستقیم یا غیرمستقیم منافعی در شرکتها دارد و حفظ منافع عمومیمستلزم گزارشهای مالی قابل اتکاء و به موقع از عملیات و سلامتی مالی شرکتهای سهامیعام است.
در ارتباط با هدف مطلوب شرکت دو دیدگاه وجود دارد:
عده ای میگویند: هدف مطلوب شرکت سودآوری است. اما سودآوری نمیتواند هدف مطلوب شرکت باشد ؟
بزرگترین ایراد هدف سودآوری، این است که سود مبهم بوده و به علت این که تحت تأثیر رویههای حسابداری قرار دارد، قابل دست کاری میباشد (قالیباف اصل، 1387، ص2-1).
- هنگامیکه شرکتها در وضعیت نامطلوب اقتصادی تحت فشار فزآینده قرار میگیرند، مدیران آنها از حسابداری درخواست مینمایند که سطر آخر صورتهای مالی (یعنی سود) را بهبود ببخشند، و بدین وسیله محتوای اطلاعاتی آنها را تغییر دهند. حسابداری با وجود تمامیانعطاف پذیری اش، به نظر نمیرسد قادر به فراهم آوردن دادههای مفید برای مدیریت در این قبیل شرایط باشد. دادههای مورد نیاز تصمیم گیری، مقوله ای بسیار پیچیده میباشد، زیرا طیف متنوع استفاده کنندگان از آن، نظیر سرمایه گذاران ( از آن جایی که نیاز به دانستن میزان سودآوری و ثبات شرکت قبل از سرمایه گذاری در آن دارند)، مدیران ( نیاز به اطلاع از

- وضعیت مالی شرکت دارند )، بانکها و تأمین کنندگان مالی (نیاز به اطلاع از توانایی شرکت در بازپرداخت وام) به اطلاعات گوناگونی نیاز دارد (نوروش و دیگران، 1384، ص166 ).
- یکی از روشهایی که گاهی اوقات برای آرایش اطلاع رسانی وضعیت مطلوب شرکتها مورد استفاده قرار میگیرد، مدیریت سود میباشد. مدیریت سود به مداخله عمومیمدیریت در فرایند تعیین سود که غالباً در راستای اهداف دلخواه مدیریت میباشد، اطلاق میگردد. مدیریت ســود روشی است که تــوسط مــدیـــریت
بازی با «ارقام مالی » میتواند تأثیر کاملاً منفی، درهنگام کشف شدن باقی گذارد. با بهره گرفتن از حسابداری مدیریت سود، مدیریت میتواندتصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت اش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود. هنگامیکه اشتباهاتی کشف میشود. شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد. پژوهشها نشان داده است که نوسان کم و پایدار سود، حکایت از کیفیت آن دارد. به این ترتیب، سرمایه گذاران با اطمینان خاطر بیشتری در سهام شرکتهایی سرمایه گذاری میکنند که روند سودآنها با ثبات تر است. همچنین پژوهشهای وسیعی در مدیریت سود انجام شده است، اما پژوهش در خصوص عوامل تأثیرگذار در انتخاب نوع خاصی از مدیریت سود کاملاً کم است. و بطور کلی اهمیت و ضرورت این پژوهش این است که به گونه تجربی به سرمایه گذاران و صاحبان سود نشان دهد که مدیران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار چه نوع مدیریت سود را اعمال میکنند. و قبل از سرمایه گذاری به ترکیب سهامداران نیز توجه داشته باشند. با توجه به موارد ذکر شده میتوان به اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر پی برد و انجام اینگونه پژوهشها را ضروری دانست.
1-3 اهداف تحقیق
1-ارزش و اعتبار قوانین هرعلم و تحقیقی به روش شناختی که درآن بکار میرود بستگی دارد و هدف علمیاین تحقیق ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمــومیمورد نیازاستفاده کنندگان موثرباشد. وهمچنین به آنها در درک بهتر عناصر صورتهای مالی کمک کند.
2- تحقیات کاربردی، تحقیقاتی هستند که نظریهها، قانونمندیها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین میشوند را برای حل مسائل جاری و واقعی بکارمیگیرند، این نوع تحقیقــات بیشتر به موثرترین اقدام تاکید دارند وعلتها را کمترمورد توجه قرارمیدهند. تحقیق حاظربه بررسی تاثیر ساختــار مالکیت (نوع مالکیت) بر رابطـــه بین جــریان نقد آزاد و مدیریت سود درشرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد که نتایج حاصله ازایـــن تحقیق میتواند مورد استفاده سرمایه گذارن، مدیران وسایراستفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی قرار گیرد و همچنین نتایج این تحقیق میتواند زمینه ساز بستر مناسبی بر ای انجام تحقیقات آتی باشد. به طور کلی میتوان اظهار داشت که هدف اصلی این پژوهش عبارت است از:
[1] Ownership Structure
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه حسابداری نقش عمده ای در تصمیم گیری های اقتصادی ایفا می نماید. مدیران، سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان، و طیف وسیعی از افراد جامعه جهت انجام مسئولیت های خویش از صورت های مالی که توسط سیستم های حسابداری تهیه می گردد، استفاده می نماید. تحلیل گران صورت های مالی که توسط سیستم های حسابداری تهیه می گردد، استفاده می نماید. تحلیل گران صورت های مالی با بهره گرفتن از اطلاعات این صورت ها، تجزیه و تحلیل های گوناگونی مانند محاسبه نسبت های مالی، نقطه سر به سر فروش یا تولید و غیره، انجام داده و نتیجه فعالیت های خود را در اختیار استفاده کنندگان دیگر این اطلاعات قرار می دهند.
یکی از مهمترین گروه های استفاده کنندگان از اطلاعات مالی، سرمایه گذاران و تامین کنندگان منابع مالی و بستانکارانی می باشد که از طریق بورس اوراق بهادار اقدام به سرمایه گذاری در شرکت ها و موسسات گوناگون می نمایند. این سرمایه گذاران برای آنکه منابع مالی خویش را با سرمایه گذاری در اوراق بهاداری که با ریسک فراوانی مواجهند، به خطر نیاندازد، به شیوه هایی برای ارزیابی ارزش سهام و اوراق بهادار ارائه شده در بازار نیازمندند. مطالعات بسیاری جهت ارائه نمودن راه کارهای مناسب برای سرمایه گذاری در اوراق بهادار انجام شده است. تحقیقات انجام شده در این زمینه در پنجاه سال گذشته، باعث شکل گیری تئوری های نوین سرمایه گذاری شده که عمدتا راهکار های انتخاب اوراق بهادار را در گرو بررسی توام ریسک این اوراق دانسته اند. بدین ترتیب یکی از عمده ترین مسایل در این ارتباط تعیین مقدار ریسک در هر سرمایه گذاری است.
1-2 بیان مساله تحقیق
نقش اطلاعات در فرایند تصمیم گیری کاملا روشن است. برای تصمیمات اقتصادی نیاز به اطلاعاتی است که با بهره گرفتن از آن ها بتوان منابع موجود را به بهترین نحو تخصیص داد.یکی از راه های دستیابی به این اطلاعات استفاده از اطلاعات صورت های مالی سالانه شرکت هاست.صورت های مالی که به طور جامع و گسترده مورد استفاده قرار می گیرند، مناسب ترین روش برای ارائه ی اطلاعات مالی به استفاده کنندگان از آن محسوب می گردند.اهداف کلی صورت های مالی تأمین نیازهای استفاده کنندگان از جمله سرمایه گذاران می باشد.سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل به طور عمده علاقه مند به ارزیابی ویژگی های سرمایه گذاری در یک شرکت هستند.ویژگی های یک سرمایه گذاری شامل عواملی از قبیل ریسک، بازده، سود سهام، امنیت سرمایه گذاری، نقدینگی، رشد و غیره می باشند(یحیی زاده فر و احمدپور:1381)
استفاده از نظریه ها و روش های موجود و نیز نظریه پردازی، مستلزم اطلاعاتی شفاف و خالی از ابهام است كه بدون شك ، در بازار نو پای سرمایه كشورمان به سختی تحصیل می شود. در دهه گذشته، بازارهای مالی ملی و بین المللی دچار بحرانهای مالی فراوانی شده اند .یک دلیل برای وجود این بحران ها عدم وجود اطلاعات مالی شفاف و كافی است. در محیط پرتلاطم امروزی، بسیاری از سرمایه گذاران بر اهمیت شفاف سازی اطلاعات در استراتژیهای خود توجه دارند . فقدان اطلاعات و یا عدم قطعیت درباره آنها، امروزه تبدیل به یک مشكل اساسی در بازارهای مالی شده است به همین علت ، شناخت ارتباط بین ریسك بازار وعدم قطعیت و شفافیت اطلاعات حسابداری ، از اهمیت ویژ ه ای برخوردار است . سایر مطالعات ، بیانگر ارتباط بین نسبت های حسابداری و میزان ریسك بازار می باشد.
با وجود آن که سرمایه گذاری از موارد ضروری و اساسی در فرایند رشد و توسعه اقتصادی هر کشور است.از عوامل بسیار تاثیرگذار درانتخاب و انجام سرمایه گذاری، توجه سرمایه گذاری به ریسک سرمایه گذاری است. بنابراین داشتن اطلاعاتی خالی از ابهام و مطمئن و قاطع می تواند در کاهش ریسک سرمایه گذاری نقش مهمی داشته

باشد. تأثیر گزارشات مالی روی گرایش بازار سهام، محور اصلی تحقیق در حسابداری و مالی است.
ما در این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال هستیم:
چه رابطه ای میان عدم قطعیت اطلاعاتی و ریسک سرمایه گذاری وجود دارد؟
1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق
- برای ارزیابی و تعیین قیمت سهام و تصمیم گیری عاقلانه، معمولأ سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی و شركت های سرمایه گذاری در معرض ریسک سرمایه گذاری هستند. پس نتایج تحقیق در تصمیم گیری سرمایه گذاران، تحلیل گران و اعتبار دهندگان موثر خواهد بود.
- شناسایی عواملی که باعث می شود، ریسک سیستماتیک، ریسک غیر سیستماتیک و ریسک نقدشوندگی در شرکت افزایش یافته و بر تصمیماتشان تاثیر گذارد.
- هیچ تحقیق داخلی تاکنون اثر عدم قطعیت اطلاعاتی را بر ریسک سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران نسنجیده است. فلذا این موضوع برای اولین بار در این تحقیق مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
1-4 اهداف تحقیق
هدف اصلی:
« تبیین رابطه بین عدم قطعیت اطلاعاتی و شاخص های ریسک سرمایه گذاری در قلمرو تحقیق »
اهداف فرعی:
- تبیین رابطه بین عدم قطعیت اطلاعاتی و ریسک سیستماتیک بازار در قلمرو تحقیق
- تبیین رابطه بین عدم قطعیت اطلاعاتی و ریسک غیر سیستماتیک بازار در قلمرو تحقیق
- تبیین رابطه بین عدم قطعیت اطلاعاتی و ریسک نقد شوندگی سهام در قلمرو تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران، هدف صورتهای مالی ارائه اطلاعاتی تلخیص و طبقهبندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی واحد تجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورتهای مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع گردد. خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با محتوای اطلاعات، “مربوط بودن” و “قابل اتکاء بودن” و خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با ارائه اطلاعات، “قابل مقایسه بودن” و “قابل فهم بودن” است. اطلاعاتی که فاقد این خصوصیات باشد، مفید نبوده و یا دارای فایده محدودی است. از آنجا که خصوصیات کیفی قابل مقایسه بودن و قابل فهم بودن، بر مفید بودن اطلاعات میافزاید، وجود ثبات رویه حسابداری در روشهای حسابداری بکارگرفته شده و افشاء مناسب اطلاعات الزامی است (کمیته تدوین حسابداری، 1388). لذا در صورت وجود اشتباه یا تغییر رویه در صورتهای مالی دوره جاری نسبت به دوره یا دورههای مالی قبل، تجدید ارائه صورتهای مالی ابزاری متداول جهت ایجاد ثبات رویه و افشاء مناسب اطلاعات خواهد بود (بولو و همکاران، 1391). تجدید ارائه صورتهای مالی را میتوان یک رویداد با اهمیت دانست که نشاندهنده کیفیت پایین گزارشگری مالی قبلی است و از طرفی نشانهای بر مدیریت غلط از طریق حاکمیت شرکتی ضعیف است (دفتر حسابداری عمومی[1]، 2002). تجدید ارائه صورتهای مالی از دیدگاه سرمایهگذاران نه تنها بیانگر مشکلات عملکرد دوره گذشته است، بلکه نوعی پیشبینی مشکلات آتی برای شرکت و مدیریت آن نیز محسوب میشود و موجب سلب اطمینان سرمایهگذاران نسبت به اعتبار و شایستگی مدیریت و کیفیت سودهای گزارششده میشود (بزرگ اصل، 1387: ب). شرکتهای تجدید ارائهکننده در پاسخ به فشارهای وارده از جانب بازارهای سرمایهای پس از اعلام عمومی تجدید ارائه صورتهای مالی به سرمایهگذاران، اقدام به تغییر حسابرسان خود میکنند تا از این طریق کیفیت حسابرسی را افزایش داده و سرمایه شهرت از دست رفته خود را احیا نمایند (ماند و سون[2]، 2013).
1-2- بیان مسأله پژوهش
تجدید ارائه صورتهای مالی تردیدهایی را درباره درستكاری مدیریت، كفایت كنترلهای داخلی شركت، اثربخشی كمیته حسابرسی، اثربخشی استقلال حسابرس و نیز كیفیت حسابرسی مطرح می کند (گلسون[3]، 2008). بركناری حسابرس مستقل پس از گزارش تجدید ارائه صورتهای مالی اقدام ملموسی است كه شركتها برای بازگرداندن اعتماد بازار سرمایه و بهبود نظارت حسابرسی بر فرایند گزارشگری مالی میتوانند انجام دهند (لویی و همکاران[4]، 2009). از حسابرسان مستقل نیز انتظار میرود در مقابل اتهامات مربوط به تجدید ارائههای مالی صاحبكاران و در راستای افزایش شهرت مؤسسه حسابرسی خود تلاش مضاعفی نموده و ریسك قانونی این اتهام را كاهش دهند (فلدمن و همکاران[5]، 2009). همانند تجدید ارائههای مالی، تغییر حسابرسان مستقل نیز رویدادهای با اهمیتی هستند كه بازارها به دقت آن ها را بررسی مینمایند. به دلیل عدم افشاء عمومی دلایل تغییر حسابرسان، با بررسی تجربی دلایل روابط بین صاحبكار و حسابرس، موجب افزایش آگاهی محققین و استفادهكنندگان اطلاعات مالی از این رویدادها میگردد. برخی محققین معتقدند تغییر حسابرس موجب واكنش منفی بازار سهام گردیده و نشانه وجود ضعف در كنترلهای داخلی صاحبكار یا عدم توافق صاحبكار با حسابرس برای بازار سهام است. همچنین، استنباط میگردد حسابرس جانشین در سالهای اولیه حسابرسی دچار اشتباه شده و در نتیجه كار حسابرسی وی از كیفیت پایینی برخوردار خواهد بود (گریفین و لونت، 2010؛ نچال، 2007). تا اندازهای كه تغییر حسابرس بتواند موجب بازگرداندن اعتماد و شهرت شركت گردد و موجب افزایش نظارت بر حسابرسی شود، سرمایهگذاران نیز به این تغییر نگاه مثبتی خواهند داشت.

از آنجا كه تجدید ارائههای مالی و تغییرات حسابرسان، هر دو رویدادهایی هستند كه موجب جلب توجه عموم سرمایهگذاران میشوند، تجدید ارائههای مالی با اهمیت، موجب ایجاد ابهام در ناتوانی ارائه اطلاعات مالی قابل اتكاء و نیز انجام نامناسب حسابرسی توسط حسابرسان میگردد. در نتیجه، نیاز به تغییر بااهمیت در مكانیسمها و ابزارهای حاكمیتی شركتها بر این اساس احساس میگردد. تحقیق حاضر با هدف پاسخگویی به این سؤال انجام یافته كه، آیا میتوان تغییر حسابرس مستقل پس از تجدید ارائه صورتهای مالی را به این موضوع نسبت داد؟ هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تجدید ارائه صورتهای مالی شركتها با تغییر حسابرسان آن ها است. مبنای نظری پشتیبان سؤال این است كه در پاسخ به فشار بازار سرمایه، به منظور افزایش كیفیت حسابرسی و بازگرداندن هزینه حسن شهرت هنگام اعلام تجدید ارائههای مالی به عموم سرمایهگذاران، تجدید ارائه صورتهای مالی شركتها منجر به بركناری حسابرسان آن ها میگردد فرض اساسی این است كه تجدید ارائه صورتهای مالی موجب ناپایداری در رابطه صاحبكاران با حسابرسان میگردد، زیرا از دیدگاه سهامداران تجدید ارائه صورتهای مالی شركتها ناشی از ضعف حسابرسی میباشد. بنابراین، با توجه به مطالب فوق این سؤال مطرح میشود که: آیا بین تجدید ارائه صورتهای مالی و تغییر حسابرس رابطه معناداری وجود دارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
با توجه به موارد ذکر شده از آنجا که دلایل تغییر حسابرسان اغلب برای عموم فاش نمیشود، یافتن شواهد تجربی در خصوص تأثیرپذیری تغییر حسابرسان از تجدید ارائه صورتهای مالی، دستیابی به نگرشی جدید در زمینه پدیده تغییر حسابرس را به دنبال داشته و زمینه مناسب برای تقویت اعتبار حسابرسی را فراهم میکند (زارعی مروج، 1384). افزون بر این با در نظر گرفتن تعدد تجدید ارائه صورتهای مالی در شرکتهای ایرانی و نتایج حاصل از تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده و با توجه به این که در حوزه جستجو انجام شده در منابع ایرانی پژوهشی که به صورت خاص به بررسی رابطه بین تجدید ارائه صورتهای مالی و تغییر حسابرس پرداخته باشد، مشاهده نشده است، ضرورت انجام این پژوهش به وضوح احساس میشود.
1-4- هدف پژوهش
1- Government Accounting Office (GAO)
2- Mande and Son
3- Gleason
[4] –Liu et al.
[5] –Feldmann et al.
[6]-Liu
[7]-Thompson and McCoy
[8]-Signal
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصـل كلیات پژوهش بیان می شود. در ابتدا بـیـان مسـاله و اهـمیت مـوضـوع ارائه شده، سپـس فرضـیه ها، اهـداف و علـت انتخـاب مـوضوع تحـقیق ارائه می شود. همچنین متغیرها، محدودیت ها و تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق به صورت مختصر ارائه خواهد شد.
1 -2 – بیان مسأله تحقیق
محیطی که شرکت ها در آن فعالیت می کنند محیطی بسیار رقابتی است. پژوهش در زمینه ساختار بهینه سرمایه می تواند، توان رقابتی شرکت را در بازار افزایش دهد. هم چنین افزایش توان رقابتی، موجب ورود جریان نقدی عملیاتی به داخل واحد تجاری شده و در نتیجه نیاز شرکت به استقراض کاهش یافته و از این رو ساختار سرمایه شرکت نیز بهبود می یابد. بنابراین تعیین میزان مناسب بدهی در ساختار سرمایه می تواند به این مهم کمک نماید.
از دیدگاه مدیریت مالی، ساختار سرمایه یکی از مهمترین موضوعاتی است که در دو دهه اخیر به آن پرداخته شده است. امروزه درجه بندی شرکت ها از لحاظ اعتباری تا حدود زیادی به ساختار سرمایه آنان وابسته است و در واقع مبنای تولید و ارائه خدمات، به نحوه تأمین و مصرف وجوه مالی مربوط می شود. ساختار سرمایه هر شرکت،هشدار اولیه ای در ارتباط با میزان مضیقه مالی شرکت است و لازم است در برنامه ریزی استراتژیک شرکت ها، تعیین عوامل موثر بر کارایی تأمین مالی آنان مورد توجه جدی باشد.از سوی دیگر نقش اصلی موفقیت در تجارت را توان رقابتی تعیین می کند و شرکتها به رقابت می پردازند تا بازگشت سرمایه خود را افزایش دهند و جایگاه خود را در بازار تحکیم بخشند و رقبای خود را از دور خارج کنند و قدرت بازار را در دست گیرند(اسمیت و دیگران ، 2008).
1-3- سوالات تحقیق
این تحقیق در پی یافتن جوابهای مناسب برای سوالات زیر است:
1- تا چه اندازه سودآوری شرکت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
2- تا چه اندازه نوع مالكیت (سهامدار دولتی) بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
3- تا چه اندازه رشد فروش شركت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
4- تا چه میزان اندازه و بزرگی شركت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
5- تا چه میزان جریان نقدی عملیاتی شركت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
1 – 4- ضرورت تحقیق
آغاز مالکیت شرکتی از طریق مالکیت سهام تأثیر چشمگیری بر روش کنترل شرکت ها داشت و باعث شد تا مالکان، اداره شرکت را به مدیران تفویض کنند. جدایی مالکیت از مدیریت و عدم همسویی منافع مالکیت و مدیریت؛ منجر به یک مشکل سازمانی مشهور به نام مشکل نمایندگی[1] شد. با توجه به این موضوع و از آنجایی که بخش اعظمی از تصمیم های مدیران پیرامون تأمین منابع مالی فعالیت های شرکت و ترکیب ساختار سرمایه است که باید در درباره این موارد در مقابل طیف های مختلف مالکان پاسخگو باشند؛ لذا از این نظر موضوع بررسی تامین مالی از طریق بدهی و تعیین ساختار سرمایه از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.

همچنین از آنجایی که سودآوری و جریان نقدی شرکت ها در تصمیم گیری سرمایه گذاران بالفعل و بالقوه و اعتباردهندگان می تواند نقش به سزایی را داشته باشد به همین منظور می توان گفت؛ عملکرد و سودآوری و جریانات نقدی شرکت می تواند نقش بسزایی در تأمین اهداف مدیران و همچنین تأمین منابع مالی شرکت ها را بر عهده داشته باشد.
انجام تحقیق حاضر از این حیث ضرورت دارد كه می توان ادعا نمود تحقیقات انجام شده در ایران درباره ی موضوع تامین مالی از طریق بدهی و تدوین الگو برای آن، محدود بوده واین پدیده هیچ گاه از رویكرد ساختار سرمایه مورد بررسی قرار نگرفته است.
سازمانها ،شرکتها،موسسات برای کمک به درج و تفسیر اطلاعات حسابداری و تاثیر آن بر هزینه سرمایه شرکت توسط گروه های مختلف ذینفع در بازار سرمایه، تعیین سیاست های اعتباری، پیش بینی مخاطرات بحران های مالی شرکت ها، استفاده از نتایج در راستای گسترش پژوهش و ارائه مبانی نظری، کمک به ارائه ی نرخ حق بیمه مناسب در بیمه های اعتباری نسبت به سنجش عوامل موثر بر تامین مالی از طریق بدهی مبادرت می ورزند.
این تحقیق می تواند توسط گروه های مختلفی از جمله سازمان بورس و اوراق بهادار، بانک های تجاری ، موسسات رتبه بندی اعتباری ،دانشگاه ها ، مراکز تحقیقاتی ،شرکتهای بیمه مورداستفاده قرار گیرد.
1 -5 – اهداف تحقیق
اغلب تحقیق به منظور کشف یک مجهول یا تایید یک موضوع یک موضوع پذیرفته شدهانجام می گیرد از این دیدگاه هر اقدامی که برای روشن کردن موضوعی که وضعیت موجود آن مورد توجه قرار گرفته می تواند هدف تحقیق باشد به طور کلی ممکن است برای تایید یا رد یک فرضیه باشد.
هدف اصلی از انجام این تحقیق ارزیابی عوامل تاثیرگذار بر بدهی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. مشخص كردن عوامل تاثیرگذار بر بدهی می تواند در تصمیم گیری های مدیران، در جهت تعیین یک ساختار بهینه سرمایه مؤثر واقع شود. بنابراین می توان گفت، به طور مشخص این مطالعه به دنبال تحقق اهداف زیر است:
- آزمون اثرات نسبت سودآوری ، جریان نقدی عملیاتی ،رشد فروش، اندازه شرکت و نوع مالکیت بر نسبت بدهی
- بهره گیری از نتایج تحقیق برای تدوین الگو برای تبیین عوامل تاثیرگذار بر نسبت بدهی
- بسط مبانی نظری تحقیق
[1]. Agency problem
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشکلات نمایندگی یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده نگهداری وجه نقد شرکتهاست . هزینههای نمایندگی میتوانند در توجیه رفتار نگهداری وجه نقد توسط مدیریت به کار روند . در مورد اندازه شرکت میتوان گفت هرچه شرکت بزرگتر باشد مدیریت اختیار بیشتری خواهد داشت . لذا احتمال نگهداری وجه نقد مازاد افزایش مییابد . از سوی دیگر شرکتهای با بدهی پایینتر نیز انتظار میرود وجه نقد بیشتری نگهداری شود ، زیرا بدهی پایین سبب میشود که کمتر تحت نظارت بازارهای سرمایه قرار گیرند و اختیار مدیریت بیشتر شود انتظار میرود شرکتهای که فرصتهای سرمایهگذاری ارزشمند دارند و هزینه تأمین مالی خارجی آن ها بالاست ، دارایی های نقدی بیشتری نگهداری کنند زیرا در صورت کمبود وجه نقد ، شرکت پروژههای با ارزش بیشتری را از دست خواهد داد (دیتمار و دیگران ،2003)
همانطور که میدانید یكی از اهداف مهم گزارشگری مالی، ارائه اطلاعات مفید برای تصمیمگیری است. استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری بر اساس اطلاعات گزارششده در صورتهای مالی به ارزیابی سودآوری و پیشبینی جریانهای نقدی آتی شركت پرداخته و سپس با برقرار كردن ارتباط منطقی بین سودآوری و جریانهای نقدی آتی، ارزش شركت را ارزیابی و بر اساس این پیشبینیها تصمیم میگیرند.
بنابراین ارائه صحیح اطلاعات، بدون تحریف و دستکاری توسط مدیر و تصمیمگیری بر اساس آن برای تعیین میزان وجه نقد موردنیاز شرکت امری بدیهی و ضروری خواهد بود. در پژوهش حاضر نیز به بررسی ارتباط بین این هزینه نمایندگی، نگهداشت وجه نقد و حاکمیت شرکتی خواهیم پرداخت.
1-2 بیان موضوع و مسئله تحقیق
اگرچه وجه نقد نگهداری شده در تاریخ ترازنامه ، دارایی مهمی برای شرکت بهحساب میآید، لیکن نگهداری این دارایی بیشازاندازه لازم ، میتواند نشانهای از عدم کارایی در تخصیص منابع باشد و هزینههای زیادی را بر شرکت تحمیل نماید(الیوت[1] ، 2010). مکانیسمهای كارآمد حاكمیت شركتی برای عملكرد صحیح بازار سرمایه و كل اقتصاد كشور، حیاتی و لازمه جلب و حفظ اعتماد عمومی است. حاكمیت مناسب شركتی این اطمینان را پدید میآورد كه بنگاهها سرمایه خود را بهطور مؤثر بكار گرفتهاند. بهعلاوه این اطمینان را پدید میآورد كه شرکتها منافع دامنه وسیعی از گروههای ذینفع و همچنین جامعهای را كه شركت در آن به فعالیت مشغول است، در نظر گرفتهاند و هیئتمدیره در برابر سهامداران و شركت پاسخگوست. زمانی كه ساختار حاكمیت شركتی از اصول ضعیفی برخوردار باشد تضاد سرمایهگذاران بزرگ و كوچك نیز افزایش مییابد. مطالعات مربوط به حاكمیت شركتی در ابتدا بهمنظور استفاده از آن در شرکتهای خاص صورت میگرفت اما این موضوع گسترشیافته در بسیاری از كشورها بهصورت قانون تدوین شد. بررسی وقایع مربوط به ورشكستگی شرکتهای بزرگ از قبیل انرون، ووردكام، آدفی، سیكو، لیوسنت، گلوبال كروسینگ، سان بیم، تیكو، اكس وكس و بحران مالی 1997 آسیا كه موجب زیان بسیاری از سرمایهگذاران و ذینفعان شد نشان داد منشأ اصلی این وقایع، سیستمهای ضعیف حاكمیت شركتی، دستکاری سود و گزارش سودهای واهی و بیکیفیت بود. تأمین مالی بانكی در مقایسه با بدهی عمومی، در كاهش مسائل مربوط به مشكلات نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی مؤثرتر است و بانکها در نظارت بر شرکتها برای جمع آوری و پردازش اطلاعات بهتر عمل مینمایند. بنابراین بانکها میتوانند در نقش تصفیه گر در كسب اطلاعات خاص ظاهر شوند كه در مقایسه با سایر وامدهندهها، آن ها را قادر میسازد بهطور مؤثرتر بر وامگیرنده نظارت نمایند(رسائیان و همکاران،1389) . چگونگی به کار گرفتن وجوه داخلی، تصمیمی مهم در تضاد بین سهامداران و مدیران است. در دوران رشد اقتصادی شركت، همانطور كه ذخایر وجه نقد افزایش مییابد، مدیران تصمیم میگیرند كه آیا وجه نقد بین سهامداران توزیع شود، صرف مخارج داخلی شود، برای تحصیل خارجی بهکاررفته شود و یا همچنان نگهداری شود؟ اینکه مدیران منفعتطلب چگونه بین مصرف یا نگهداشت ذخایر وجه نقد یكی را انتخاب میکنند، موضوعی مبهم است. مدیران باید منافع شخصی مخارج جاری را با انعطافپذیری كه با نگهداشت ذخایر وجه نقد به دست میآید، مقایسه كنند. بعلاوه ، مدیران منفعتطلب باید احتمال فزونی منافع بر مخارج ناشی از نگهداشت وجه نقد زیاد را اندازهگیری كنند.
کنترل مناسب شرکت با بهره گرفتن از ابزارهای حاکمیت شرکتی ، تعیین سطح مناسبی از نگهداشت وجه نقد ، بررسی تضاد منافع موجود بین مدیر و سهامدار و تأثیر آن بر رابطه مکانیسمهای حاکمیت شرکتی و نگهداشت وجه نقد ، محقق بر آن است تا تحقیق فوق را برای روشن شدن رابطه بالا انجام دهد.
جنبههای مجهول تحقیق :اگرچه سازمانهای مدرن كنونی به جدایی مالكیت از مدیریت تأکیددارند، ولی در عمل منافع كسانی كه روی عملكرد شركت كنترل مؤثر دارند با منافع تأمینکنندگان مالی خارج از شركت متفاوت میباشد. به این مشكلات هزینه نمایندگی میگویند(عبدالشهید[2]، 2003). هنگامیکه کنترل شرکت از مالکیت آن جدا باشد، امکان دارد مدیران شرکتها همیشه به نفع سهامداران عمل نکنند. هربرت (1959) بیان می کند که مدیران بیشتر تمایل به “رضایتمند بودن” دارند تا “حداکثر کردن”. آن ها تمایل دارند که شرکت آن ها به سطح قابلقبولی از رشد و امنیت برسد زیرا آن ها بیشتر نگران تداوم بقای خودشان هستند تا حداکثر کردن ارزش شرکت برای سهامدارانش. ولی سهامداران با انتظار اینکه مدیران برای حداکثر کردن منافع آن ها تلاش میکنند، اختیار تصمیمگیری را به مدیران واگذار میکنند(بنازی[3]، 2007). هیئتمدیره شرکتها نقش مهمی در نظارت و ادارهی سیاستهای شرکت دارد مدیران غیرموظف به علت گستره دانش و تجربه که درنتیجهی مستقل بودن آن ها از شرکت موردنظر میباشد جهت ادارهی شرکتها مناسبتر میباشند. فاما[4](1980) بیان می کند که ارزشمندی هیئتمدیره در اثر ترکیب مدیران غیرموظف در هیئتمدیره و تفکیک وظایف مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره ممکن است افزایش پیدا کند. طبق نظریه موازنه ، شرکتها میزان بهینه وجه نقد خود را با برقراری یک موازنه(تعادل) میان منافع و هزینههای نگهداری وجه نقد تعیین میکنند. در حقیقت ، شرکتها سطح بهینه وجه نقد خود را با تعیین میزان اهمیت

هزینههای نهایی و منافع نهایی ناشی از نگهداری وجه نقد تنظیم میکنند. نكته مهم این نظریه، این است كه سطح مطلوبی از وجه نقد برای شرکتها وجود دارد كه در آن مدیریت با رویكردی فعالانه، بر اساس تحلیل هزینه –منفعت نسبت به نگهداری وجه نقد تصمیمگیری میکند(مارچیکا و مورا ،2007). جنبه مجهول تحقیق با توجه به مطالب بیانشده بالا ، تعیین رابطه حاکمیت شرکتی بر وجه نقد با تأکید بر هزینه نمایندگی میباشد.
فاما و جنسن افزایش درصد اعضای غیرموظف هیئتمدیره را موجب افزایش اثربخشی تفکیک وظایف تصمیمگیری و کنترل بیان نمودند. اعضای غیرموظف هیئتمدیره تصمیمات مدیران را نظارت و کنترل نموده در نتیجه باعث کاهش هزینههای نمایندگی میگردند .
در این تحقیق در پی پاسخ به سؤال زیر هستیم:
بین حاکمیت شرکتی بر مبنای تئوری نمایندگی و نگهداشت وجه نقد چه رابطهای وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
جنبههای برطرفکننده مشکل: هزینههای مواجهشدن با کمبود وجه نقد در شرکتهای با فرصتهای سرمایهگذاری بیشتر، بهواسطه هزینههای فرصتی كه از رها نمودن طرحهای سرمایهگذاری با ارزش ناشی میشود، بیشتر است. با توجه به اهمیت نگهداشت وجه نقد شرکتها و تأثیر آن بر رشد و سرمایهگذاری آن ، هزینههای مواجهشدن با کمبود وجه نقد در شرکتهای با فرصتهای سرمایهگذاری بیشتر، بهواسطه هزینههای فرصتی كه از رها نمودن طرحهای سرمایهگذاری با ارزش ناشی میشود، بیشتر است. با توجه به اهمیت وجه نقد شرکتها و تأثیر آن بر رشد و سرمایهگذاری آن ، روزف[5] (1982) بیان می کند که سیاست تقسیم سود مکانیزمی جهت کاهش هزینههای نمایندگی میباشد. در غیاب سایر مقررات مناسب کنترلی، سهامداران نیازمند اجرای تئوری نظارت نمایندگی بر سیاست تقسیم سود خواهند بود. با توجه به مطالب بیانشده ، در این تحقیق بر آنیم تا با بهره گرفتن از مکانیسمهای حاکمیت شرکتی ، به بررسی سطح نگهداشت وجه نقد را بررسی نموده تا بتوان به استفاده کنندگان اطلاعات مالی جهتدهی بهتری برای انتخاب سرمایهگذاری بهتر کمک نمود .
لذا میتوان ضرورت انجام این تحقیق را به شرح زیر بیان نمود:
1-با توجه به ویژگیهای ذاتی وجه نقد شرکتها و با بهره گرفتن از حاکمیت شرکتی ، باعث تعادل در وجه نقد در بازار سرمایه میگردد.
3-با افزایش بهبود بهکارگیری حاکمیت شرکتی ، عملکرد شرکتها بهبودیافته که در نتیجه منجر به کاهش هزینه نمایندگی شرکتها شده و نظر تأمینکنندگان وجه نقد شرکتها را تأمین می کند.
4-با عنایت به شفافسازی گزارشگری مالی در رابطه با حاکمیت شرکتی و وجه نقد ، به سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی از قبیل مراکز پژوهشی کمک می کند.
1-4 اهداف تحقیق
ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روششناختی که در آن بکار میرود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی موردنیاز استفاده کنندگان مؤثر باشد و همچنین زمینهساز بستر مناسبی برای تحقیق آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد. اهداف این تحقیق بهصورت به شرح زیر میباشد.
اهداف تحقیق حاضر بر اساس تقسیمبندی اهداف به اهداف اصلی و فرعی به شرح زیر قابلطبقهبندی میباشد:
هدف اصلی:
تعیین رابطه بین حاکمیت شرکتی بر مبنای تئوری نمایندگی و نگهداشت وجه نقد در قلمرو تحقیق
اهداف فرعی:
- تعیین رابطه بین نقش ترکیب اعضای هیئتمدیره و نگهداشت وجه نقد در قلمرو تحقیق
- تعیین رابطه بین نقش سهامداران نهادی شرکتها و نگهداشت وجه نقد در قلمرو تحقیق
- تعیین رابطه بین میزان کنترل دولت شرکتها و نگهداشت وجه نقد در قلمرو تحقیق
- تعیین رابطه بین میزان سهام شناور آزاد و نگهداشت وجه نقد در قلمرو تحقیق
[1] . (Elliot,2010)
[2]. Abdel Shahid
[3]. Bonazzi
[4]. Fama
[5]. Rozeff
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف اصلی تحقیق حاضر، تعیین رابطه بین رشد غیرعادی موجودی کالا با بازده بلندمدت سهام شرکتهای پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران می باشد. در این تحقیق، رشد غیرعادی موجودی کالا در دو مقطع فصلی و سالانه، موردنظر می باشد. با توجه به شواهد نظری و تجربی موجود، این تحقیق از چند جنبه دارای نوآوری است. 1)محاسبه و برآورد تغییرات و رشد غیرعادی موجودی کالا در مقاطع زمانی سالانه و فصلی به صورت جداگانه که قبلا در ایران، تنها بر اساس نسبت موجودی کالا به کل داراییها اکتفا شده است. 2) بررسی واکنش بازار سرمایه به تغییرات و رشد غیرعادی موجودی کالا که در داخل کشور موضوع جدیدی است. 3) تاکنون تحقیقات زیادی در داخل کشور در خصوص عوامل موثر بر بازده بلندمدت سهام شرکتها انجام شده است. اما پیامدهای تغییرات غیرعادی موجودی کالا، در این حوزه موردنظر قرار نگرفته است. در این رابطه، جبارزاده و همکاران (1389)، در پژوهشی به شناسایی عوامل مؤثر بر بازده غیر عادی سهام در زمان عرضه اولیه به عموم پرداختند و عوامل خطای پیش بینی سود هرسهم، شرایط عمومی بازار قبل از عرضه سهام، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، نسبت حاشیه سود خالص و بازده حقوق
صاحبان سهام را موردنظر قرار دادند. مهرانی و همکاران (1388)، نیز، وجود بازده غیر عادی در عرضه های عمومی اولیه سهام در بورس اوراق بهادار تهران را در شرایط وجود و نبود حباب قیمتی بررسی كردند و به تعیین عوامل موثر بر آن پرداختند. این در حالی است که تغییرات موجودی کالا می تواند عاملی برای واکنش بازار سرمایه باشد که قبلا در داخل کشور به آن توجه نشده است. 4) بررسی پیشینه تحقیق نشان می دهد که در داخل کشور تحقیقات اندکی در خصوص مدیریت موجودی کالا و نقش آن در محیط گزارشگری مالی و واکنش بازار سرمایه به آن انجام شده است. تحقیق حاضر سعی در پر نمودن این خلاء تحقیقاتی است. در این حوزه، نمازی و همکاران(1390) در تحقیقی به بررسی ارتباط بین تغییرات در موجودی كالا با تغییرات در سودآوری و ارزش شركت پرداختند. با اینحال، نقش تغییرات دوره ای و مقطعی موجودی کالا در واکنش بازار سرمایه، در داخل کشور سنجیده نشده است.
در فصل حاضر، مساله اصلی و ضرورت انجام تحقیق بیان می شود. در ادامه، فرضیات موردنظر در راستای بررسی ارتباط بین متغیرها، مطرح می شوند و همچنین جامعه آماری موردمطالعه و قلمرو تحقیق، تبیین می گردد. در نهایت، کلمات کلیدی تحقیق، بلحاظ عملیاتی تعریف و ارائه می شوند.
1-2) بیان موضوع تحقیق
سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی همواره تلاش می نمایند تا از طریق تجزیه و تحلیل صورت های مالی بتوانند عملکرد آتی و روند قیمت سهام را در آینده پیش بینی نمایند تا از این طریق بتوانند بازده مناسبی را کسب نمایند. یکی از مهمترین اقلام دارایی ها در ترازنامه شرکت های تولیدی و بازرگانی موجودی کالا می باشد که تحلیل آن از اهمیت بالایی برخوردار است، همواره موجودی های كالا قسمت اعظمی ازسرمایه گذاریها ومصارف منابع شركتها راتشكیل داده و از نظر مبلغ بسیار با اهمیت بوده و درنتیجه، برفعالیتهای سودآوری شركتها نیز به میزان قابل توجهی تأثیرگذار است(چن و همکاران، 2005). به طور کلی، هدف تحقیق حاضر، تعیین رابطه بین رشد غیرعادی موجودی کالا با بازده بلندمدت سهام شرکتها می باشد. در این راستا، رشد غیرعادی موجودی کالا در مقاطع فصلی و سالانه موردنظر قرار می گیرد.
1-3) بیان مسئله
در بررسی اهمیت موجودی کالا باید دو جنبه را در نظر گرفت، از یک طرف نگهداشت بیش از حد موجودی کالا می تواند هزینه های انبارداری و ریسک ناباب شدن موجودی ها را افزایش دهد ولی این مزیت را برای شرکت ایجاد نماید که بتواند به راحتی سفارشات مشتریان را پاسخگو باشد. از طرف دیگر کمبود موجودی کالا در شرکت ها باعث می شود که شرکت ها نتوانند پاسخگوی مشتریان خود در زمان مناسب باشند و این امر در بلندمدت منجر به از دست رفتن مشتریان و کاهش سودآوری شرکت می گردد. با توجه به اینکه موجودی کالا یکی از مهمترین اقلام دارایی های جاری می باشد. بنابراین با فرض عدم وجود شرایط تورمی نگهداشت بیش از حد موجودی کالا می تواند بازده داخلی شرکت را کاهش دهد، اما در کشورهایی مانند ایران که نرخ تورم بالایی وجود دارد ممکن است نگهداری موجودی کالا نه تنها منجر به کاهش نرخ بازده شرکت نشود بلکه زیان اقلام پولی را نیز حذف نماید.
طی دو دهه گذشته تغییر ات زیادی در سیاستهای نگهداری موجودی كالا در شركتها به وجودآمده است. برخی پژوهشگران با طرح مسائلی ،همچون فلسفه تولید به موقع، تكنولوژی اطلاعات خدمات لجستیک شخص ثالث، برون سپاری و مقاطعه كاری برخی معتقدند كه نگهداری موجودی كالا در شركتها باید كاهش یابد. درمقابل، عدهای دیگر با طرح مباحثی، همچون رشد تقاضا برای محصولات گوناگون و سطح خدمت رسانی به مشتریان، معتقد به نگهداری موجودی كالای بیشتر درشركتها هستند. این تضاد بین سیاستها نگهداری موجودی كالا، درطول زمان موجب تغییراتی در موجودی كالاشده، این سوال را مطرح میكند كه؛ آیا تغییرات درموجودی كالا می تواند ارزش شركت ر ا تحت تأثیر خود قرار دهد؟ (چن و همکاران، 2005)
پژوهشهای خارجی متعددی در خصوص رابطه بین موجودیهای كالا، سودآوری وعملكرد شركتها انجام شده است. برای نمونه، بلیندرومكینی (1991) معتقدند مدیریت موجودی كالا به روش های گوناگونی برعملكرد شركت تأثیرگذاراست.آنان همچنین، بیان كردند كه ازطریق نگهداری موجودی كالا،شركتها میتوانند برنامه ریزی تولیدرا بهبود بخشیده، هزینه های كمبود ویا نبود موجودی كالارا به حداقل برسانند وهزینه های خرید را از طریق خریدهای عمده وسوداگری درقیمت معاملات به میزان قابل توجهی كاهش دهند. آنها بیان میكنند كه در این میان نباید هزینه های نگهداری،ازقبیل،هزینه فرصت،هزینه مكان،هزینه جابه جایی،منسوخ شدن،بیمه،ضایعات

وهزینه هایی از این دست را نادیده گرفت(ستینکر و هوبر، 2014).
تصمیمگیری در مورد میزان موجودی کالای مورد نیاز، اعطای اعتبار تجاری به خریداری و یا دریافت اعتبار تجاری از عرضه کنندگان مواد اولیه از جمله مباحثی هستند که میتواند بر چرخه تبدیل وجه نقد و در نهایت بر سودآوری شرکت تاثیر بگذارند(دلف ومارک، 2005).
با توجه به تاثیر تغییرات موجودی کالا بر تصمیمات مالی شرکتها و محیط عملیاتی آنها، مساله اساسی تحقیق حاضر، ابهام در خصوص میزان توجه و واکنش بازار سرمایه به این تغییرات و چگونگی تحلیل آن از جانب سرمایه گذاران می باشد. روشن شدن این مطلب می تواند به طور بالقوه به مدیران در جهت انتخاب صحیح راهبردهای سرمایه در گردش و مدیریت موجودی کالا کمک نماید. به نحوی که آنها بتوانند رویه هایی را در پیش بگیرند که منجر به واکنش مثبت بازار سرمایه شده و ارزش بازاری شرکت را بالا ببرد. بنابراین، سوال اصلی تحقیق حاضر به صورت زیر مطرح می شود.
بین رشد غیرعادی موجودی کالا با بازده بلندمدت سهام شرکتها، چه رابطه ای برقرار است؟
1-4)ضرورت انجام تحقیق
1-4-1) ضرورت انجام تحقیق به لحاظ اختلاف نظرها و خلاءهای تحقیقاتی موجود
- تاکنون تحقیقات زیادی در داخل کشور در خصوص عوامل موثر بر بازده بلندمدت سهام شرکتها انجام شده است. اما پیامدهای تغییرات غیرعادی موجودی کالا، در این حوزه موردنظر قرار نگرفته است. در این رابطه، جبارزاده و همکاران (1389)، در پژوهشی به شناسایی عوامل مؤثر بر بازده غیر عادی سهام در زمان عرضه اولیه به عموم پرداختند و عوامل خطای پیش بینی سود هرسهم، شرایط عمومی بازار قبل از عرضه سهام، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، نسبت حاشیه سود خالص و بازده حقوق صاحبان سهام را موردنظر قرار دادند. مهرانی و همکاران (1388)، نیز، وجود بازده غیر عادی در عرضه های عمومی اولیه سهام در بورس اوراق بهادار تهران را در شرایط وجود و نبود حباب قیمتی بررسی كردند و به تعیین عوامل موثر بر آن پرداختند. این در حالی است که تغییرات موجودی کالا می تواند عاملی برای واکنش بازار سرمایه باشد که قبلا در داخل کشور به آن توجه نشده است.
- بررسی پیشینه تحقیق نشان می دهد که در داخل کشور تحقیقات اندکی در خصوص مدیریت موجودی کالا و نقش آن در محیط گزارشگری مالی و واکنش بازار سرمایه به آن انجام شده است. تحقیق حاضر سعی در پر نمودن این خلاء تحقیقاتی است. در این حوزه، نمازی و همکاران (1390) در تحقیقی به بررسی ارتباط بین تغییرات در موجودی كالا با تغییرات در سودآوری و ارزش شركت پرداختند. با اینحال، نقش تغییرات دوره ای و مقطعی موجودی کالا در واکنش بازار سرمایه، در داخل کشور سنجیده نشده است.
1-4-2) ضرورت انجام تحقیق به لحاظ میزان نیاز به موضوع، فواید احتمالی نظری و عملی
- روشن نمودن پیامدهای نحوه مدیریت موجودی کالا بر واکنش بازار سرمایه در راستای کمک به سرمایه گذاران در ارزیابی شرکتها
- روشن نمودن پیامدهای نحوه مدیریت موجودی کالا بر ارزش بازاری شرکتها در راستای کمک به مدیران جهت انخاب راهبردهای صحیح مدیریتی
1-4-3) ضرورت انجام تحقیق به لحاظ روش و فرایند تحقیقی جدید
در تحقیق حاضر، علاوه بر تغییرات سالانه موجودی کالا، تغییرات فصلی موجودی کالا نیز از طریق یک مدل جدید که قبلا در داخل کشور استفاده نشده است؛ محاسبه و ارزیابی می شود.
1-5)اهداف تحقیق
هدف اصلی
تعیین رابطه بین رشد غیرعادی موجودی کالا با بازده بلندمدت سهام شرکتها
اهداف فرعی
- تعیین رابطه بین رشد غیر عادی سالانه موجودی کالا با بازده بلند مدت سهام
- تعیین رابطه بین رشد غیرعادی فصلی موجودی کالا با بازده بلند مدت سهام
[1]– Just-in-time Philosophy
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عوامل متعددی بر بازده بازار بورس اوراق بهادار تأثیرگذار میباشند. در این خصوص میتوان به عوامل سیاسی، اجتماعی،فرهنگی، تکنولوژیکی و در نهایت عوامل اقتصادی اشاره داشت. عوامل اقتصادی به دودسته عوامل اقتصادی کلان و خرد تقسیم میشوند. ازجمله عوامل کلان اقتصادی مؤثر بر بازار سهام میتوان به تولید ناخالص ملی، تورم، نقدینگی، قیمت سکه بهار آزادی، نرخ ارز و قیمت واقعی نفت خام اشاره نمود (زاهدی،1391).
یکی از مباحث عمدهی اقتصاد،اثر نوسانات مختلف ارز بر شاخص قیمتها و سهام در سطوح کلان است. ازآنجاکه قیمتهای داخلی سعی در تعدیل نرخ ارز دارند ،این مسئله که آیا نوسانات نرخ ارز در کشورمان بر بازار سهام مؤثر میباشد یا نه مطرح میگردد. براساس نظریههای اقتصادی یک رابطه دوطرفه بین قیمت سهام و نرخ ارز وجود دارد. در این فصل ابتدا بیان مسئله و اهمیت و ضرورت موضوع توصیفشده و سپس اهداف ،چارچوب نظری و مدل مفهومی ،فرضیات تحقیق و اصطلاحات کلیدی بیانشدهاند.
1-2 شرح و بیان مسئله تحقیق
ارتباط شاخص بورس و متغیرهای اقتصاد کلان از نگرانیهای اصلی برای سیاستگذاران و سرمایهگذاران برای پیشبینی رفتارهای آینده است. شاخص بورس معیاری جهت ارزیابی بازگشت سرمایهگذاری مالی، برای تنوع بخشیدن ریسک و فرصتهای سرمایهگذاری جایگزین میباشند. (یوزا وبایراك،948،2012)
محققان نشان دادهاند که یک رابطه علی و معلولی دوسویه بین توسعه بازار سهام و عملکرد اقتصادی وجود دارد. براین اساس یک کشور با یک سیستم مالی کاملاً توسعهیافته در بخش توسعه سهام میتواند توسعه اقتصادی قابلتوجهی را از طریق تغییرات تکنولوژی و نوآوری محصول و خدمات هدایت کند. (لوین[1] ،1997،688)
پیوند بین رفتارهای دورهای شاخصهای بازار سهام و تولید ناخالص داخلی تأثیر مهمی بر خطمشیهای استراتژیهای توسعه دارد. اگر یک رابطه علی و معلولی یکسویه از توسعه شاخصهای بازار سهام و تولید ناخالص داخلی وجود داشته باشد، در این صورت بازار سهام نهتنها تسهیلکننده تخصیص منابع مالی بین واحدهای دارای مازاد و دارای کسری است، بلکه رشد اقتصادی را از طریق تقویت سرمایه و نوآوریهای تکنولوژی تقویت میکند. از سوی دیگر اگر فرایند علی و معلولی در جهت معکوس رخ دهد به این معناست که رشد اقتصادی یک پیششرط برای کشور بهمنظور اصلاحات بخش بازار سهام میباشد چون تکامل بازار سهام وابستگی زیادی به تقاضاهای ایجادشده توسط نمایندگان بازار دارد. بهعلاوه فرایند توسعه بازار سهام بستگی به ظرفیت جذب کشور مثل توسعه منابع انسانی خطمشی سرمایهگذاری و خطمشیهای مؤثر اقتصادی کلان دارد اگر فرایند علی و معلولی دوسویه باشد بخش بازار سهام و رشد اقتصادی یک رابطه علی و معلولی تقویتکننده دارند (چانگ[2] وهمكاران،109،2005).
با عنایت به اهمیتی كه بازار سهام می تواند در رشد و توسعه اقتصاد هر كشوری، به ویژه كشورهای در حال توسعه داشته باشد، مناسب است که معمای رشد اقتصادی را از طریق تولید ناخالص دوباره از چشمانداز توسعه بازار سهام مورد بررسی قرار گیرد. به همین جهت ضروری و مناسب به نظر میرسد که چارچوبی سازگار با ماهیت معیارها ارائه گردد. (چانگ وهمكاران،109،2005)
“چه رابطهای بین رفتارهای دورهای شاخصهای بازار سهام در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد؟“
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

برخی از مهم ترین جنبه های اهمیت و ضرورت انجام تحقیق حاضر عبارت اند از:
- تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد بالاتر برای بازار سهام منجربه ثبات وشرایط، مطلوب در اقتصاد كشور می گردد. این به این معنی است که تا زمانی که تولید ناخالص داخلی در حال رشد است، انتظار می رود که صنایع وشرکتها به مراتب رشد بیشتری را تجربه نمایند. با توجه به تأثیر مثبت مورد انتظار از فعالیت های واقعی اقتصادی در سود آینده شرکت ها و در نتیجه درسود سهام آن در آینده، انتظار می رود ، تولید ناخالص داخلی بر بازده سهام تأثیر مثبت داشته باشدبنابراین توجه به این شاخصها امری ضروری است.(فاما،1990)
- این تحقیق در راستای کمک به پیشبرد ادبیات تحقیق در زمینه تعیین رابطه بین رفتارهای دورهای شاخصهای بازار سهام صنعت، خدمات، مالی بورس اوراق بهادار تهران با تولید ناخالص داخلی به انجام رسیده است. بررسی ادبیات تحقیق نشان داده كه در بازه زمانی مورد مطالعه و با روش تحلیل روند تاكنون هیچ تحقیق داخلی رابطه بین رفتارهای دورهای شاخصهای بازار سهام در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی دربورس اوراق بهادار تهران را مورد ارزیابی قرار نداده و جدید بودن تحقیق می تواند به نتایج و دستاوردهای كاربردی متفاوتی نسبت به تحقیقات مشابه در پی داشته باشد.
- دراین نوشتار، بهمنظور ارائه مدل پایه و همچنین جنبه های عملی کار همچون آزمون و تحلیل اثر شاخص بورس پرداخته شده است. درعین حال با بیان مدلهای فنی و کلان بر وجود یک مدل اقتصاد کلان مناسب براساس پایه اقتصاد خرد نیز توجه شده ودرمجموع می توان گفت تحقیق حاضر براساس انتخاب مدلهای اقتصاد كلان به تحلیل مسائل پرداخته است.اگرچه در زمینه سیاستهای كلان دررشد سهام وتوسعه اقتصادی تحقیقات گسترده ای صورت گرفت است، اما موضوع حاضر ودربازه زمانی مورد مطالعه تحقیق صورت نگرفته است.
1-4 اهداف تحقیق
نتایج تحقیق حاضر با هدف كاربردی كمك به سیاست گذاران اقتصادی، سهام داران وذی نفعان، مدیران وبرنامه ریزان و سیاست گذاران در بخش سرمایهگذاری در زمینه تصمیم گیری های سرمایه ای به انجام رسیده است. بر همین اساس و مبتنی بر موضوع در راستای نیل به یک هدف اصلی و با تجریه آن
برخی از مهمترین هدف های پژوهش حاضر عبارتاند از:
هدف اصلی
تعیین رابطه بین رفتارهای دورهای شاخصهای بازار سهام وشاخص های كلان اقتصادی تولید ناخالص داخلی ،تورم،نرخ بهره، نرخ ارز ،رشد اقتصادی، در بازه زمانی 1380-1392
اهداف فرعی
- تحلیل روند شاخص بورس در بازه زمانی تحقیق
- تحلیل روند تولید ناعالص ملی در بازه زمانی تحقیق
- تحلیل روند نرخ تورم در بازه زمانی تحقیق
- تحلیل روند نرخ بهره در بازه زمانی تحقیق
- تحلیل روند رشد اقتصادی در بازه زمانی تحقیق
مقایسه روند شاخص بورس و روند نرخ ارز، تورم، نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی
[1] . Levine
[2]. Choong et al
[3] . Seetanah et al
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ای در ابتدای فصل به تشریح بیان مسئله پرداخته شده است. سپس اهداف، انگیزه، فرضیهها، اهمیت موضوع و روش تحقیق را شرح داده و به قلمرو تحقیق ازلحاظ زمانی، مکانی و موضوعی تحقیق و درنهایت به تعریف واژگان کلیدی پژوهش میپردازیم.
1-2 بیان موضوع و مسئله تحقیق
یکی از بااهمیتترین موضوعات موردبررسی در حوزه مدیریت مباحث مربوط به بازده و نوسانات ریسک سرمایهگذاریها است (گادفرد و همکاران، 2009). مدیران همیشه به دنبال راهکارهایی هستند که با کمترین نقدینگی ممکن، بیشترین عایدی را کسب نمایند (نیکراسو و شیراف، 2006). نرخ رشد سرمایهگذاریها نشاندهنده افزایش سرمایه شرکتها همراه با افزایش تصمیمات حساس مدیران است (گینر و ریورت، 2006).
تأثیر تصمیمات مالی و سرمایهگذاری بر ارزش شركت ریشه در تحقیقات وومک و ژانگ (2003) دارد. تئوری داراییها كه در بازار كامل سرمایه، صرفنظر از ارزش شركت، در ارتباط با داراییهای مولد مالی بوده است، مبنای مناسبی بر سرمایهگذاریها محسوب میشده است. درواقع بعضی از نویسندگان مانند بایوم و سیلورمن (2004)، از این دیدگاه حمایت میكردند. اگرچه دیگر نویسندگان دیگری در مقایسه با این تئوری به رابطه مثبت و معنادار بین سرمایهگذاری و نرخ ریسک آزاد اشاره داشتند (حسب النابی و سید، 2001). این دیدگاه و دیدگاههای مشابه بهطور كامل نتوانسته است فرضیات مودیلیانی و میلر را پوشش دهد. سرمایهگذاران بیشتر به دنبال کسب بازدهی همراه با نوسانات افزایشی ثابت هستند (لاری و سو، 2010).
چانگ (2009)، به این موضوع اشاره داشت كه در ارتباط با کارایی بازار سهام و سرمایهگذاری شركتی دو ارتباط دوسویه وجود دارد كه نهایتاً به رابطه مثبت بین این دو متغیر ختم میشود. بازده غیرعادی سهام شرکتها بیشتر نشأتگرفته از تحولات غیرعادی اقتصاد بوده و ریشه در تحولات بنیادی شرکتها دارد (گادفرد و همکاران، 2009). نوسانات بیشازحد میانگین سرمایهگذاری میتواند اثرات بلندمدتی بر روی بازدهی و نوسانات قیمت سهام شرکتها داشته باشد (نیکراسو و شیراف، 2006).
شركتهای سهامی باید در ارتباط با سهامداران خود، سود سهام تقسیم كرده یا اقدام به خرید سهام با حداقلترین هزینه نموده و دیدگاه آن ها باید از منظر مالیاتی باشد و از جهت كاهش هزینهها بر مبنای تئوریهای بازار سهام عمل نمایند (بایوم و سیلورمن، 2004). در این میان، موضوع دیگری که بهنوعی با اهرم مالی شرکتها در ارتباط است سرمایهگذاری و بهنوعی به بازده شرکتها میباشد (نیکراسو و شیراف، 2006). بازده بالای سهام، نقش مهمی را در توانمند ساختن مدیران جهت سرمایهگذاریهای آینده شرکت ایفا میکند (گادفرد و همکاران، 2009).
نوسان پذیری سرمایهگذاری و قیمت سهام شرکتها و تحولات نشأتگرفته از سرمایهگذاری بیشازحد ممکن است باعث افزایش بهرهوری و عملکرد شرکتها شود (بایوم و سیلورمن، 2004). سرمایهگذاری در سهام شرکتها عبارت است از توانایی واحد تجاری مبنی بر پیشبینی اقدامات مؤثر جهت تغییر میزان و زمان جریانهای نقدی آن بهگونهای كه واحد تجاری بتواند در قبال رویدادها و فرصتهای غیرمنتظره و عادی واكنش مناسب از پیش تعیینشده، نشان دهد (گادفرد و همکاران، 2009). مدیران همیشه به دنبال فرصتهایی هستند که با توجه به افزایش میزان سرمایهگذاری بازده غیرعادی را در جهت مثبت هدایت کرده و سود شرکتها را به نقطه بهینه نزدیک نمایند (لاری و سو، 2010).
بازدهی مناسب همراه با نوسانات ریسک و نوسانات قیمت سهام بهموقع، واحد تجاری را قادر میسازد تا با برنامهریزی قبلی در ارتباط با مبالغ مدنظر گرفتهشده برای سرمایهگذاری علاوه بر پوشش دادن نیازهای سرمایهگذاری عادی شركت، از فرصتهای غیرمنتظره سرمایهگذاری نیز بهخوبی بهره گیرد (چانگ، 2009) و در دورانی كه جریانهای نقدی حاصل از عملیات مثلاً به دلیل كاهش غیرمنتظره در تقاضا برای محصولات تولیدی واحد تجاری در سطح پایین و احتمالاً منفی قرار دارد با توجه به اعتماد و اعتبار سهامداران خود به حیات خود ادامه دهد (وومک و ژانگ، 2003).
مشکلات در بازار سرمایه، حفظ بازدهی بالا برای شرکتها را جهت استفاده از فرصتهای سودآور الزامیکرده است (گینر و ریورت، 2006). نتایج حاصل از مطالعات تجربی


مبین این است که تهدیدات ناشی از بدهی شرکتها و یا به عبارتی بهتر نحوه بودجهبندی ساختار سرمایه آن ها ممکن است میزان انعطافپذیری مالی شرکتها را متأثر از خود سازد و باعث ایجاد بازدهی غیرعادی شود (بایوم و سیلورمن، 2004).
معاملات سهام شرکتها در بازار سرمایه زمانی رونق خواهد شد که کلیه عوامل بیرونی و درونی شوکآور در نظر گرفتهشده و در حین توجه به عوامل درونی متأثر بر رونق معاملات مانند تقسیم سود، عوامل خارجیای مانند تغییرات اقتصادی سایر شرکتها نیز در نظر گرفته شود و بازدهی ناشی از ریسک سهام شرکتها حداقل شود (نیکراسو و شیراف، 2006).
هدف اصلی پژوهش ما تعیین رابطه بین ریسک شرکت، عملکرد، نوسانات سرمایه و کارایی بازار سهام شرکتها در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد.
با توجه به موارد آتی الذکر ما در این تحقیق به دنبال پاسخ این سؤال هستیم که:
چه رابطهای بین ریسک شرکت، عملکرد، نوسانات سرمایه و کارایی بازار سهام در شرکتهای قلمرو تحقیق وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
تحقیقات مختلفی با موضوع ارتباط ریسک با سایر متغیرها در ایران انجامشده است، اما تاکنون بهطور مستقیم تأثیر رابطه بین ریسک شرکت، عملکرد، نوسانات سرمایه و کارایی بازار سهام شرکتها در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در کشور ما موردبررسی قرار نگرفته است، فلذا تحقیق حاضر نسبت به تحقیقات مرتبط متفاوت بوده و جدید میباشد.
همچنین ضرورت انجام تحقیق حاضر نیز با عنایت به موارد زیر قابل تبیین میباشد:
- جذب سرمایهگذاران در بازار سرمایه کشورمان با توجه به نوپا بودن بازار سرمایه نسبت به کشورهای پیشرفته ازنظر مدیران بسیار بااهمیت بوده و در راستای رسیدن به این هدف شناسایی روابط عواملی مانند ریسک شرکت و تأثیرگذاری آن بر عملکرد شرکتها، نوسانات سرمایه شرکتها، کارایی بازار سهام شرکتها و کارایی بازار سهام نشأتگرفته از عملکرد شرکتها، میتواند راهگشای اساسی در دستیابی به هدف غایی شرکتها باشد.
- یکی از بااهمیتترین مباحث مالی در حوزه اقتصادی کشور، مباحث مربوط به نوسانات سود سهام و حجم معاملات انجامشده و توجه به ریسک شرکتها، در بازار بورس اوراق بهادار تهران میباشد. با توجه به اهمیت فراوان متغیرهای نرخ رشد بازده سهام، حجم معاملات سهام، معیار ریسک، فرصتهای رشد شرکت و بازدهی بازار سهام و تأثیرگذاری آن بر میزان و حجم معاملات انجامشده، این حقیقت نمایان میشود که شرکتهایی که ریسکپذیری بالایی در ارتباط با تغییرات از خود نشان میدهند به همان اندازه نیزه نوسانات مثبت یا منفی سود را تجربه خواهند کرد.
- نتایج این تحقیق که برگرفته از دادههای واقعی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد، میتواند قابل بسط به اقتصاد کلان کشور نیز باشد.
1-4 اهداف تحقیق
ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روششناختی که در آن بکار میرود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی موردنیاز استفاده کنندگان مؤثر باشد و همچنین زمینهساز بستر مناسبی برای تحقیق آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد. اهداف این تحقیق بهصورت به شرح زیر میباشد.
اهداف تحقیق حاضر بر اساس تقسیمبندی اهداف به اهداف اصلی و فرعی به شرح زیر قابلطبقهبندی میباشد:
هدف اصلی:
تعیین رابطه بین ریسک شرکت، عملکرد، نوسانات سرمایه و کارایی بازار سهام در شرکتهای قلمرو تحقیق.
اهداف فرعی:
- تعیین رابطه بین عملکرد شرکت و ریسک شرکتها در شرکتهای قلمرو تحقیق.
- تعیین رابطه بین نوسانات سرمایه شرکت و ریسک شرکتها در شرکتهای قلمرو تحقیق.
- تعیین رابطه بین کارایی بازار سهام شرکت و ریسک شرکتها در شرکتهای قلمرو تحقیق.
- تعیین رابطه بین بازار سهام نشأتگرفته از عملکرد شرکت و ریسک شرکتها در شرکتهای قلمرو تحقیق.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شرکتها برای رشد و پیشرفت نیاز به سرمایه دارند. بخشی از سرمایه میتواند در داخل شرکت از طریق سود انباشتهای که در نتیجۀ سودآوری شرکت به وجود آمده و بین سهامداران تقسیم نشده است تأمین شود. مابقی میتواند از طریق بازارهای سرمایه یا استقراض ایجاد گردد. هدف از تعیین ساختار سرمایه، مشخص کردن ترکیب منابع مالی به منظور به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است. مدیر مالی باید بداند که برای رسیدن به بهترین بازده از کدام منابع تأمین مالی استفاده کند زیرا در مدیریت مالی تعیین رابطه بین هزینه سرمایه، ساختار سرمایه و ارزش کل شرکت اهمیت زیادی دارد.
برای انتخاب اهرم (تركیب بدهیها و حقوق صاحبان سهام) برای شرکتها، اینكه چه مقدار بدهی باید در پرتفوی مالی گنجانده شود، یكی از مدلهای ساختار سرمایه بر اساس فرضیات منتقدانهای است، كه مدیران شرکتهای سهامی بزرگ با اشاعه و بسط مالكیت سعی در بهتر نمودن منافع مالكان را دارند. سیاست ساختار سرمایه نشان میدهد، كه چگونه جریانهای نقدی آزاد بین سرمایهگذاران (سهامداران، مالكان اوراق قرضه، بانکها، مالیات و غیره) توزیع میشوند. مسئله اصلی مدیران ارشد مالی این است، كه كدام منبع مالی انتخاب گردد تا بهوسیله آن ارزش شركت حداكثر گردد. تخصصهای مختلفی به موضوع انتخاب سرمایه در این زمینه پرداختهاند، یكی از آن ها مهندسی مالی است، كه با ابزارهای مختلف و بهطور گسترده مورداستفاده قرار گرفته است. (صادقی و همکاران، 1391)
توانایی شرکتها در تعیین منابع مالی مناسب از عوامل اصلی بقا، رشد و پیشرفت یک شركت به شمار میرود. مدیریت باید در زمان انتخاب روش تأمین مالی به هدف بیشینهسازی ثروت سهامداران توجه كند و با توجه به هزینه منابع مختلف تأمین مالی و آثار این منابع بر بازده و ریسك شركت، بهگزینش منابعی روی آورد كه باعث به حداقل رساندن هزینه تأمین مالی میشوند. درواقع ساختار سرمایه تركیبی از بدهی و حقوق صاحبان سهام است كه شرکتها بهوسیله آن به تأمین مالی بلندمدت داراییهای خود میپردازند. هدف اصلی تصمیمات ساختار سرمایه، حداكثر نمودن ارزش بازار شركت از طریق تركیب مناسب منابع وجوه بلندمدت است. ساختار سرمایه میتواند حسب هدف پژوهش به صورتهای مختلف تعریف شود. برای نمونه در مطالعات مرتبط با مسائل نمایندگی، ساختار سرمایه میتواند بهصورت نسبت كل بدهی به ارزش شركت اندازهگیری شود. (1995,Rajan & Zingales).
بیشتر مسائل و تصمیمات مالی بلندمدت شرکتها بر مواردی مانند سرمایهگذاری[1] ساختار سرمایه[2]، تقسیم سود[3] یا ارزشیابی شرکتها[4] متمرکزشدهاند و سرمایهگذاریهای کوتاهمدت شرکتها در داراییهای جاری و یا منابع تأمین مالی شده آن ها با سررسیدهای کمتر از یک سال که سهم عمدهای از اقلام صورتوضعیت مالی را به خود نسبت میدهند، کمتر موردتوجه قرار گرفتهاند. درصورتیکه این اقلام از عوامل اصلی صورتوضعیت مالی هستند. (تروئل و سولانو،2006)[5]
با توجه به اینکه مدیریت داراییها و بدهیهای موجود در شرکتهای کوچک و متوسط از اهمیت ویژهای برخوردار است که بیشتر داراییهای این شرکتها به شکل داراییهای جاری است؛ و همچنین نظر به مشکلات آن ها درزمینهٔ تأمین مالی، پژوهشگر درصدد برآمد این موضوع را بررسی نماید. هدف پژوهشگر در انجام این پژوهش تعیین رابطه بین ساختار سرمایه و سرمایه در گردش در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است.
1-2 بیان موضوع و مسئله تحقیق
هدف اساسی مدیریت شرکتها حداکثر نمودن ارزش بازار سهام؛ یعنی ثروت سهامداران در شرکتهای سهامی است. لذا در این راستا، وظایف مدیریت مالی شرکتها به سه دسته تصمیمات سرمایهگذاری، تأمین مالی و تقسیم سود قابلتفکیک است. تصمیمات تأمین مالی که در نهایت بافت یا ساختار مالی شرکت را تعیین میکند، از اهمیت چشمگیری برخوردار است، زیرا چنین تصمیماتی منجر به دستیابی شرکت به ساختار بهینه سرمایه میگردد. (نیکبخت،1390)
به منظور حداکثر کردن ارزش شرکت، مدیریت نیاز دارد تا در داراییها به منظور ایجاد جریان نقدی سرمایهگذاری کند. به منظور تأمین وجوه نقد موردنیاز راههای ممکن و متفاوتی در مقابل مدیر قرار دارد. اگر مدیریت قادر باشد تا ترکیب مالی بهینهای از بدهی و سرمایه ) ساختار سرمایه بهینه ( را انتخاب کند، میتواند هزینه سرمایه را حداقل و قیمت سهام را حداکثر کند. نتیجه نهایی، حداکثر کردن ثروت سهامداران و متعاقباً ارزش شرکت است. (حجازی،1392)
ساختار سرمایه شرکتها در کشورهای مختلف با یکدیگر تفاوت محسوسی دارند، لذا مدیران ناگزیرند به هنگام تصمیمگیری در مورد ترکیب بهینه ساختار سرمایه، از عوامل مختلفی نظیر عوامل اقتصادی و ویژگیهای شرکتی استفاده کنند و باید تصمیمگیریهای مربوط به تأمین مالی و آثاری که این عوامل بر ساختار سرمایه میگذارند، موردتوجه قرار دهند. علاوه بر این، مدیران مالی برای ایجاد ساختار مالی مناسب باید ویژگیهای درونی شرکت و عوامل اقتصادی را مدنظر قرار دهند و با توجه به این متغیرها در پی مدیریت بهینه سرمایه در گردش باشند. (حجازی،1392)
احتمال ورشکستگی برای شرکتهایی که در معرض مدیریت نادرست منابع تأمین مالی قرار دارند، حتی با وجود سودآوری مثبت وجود دارد. در حال حاضر وضعیت نقدینگی شرکتها در شرایط نامناسبی قرار دارد و اکثر شرکتهای ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح میدهند تا وجه نقد را به داراییهای دیگر تبدیل کنند و این موضوع باعث میشود که شرکتها در سررسید بدهیها درمانده شوند و در نهایت موجب گردد به ارزش اقتصادی سازمان لطمه وارد شود. (کیانی،1387)

عدم توانایی مدیران مالی در برنامهریزی و کنترل داراییها و بدهیها، موجب شکست شرکتهای بسیاری شده است. شکست تعداد زیادی از کسبوکارها میتواند نشاندهنده مدیریت ناکارآمد سرمایه در گردش باشد. بیشتر محققان در جستجوی فهمیدن عواملی که سرمایه در گردش را تحت تأثیر قرار میدهند بودهاند. هوریجان 1965، لو 1984، لیو 1995 و سو 2001 یافته اند که اهرم و اندازه شرکت، رشد شرکت، نوع و اندازه مخارج و نسبتهای اهرمی دارای اثرات مختلف بر سرمایه در گردش میباشند. (آپوحامی،2010)
مدیریت سرمایه در گردش کارا، شامل برنامهریزی و کنترل داراییها و بدهیهای جاری بهگونهای است که ریسک ناتوانی در برآورده کردن تعهدات ازیکطرف و اجتناب از سرمایهگذاری بیشازحد در داراییها را از طرف دیگر برطرف نماید. (یعقوب نژاد و همکاران،1389)
بیشتر مطالعات قبلی در مورد مدیریت سرمایه در گردش، بر سودآوری شرکت و برخی نسبتهای سودآوری و عملکرد تمرکز داشتهاند. بااینحال مطالعات تجربی بیانگر وجود عوامل مؤثر دیگری مانند نسبتهای اهرمی و نوع صنعت، ساختار سرمایه و مدیریت سرمایه در گردش بر مدیریت سرمایه در گردش است. با توجه به اهمیت موضوع و اینکه به این موضوع در کشور ما کمتر پرداخته شده است، لذا این تحقیق بر پایه تحقیقات صورت گرفته در سایر کشورها در پی تعیین رابطه بین ساختار تأمین مالی و مدیریت سرمایه در گردش در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار میباشد.
با توجه به موارد مذکور ما در این تحقیق به دنبال پاسخ این سؤال هستیم که:
بین ساختار سرمایه و سرمایه در گردش در شرکتهای قلمرو تحقیق چه رابطهای وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
- اکثر مطالعات صورت گرفته در ارتباط با موضوع این تحقیق به بررسی رابطه بین سرمایه در گردش و متغیرهایی از قبیل سودآوری، رشد فروش، بازده عملیاتی و سایر متغیرهای سود و زیانی پرداختهاند. در این تحقیق ما به دنبال تعیین رابطه آن با ساختار سرمایه هستیم و ازاینجهت که ساختار سرمایه با بهره گرفتن از اطلاعات ترازنامه اندازهگیری میشود، با سایر تحقیقات انجام شده متفاوت است.
- عدم مدیریت صحیح سرمایه در گردش موجب گردیده که در بسیاری از موارد منابع مالی کوتاهمدت (سرمایه در گردش) در مواردی مصرف گردد که ضروری نبوده و هزینههای زیادی برای شرکت در پی داشته باشد و شرکتها را در تسویه بدهیهای کوتاهمدت با مشکل مواجه نماید.
- مسئله تأمین مالی تهیه ماشینآلات تولیدی مدرن بهطوریکه به سرمایه در گردش لطمهای وارد نکند از جمله مسائلی است که فراروی مدیران واحدهای تجاری قرار دارد. نتایج تحقیق میتواند به مدیران شرکتهای قلمرو تحقیق در انتخاب نحوه تأمین مالی آن ها و آثار آن بر مدیریت سرمایه در گردش کمک کند.
- در حال حاضر اکثر شرکتهای ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح میدهند تا وجه نقد را به داراییهای دیگر تبدیل کنند و این موضوع، باعث میشود که شرکتها در سرسید بدهیها درمانده شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود. لذا نتایج این تحقیق در این خصوص رهنمودهایی ارائه می کند.
- برای شرکتها ضروری است که از کلیه فرصتهای رشد خود استفاده نمایند، لذا عدم نگهداری سطح مطلوب نقدینگی برای استفاده از این فرصتها ممکن است اثرات زیان باری را بر عملیات شرکت وارد آورد. لذا نتایج این تحقیق در این خصوص رهنمودهایی ارائه می کند.
- مدیریت سرمایه در گردش بهویژه برای شرکتهای کوچک بااهمیت است، یک موسسه کوچک میتواند با اجاره کارخانه و تجهیزات، داراییهای ثابت خود را به حداقل برساند اما راهی برای اجتناب از سرمایهگذاری در صندوق و حسابهای دریافتنی یا موجودیها ندارد.
1-4 اهداف تحقیق
ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روششناختی که در آن بکار میرود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی موردنیاز استفاده کنندگان مؤثر باشد و همچنین زمینهساز بستر مناسبی برای تحقیق آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد. اهداف این تحقیق بهصورت به شرح زیر میباشد.
اهداف تحقیق حاضر بر اساس تقسیمبندی اهداف به اهداف اصلی و فرعی به شرح زیر قابلطبقهبندی میباشد:
هدف اصلی:
تعیین رابطه بین ساختار سرمایه و سرمایه در گردش در شرکتهای قلمرو تحقیق.
[1]– Investment
[2]– Capital Structure
[3]– Dividends
[4]– Company Valuation
[5]– Teruel&Solano
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گذر از اقتصاد توسعه نیافته به توسعه یافته، نیازمند سرمایه گذاری است. هدایت سرمایه های مردم به سوی بازارهای سرمایه، مستلزم جلب اعتماد سرمایه گذاران است. برای این منظور، سرمایه گذاران نیازمند اطلاعاتی هستند كه به آنها در انتخاب بهترین سرمایه گذاری و مناسبترین سهام یاری رساند.آنچه كه تأمینكنندگان مالی را تشویق می كند تا منابع خود را در فعالیت مشخصی بكار اندازند، عملكرد مطلوب آن فعالیت است كه به دنبال آن، ارزش شركت ودر نتیجه ثروت سهامداران افزایش می یابد. سودآوری و عملكرد مطلوب یک شركت ، ثروت صاحبان سهام و اعتباردهندگان را تحت تأثیر قرار می دهد، این در حالیست كه این دو گروه (سهامداران و اعتباردهندگان) دارای تضاد منافع با یكدیگر بوده و به سودآوری و عملكرد شركت از دیدگاه های متفاوتی توجه میكنند. نخستین عامل، محیط میباشد، انواع ریسک ها و مخاطراتی که موقعیت یک شرکت را تهدید میکند به دلیل عدم اطمینان های ناشی از محیط خارجی و یا داخلی خود شرکت میباشد. ریسک میتواند ناشی از سیاست های کلان اقتصادی یک کشور مانند خصوصی سازی و یا سیاست های اتخاذ شده در سطح خود شرکت مانند نحوه تأمین مالی باشد. دومین عاملی که بر عملکرد شرکت ها میتواند مؤثر باشد استراتژی شرکت است. دو نوع استراتژی مورد نظر در این پژوهش که میتواند توسط شرکت ها اتخاذ شده و پیاده سازی شوند، استراتژی رشد و استراتژی نقدینگی شرکت میباشند. انواع استراتژی های رشد را شرکت ها معمولاً با توجه به وضعیت خود در بازارهای رقابتی اتخاذ میکنند برخی از این استراتژی ها عبارتند از توسعه عملیات و فعالیت اصلی شرکت، انجام تحصیل های تجاری و ترکیب با سایر شرکت ها و توجه به رضایتمندی مشتریان. سومین عامل ساختار سرمایه است. ساختار سرمایه شرکت ناشی از ترکیب بدهی ها و حقوق صاحبان سهام شرکت است، تأثیر ساختار سرمایه بر عملکرد شرکت ناشی از هزینه سرمایه و ریسکی است که از طریق تأمین مالی ایجاد میشود.
عملکرد یک شرکت هنگامی در مقایسه با سایر شرکت ها مطلوبتر خواهد بود که قادر باشد عوامل اثرگذار محیطی را کنترل نموده، استراتژی مناسبی برای خود تهیه کرده و ساختار سرمایهای را انتخاب نماید که متناسب با سیاست های شرکت باشد.تحقیقی که بتواند تأثیر تمامی این عوامل را در نظر بگیرد بهتر خواهد توانست عملکرد شرکت ها را توضیح دهد.
در فصل اول این پژوهش، نخست کلیات پژوهش شامل مسأله، هدف، فرضیه ها و روش پژوهش توضیح داده میشود و در ادامه جامعه آماری و واژگان کلیدی پژوهش ارائه شده است.
آنچه كه تأمینکنندگان مالی را تشویق میکند تا منابع خود را در فعالیت مشخصی بكار اندازند، عملكرد مطلوب آن فعالیت است كه به دنبال آن، ارزش شركت و در نتیجه ثروت سهامداران افزایش مییابد. یكی از ویژگیهای بازارهای نو ظهور امروز، توجه به پارامتر سرمایه و روشهای مؤثر بر حفظ و ایجاد ارزش شركت و مدیریت ریسك شركت در بازارهای تأمین مالی است. ضرورت این امر داشتن آگاهی جامع نسبت به جایگاه شركت در بازارهای مالی و نیز محیط پیرامون اثرگذار بر عملكرد شرکتهای مختلف است. به لحاظ متفاوت بودن پارامترهای درونی شرکتها و صنایع مختلف نظیر وضعیت دارائیها، اندازه شركت، میزان سودآوری و فرصتهای رشد، نوع تأمین مالی و ساختار مالی و بالطبع آن ریسك این شرکتها متفاوت است (سینائی، 1386). بنابراین تصمیمات تأمین مالی، اصلیترین حوزههای تصمیمگیری مدیران مالی شرکتهای سهامی در راستای افزایش ثروت سهامداران به شمار میروند. برای تعیین اینكه مدیران تا چه اندازه در دستیابی به این هدف موفق عمل کردهاند، شاخصهای عملكرد، مورد ارزیابی قرار میگیرند. بنابراین، مدیران باید تلاش نمایند تا بازدهی مورد انتظار تأمینکنندگان را تأمین كنند (بیگلر، 1385). عملکرد یک شرکت هنگامی در مقایسه با سایر شرکتها مطلوبتر خواهد بود که قادر باشد عوامل اثرگذار محیطی را کنترل نموده، خطمشی مناسبی برای خود تهیه کرده و ساختار سرمایهای را انتخاب نماید که متناسب با سیاستهای شرکت باشد. تحقیقی که بتواند تأثیر تمامی این عوامل را در نظر بگیرد بهتر خواهد توانست عملکرد و بازدهی شرکتها را توضیح دهد.
پژوهش حاضر به بررسی این موضوع میپردازد که اگر شرکت ها به نحو صحیح موقعیت های سرمایهگذاری خود را با توجه به محیط فعالیت انتخاب نموده و در پی آن سیاست های خود را به نحوی تنظیم نمایند که منابع را به بهترین موقعیت ها تخصیص دهند در آن صورت قادر خواهند بود به نتایج رضایت بخشی دست یافته و به دنبال آن رضایت صاحبان سهام و اعتبار دهندگان خود را جلب نمایند. مفاهیم مالی و اصول نظری مدیریت استراتژیک بیانگر این موضوع می باشند که شرکت ها قبل از اتخاذ تصمیم در مورد سرمایهگذاری های خود باید منابع مالی خود را مورد بررسی قرار داده و وجوه خود را به نحوی تخصیص دهند که ضمن گردش عملیات شرکت در کوتاه مدت، موفقیت بلند مدت خود را نیز در نظر گرفته باشند. در این راستا بررسی همه جانبه و کلی عوامل اثرگذار بر عملکرد شرکت ضروری به نظر می رسد، برخی از این عوامل1- ناشی از محیط فعالیت شرکت می باشند که در سطوح کلان، صنعت و خود شرکت می توانند مؤثر بر کارایی و سودآوری شرکت شوند. 2- به دنبال محیط فعالیت شرکت، سیاست های تدوین شده توسط مدیریت عالی نیز مؤثر می باشند. 3- ساختار سرمایه نیز از طریق هزینه سرمایه و ریسک ناشی از وام گیری می تواند بر عملکرد شرکت تأثیرگذار باشد(چاسوس و السن،2007). عامل نخست یعنی ریسک عبارتست ازاحتمال از دست دادن تمام یا قسمتی از سود و یا اصل سرمایه، یا بهطورکلی، نوسان پذیری بازده سرمایهگذاری، ریسک نامیده میشود(شارپ، 1985، ص23).
ریسک میتواند ناشی از سیاست ها و عوامل کلان اقتصادی یک کشور مانند خصوصی سازی، تولید ناخالص داخلی و… و یا سیاست های اتخاذ شده در سطح خود شرکت ها

از قبیل نحوه تأمین مالی، سیاست های نقدینگی، رشد بالقوه شرکت و غیره باشد.
چندلر[2] ( 1962)، استراتژی را چنین توصیف میکند:”تعیین اهداف بلند مدت شرکت، اتخاذ تصمیم های متناسب و مطابق با این اهداف و تخصیص منابع به نحوی که اهداف مورد نظر حاصل شوند.”همچنین او چنین بیان میکند که استراتژی عبارت است از یک طرح واحد، همه جانبه و تلفیقی كه نقاط قوت وضعف سازمان را با فرصتها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر میسازد. عامل سوم یعنی ساختار سرمایه بیانگر آنست كه شركت چگونه منابع مالی مورد نیاز خود را تأمین میكند: بدهی یا حقوق صاحبان سهام؟برای مدیران اهمیت دارد كه ساختار سرمایه را به صورتی تعیین كنند كه ضمن حداكثر نمودن ارزش شركت، هزینه تأمین سرمایه نیز حداقل باشد، البته باید توجه شود كه تصمیمات تأمین مالی شركت ها تحت تأثیر محیط خارجی شركت و خط مشی شركت می باشد. ساختار سرمایه تأثیر به سزایی در سودآوری و عملکرد بهینه شرکت ها دارد. امروزه درجه بندی شرکت ها از لحاظ اعتباری تا حدود زیادی به ساختار سرمایه آنان وابسته است و در واقع مبنای تولید و ارائه خدمات، به نحوه تأمین و مصرف وجوه مالی وابسته است. از طرفی ساختار سرمایه هرشرکت هشدار اولیه ای درباره میزان مضیقه مالی شرکت است و لازم میباشد در برنامه ریزی استراتژیک شرکت ها و تعیین عوامل موثر بر کارایی تأمین مالی آنان مورد توجه جدی باشد (رس و همکاران،1999).
سودآوری و عملكرد مطلوب یک شركت ، ثروت صاحبان سهام و اعتباردهندگان را تحت تأثیر قرار می دهد، این در حالیست كه این دو گروه(سهامداران و اعتباردهندگان) دارای تضاد منافع با یكدیگر بوده وبه سودآوری و عملكرد شركت از دیدگاههای متفاوتی توجه می كنند(كاپن و همکاران[3]،1990).
- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
با نگاهی كوتاه به تاریخچه بورس در جهان، مشخص میشود كه قریب پانصد سال از تشكیل اولین بورس میگذرد، ولی كشور ما دارای تجربهای سی و چند ساله است. لذا باید از تجربیات بازارهای سهام موفق جهانی استفاده كرد. پرداختن به امر تحقیقات و انجام تجزیه و تحلیلهای همه جانبه در خصوص بازارهای اوراق بهادار جهانی، سرعت رشد و شكوفایی این بازار را كه یكی از ابزارهای اصلی و پر اهمیت مقوله خصوصی سازی است، تحقق میبخشد. سوابق بورسهای معروف جهان نشان میدهد كه در طی عمر خود توانستهاند خدمات ارزندهای به اقتصاد ملی خود و در جهت اهداف اقتصادی ارائه دهند و حتی در جهت اهداف سیاسی و مقاصد استعماری از اینگونه بازارها استفاده شده است. همه مسائل پیش گفته در راستای داشتن بورسی قوی و قابل اعتماد میسر میشود. سرمایهگذاران در صورتی كه اطمینان پیدا میکنند سرمایهگذاری آن ها نتیجه بخش است، اقدام به این كار میکنند. رشد و شکوفایی اقتصاد هر کشور به سرمایهگذاری و برنامهریزی مناسب بستگی دارد، هدایت صحیح جریانات نقدی به سمت سرمایهگذاریهای مناسب، رشد اقتصادی، افزایش تولید ناخالص ملی، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد سرانه و نهایتاً رفاه عمومی را در پی خواهد داشت. بدون شك عمدهترین اقدام در جهت تشویق مردم به سرمایهگذاری یا خرید سهام شرکتها، بهبود عملكرد و كاهش ریسك شرکتها میباشد. در این میان عوامل مختلفی وجود دارند كه میتوانند بر عملكرد شرکتها تأثیرگذار باشند (درخشنده دشتی،1382).
سرمایهگذاران جهت انجام سرمایهگذاریهای خود نیاز به اطلاعات مالی دارند تا بتوانند سرمایهگذاریهای مناسبی انجام دهند. صورتهای مالی نقش عمدهای در تشریح وضعیت مالی و عملكرد مالی شرکتها دارند. تجزیه و تحلیل درست عوامل مؤثر بر عملكرد مالی شرکتها میتواند سرمایهگذاران را در جهت اتخاذ تصمیمات بهینه كمك كند، علاوه بر این آشنایی مدیران با عوامل مؤثر بر عملكرد شرکتها نیز موجب خواهد شد تا آنان تصمیماتی را اتخاذ نمایند كه بهترین تصمیم برای شركت تابعه آنان باشد. در این پژوهش تأثیر متغیرهای محیطی، خطمشی شركت و نوع تأمین مالی بر عملكرد شرکتها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. یکی از ویژگیهای بارز این تحقیق جامع بودن آن است بدین صورت که تحقیقات پیشین انجام شده در زمینه ی عوامل مؤثر بر بازدهی و سودآوری شرکتها تنها تأثیر یکی از این عوامل محیطی یا درونی شرکتها را در نظر گرفتهاند ولی پژوهش حاضر ضمن بررسی اثرگذاری محیط، استراتژی شرکت و ساختار سرمایه بر روی همدیگر، تأثیر مجموعه این عوامل را بر عملکرد شرکتها از جنبه جریانات نقدی و بازدهی سهام مورد بررسی قرار داده است، لذا انتظار میرود از طریق انجام این پژوهش بتوان بخش عمدهای از انحرافات در عملكرد شرکتها را توضیح داد.
هدف اصلی این پژوهش تعیین میزان تأثیر ریسك محیط، استراتژی شركت و ساختار سرمایه بر روی عملكرد شركت میباشد. بنابراین برای تحقق هدف فوق اهداف فرعی زیر مطرح میشوند:
1) تعیین میزان رابطه میان ریسك محیط،استراتژی شرکت و ساختار سرمایه با نرخ بازده حقوق صاحبان سهام
2) تعیین میزان رابطه میان ریسك محیط،استراتژی شرکت و ساختار سرمایه با جریان نقد آزاد هر سهم
[1]– Chathooth and Olsen
[2] -chandler
[3]– Capon et al
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مالیاتها بخش عمده ای از درآمدهای هر دولتی را تشکیل داده و یک منبع پایدار درآمدی را فراهم می کنند. در این راستا ترویج تمکین داوطلبانه پرداخت مالیاتها نیاز به توسعه رویکردهای نوین مبتنی بر مدیریت ریسک و در جهت مقرون به صرفه بودن درآمدهای حاصله دارد. بر خلاف انتظار معمول، تمرکز اصلی یک سیستم نوین مالیاتی که بر پایه خود استوار است، جمع آوری مالیاتها نیست، بلکه در آن تعهدات مالیاتی بوسیله خود مؤدیان ارزیابی می شود و از طریق بانک پرداخت می گردد. در این حالت، وظیفه اصلی سازمان مالیاتی: الف) مدیریت فاصله مالیاتی به منظور شناسایی و جلوگیری از رفتار مجرمانه ؛و ب( ارائه خدمات و آموزش به منظور کمک به مؤدیان جهت انجام تعهدات مالیاتی شان با سهولت و کمترین پیچیدگی و تمکین مالیاتی می باشد(رمضانی و همكاران، 1392). در نتیجه، دولت ها جهت انجام وظایف خود که شریان اصلی حفظ پویایی وشکوفایی هر جامعه ای می باشد؛ به منابع مالی مطمئن و قابل اعتمادی نیازمند هستند. یکی از ابزارهای مهم دولت ها در این راستا وصول مالیات و توزیع مجدد آن برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی است . گسترش وظایف دولت ها و افزایش نقش آنها در ایجاد رفاه اجتماعی و توسعه همه جانبه جوامع، نیاز به تامین مالی به منظور ایفای این وظایف را بیش از پیش برای دولتها با اهمیت نموده است. از این رو ، مالیات نه تنها در توزیع مجدد در آمدها، مهار تورم، تسریع در رشد اقتصادی و جهت دادن به سرمایه گذاری ها موثر است، بلکه در القای سیاست های کلی در همه فعالیتهای درآمدزای جامعه نقش مهمی ایفا می کند(چن و چو، 2005). فاصله از مالیات، یک نوع تخلف از قانون است. وقتی که یک مؤدی مالیاتی از ارائه گزارش درست در مورد درآمدهای حاصل از کار یاسرمایه خود که مشمول پرداخت مالیات می شود، امتناع می کند، یک نوع عمل غیر رسمی انجام می دهد که او را از چشم مقامات دولتی و مالیاتی کشور دور نگه می دارد. فاصله از مالیات، از خلاءهای قانونی در قانون مالیات ها نشات می گیرد. در اینجا فرد به منظور کاهش قابلیت پرداخت مالیات، خود دنبال راه های گریز می گردد. مثلاً درآمدهای نیروی کار را در قالب درآمد سرمایه نشان می دهد که از نرخ پایین تری برای مالیات برخوردارند(چن و همکاران، 2010).
2-1)بیان موضوع تحقیق
امروزه اطلاعات یک وسیله و ابزار راهبردی مهم در تصمیم گیری محسوب می شود و بدون شك كیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و به هنگام بودن اطلاعاتی دارد كه در زمان تصمیم گیری در اختیار افراد قرار می گیرد. در بازار های مالی، این اطلاعات می تواند به صورت نشانه ها، علائم، اخبار و پیش بینی های مختلف از داخل یا خارج شركت انعكاس یابد و در دسترس استفاده کنندگان از اطلاعات قرار گیرد و باعث ایجاد واكنش هایی در آنها شود. از این نظر، كیفیت گزارشگری مالی از جمله موضوعاتی است كه در سالهای اخیر بخش وسیعی از تحقیقات در مدیریت مالی و حسابداری را به خود اختصاص داده است. در این تحقیقات اثرات كیفیت گزارشگری مالی با بهره گرفتن از معیارهای متفاوت و نیز بر ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. این اثرات عمدتا بر مبنای تئوری عدم تقارن اطلاعاتی و رابطه نمایندگی تجزیه و تحلیل شده اند. براساس مبانی نظری، افزایش كیفیت گزارشگری مالی اثرات مطلوبی در سرمایه گذاری و هدایت منابع مالی در جهت توسعه اقتصادی دارد و تا حدودی عدم تقارن اطلاعاتی را كاهش و مسائل نمایندگی را حل می نماید(گوتیلاس و همکاران، 2013). كیفیت در گزارشگری مالی یک عامل مهم در تئوری نمایندگی مبتنی بر ارتباط شرکت با گروه های خارج از شرکت است و مطابق با شواهد تجربی، ممكن است كه برخی از تعارض های نمایندگی در شركتها را كاهش دهد.
3-1)بیان مسئله
بین کیفیت گزارشگری مالی با فاصله مالیاتی شرکتها با تاکید بر استراتژی تنوع و شرایط عدم اطمینان چه رابطه ای وجود دارد؟
4-1)ضرورت انجام تحقیق
تحقیق حاضر از 3 جنبه دارای نوآوری می باشد. 1)تحقیقاتی که در داخل کشور درباره فاصله مالیاتی انجام شده است، بیشتر بر عواملی مانند ویژگی های مودیان تاکید

داشته اند و توجه کمی به عوامل موثر بر فاصله مالیاتی اشخاص حقوقی شده است که تحقیق حاضر بر آن متمرکز شده است. 2) استفاده از متغیرهای استراتژی تنوع و عدم اطمینان در تبیین سطح فاصله مالیاتی در داخل کشور، موضوع جدیدی است. 3) در تحقیق حاضر فاصله مالیاتی از دو معیار اختلاف مالیات نقدی پرداخت شده و مالیات تعلق یافته و انحراف معیار 5 ساله مالیات نقدی پرداخت شده جهت اندازه گیری شرکت ها استفاده خواهد شد. در تحقیقات مهرانی و سیدی (1392) فاصله مالیاتی از تفاضل نرخ قانونی مالیات و در تحقیقات ایمانی (1391) از تقسیم هزینه مالیات شرکت بر درآمد قبل از مالیات شرکت اندازه گیری شده است.همچنین در تحقیق حاضر کیفیت گزارشگری از دو معیار سرعت اعلان سود و دقت سود پیش بینی شده استفاده خواهد شد.در تحقیق مهدوی و رضایی (1391) کیفیت گزارشگری از طریق اقلام تعهدی اندازه گیری شده است که تحقیق حاضر با تحقیقات فوق از جهت نوع متغیر های وابسته و مستقل متفاوت است. بر این ساس، ضرورت انجام تحقیق را می توان در بندهای زیر موردنظر قرار داد:
- بررسی پیشینه تحقیق نشان می دهد که در داخل کشور تحقیقاتی در خصوص رفتارهای مالیاتی فعالان اقتصادی انجام شده است. این تحقیقات، بیشتر بر ویژگی های مودیان مالیاتی تمركز نموده اند و بر اساس داده های پیمایشی بوده اند. در تحقیق حاضر، نقش محیط گزارشگری مالی در تغییر رفتار مالیاتی شركتها موردنظر قرار گرفته است و در این رابطه به استراتژی تنوع و شرایط عدم اطمینان نیز توجه شده است.
- روشن نمودن عوامل موثر بر فاصله مالیاتی شركتها مبتنی بر محیط گزارشگری مالی آنها
- كمك به مدیران واحدهای انتفاعی جهت تعیین راهبردهای گزارشگری مالی در راستای سیاستهای مالیاتی شركت
- كمك به سیاست گذاران مالیاتی كشور در جهت تعیین الزامات و مقررات افشای شرکتی
- در تحقیق حاضر، رابطه بین فاصله مالیاتی با محیط گزارشگری مالی در شرایط مختلف موردنظر قرار گرفته است که از لحاظ توجه به عوامل موثر بر فاصله مالیاتی و بررسی نقش استراتژی تنوع و عدم اطمینان، دارای نوآوری است.
5-1)اهداف تحقیق
هدف اصلی
تعیین رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی با فاصله مالیاتی شرکتها با تاکید بر استراتژی تنوع و شرایط عدم اطمینان در شرکت های منتخب بورسی
اهداف فرعی
- تعییین رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی با فاصله مالیاتی در قلمرو تحقیق
- تبیین رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و فاصله مالیاتی شرکتها با تاکید بر استراتژی تنوع در قلمرو تحقیق
- تبیین رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و فاصله مالیاتی شرکتها با تاکید بر شرایط عدم اطمینان در قلمرو تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
صدرالذکر به ترتیب به بیان ضرورت و اهمیت تحقیق، تببین مسئله تحقیق، اهداف تحقیق، پرسش های تحقیق، فرضیات تحقیق، تعریف عملیاتی واژه ها، روش کلی و نهایتاً قلمرو تحقیق پرداخته شده است. در انتهای فصل نیز ساختار کلی گزارش تحقیق به اختصار بیان شده است.
1-2) بیان مسئله
ذیلا به برخی از مواردی که جنبه های اهمیت یا ضرورت انجام تحقیق حاضر را نشان می دهد، اشاره شده است:
1-اکثر مطالعات صورت گرفته در ارتباط با موضوع این تحقیق به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و متغیر هایی از قبیل سودآوری، رشد فروش، بازده عملیاتی و سایر متغیر های سود وزیانی پرداخته اند. در حالی که در این تحقیق، هدف تعیین رابطه بین متغیر های بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی بوده است واز این جهت که متغیر های بنیادی استفاده شده با بهره گرفتن از اطلاعات هر دو صورت ترازنامه و سود و زیان اندازه گیری می شود، با سایر تحقیات انجام شده متفاوت است.
2-در حال حاضر اکثر شرکت های ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح می دهند تا با تامین مالی از طریق استقراض ، دارایی های غیر نقد تهیه کنند و این موضوع باعث می شود که شرکت ها در سرسید بدهی ها درمانده شوند و به اعتبار و ارزش اقتصادی سازمان لطمه وارد شود. نتایج تحقیق می تواند به مدیران کمک کند تا با توجه به سطح بهینه نگهداری دارایی های غیر نقد مانع از ایجاد مشکلاتی از قبیل کمبود نقدینگی و همچنین نگهداری مازاد نقدینگی شده ونهایتاً به افزایش ارزش شرکت کمک کنند.
3-نتایج تحقیق می تواند با تعیین روابط بین متغیر های مورد آزمون به مدیران شرکت در انتخاب نحوه تامین مالی (آورده سهامداران یا استقراض) جهت تهیه ماشین آلات به طوری که موجب افزایش ارزش(ارزش افزوده اقتصادی) شرکت شود، رهنمود هایی ارائه نماید.
4-امروزه مسئله تامین مالی سربار به طوری که موجب افزایش ارزش افزوده اقتصادی شرکت ها شود و به ارزش سازمان لطمه ای وارد نکند از جمله مسائلی است که فراروی مدیران واحدهای تجاری قراردارد.نتایج تحقیق می تواند به مدیران شرکت های قلمرو تحقیق در انتخاب نحوه تامین مالی آن ها و آثار آن بر ارزش افزوده اقتصادی شرکت کمک کند.
5-ارزش افزوده اقتصادی مدیران شرکت را نسبت به معیارهایی که بیشتر تحت کنترل آنهاست نظیر نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه پاسخ گو می نماید. ارزش افزوده اقتصادی متاثر از کلیه تصمیمات شرکت است. نتایج تحقیق می تواند به مدیران شرکت های قلمرو تحقیق در تعیین عوامل موثر بر نتایج تصمیماتشان و آثار آن بر ارزش افزوده اقتصادی شرکت کمک کند.
6-بیشتر مطالعات قبلی در مورد ارزش افزوده اقتصادی، بر سود آوری شرکت و برخی نسبت های سود آوری و عملکرد تمرکز داشته اند.با این حال مطالعات تجربی بیانگر وجود عوامل موثر دیگری مانند نوع صنعت ، اندازه شرکت، نحوه مدیریت سرمایه در گردش، رشد فروش و… بر ارزش افزوده اقتصادی است. با توجه به اهمیت موضوع و اینکه به این موضوع در کشور ما کمتر پرداخته شده است، لذا این تحقیق بر پایه تحقیقات صورت گرفته در سایر کشور ها در پی تعیین رابطه بین متغیر های بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-3) بیان مسئله تحقیق
عدم استفاده از معیارهای مناسب برای اندازه گیری عملکرد و ارزش سهام یک شرکت سبب می شود که ارزش شرکت منطبق بر واقعیات نبوده و از قابلیت اتکای لازم برخوردار نباشد و در نتیجه موجب متضرر شدن یک گروه از خریداران سهام و بهره گیری از سود فوق العاده توسط گروه دیگری از خریداران شود.(حجازی و حسینی، 1381)
احتمال ورشکستگی برای شرکت هایی که در معرض مدیریت نادرست منابع تامین مالی قرار دارند، حتی با وجود سود آوری مثبت وجود دارد. در حال حاضر وضعیت نقدینگی شرکت ها در شرایط نامناسبی قراردارد و اکثر شرکت های ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح می دهند تا وجه نقد رابه دارایی های دیگر تبدیل کنند و این موضوع باعث می شود که شرکت ها در سررسید بدهی ها درمانده شوند و در نهایت موجب گردد به ارزش اقتصادی سازمان لطمه وارد شود. (کیانی ،1387)
متغیرهای بنیادی حسابداری شرکتها در کشورهای مختلف با یکدیگر تفاوت محسوسی دارند، لذا مدیران ناگزیرند به هنگام تصمیم گیری در مورد ترکیب بهینه دارایی ها و ساختارسرمایه، از عوامل مختلفی نظیر عوامل اقتصادی و ویژگی های شرکتی استفاده کنند و باید تصمیم گیری های مربوط به تأمین مالی و آثاری که این عوامل بر ارزش شرکت می گذارند، مورد توجه قرار دهند. علاوه بر این، مدیران مالی برای ایجاد ساختار مالی مناسب باید ویژگی های درونی شرکت وعوامل اقتصادی را مد نظر قرار دهند و با توجه به این متغیرها در پی حداکثر کردن ارزش شرکت باشند.(حجازی،1392)
هدف اساسی مدیریت شرکت ها حداکثر نمودن ارزش بازار سهام؛ یعنی ثروت سهامداران درشرکت های سهامی است. لذا در این راستا، وظایف مدیریت مالی شرکت

ها به سه دسته تصمیمات سرمایه گذاری، تامین مالی و تقسیم سود قابل تفکیک است. تصمیمات تأمین مالی که در نهایت بافت یا ساختار مالی شرکت را تعیین می کند، از اهمیت چشمگیری برخوردار است، زیرا چنین تصمیماتی منجر به دستیابی شرکت ارزش افزوده اقتصادی می گردد.(نیکبخت،1390)
به منظور حداکثر کردن ارزش شرکت، مدیریت نیاز دارد تا در دارایی ها به منظور ایجاد جریان نقدی سرمایه گذاری کند.به منظور تأمین وجوه نقد مورد نیاز راه های ممکن متفاوتی در مقابل مدیر قراردارد .اگر مدیریت قادر باشد تا ترکیب مالی بهینه ای از بدهی و سرمایه را انتخاب کند، میتواند هزینه سرمایه را حداقل و قیمت سهام را حداکثر کند .نتیجه نهایی، حداکثر کردن ثروت سهامداران و متعاقباً ارزش شرکت است.(حجازی،1392)
توسعه بازار سرمایه ترکیبی اصلی از دو واژه رشد و توسعه اقتصادی است. در دو دهه گذشته ، بازار سرمایه ایران تجربه های زیادی کسب کرده است که عبارتند از تغییرات ، نوسانات وافت و خیزهایی در بورس و همچنین افزایش شرکت های فهرست شده در بورس اوراق بهادار می باشد . نقش مهم بازار سرمایه در توسعه اقتصادی موجب انجام دادن پژوهش های زیادی در بورس اوراق بهادار (مبادلات سهام) شده است (ژانگ و همکاران، 2011).
بر مبنای استاندارهای حسابداری ایران منعکس شده در بیانیه شماره 1، هدف صورتهای مالی، ارائه اطلاعاتی تلخیص و طبقهبندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورتهای مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع شود (دیچو، 2011).
سرمایه گذاران باید تحقیقات گسترده ای از سرمایه گذاری در سهام عادی و چگونگی نقد شدن آن انجام دهند. این به آن معنا است که آنها باید بسیاری از عوامل را در نظر داشته باشند چون آنها داراییهایشان را به سهام تغییر می دهند. در غیر این صورت آنها تصمیماتی خواهند گرفت که باعث خدشه دار شدن اعتبارشان می گردد. واین موضوع باید در آن دسته از کشورهایی که در آن هیچ بورس کارآمدی وجود ندارد بیشتر مد نظر قرار گرفته شود.در صورتیکه در کشورهایی که بازارهایی کارآ دارند نیاز به بررسی وتحقیق نمی باشد زیرا قیمت سهام به مانند ارزش ذاتی (واقعی) سهام است. به عبارت بهتر قیمت بازار اوراق بهادار شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادار است (شاهمرادی، 1380) .
بسیاری از شرکت ها سود نهایی محصولاتشان را بدون در نظر گرفتن هزینه فرصت سرمایه خود برآورد می کنند. ارزیابی عملکرد نه تنها راه حلی برای این مشکل ارائه می نماید بلکه همواره انگیزه هایی را نیز جهت حداکثر کردن ثروت سهامداران در مدیران ایجاد می نماید. ارزش افزوده اقتصادی با ارزش فعلی خالص نیز رابطه نزدیکی دارد. ارزش افزوده اقتصادی با این نظریه که ارزش شرکت تنها با انتخاب پروژه هایی با خالص ارزش فعلی مثبت افزایش می یابد سازگار است.(حجازی و حسینی، 1381)
متغیرهای حسابداری به کار گرفته شده در این تحقیق عبارتند از دارایی ، بدهی ، حقوق صاحبان سهام، فروش یا درآمد عملیاتی می باشند . در واقع پژوهش حاضر با در نظر گرفتن این واقعیت به بررسی رابطه بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار می پردازد.
بیشتر مطالعات قبلی در مورد ارزش افزوده اقتصادی، بر سود آوری شرکت و برخی نسبت های سود آوری و عملکرد تمرکز داشته اند.با این حال مطالعات تجربی بیانگر وجود عوامل موثر دیگری مانند نسبت های اهرمی و نوع صنعت ، ساختار سرمایه و متغیر های بنیادی حسابداری بر ارزش افزوده اقتصادی است. با توجه به اهمیت موضوع و اینکه به این موضوع در کشور ما کمتر پرداخته شده است، لذا این تحقیق بر پایه تحقیقات صورت گرفته در سایر کشور ها در پی تعیین رابطه بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران می باشد.با توجه به موارد مذکور، تحقیق حاضر در راستای پاسخ به پرسش اساسی زیر به انجام رسیده است:
بین متغیر های بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های قلمرو تحقیق، چه رابطه ای وجود دارد؟
1-4) اهداف پژوهش
هدف این تحقیق تکمیل شکاف موجود در عرصه ادبیات موضوعی با بررسی پاسخ به این پرسش است که چه رابطهای بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شركتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. اهداف تحقیق در دو بخش شامل اهداف علمی و اهداف كاربردی به شرح زیر بیان می گردند:
1-4-1) اهداف علمی:
تحقیقات دانشگاهی زیادی چه در داخل كشور و چه در خارج از كشور در ارتباط با ارزش افزوده اقتصادی و تاثیر عوامل مختلف بر آن صورت گرفته است، اما با این وجود بیشتر این تحقیقات معطوف به تاثیر عوامل و متغیرهای مختلف بر سیاستها و قوانین درون شركتی بوده و تا بهحال تحقیقی در خصوص بررسی رابطه بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی شرکتها در ایران انجام نگرفته است، لذا این پژوهش كاملاً جدید بوده و با جنبه نوآورانه خود به دنبال ارتقای مبانی نظری و غنیتر نمودن ادبیات موضوع حاضر است. بنابراین تحقیق حاضر مبتنی بر موضوع در راستای تامین یک هدف اصلی و با تجزیه آن 4 هدف فرعی به شرح ذیل، به انجام رسیده است:
هدف اصلی:
تعیین رابطه بین متغیرهای بنیادی با ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های بورسی تهران
اهداف فرعی:
- تعیین رابطه بین تغییرات دارایی ها و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
- تعیین رابطه بین تغییرات بدهی ها و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
- تعیین رابطه بین تغییرات حقوق صاحبان سهام و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
- تعیین رابطه بین تغییرات فروش و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
1-4-2) اهداف كاربردی:
- کمک به سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی در انتخاب معیاری مفیدتر جهت تصمیمات سرمایه ای
- کمک به نهادها و ارکان نظارت بر شرکت ها جهت ارزیابی منافع سهام داران در زمینه حداکثر شدن ثروت سهام داران
- کمک به دیگر دانشجویان و پژوهش گران در زمینه انجام تحقیقات مرتبط یا مشابه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحقیق:
یكی از مهمترین اهدافی كه مدیران مالی برای به حداكثر رساندن ثروت سهام داران باید در نظر بگیرند، تعیین بهترین تركیب منابع تامین مالی شركت یا همان ساختار سرمایه است. از نظر مدیر مالی تعیین رابطه بین هزینه سرمایه، ساختار سرمایه و ارزش كل شركت اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا میتوان با بهره گرفتن از ساختار سرمایه برارزش شركت تاثیر گذاشت. با توجه به استنباط سرمایه گذاران و واكنش آنان نسبت به درجه تغییرات ریسك مالی، میتوان ساختار مطلوب سرمایه شركت را تعیین كرد.
برای انتخاب اهرم (تركیب بدهیها و حقوق صاحبان سهام) برای شركتها اینكه چه مقدار بدهی باید در پرتفوی مالی گنجانده شود، یكی از مدلهای ساختار سرمایه بر اساس فرضیات منتقدانهای است، كه مدیران شركتهای سهامی بزرگ با اشاعه و بسط مالكیت سعی در بهتر نمودن منافع مالكان را دارند.
ساختار سرمایه یک شرکت، رابطه بین بدهی و حقوق صاحبان سهام را نشان میدهد. بدهی باعث ایجاد محدودیت برای مدیران میشود در حالی که سرمایه، انعطاف پذیری و توان تصمیم گیری را افزایش میدهد. اصولاً استفاده از بدهی در ساختار مالی موجب افزایش بازده مورد انتظار سهامداران میشود اما این امر یتواند افزایش ریسک شرکت را نیز سبب شود. به طور کلی استفاده از بدهی در ساختار سرمایه شرکت ها، مثل شمشیر دولبه عمل نموده و هم می تواند افزایش ارزش شرکتها را سبب شده و هم موجب کاهش ارزش شرکت گردد (رضایی و پیری، 1390).
ساختار زمانی بدهی های شرکت توجه متخصصان مالی و اقتصاد دانها را جلب کرده است.عوامل تعیین کننده ی ساختار تامین مالی (از جمله بدهی ها) هر شرکت ، ترکیبی از عوامل مرتبط با ویژگیهای خاص شرکت و همچنین عوامل مرتبط با محیط نهادی آن است.ممکن است مدیران برای به حداکثر رساندن ارزش شرکت علاوه بر اهرم ، نقدینگی و سیاست تقسیم سود ، ساختار سررسید بدهی را نیز انتخاب و گزینش کنند.درباره ی عوامل موثر بر ساختار زمانی بدهی مطالعات اندکی انجام شده است برای مثال استوهز وموثر (1996) گوئدز و آپلر (1996) بروکمن، مارتین و یونلر (2010) رابطه ی بین عوامل موثر بر ساختار بدهی را برای شرکت های آمریکایی انجام داده اند.با این وجود در ایران درباره ی ساختار سررسید بدهی شرکت ها هیچ گونه مطالعه ای انجام نشده است.
ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﭼﻪ ﻋﻮﺍﻣﻠﻲ ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺭﻧﺪ؟
نظریه ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻥ ﺳــﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺷــﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﺪﻫﻲ ﺩﺭ ﺳــﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳــﺮﻣﺎﻳﻪ ﺷــﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺭﺯﺵ ﺷــﺮﻛﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺩﻳﮕﺮ، ﻋﺎﻣــﻞ ﻛﺎﻫﻨﺪﻩ ﺍﺭﺯﺵ ﺷــﺮﻛﺖ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻧﻈﺮﻱ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳــﺪ ﻛﻪ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮﺍﻱ تغییر ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷــﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺳــﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺭ ﺛﺮﻭﺕ ﺁﻓﺮﻳﻨﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﺮﻛﺖ، ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑــﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴــﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻣﻲ ﺑﺎﺷــﺪ. ﺩﺭ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺘﻌﺪﺩﻱ ﺑﻪ ﻋﻨــﻮﺍﻥ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭ ﺑﺮ ﺳــﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳــﺮﻣﺎﻳﻪ ﺷــﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷــﺪﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﻬﻢ ﻭ ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭ ﺑﺮ ﺳــﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ، ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻲ ﺑﺎﺷــﺪ. ﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺳــﻌﻲ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ نسبت بدهی ﻭ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻮﺭﺱ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﺑﻬﺎﺩﺍﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳــﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﻢ. ﺳــﻮﺃﻝ اﺳﺎﺳــﻲ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺍﻳﻦ ﺍﺳــﺖ ﻛﻪ :
ﺑﻴﻦ نسبت بدهیﻭ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﺷــﺮﻛﺖ ﻫﺎﻱ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﻮﺭﺱ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﺑﻬﺎﺩﺍﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ چه رابطه ای وجود دارد؟
2.1 اهمیت و ضرورت موضوع:
1-تأمین مالی از طریق بدهی، یکی از عوامل مهم در تصمیمهای سرمایه گذاری در سطح خرد و کلان است (رینهارت[1]، 2002؛ ارول[2]، 2004؛ سینایی و رضاییان، 1384؛ سینایی و همکاران، 1390). غالباً تأمین مالی از طریق بدهی به دلیل صرفهجویی مالیاتی و نرخ پایینتر آن در مقایسه با بازده مورد انتظار سهامداران، برای مدیران شرکتها از ارجحیت برخوردار است (ترا و کیرچ[3]، 2012). لذا نتایج حاصل از این تحقیق، برای مدیران جهت اتخاذ تصمیمات انتخاب نسبت بدهی و هم چنین سرمایه گذاران برای انجام سرمایه گذاریهای بهینهتر، از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.
2-ادبیات موجود که مستقیماً به موضوع سررسید بدهی پرداختهاند، بر بازارهای توسعه یافته ایالات متحده و بریتانیا متمرکز هستند (برای مثال، مایکل[4]، 1993؛ بارکلی و اسمیت، 1995؛ استوز و مائور[5]، 1996؛ اوی[6]، 1999؛ ازکان[7]، 2000؛ ازکان، 2002؛ شر و هولبارت[8][9]، 2001). مطالعات کمتری در این باره در کشورهای دیگر انجام شده است (برای مثال، ماجومدار، 2010؛ ترا، 2011؛ ترا و کیرچ، 2012). گرچه در ایران پژوهشهای زیادی درباره عوامل موثر بر ساختار سرمایه و اهرم مالی انجام شده است، اما موضوع عوامل موثر بر سررسید بدهی مورد توجه جدی قرار نگرفته است و لذا در این پژوهش برای نخستین بار به بررسی ارتباط بین مالیات و سررسید بدهی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته می شود.
بیان مسئله:
پژوهشهای زیادی به موضوع عوامل موثر بر تأمین مالی شرکتها پرداختهاند. اما تعداد پژوهش های راجع به ساختار نسبت بدهی اندک و ناکافی است. شماری از پژوهشها به طور غیر مستقیم به این موضوع پرداختهاند، برای مثال، تیتمن و وسلز[10] (1988)، بارکلی و اسمیت[11] (1995) و بیوان و دانبولت[12] (2002) معیارهای مختلفی را برای استقراض (کوتاه مدت و بلندمدت) بهکار گرفتند و ارتباط آنها را با ویژگیهای شرکتها، به منظور شناسایی عوامل موثر بر استقراض شرکتها، پردازش نمودند.
از مجرای سه تئوری موازنه ایستا، موازنه پویا و سلسله مراتب تأمین مالی میتوان به توضیح ارتباط مابین مالیات و نسبت بدهی پرداخت. بنابر تئوری موازنه ایستا، شرکتها

از طریق ایجاد توازن بین سپرمالیاتی بهره بدهی و هزینه درماندگی مالی که مرتبط با سطوح بالای بدهی است، به دنبال حفظ ساختار سرمایه و نسبت بدهی بهینه میباشند (مودیلیانی و میلر[13]، 1963؛ وارنر[14]، 1977؛ جنسن و مکلینگ[15]، 1976؛ مایرز[16]، 1977؛ دی آنجلو و ماسولیس[17]، 1980). به بیان تئوری سلسله مراتب تأمین مالی، کسری تأمین مالی و عدم تقارن اطلاعاتی شرکت، ماهیت و سررسید اوراق بدهی منتشره در بازار را مشخص مینمایند. بهمنظور تسکین مشکلات انتخاب معکوس[18] و سرمایه گذاری ناکافی[19] در بازاری با اطلاعات ناقص و نامتقارن، مدیران به دنبال تأمین مالی پروژه های جدید به وسیله اوراقی هستند که توسط بازار به بهایی کمتر ارزشگذاری نشده باشند. تئوری سلسله مراتب تأمین مالی پیش بینی مینماید که سرمایه گذاریهای جدید، ابتدا توسط وجوه داخلی و سپس به ترتیب توسط بدهیهای کمریسک، اوراق بدهی و سهام، تأمین مالی میشوند (مایرز، 1977؛ مایرز و ماجلوف[20]، 1984).
بنابر تئوری موازنه پویا، سطح بهینه ساختار سرمایه و نسبت بدهی توسط توازنی پویا بین مزایای مالیاتی بدهی و هزینه خالص ورشکستگی تعیین میگردد، به صورتی که شرکت از طریق تنظیم مجدد ساختار سرمایه و حفظ سطوح بالای بدهی به منظور کسب مزایای حفظ مالیات و نرخهای بهره، واکنشی فوری به شوکها نشان میدهد (کین[21] و همکاران، 1985؛ بریک و راوید[22]، 1985). در مجموع تئوریهای مذکور بیانگر این موضوع هستند که سطح بهینه نسبت بدهی از طریق ایجاد توازن بین مزایای مالیاتی بدهی و هزینه های مرتبط با ورشکستگی و درماندگی مالی تعیین شد.
در کشورهای در حال توسعه ، بر خلاف بازارهای توسعه یافته برای انتخاب ساختار نسبت بدهی محدودیت هایی وجود دارد.به دلیل سود آوری کمتر و دسترسی محدود به بازار، شرکتهای کشورهای در حال توسعه ، نسبت به شرکتهایی کشورهای توسعه یافته ، از بدهی های بلند مدت بسیار کمتر استفاده می کنند(stephana et al,2011.p.141).
از این رو بررسی علت های انتخاب ساختار نسبت بدهی و همچنین مطالعه ی عوامل تعیین کننده ی ساختار زمانی بدهی ها در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران اهمیت دارد.
با وجوداین نظریه ها منابع تحقیق بیانگر آن است که در اقتصادهای انتقالی و کشورهای در حال توسعه ، عوامل تعیین کننده ی ساختار نسبت بدهی شرکتها به بررسی خاص و برخی تعدیل ها نیاز دارد(demirguc-kunt maksimovic ,1999,p.p302-304).
بنابراین تحقیق حاضر در پاسخ به پرسش اساسی زیر انجام شد:
بین نرخ مالیات و نسبت بدهی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار چه رابطه ای وجود دارد؟
3.1 اهداف تحقیق:
تحقیق حاضر در راستای نیل به یک هدف اصلی به اقتضای موضوع تحقیق و یک هدف فرعی به شرح ذیل به انجام رسیده است:
3.1.1 هدف اصلی:
تعییین رابطه ی بین نرخ مالیات و نسبت بدهی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
3.2.1 هدف فرعی:
1) تعیین رابطه ی بین نرخ مالیات و کیفیت شرکت در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار.
2) تعیین رابطه ی بین نرخ مالیات و اندازه ی شركت در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار.
3)تعیین رابطه ی بین نرخ مالیات و اهرم مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
[1] Reinhart
[2] Erol
[3] Terra & Kirch
[4] Mitchel
[5] Stohs & Mauer
[6] Ooi
[7] Ozkan
[8]
[9] Scherr & Hulburt
[10] Titman & Wessels
[11] Barclay & Smith
[12] Beevan & Danbolt
[13] Modigliani & Miller
[14] Warner
[15] Jensen & Meckling,
[16] Myers
[17] DeAngelo & Masulis
[18] Adverse Selection
[19] Underinvestment
[20] Myers & Majluf
[21] Kane
[22] Brick & Ravid
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
در ادبیات مالی به تصمیاتی نظیر خرید، نگه داری یا فروش سهام، تعیین کمیت تعداد سهام مورد خریداری یا ترکیب آن بر مبنای نوع شرکت و درصد سهامی که از هر شرکت خریداری می شود و… تصیم گیری های سرمایه ای می گویند. تصمیاتی که به قصد انتفاع در آینده توسط اشخاص حقیقی یا شخصیت های حقوقی اتخاذ می شوند.
در مواردی چنین تصمیماتی، در بین افراد عامی که درک مالی و بعضا حتی سواد کلاسیک قابل توجهی ندارند، رفتاری تقلیدی و به تعبیری رمه وار بوده یا در مواردی مبتنی بر توصیه هایی از دیگران صورت می گیرد. اما در اغلب موارد برای شخصیت های حقوقی و افرادی حقیقی سرمایه گذار بالقوه و بالفعلی که درک مالی دارند، تصمیم گیری های سرمایه ای باید مبتنی بر تصمیم سازی ها و پیش بینی های مبتنی بر اطلاعات مربوط صورت پذیرد.
ارتباط بین حجم و بازده در بازارهای مالی، در طی دو دهه اخیر توجه زیادی را به خود جلب كرده است. گرچه مطالعات فراوانی سعی نموده اند كه ساختاری تئوریک یا تجربی از این ارتباط ارائه دهند، هنوز اجماع كلی در این مورد حاصل نشده است. با توجه به نتایج متفاوت این تحقیقات، با بررسی بازارهای نوظهور و كمتر توسعه یافته، می توان بینش بیشتری در مورد این ارتباط بدست آورد. به دلیل تفاوت در ساختار و جریان اطلاعات در بازارهای نوظهور، این بازارها، گزینه خوبی برای چنین بررسی اضافی در مورد ارتباط حجم و بازده هستند.
در واقع مطالعات تجربی در بازارهای كشورهای توسعه یافته اغلب موید وجود همبستگی بین حجم معاملات و بازده (قیمت) سهام هستند. سوالی كه مطرح می شود، این است كه تا چه اندازه یافته های تجربی در بازارهای توسعه یافته كشورهای صنعتی در مورد بازارهای نوظهور نیز مصداق دارند. فایده این مطالعه در بازارهای نوظهور دو چیز است. اول، سبب بهبود درك ما از رابطه حجم و بازده می شود و دوم، سبب شناخت بهتر عملكرد بازارهای نوظهور می شود. از آنجا كه بورس اوراق بهادار تهران در زمرة بازارهای نوظهور قرار می گیرد.
تحقیقات متعددی در داخل و خارج کشور در زمینه رابطه بین بازده و حجم مبادلات صورت گرفته است ولی در هیچ یک از این تحقیقات، تمایز بین بازده مثبت و منفی مورد توجه قرار نگرفته است. طی تحقیق حاضر مبتنی بر تحقیق پارک، لی و سانگ(2014) با هدف تمایز بین بازده مثبت و منفی در تعیین رابطه بین قیمت و بازده غیر منتظره با حجم مبادلات سهام در شركت های منتخب بورس تهران بر مبنای آخرین داده های عملکردی در دسترس به انجام رسیده است.
2-1) اهمیت و ضرورت تحقیق:
برخی از جنبه های جدید بودن تحقیق حاضر عبارت اند از:
- در تحقیق حاضر، بر خلاف تحقیقات داخلی قبلی که بیشتر بر محتوای اطلاعاتی سود تمرکز نموده اند؛ نقش اعلان سود غیر منتظره بر متغیرهای عدم تقارن اطلاعاتی، حجم مبادلات و مبادلات نامتقارن نیز مورد توجه قرار گرفته است.
- تحقیق حاضر بر مبنای مدل آمیدو(2002) و متغیرهای تعدیل شده در تحقیق پارك،یانگ جو و سانگ (2014) به انجام رسیده و برای اولین بار در ایران با نگرش تمایز بین بازده مثبت و منفی مورد مطالعه قرار گرفته است. لذا سعی بر این بوده تا به اتكای داده های عملكردی جدید، تحقیق حاضر به تواند به نتایج متفاوت جدیدی نسبت به تحقیقات قبلی منجر شود.
- سعی شده است تا بر مبنای نتایج تحقیق و رهنمودهای برگرفته از نتایج تحقیق، زمینه ای فراهم آید تا سرمایه گذاران بالقوه حقیقی و حقوقی به توانند به تصمیمات منطقی تری در خرید و فروش سهام به هنگام اعلان سود غیرمنتظره مثبت یا منفی اخذ نمایند.
- با عنایت به انتخاب شركت های منتخب بورسی قابلیت دسترسی به داده های تاریخی از طریق نرم افزارها، مراجعه به سازمان بورس و طرق دیگر وجود داشته و لذا امكان پذیری تحقیق از جهت دسترسی به داده های عملکردی مد نظر قرار گرفته است.
3=1) بیان مسأله:

امروزه اطلاعات یک وسیله و ابزار راهبردی مهم درتصمیم گیری محسوب می شود و بدون شك كیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و به هنگام بودن اطلاعاتی دارد كه در زمان تصمیم گیری در اختیار افراد قرار می گیرد. در بازار های مالی، این اطلاعات می تواند به صورت نشانه ها، علائم، اخبار و پیش بینی های مختلف از داخل یا خارج شركت انعكاس یابد و در دسترس سهامداران قرار گیرد و باعث ایجاد واكنش ها و در نتیجه تغییراتی در قیمتهای سهام می گردد. واكنش های بازار سهام به آگهی ها واخبار زمانی رخ می دهد كه افراد با توجه به اطلاعات جدید، قیمتها را تعیین می كنند(همتی،1382). می توان با محاسبه میزان تغییر قیمت سهم و یا اینكه با محاسبه بازده غیر عادی[1] بازار مربوط به زمانی كه بازار از خبر سود خالص دوره جاری آگاه می شود محتوای اطلاعاتی سود خالص گزارش شده را محاسبه كرد. این بدان سبب است كه سرمایه گذار آگاه و خردگرا (تصمیمات بخردانه اتخاذ می نماید) بر مبنای اطلاعات سود خالص دوره جاری در انتظاراتی كه در باره سود خالص و بازده آینده دارد تجدید نظر می نماید. تجدید نظر در انتظارات یا باورها موجب می شود كه شتاب تصمیم گیری برای خرید یا فروش افزایش یابد، زیرا سرمایه گذار در دیدگاهی كه در مورد بده و بستان (مصالحه)بین ریسك و بازده دارایی های تشكیل دهنده پرتفوی خود دارد تجدید نظر مینماید(پارک و همکاران، 2014).
فاما(1997)معتقد بود كه بازاركارا بازاری است كه در آن قیمتهای اوراق بهادار به طور كامل، منعكس كنندة تمامی اطلاعات موجود می باشند و بازار به گونه ای به موقع و بدور از اثرات روانی، تاثیر اطلاعات جدید را در قیمت سهام، اعمال میكند(گریفین و همکاران، 2011).
چنان چه وقوع یک رویداد مثل اعلان سود، در همان زمان به تواند بر قیمت سهام تاثیر بگذارد؛ می توان ادعا نمود كه این رویداد دارای محتوای اطلاعاتی است. به عبارت دیگر این اطلاعات جدید است كه می تواند باعث واكنش بازار شود و نحوه برخورد فعالان بازار با این اطلاعات جدید نوسانات قیمتها را شكل می دهد. در بورس اوراق بهادار معمولا قیمت سهام تابعی از ارزش فعلی سودهای آتی است. حال اگر این سودهای آتی از یک دقت قابل قبول برخوردار نباشند؛ یعنی بین سود واقعی و سود پیش بینی شده تفاوت غیر منتظره ای وجود داشته باشد، معاملات انجام شده تا زمان اعلام سود واقعی بهینه نخواهد بود. هرچه میزان سود غیر منتظره بیشتر باشد، نوسان قیمت شدیدتر خواهد بود و هرچه نوسان قیمت بیشتر باشد؛ نگرانی سهامداران بیشتر شده و امنیت سرمایه گذاری كاهش می یابد و در مواردی باعث خروج سرمایه گذاران از بورس می شود. تبعات چنین وضعیتی، عدم تخصیص بهینه منابع و هدایت نقدینگی[2] به سمت بخشهای غیر تولیدی اقتصاد خواهد بود(کوتاری و همکاران، 2009).
مباحث نظری و تجربی فوق حاکی از این می باشند که بازار سرمایه تاکید بیش از حدی بر رقم سود گزارش شده شرکتها دارد که این واکنش ها را می توان هم در اطلاعات پیش بینی شده و هم در اطلاعات واقعی، مشاهده نمود. زیراکه انتظارات سرمایه گذاران بر اساس این ارقام شکل می گیرد و تغییرات آنها به طور بالقوه، موجب ایجاد واکنش و تغییرات در بازار سهام می شود. در عین حال، چنانچه این تغییرات غیرمنتظره باشند؛ ممکن است عواقبی را برای سهامداران داشته باشد و منافع آنها را در شرکت به خطر بیاندازد. بنابراین، مساله اساسی تحقیق حاضر، ابهام در پیامدهایی است که ممکن است در اثر اعلان سود غیرمنتظره به بازار سرمایه، به وجود آید. همچنین، تاثیرات سود غیرمنتظره منفی و سود غیرمنتظره مثبت، متفاوت است که ممکن است، ساختار و روند مبادلات سهام را دچار تغییراتی کند که برای بازار سرمایه مطلوب نباشد. بخشی از این پیامدها ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی است که موجب تهدید منافع سهامداران می شود. روشن شدن این موارد مبهم، سرمایه گذاران و سهام داران را نسبت به اتخاذ تصمیمات مناسب در مواجه با سودهای غیرمنتظره شرکتها آگاه می نماید و به آنها کمک می کند که در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی، نسبت به اطلاعات منتشر شده شرکت ها، چه واکنشی نشان دهند. بنابراین تحقیق حاضر در پاسخ به پرسش اساسی زیر به انجام خواهد رسید:
“چه تفاوتی بین بازده غیر منتظره مثبت و منفی در رابطه بین ریسك و بازده سهام با بازده مورد انتظار سهام در شركت های منتخب بورس تهران وجود دارد؟”
4-1) اهداف تحقیق:
تحقیق حاضر در راستای نیل به یک هدف اصلی به اقتضای موضوع تحقیق و با تجزیه آن به سه هدف فرعی به شرح ذیل به انجام رسیده است:
هدف اصلی
تمایز بین بازده مثبت و منفی در تعیین رابطه بین قیمت و بازده غیر منتظره با حجم مبادلات سهام در شركت های منتخب بورس تهران
[1] Abnormal Return
[2] liquidity
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
باید توجه داشت که همه افراد به طور طبیعی به دنبال افزایش منافع شخصی خود هستند. از این رو مدیران نیز ممکن است بنا به دلایلی نظیر ابقا در شرکت، دریافت پاداش و سایر عوامل، خواسته یا ناخواسته وضعیت شرکت را مطلوب جلوه دهند. تضاد منافع بین مدیران و مالکان (سهامداران)، احتمال خطر ارائه اطلاعات غیر قابل اتکا را افزایش می دهد (شیخ و همکاران، 1391).
مدیران شرکتها غالباً بدون در نظر گرفتن اندازه مطلوب شرکت تحت مدیریت خود، به دنبال رشد آن هستند. زیرا رشد شرکت دو مزیت عمده برای مدیران می تواند به همراه داشته باشد. از این لحاظ که هم می تواند منابع تحت کنترل مدیران را افزایش داده و قدرت آن ها را در شرکت و در بازارهای سرمایه افزایش دهد و هم توام با پاداش برای مدیران باشد. به این دلیل که غالباً بین پاداش مدیران و رشد فروش شرکت رابطه مستقیمی وجود دارد. تمایل شرکتها در دادن پاداش به مدیران سطح میانی بر اساس ایجاد رشد در شرکت در مقابل اعطای پاداش به صورت سالیانه باعث بوجود آمدن انحرافاتی مهم در خصوص نحوه ترفیع آن ها در شرکت می شود به این خاطر که مدیران علاقه مندند با نشان دادن رشد بخش های تحت مسئولیت خود به هر نحو ممکن، موقعیت جدیدی برای خود به وجود آورند (همان منبع).
طبق نظر جنسن اگر مدیران شرکت ها که به هر طریق ممکن به دنبال رشد شرکت خویش هستند، به جای سرمایه گذاری جریان های نقد آزاد در طرح های با ارزش فعلی خالص منفی و به دنبال آن مدیریت سود برای از بین بردن زیان های ناشی از سرمایه گذاری در چنین سرح هایی، وجوه مذکور را بین سهامداران توزیع کنند، به نفع سهامداران بوده و همچنین وضعیت شرکت نیز بهبود می یابد (همان منبع ).
جریانهای نقدی بسیاری از تصمیمات مالی ومدلهای ارزش گذاری اوراق بهادار و غیره نقش محوری دارند. اطلاعات مربوط به جریانهای نقدی همچنین از لحاظ درون سازمانی نیز اداره امور را در کاراترین شکل خود امکان پذیر می سازد و منجر به اتخاذ تصمیمات بهینه در زمینه های عملیاتی وسرمایه گذاری وتامین مالی می شود.
درچارچوب نظری حسابداری مالی که تامین کننده ی هدفهای گزارشگری مالی است توجه خاصی به جریانهای نقدی و امکان پیش بینی آن مبذول شده است. شرکت باید بتواند وجوه نقد کافی برای ایفای تعهداتش به هنگام سررسید و سایر عملیات نقدی و از جمله سود نقدی سهام ایجاد نماید (شیخ وهمکاران، 1391).
ازدیدگاه اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد، فرض بر این است که همه در وهله ی اول به دنبال حداکثر کردن منافع خویش هستند، مدیران نیز از این قاعده مسثنی نمی باشند. مدیران علاقه مندند در راستای حداکثر کردن منافع شخصی، رفاه اجتماعی وتثبیت موقعیت شغلی خود تصویر مطلوبی از وضعیت مالی واحد تجاری به سهامداران وسایر افراد ذینفع ارائه نمایند.
جنسن اولین فردی بود که مشکل مذبور را در قالب نظریه ی معروف خود تحلیل نمود. او هزینه های ناشی ازجریان نقد آزاد را هزینه هایی دانست که درپروژهایی با ارزش فعلی منفی سرمایه گذاری شده اند. از نظر جنسن مدیران واحدهای تجاری با جریان های نقد ازاد زیاد و رشد کم، سود را مدیریت می نمایند تا سودهای کم و با زیان های ناشی از سرمایه گذاری درچنین پروژه هایی را از بین برده و در کوتاه مدت منافع شخصی خود را تامین نمایند (مهرانی وباقری، 1388).
در واقع، شرکت هایی که دارای خطر افزایش سرمایه هستند از دست دادن شان را در پروژه های غیر سود آور پایان می بخشند (ریچاردسون[2]، 2006). پس از آن وجود سطح ثابتی از جریان نقدی ازاد ممکن است مدیرا ن را به انتخاب برای سیاست های سرمایه گذاری کمتر از حد مطلوب هدایت کند. برای پنهان کردن عملکرد معکوس

پروژه های شان، مدیران ممکن است درگیر شیوه مدیریت سود تهاجمی ( جسورانه) شوند (راسمین و همکاران[3]، 2014).
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
اکثر سازمانها طی سالهای اخیر تغییرات اساسی کرده اند، نه تنها سازمان های تجاری بلکه سازمان های منفرد مرتباً روش کاری خود را تغییرمی دهند. آنچه مسلم است در فرایند جهانی شدن و همگرائی تکنولوژی اطلاع رسانی بهره برداری موثر از آنچه که در عمل با آن مواجه هستیم و نه فقط آنچه که در اختیار داریم به یک نیاز و ضرورت شغلی تبدیل شده است.
انجام این مهم بدون بهره برداری از اطلاعات مالی متکی بربه کارگیری مفاهیم و تکنیک های نوین حسابداری و مدیریت امکان پذیر نیست. همچنین تغییرات شگرف در بازارهای جهانی در دو دهه ی گذشته و رقابت روز افزون در این بازارها موجب شده که بخش اطلاعات مالی در ابعاد راهبردی وعملیاتی اهمیت روز افزون پیدا کند. لذا مدیران واحدهای اقتصادی برای مواجه با رقابت سنگین ناگزیرند کوشش های خاصی را به منظور حصول اطمینان از موفقیت و بقا واحدهای تحت مدیریت خویش به عمل آورند و چنانچه ماندگاری در بازارهای رقابت مورد توجه باشد لازم است مدیران در دیدگاه های خود نسبت به اطلاعات حسابداری و سیستم هایی که وظیفه ی تولید این اطلاعات را به عهده دارند تجدید نظر کلی به عمل بیاورند و نقش موثرتری را برای اشخاص و واحدهای درون سازمانی که مسئولیت گرداوری پردازش تولی و انتقال اطلاعات حسابداری و به کارگیری مبانی و روش های تولید این اطلاعات رابه عهده دارند در نظر بگیرند.
بدین علت موضوع بررسی ارتباط بین جریان نقد ازاد و مدیریت سود و نقش تعدیل کنندگی حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت در شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید تا از طریق بررسی تجربی آزمونهای علمی برروی اطلاعات وقوع یافته طی سالهای متمادی دربورس اوراق بهادار تهران راهکارهای مفیدی با ارائه ی پیشنهادهای مطلوب به سرمایه گذاران جهت کسب بیشترین بازدهی در دوره ی مشابه فراهم گردد. لذا این پژوهش در راستای کمک به تصمیم گیری سرمایه گذاران و صاحبان سهام جهت انجام معاملات در بازار بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-4- اهداف تحقیق
این تحقیق دو هدف را دنبال می کند:
- آزمایش رابطه بین سطح جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود
- آزمایش تاثیر ساختار سرمایه و حاکمیت شرکتی به استفاده از مدیریت سود در سطح جریان وجوه نقد آزاد می باشد.
[1] Jensen
[2] Richardson
[3] Rusmin et al.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2- مسأله پژوهش
دیدگاه های زیادی در مورد رابطه بین مدیریت سود و بازار محصول وجود دارد که تعیین میکند مدیر شرکت به هنگام تصمیم گیری در مورد تأمین مالی باید رقابت موجود در بازار محصول را نیز در نظر بگیرد. اقتصاددانان مالی و صنعتی، به طور فزایندهای به رابطه بین رقابت در بازار محصول[1] و تصمیمات مالی شرکتها پی بردهاند (گانی و همکاران[2]، 2011). از دید سهامداران نیز، همانگونه که آنها از افزایش ثروت در دوره های خوب منفعت میبرند، در زمانهای بد نیز حاضرند که یک کاهش سودآوری را نادیده بگیرند و این به خاطر این واقعیت است که به دلیل مسئولیت محدود سهامداران، نتایج نامساعد به بستانکاران منتقل می شود. در نتیجه، شرکتهایی که در بازار با انحصار چند جانبه فعالیت می کنند در مقایسه با شرکتهایی که بازارشان، بازار رقابتی کامل است، تلاش میکنند زمانی که موقعیت به دست آوردن سود بیشتر فراهم است، با ایجاد بدهی بیشتر، تولید خود را افزایش دهند (پاندی[3]، 2004).
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
صورت سود و زیان ارائه شده شركتها بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری و بر مبنای تعهدی تهیه میگردد. اعمال اصل تحقق درآمد بر مبنای روش معاملاتی مانع از شناسایی درآمد قبل از انجام فرایند فروش و در زمان كسب آن میباشد از طرف دیگر اصل تطابق در برابر اصل تحقق بر مبنای رویكرد معاملاتی، لزوما بیانگر تطابق بین درآمدها و هزینههای یک دوره نمیباشد. چرا كه در خصوص سود و زیان نگهداشت كالاهای فروش رفته در یک دوره هیچ گونه هزینهای جهت تطابق با این سود وجود ندارد. پس در كشورهایی همانند ایران با نوسانات قیمت و نرخ تورم بالا، سود حسابداری با سود اقتصادی همخوانی نداشته و صورتهای مالی بیانگر ارزش ذاتی نمیباشد. این امر موجب جابجایی منافع شده به گونهای كه منافع كسب شده در سال جاری را كسانی استفاده میكنند كه در سنوات آتی مالك آن سهام شوند.
با توجه به مطالب بیان شده چنین به نظر میرسد که نوسان در سود یک شركت خوشایند نمیباشد. لیکن می باید توجه داشت که خود كاهش نوسانات سود شركت نیز مطلوب نمیباشد بلكه مهم ماهیت این كاهش است.چرا كه در درجه اول ممكن است نوسانات سود نشأت گرفته از اقتصاد كلان جامعه باشد یا از طریق روشهای هموارسازی تصنعی كه برگرفته از روش های اختیاری حسابداری كه فاقد هر گونه ماهیت اقتصادی است صورت پذیرد . پس چنین بنظر میرسد كه سرمایهگذاری در شركتهایی پذیرفته شده و معقول است كه در درجه اول جابجایی منافع كمی را داشته باشند و در درجه دوم نوسانات سود آنها نیز كم باشد.
هدف حداکثر سازی سود، امری بدیهی در ادبیات سازمانی هر صنعت است. این نظریه بسیار شبیه به نظریه تأمین مالی است که در آن فرض می شود، هدف شرکت، حداکثر کردن ثروت سهامداران است. علاوه بر این، به نظر میرسد که بازار محصول با تحت تأثیر قرار دادن رفتار رقابتی و استراتژی های شرکت، بر ساختار سرمایه[6] شرکت نیز مؤثر است (پاندی[7]، 2004). در ساختار انحصار چند جانبه بازار محصول و در موقعیت مطلوب سودآوری، شرکتها به منظور از بین بردن انحصار و

همچنین، افزایش سودآوری خود، استراتژی حداکثر سازی تولید را پیاده کرده و بدهیهای خود را افزایش می دهند (برندر[8] و لویس[9]، 1986). این نظریه در موقعیتهای نامساعد اقتصادی نیز کاربرد دارد که باعث می شود شرکتها تولید خود را متوقف کرده و سودآوری خود را کاهش دهند. از دید سهامداران نیز، همانگونه که آنها از افزایش ثروت در دوره های خوب منفعت میبرند، در زمانهای بد نیز حاضرند که یک کاهش سودآوری را نادیده بگیرند و این به خاطر این واقعیت است که به دلیل مسئولیت محدود سهامداران، نتایج نامساعد به بستانکاران منتقل می شود. در نتیجه، شرکتهایی که در بازار با انحصار چند جانبه فعالیت می کنند در مقایسه با شرکتهایی که بازارشان، بازار رقابتی کامل است، تلاش می کنند زمانی که موقعیت به دست آوردن سود بیشتر فراهم است، با ایجاد بدهی بیشتر، تولید خود را افزایش دهند (پاندی، 2004).
با توجه به حساسیت فعالیتهای تجاری و شرایط رقابتی و همچنین هدف سودآوری شرکتها، به نظر میرسد انجام پژوهشی که بتواند رابطه بین رقابت در بازار محصول و مدیریت سود را تبیین نماید از اهمیت و ضرورت لازم برخوردار است.
1-4- اهداف پژوهش
با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت انجام آن اهداف تحقیق حاضر به صورت زیر بیان میگردد:
1 – تعیین رابطه بین شاخص Qتوبین و مدیریت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
2 – تعیین رابطه بین شاخص هرفیندال-هیرشمن و مدیریت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
3 – تعیین رابطه بین شاخص نسبت تمرکز nبنگاه و مدیریت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
[1] Product Market Competition
[2] Guney et al.
[3] Pandey
[4] Degeorge et al.
[5] Healy & Wahlen
[6] Capital Structure
[7] Pandey
[8] Brander et al.
[9] Lewis
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تاب آوری را می توان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد (به نقل از هووارد[13]، 2009) چنین به نظر می رسد دانشجویان در شروع تحصیل در انطباق با موقعیت جدید به ویژه از نظر اجتماعی و روابط بین فردی مشکلات بیشتری داشته اند که این موضوع لزوم اقدامات مرکز مشاوره را از نظر سازگاری با شرایط جدید در دانشگاه و محیط خوابگاه و همچنین ضرورت آموزش مهارتهای زندگی مخصوصاً برقراری ارتباط موثر و مهارتهای روابط بین فردی، آموزشهای جرأت ورزی و مدیریت استرس و به خصوص تاب آوری را مطرح می سازد. مطالعات نشان داده اند که موقعیتهای استرس زای دانشجویان دانشگاه آنها را با مشکلات تحصیلی، ارتباطی یا کاری روبرو می کند (چامبلیس[14]،و همکاران،2003، به نقل از لی[15]، 2008). استرس می تواند باعث روی آوردن به ناسازگاری هایی مانند الکلیسم و فعالیتهای تحصیلی ضعیف شود تاب آوری مزایای بی شماری را برای افراد به دنبال دارد، افراد تاب آور از افسردگی، اضطراب، شکایات بدنی، مشکلات تفکر و سوء مصرف مواد کمتری برخوردارند (بونانو[16]، 2010). با توجه به توضیحات بالا و تاثیر عوامل متفاوت در سلامت روان و ایجاد سازگاری در مردم به خصوص جوانان و عواملی که در بروز رفتارهای پرخطر اثر گذار است، ضروورت و سوالی که در این تحقیق پیش می آید این است که آیا می توان از روی تاب آوری و نظم جویی شناختی هیجانی، رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی کرد؟
طبق نتایج تحقیقات، 25 % تا 50 % از تمامی کودکان و نوجوانان در آمریکا در سنین 17ـ 10 سالگی در معرض خطر محدودیتهای آموزشی، عاطفی، اقتصادی و فرصتهای اجتماعی میباشند که در نتیجه میتواند سبب سوق داده شدن آنان به سمت رفتارهای پرخطر و فعالیتهایی نظیر اعمال خشونت، خرابکاری، فعالیتهای جنسی حفاظت نشده، سوء مصرف الکل و مواد، فرار از مدرسه و ترک تحصیل گردد (کروکزک[17]، الکساندر[18]، هاریس[19]، 2005به نقل از ویلسون[20]،2009) رفتارهای پرخطر نظیر اعمال خشونت و درگیری فیزیکی با دیگران، استعمال دخانیات، مصرف الکل و مواد مخدر و داروهای نشاط آور، رفتارهای پرخطر جنسی، همه از رفتارهایی هستند که میتوانند سبب افزایش اضطراب در نوجوانان شده و زمینه را برای ابتلاء آنان به انواع بیماریها و حتی مرگ زودرس فراهم آورند، به علاوه عوارض ناشی از انجام رفتارهای پرخطر شامل افزایش افسردگی و ایجاد افکار و یا اقدام به خودکشی ، مسمومیت ناشی از الکل و یا مستیهای غیر قابل پیشبینی و تحریکپذیری، انجام رفتارهای پرخطر جنسی (آمیزش حفاظت نشده و زودهنگام، افزایش تعداد شرکاء جنسی و حاملگیهای ناخواسته، ایجاد بیماریهای مقاربتی و عفونیHIV) افزایش اعمال

خشونت و درگیریهای فیزیکی با دیگران، افزایش احتمال صدمه دیدن و یا مرگ و میر ناشی از مصرف الکل و مواد مخدر گزارش گردیده است (هالفورز[21]، 2004).
هدف کلی
نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان
اهداف اختصاصی
پیش بینی رفتارهای پرخطر و (مولفه های آن) بر اساس تاب آوری دانشجویان
پیش بینی رفتارهای پرخطر و(مولفه های آن) بر اساس راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی دانشجویان
فرضیه های تحقیق
بین تاب آوری با رفتارهای پر خطر(مولفه های آن) دانشجویان رابطه وجود دارد.
بین راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و (مولفه های آن) با رفتارهای پرخطر دانشجویان رابطه وجود دارد.
رفتارهای پرخطر دانشجویان را می توان بر اساس تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی پیش بینی کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اینگونه به نظر می رسد كه تعارضها، شكستها و فقدانها، سلامت انسان را تهدید می كنند، اما انسان توانایی فوقالعاده ای برای نظم جویی این هیجانهای برانگیخته شده دارد. تلاش برای نظم جویی هیجان ها[1] ، به طور گستردهای تعیین كننده ی اثری است كه این مشكلات بر بهزیستی روانی و جسمانی ما دارند(گروس[2]، 1998). الگوهای نظری نشان داده اند كه نظم جویی موفق هیجانها با نتایجی همچون بهزیستی، پیشرفت در روابط، تحصیل و كار همراه هستند( جان[3] و گروس، 2004). در مقابل، ناتوانی در نظم جویی هیجانها موجب اختلال هایی همچون اختلال شخصیت مرزی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب فراگیر و اختلال اضطراب اجتماعی می شود( آلداو، نولن و هوکسما[4]، 2010).
اهمیت عملكرد انطباقی هیجان ها، موجب ظهور پژوهش هایی با تاریخچه های طولانی در این زمینه شده است. مطالعه ی كنترل شناختی هیجان سه پیشگام عمده در متون روانشناسی دارد(اکسنر و گروس، 2005). اولین پیشگام، رویكرد روان تحلیل گری است كه قلمرویی مهم برای مطالعه ی معاصر نظم جویی هیجان است. فروید[5] بر دو نوع تنظیم اضطراب تاكید دارد، یكی از آنها اضطراب مبتنی بر واقعیت[6] است و در زمانی كه خواسته های موقعیتی من[7] را در هم می شكند،افزایش می یابد. نوع دوم، اضطراب مربوط به تعارضهای میان بن[8] و فرامن[9] می باشد و زمانی كه تكانه های قوی برای ابراز شدن فشار می آورند، افزایش می یابد. پیشگام دوم، نظریه پردازان استرس و روش های رویاروگری[10] هستند. در این پژوهش ها تمركز بر مدیریت موقعیت هایی است كه قابلیت های فرد را تحت تاثیر قرار می دهند( گروس، 1998). پیشگام سوم مطالعات تحولی خود نظم جویی[11] است، كه ریشه اش در مطالعه ی تحول اجتماعی- هیجانی است(اكسنر و گروس،2005). مطالعه ای در این زمینه نشان داد كه كودكان پاداش دلخواه اما همراه با تاخیر زمانی را با فكركردن درباره ی چیزهای لذتبخش موجود با روش های انتزاعی بدست می آورند، در نتیجه تكانه های فوری آنها برای خوردن كاهش می یابد (میشل[12] و همكاران، 1989؛ به نقل از اوكسنر و گروس، 2005). پژوهشهای معاصر، زیربنایی برای روش های رفتاری و عصب نگر ایجاد كرد و تمركز آنها بر زمان، چگونگی و پیامدهای نظم جویی هیجان افراد است. به طور كلی به نظر می رسد كه پرداختن به مبحث نظم جویی هیجان در فرایند بهداشت روانی جامعه سودمند باشد.
2-1 بیان مسئله
از نظر سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی به حالت بهزیستی کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی گفته می شود که بین این سه بعد تأثیر متقابل و پویا وجود دارد )چانگ و همکارن 2009). مفهوم سلامت روانی نیز از نظر WHO چیزی فراتر از نبود اختلال های روانی و شامل 1. خوب بودن ذهنی2. ادراک خودکارامدی، 3. استقلال و خود مختاری، 4. کفایت و شایستگی، 5. وابستگی میانسالی و 6. خودشکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی است( سادوک[13]، سادوک و رالز[14]، 2009؛ به نقل از احمد علی نور بالا، 1390).
3-1 ضرورت و اهمیت پژوهش
4-1فرضیه های پژوهش

فرضیه اول: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.
فرضیه دوم: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.
5-1 متغیر های پژوهش
1-5-1 متغیر پیش بین: اضطراب و استرس
2-5-1 متغیر ملاک: سلامت روان
3-5-1 متغیر واسطه ای: تنظیم هیجان
4-5-1 متغیر کنترل: جنسیت
6-1 هدف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بااسترس واضطراب و سلامت روان زنان می باشد.
7- 1 سؤالات پژوهش
1-7-1 آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟
2-7-1 آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟
8-1 تعاریف مفهومی متغیرها
1-8-1 الف) نظم جویی شناختی هیجان:
2-8-1-ب) سلامت روان:
سلامت روان توانایی دفع وضعیت های ناخوشایند است و سازگار شدن با تغییرات محیطی و مقابله با استرس واضطراب و ناراحتی است( یانگ، 2010).
3-8-1 ج) اضطراب و استرس:
اضطراب و استرس در پاسخ به تهدیدی است که ناشناخته ، مبهم یا متعارض است و حالتی است که پیامدهای زیادی را به همراه دارد. باعث اعوجاج دریافت های حسی بیمار می شود. همچنین با تأثیر بر شناخت، موجب تحریف های ادراکی می شود( کاپلان و سادوک، 2010).
9-1 تعاریف عملیاتی متغیرها
1-9-1 الف) نظم جویی شناختی هیجان: نمره ای است که آزمودنی از آزمون نظم جویی شناختی هیجان به دست می آورد.
2-9-1 ب)سلامت روان: نمره ای است که ازمودنی از آزمون سلامت عمومی GHQ-28 به دست می آورد.
3-9-1 ج) اضطراب و استرس: نمره ای است که آزمودنی از آزمون افسردگی، اضطراب ، استرس DASS- 21 به دست می آورد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی بود.
روش:بدین منظور تعداد 220 نفر از بیماران سرطانی مراجعه کننده به بیمارستان، با بهره گرفتن از روش نمونه گیری در دسترس، دفترچه سوالات پژوهش شامل پرسشنامه ؛ دلبستگی به خدا(غباری و حدادی کوهسار،1390)، تاب آوری(کانور و داویدسون،2003) وکنترل عواطف ویلیامز را تکمیل نمودند.
نتیجه گیری:به نظر می رسد دل سپردن به پایگاه و پناهگاه امن خداوندی در قالب دلبستگی ایمن به خدا نقش موثری در شکل گیری تاب آوری و کنترل عواطف بیماران سرطانی دارد.
کلید واژگان: دلبستگی به خدا، تاب آوری، کنترل عواطف، سرطان
بیان مسئله
یکی از بیماری های مزمن سرطان است. درحال حاضر سرطان با اختصاص 21 درصد مرگ و میرها به خود، دومین علت مرگ و میر در کشورهای صنعتی محسوب می شود. در کشورهای در حال توسعه نیز سرطان سرطان چهارمین علت مرگ و میر است. در ایران بنابر آمار وزارت بهداشت، سرطان پس از بیماریهای قلبی و عروقی و سوانح، سومین علت مرگ و میر می باشد(گویا و موسوی، 1387)
امروزه، علیرغم پیشرفت های پزشکی، توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد نجات یافتگان از سرطان،این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی که در فرد ایجاد می کند، به همتاست. با پیشرفت در روش های درمان طبی، میزان بقاء افراد مبتلا به سرطان افزایش یافته است،اما مشکلات سازگاری با این بیماری مزمن در بسیاری ازافراد مبتلا، اختلالات روانی همچون؛ اضطراب، افسردگی وخشم را به دنبال دارد (لی[1] و همکاران، 2012). این روند باعث می شود بیماران سرطانی با مشکلات عدیده ای در زمینه کنترل عواطف خود مواجه شوند. منظور از کنترل عواطف این است که فرد عواطف خود را در موقعیت های گوناگون تشخیص دهد و آن را ابراز و کنترل نماید(گروس[2]، 1998) و به جای آنکه از بروز هیجان ها جلوگیری کند، آثار واکنشی آنها را کاهش داده تا فرصت کافی برای تصمیم های بهتر داشته باشد( شریفی و آقایار، 1386).
فرد درکنترل وتنظیم عواطف، با به دست آوردن توانایی بازنگری و بازسازی شدت وجهت یک عاطفه در خود و دیگران به تعدیل و مهار عواطف ( خشم، افسردگی، اضطراب و عواطف مثبت)، به صورت درونی و تغییر جهت آنها به سمت سازش یافتگی می پردازد (پلیتری[3]، 2002). کنترل عواطف بر جنبه های مختلف زندگی فرد، تعاملات بین فردی، بهداشت روانی و سلامت فیزیکی و جسمی تاثیر دارد (دونهام[4]، 2008).
تاب آوری به مفهوم انعطاف پذیری، بهبود و بازگشت به حالت اولیه پس از رویارویی با شرایط ناگوار است. مقاومت موفقیت آمیز افراد تاب آور در برابر موقعیت های چالش برانگیز، باعث می شود افراد علیرغم مواجهه با استرس های مزمن و تنیدگی ها از آثار نامطلوب آن کاسته و سلامت روانی خود را حفظ كنند (ویلسون[7] و دودک[8]، 2004). یکیازعوامل موثر بر سلامتروان وکنترل عواطف همچون اضطراب، افسردگی وخشم درافراد، تابآوری[9]است( شیخ و همکاران، 2013؛احمدیو همکاران، 2014؛احمدی، شیخ، سرابندی، 1390)
مفهوم تاب آوری بر اساس اصول اولیه نظریه دلبستگی قرار دارد و برخی از محققان و صاحب نظران بر این باورند که تاب آوری ریشه در نظریه دلبستگی دارد (کلر[10]، 2003).
امروزه با گسترش نظریه دلبستگی، علاوه بر دلبستگی به والدین در بعد معنوی نیزحضور خداوند و ارتباط افراد با خداوند نوعی دلبستگی قلمداد می شود (کرک پاتریک و شاور، 1992).
1) جستجو و حفظ مجاورت با خداوند: در دلبستگی به خدا اگر چه فرد نمی تواند به طور فیزیکی به خدا نزدیک شود اما بسیاری از رفتارهای مذهبی همانند نماز خواندن، دعا کردن و زیارت اماکن متبرکه، در ادیان و مذاهب مختلف شبیه به وارسی های متناوب کودک برای اطمینان از این که چهره دلبستگی در دسترس و پاسخگو است می باشد و نوعی رفتار مجاورت جویانه با خداست.
4) جدایی و فقدان: خداوند فراگیر است و همه جا حضور دارد، بنابراین فرد نمی تواند همانطور که از یک چهره دلبستگی انسانی جدا می شود یا او را از دست می دهد از

خدا نیز جدا شود. افرادی که از آیین ها ی دینی و مذهبی دور می شوند، نوعی اضطراب جدایی را تجربه می کنند و برای رسیدن به آرامش و احساس امنیت، در صدد جوارجویی با خداوند بر می آیند.
تحقیق در زمینه دلبستگی به خدا نشان داده است، افرادی که دلبستگی ایمن به خدا دارند، در احساس تنهایی، افسردگی، اضطراب، بیماریهای جسمانی و سایر اختلالات روانی، در سطح پایین تری قرار دارند( احمدی، شیخ، سرابندی،1391؛ کیرک پاتریک، 1998). روی آوردن به خدا به مثابه دلبستگی ایمن باعث افزایش عواطف مثبت وكاهش اضطراب ، پرخاشگری و افسردگی در افراد می شود(احمدی و همکاران، 2014؛ گرانکویست و کیرک پاتریک، 2011).
بنابرآنچه گفته شد، بیماران سرطانی به طور معمول با آگاهی از بیماری خود عواطف منفی همچون اضطراب، افسردگی وخشم را تجربه می کنند. در این میان برخی از بیماران سرطانی قادرند با بیماری خود سازگار شوند و بر عواطف خود کنترل بیشتری داشته باشند. به نظر می رسد تاب آوری مبتنی بر دلبستگی ایمن به خدا نقش اساسی در کنترل عواطف این بیماران داشته باشد. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر، شناخت نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری وکنترل عواطف بیماران سرطانی بود.
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق
1- توجه علمی به توانمندیهای مثبت بیماران همچون؛ تاب آوری، معنویت(دلبستگی به خدا) و کنترل عواطف کمتر مورد توجه قرار گرفته است و در سایه آسیب شناسی روانی کمرنگ جلوه کرده است.
1-3- اهداف تحقیق
1- شناخت نقش دلبستگی به خدا در کنترل عواطف بیماران سرطانی
2- شناخت نقش دلبستگی به خدا در تاب آوری بیماران سرطانی
3- شناختنقش دلبستگی به خدا و تاب آوری در کنترل عواطف بیماران سرطانی
1-4- فرضیات تحقیق
1- بین مولفه های دلبستگی به خدا وکنترل عواطف بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.
2- بین مولفه های دلبستگی به خدا و تاب آوری بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.
3- بین مولفه های دلبستگی به خدا و تاب آوری با کنترل عواطف بیماران سرطانی رابطه وجود دارد.
1-5-تعریف متغیر های پژوهش
1- دلبستگی به خدا
تعریف عملیاتی: حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سئوالات پرسشنامه 37 سئوالی دلبستگی به خدا، غباری و حدادی کوهسار(1390)، که دلبستگی به خدا را در سه بعد، ایمن، اجتنابی و اضطرابی مورد سنجش قرار می دهد.
2- تاب آوری
تعریف علمی: تاب آوری به مفهوم انعطاف پذیری، بهبود و بازگشت به حالت اولیه پس از رویارویی با شرایط ناگوار است
تعریف عملیاتی: حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سوالات مقیاس 25 گزینه ای تاب آوری كانر و دیویدسون خواهد بود که در مقیاس پنج درجه ای از هرگز نمره 1 تا همیشه گزینه5 محاسبه و تعیین خواهد شد.
3- کنترل عواطف
تعریف علمی: منظور از كنترل عواطف این است كه فرد عواطف مثبت و منفی خود(اضطراب، خشم، افسردگی، عواطف مثبت) را در موقعیتهای گوناگون تشخیص دهد و آنها را ابراز و كنترل نماید(گروس، 1998).
تعریف عملیاتی : حاصل نمره آزمودنی در پاسخگویی به سئوالات مقیاس 42 سئوالی كنترل عواطف ویلیامز خواهد بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تصور فردی که تعللورزی نداشته باشد بسیار مشکل است. این مشکل رفتاری چنان شایع است که اگر فردی به این گویه که «من هرگز در کارها تعلل ندارم» پاسخ صحیح را ارائه نماید، میتوان چنین پنداشت که یا او دروغ میگوید و یا میخواهد مورد پذیرش بیشتر جامعه قرار گیرد (سنکال، کوسنر و والراند[1]، 1995؛ نقل در بدریگرگری و حسینی اصل، 1389). بررسی تاریخچهی تعللورزی نشان میدهد که این مشکل رفتاری پدیده جدیدی نبوده بلکه ریشه تاریخی آن به 800 سال قبل از میلاد مربوط می شود. ویلیام جیمز وجود مسئله روانشناختی تعللورزی را 120 سال قبل به رسمیت شناخته است. اگرچه تعللورزی همیشه مسئلهساز نیست، اما در اغلب موارد می تواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای نامطلوب و جبرانناپذیری به همراه داشته باشد (جوکار و دلاورپور، 1386). روانشناسان معاصر به طور روزافزون به انجام تحقیقاتی که ابعاد تعللورزی را روشن می کنند علاقمندند. متأسفانه با وجود افزایش قابل توجه تحقیقات انجام شده در این زمینه، هنوز این سازهی روانشناختی نسبتاً ناشناخته مانده و نیازمند این است که تحقیقات و پژوهشهای بیشتری در این زمینه انجام شود.
1-1 بیان مسئله
تعللورزی با تأخیر در انجام دادن تکالیف و مسؤلیتها توأم است و در نتیجه می تواند پیامدهای ناخوشایندی به همراه داشته باشد. این عادت می تواند دو نوع پیامد درونی و بیرونی داشته باشد. پیامد درونی دامنهای از آزردگی و ندامت تا خودسرزنشی و ناامیدی شدید (شکفته، 1393) و همچنین اضطراب اجتماعی و اضطراب امتحان بیشتر و ابتلا به افسردگی و بیماری را شامل می شود (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). تعللورزی ممکن است فقط به پیامدهای درونی منجر نشود بلکه می تواند پیامدهای بیرونی را هم به دنبال داشته باشد، برخی از این پیامدها خفیف هستند مثل جریمههای کم برای تأخیر در تکالیف، اما برخی افراد تعللورز شکستهای بزرگی را در کار، دانشگاه، خانه یا در روابط اجتماعی تجربه می کنند (شکفته، 1393).
اهمیت پرداختن به موضوع تعللورزی تحصیلی وقتی بیشتر خواهد شد که بدانیم در تمام پژوهشهای صورت گرفته در زمینه میزان شیوع آن در جامعه دانشجویی، میزان بالای شیوع این رفتار گزارش شده است (انووگ بوزی[6]، 2000؛ بالکیس و دورو و دورو، 2009؛ اسکونبرگ، لی، پیکل و فراری، 2004؛ نقل در اساسی، فتحآبادی و حیدری، 1390). شکفته (1393) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که در کل، پسران نسبت به دختران تعللورزی بیشتری دارند، همچنین نتایج مقایسه تعللورزی دانشجویان دختر و پسر در حوزه های زندگی نیز نشان داد که دانشجویان دختر و پسر از نظر تعللورزی در حوزه های تحصیلی، سلامت و خانواده با هم تفاوت ندارند. در حوزهی اوقات فراغت دختران و در حوزه کارهای ضروری روزمره و ارتباطات اجتماعی پسران تعللورزترند. بطور کلی این رفتار در بین دانش آموزانی که از دبیرستان فارغالتحصیل شده و وارد دانشگاه شده اند، رایجتر است (کاچگال[7]، هانسن و نوتر، 2001؛ لی، کلی[8] و ادوارد، 2006؛ نقل در محمدی قلعهتکی، قمرانی و برمک، 1393).
تعللورزی یک روش رفتاری است که فرد آن را در پیش میگیرد تا خودش را از تجربه کردن حالتهای هیجانی ناخوشایند، مثل ناراحتیهای شدید در امان بدارد (فیاضی و کاوه، 1388) و دارای علائم و نشانه هایی است از جمله: ناتوانی در رسیدن به اهداف مهم زندگی، انجام کارها با سرعت زیاد در آخرین لحظات، احساس غرق شدن در مسؤلیتها، وقتکشی و هدر دادن وقت، خیالبافی و آرزو به جای انجام دادن کارها و عدم برنامه ریزی مداوم برای زندگی (آتشپور و امیری، 1378؛ نقل در فیاضی و کاوه، 1388).
عوامل متعددی دانش آموزان را به تعللورزی سوق میدهد از جمله: فقدان تعهد، فقدان راهنما، فقدان حمایت از سوی دیگران، مهارت های نامناسب مدیریت زمان، مشکلات اجتماعی و استرس (حسین و سلطان، 1389؛ نقل در صبحی قراملکی، حاجلو و بابایی، 1393)، فقدان انگیزه، وحشت از شکست، مشکل در شروع کار و وظایف خارج از توان (هیلر، رابینسون و شروود، بیتا: ترجمهی اشرفالعقلایی، 1387؛ نقل در شیرزادی، 1389). استرس زمان و فقدان برنامه ریزی در زندگی دانش آموزان و دانشجویان در راه رسیدن به موفقیت، از موانعی است که اغلب منابع به آن اشاره دارند (صبحی قراملکی، حاجلو و بابایی، 1393). همچنین مواردی مثل کمالگرایی، پایین بودن سطح تحمل و عدم توانایی در برابر مشکلات و احساس خودکمبینی را نیز جزء ریشه های تعللورزی میدانند (الیس و جیمزنال، بیتا: ترجمهی فرجاد، 1391). علاوه بر این بسیاری از تعللورزیها نتیجه لذتجویی آنی، کمطاقتی و ترجیح دادن تقویتکننده های کوتاهمدت به بلندمدت است (فیاضی و کاوه، 1388).
پژوهشهای مرتبط با تعللورزی را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: پژوهشهایی که تعللورزی را یک عامل شخصیتی یا صفتی میدانند و پژوهشهایی که تعللورزی را نتیجه عوامل موقعیتی، محیطی یا حالتی در نظر میگیرند. در ادامه به برخی از این پژوهشها اشاره می شود.
برخی دیدگاه ها تعللورزی را یک یا چند ویژگی شخصیتی یا صفتی نسبتاً ثابت میدانند که موجب تعللورزی فرد در بسیاری از موقعیتها و زمینهها می شود. در این زمینه محققان برای نشان دادن رابطه بین گرایش فرد به تعللورزی و ویژگیهای اساسی مثل کمالگرایی، خودکارآمدی و خودتنظیمی و سبکهای هویت (جانسون و سلانی، 1996؛ نقل در خرمایی، عباسی و رحیمی، 1390؛ گوروئی، خیر و هاشمی، 1390؛ شیخی، فتح آبادی و حیدری، 1392؛ میرزایی، غرایی و بیرشک، 1392؛ غلامعلی لواسانی، آذرنییاد، مهمانپذیر و رضاییان، 1392)، عوامل بالینی مثل افسردگی، اضطراب و اختلالات شخصیت (فراری، 1992؛ نقل در شکفته، 1393؛ کرمی، 1388؛ سپهریان، 1390؛ شیخی، فتح آبادی و حیدری، 1392؛ کیامرثی، آریاپوران و ابوالقاسمی، 1392)، اضطراب امتحان (میلگرام، دنگور و راویو، 2001؛ نقل در شیرزادی، 1389) و جهتگیری هدف (ولترز، 2003) پژوهشهایی انجام دادهاند. سولومون و راثبلوم (1986؛ نقل در شیرزادی، 1389) در پژوهشی دریافتند که بین تعللورزی با عوامل بالینی مثل افسردگی، باورهای غیرمنطقی و اضطراب صفتی رابطه مثبت و بین تعللورزی و خودکارآمدی و عزت نفس رابطه منفی وجود دارد. پژوهش میلگرام، دنگور و راویو (2001؛ نقل در شیرزادی، 1389) نیز نشان داده است که افرادی که اضطراب امتحان بالایی دارند، تعللورزی بیشتری دارند و از محرکهای ایجادکننده این اضطراب اجتناب می کنند.
خودتنظیمی و خودکارآمدی از جمله دیگر متغیرهای مرتبط با تعللورزی هستند. در این زمینه میلگرام، سروف و روزنبام[9]، (2003؛ نقل در مطیعی، حیدری و صادقی، 1391) در پژوهشی نشان دادند که آن دسته از فراگیرانی که از راهبردهای خودتنظیمی استفاده می کنند، کمتر مرتکب تعللورزی میشوند. حسینچاری و دهقانی (1387) نیز در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی، اضطراب امتحان و راهبردهای شناختی، پیشبینیکننده منفی تعللورزی تحصیلی هستند.

کلاسن، راجانی و کراچانک (2008) در زمینه تعللورزی تحصیلی دانشجویان و رابطه آن با خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و خودکارآمدی برای خودتنظیمی دریافتند که همه این عوامل با تعللورزی رابطه منفی دارند و از بین آنها خودکارآمدی برای خودتنظیمی پیشبینیکننده قویتری برای تعللورزی است.
در زمینه تعللورزی در حوزه های مختلف زندگی نیز شکفته (1393) در پژوهشی دریافت که تعللورزی یک سازهی موقعیتی یا حالتی است، نتایج این پژوهش نشان داد پسران در کل از دختران تعللورزترند، در حوزه های تحصیلی، سلامت و خانواده با یکدیگر تفاوت ندارند، در حوزهی روال یا کارهای ضروری روزمره و ارتباطات اجتماعی پسران و در حوزه اوقات فراغت، دختران تعللورزی بیشتری دارند، نتایج این پژوهش مبنی بر موقعیتی بودن سازهی تعللورزی با پژوهش کلانگسیک (2013) همسو بود. برخی پژوهشها نیز تغییرپذیری زمانی و موقعیتی در تعللورزی را نشان دادهاند (بلونت و پیچی[13]، 2000؛ لونرگان و ماهر، 2000؛ مون و الینگوورث[14]، 2005؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، 1392).
جهتگیری پژوهشی دیگر در زمینه تعللورزی به پیشایندها و پیامدهای آن تأکید می کند، در خصوص پیشایندهای تعللورزی، محققان و نظریهپردازان به عوامل مختلفی اشاره نموده اند از جمله: اضطراب و وابستگی، ترس از ارزیابی منفی، عزتنفس پایین (فراری، 1992؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، ترس از شکست، تنفر از کار، فقدان انرژی (سولومون و راثبلوم، 1984)، کمالگرایی (جانسون و سلانی، 1996؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، درماندگی آموخته شده (مککین، 1994؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386)، خودکمبینی، پایین بودن سطح تحمل و عصبانیت (الیس و جیمز نال، 1382؛ نقل در جوکار و دلاورپور، 1386) و در مورد پیامدهای تعللورزی نیز میتوان به پیامدهای عینی مانند از دست دادن ضرب الاجلها، فرصتها، درآمد و زمان و پیامدهای عاطفی از جمله تضعیف روحیه، افزایش استرس و اضطراب، ترس و عصبانیت و انگیزه پایین (ونویک، 2004؛ نقل در سپهریان، 1390) اشاره کرد.
از جمله عوامل بسیار مهمی که بر انگیزش و عملکرد اثر میگذارد و در پژوهشها ارتباط آن با تعللورزی مورد بررسی قرار گرفته است، جوّ کلاس[15] میباشد. کلاس به مثابهی یک گروه اجتماعی، از افراد مختلفی تشکیل شده است که از نظر تجارب، فرهنگ خاص (خرده فرهنگ)، شخصیت و ابعاد گوناگون دیگری با هم متفاوت هستند. تعامل اعضای کلاس با یکدیگر تا حد زیادی متأثر از جوّی است که بر کلاس حاکم است. اگر چه هر کدام از افرادی که در مدرسه مسؤلیتی بر عهده دارند و از همه مهمتر معلم بر جوّ کلاس تأثیر میگذارند؛ اما بیشترین سهم و نقش در این میان متعلق به خود دانش آموزان است (حسینچاری و خیر، 1382). مطالعه ادراک از جوّ کلاس بر این فرض استوار است که ادراک فراگیر از محیط کلاس با ویژگیهای بافتی و شخصی او پیوند دارد و بر نگرش وی نسبت به محیط اطراف و مشارکت در فعالیتهای کلاس تأثیر میگذارد (پاتریک، ریان و کاپلان[16]، 2007؛ نقل در رستگار، زارع، سرمدی و حسینی، 1392).
کنث و توبین[17] (2002؛ نقل در روحانی و ماهر، 1386) اظهار داشتند که جوّ کلاس، محیط و موقعیتی است که توسط مدرسه، معلمان، همکلاسیها و سایر عوامل مدرسه خلق می شود. آنان عقیده دارند کلاسی که از لحاظ فیزیکی، عاطفی، هیجانی، احساسی و تحصیلی به هر دلیل نامطبوع و نامساعد باشد، دارای جوّی منفی است و این شرایط بر رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی دانش آموزان آثار زیانباری میگذارد. ماچرا[18] (2008؛ نقل در دهقانیزاده، حسینچاری، مرادی و سلیمانی خشاب، 1393) اظهار می کند دانش آموزان اغلب ساعات حضور در مدرسه را در کلاس میگذرانند، کیفیت و چگونگی گذراندن حضور در کلاسها یک نقش مهم و تعیینکننده در یادگیری دانش آموزان دارد و عکس العملها و ادراک دانش آموزان را نسبت به تجربیات مدرسه تحت تأثیر قرار میدهند.
جنبه های متفاوت جوّ کلاس، نظیر تعامل بین دانش آموزان و معلم، تعامل بین دانش آموزان و رقابت میان آنها از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اهداف پیشرفتی که دانش آموزان دنبال می کنند، محسوب میشوند (چرچ، الیوت و گیبل، 2001؛ دویک و بمپچات، 1983؛ الیوت و هارکیویچ، 1996؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، 1390). جوّ کلاس را تا حدود زیادی تعامل بین معلم و دانش آموزان تعیین می کند (پینتریچ و شانک، 1996؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، 1390). معلم و دانش آموزان به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر میگذارند. معلم از طریق برنامه ریزی و نحوه تدریس، نظارت بر عملکرد و پسخوراند دادن، باورها، انتظارات، خودکارآمدی، الگودهی، روشهای مدیریت کلاس، ایجاد محیطی تکبعدی و یا چند بعدی و نیز انتخاب اصول ساختاری بر انگیزش، خودکارآمدی، یادگیری و پیشرفت دانش آموزان اثر میگذارد و در مقابل واکنش دانش آموزان در جریان تدریس موجب می شود که معلم اوضاع را بسنجد و راهبردهایی را بهکار گیرد که بر انگیزش و یادگیری دانش آموزان تأثیر بهتری میگذارند (پینتریچ و شانک، 1996؛ نقل در ابراهیمی، پاکدامن و سپهری، 1390).
نتایج پژوهشهای انجام شده در مورد جوّ کلاس نشان می دهند که این مؤلفه با پیامدهای تحصیلی مرتبط است، از جمله وانگ و هارتل (1994؛ نقل در ذبیحی، نیوشا و منصوری، 1391) در پژوهشی نشان دادند که جوّ کلاس به ابعاد اجتماعی روانشناختی بستگی دارد و مدیریت کلاس اگر خوب باشد باعث افزایش مشارکت دانش آموزان، کاهش رفتارهای مخرب و استفاده مناسب از زمان آموزشی می شود. پژوهش کورکین، یو، ولترز و وینسر[19] (2014) نیز از جمله پژوهشهای دیگری است که اثرات مشترک جنبه های متعدد جوّ کلاس درس روی تعللورزی را بطور مستقیم و غیرمستقیم از طریق باورهای انگیزشی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان داد که ابعاد مختلف جوّ کلاسی از جمله حمایت معلم، سازمان معلم، فشار تحصیلی و علاقه به دوره همگی بطور منفی و معنادار با تعللورزی مرتبط بودند و رابطه معکوس با تعللورزی داشتند.
به اعتقاد بروس و همکاران (2007؛ نقل در پیری و قبادی، 1392) راهبردهای انگیزشی برای یادگیری یکی از اصلیترین مؤلفه های اثرگذار بر یادگیری بوده و در صورت توجه آموزشدهندگان به این مؤلفه، محیطهای یادگیری برای یادگیرندگان جذابتر و بانشاطتر خواهد بود. نوع باورهای انگیزشی دانش آموزان بر میزان یادگیری و استفاده از راهبردهای شناختی آنان تأثیر عمدهای دارد و از جمله عوامل تعیینکننده در موفقیت تحصیلی محسوب می شود (هونگ و همکاران، 2009؛ نقل در پیری و قبادی، 1392).
نتایج پژوهشهای انجام شده در خصوص باورهای انگیزشی نشان می دهند که این مؤلفه با عملکرد تحصیلی رابطه دارد. اغلب این تحقیقات رابطه بین باورهای انگیزشی و مؤلفه های مرتبط با آن (خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان) را با عملکرد تحصیلی به صورت کلی (بدون تفکیک دروس مختلف) مورد بررسی قرار دادهاند. از جمله این پژوهشها میتوان به پژوهشهای پینتریچ و دیگروت (1990؛ نقل در برومند و شیخی فینی، 1390)، گلدوست و معینی کیا (1388؛ نقل در پیری و قبادی، 1392)، کجباف، مولوی و شیرازی تهرانی (1382)، قدمپور و سرمد (1382)، لیونگ و من[20] (2002؛ نقل در عابدینی، باقریان و کدخدایی، 1389) و پولسون و جنتری[21] (1995؛ نقل در عابدینی، باقریان و کدخدایی، 1389) اشاره کرد.
با توجه به آنچه بیان شد میتوان گفت از جمله عوامل موقعیتی که بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان اثر مهمی دارد جوّ کلاس میباشد، دانش آموزان و دانشجویانی که ادراک آنها از جوّ کلاس مثبت است، تکلیف کلاسی را برای آیندهی خود سودمند تلقی می کنند و این امر می تواند در کاهش میزان تعللورزی مفید باشد؛ و از سوی دیگر مؤلفه های باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان) نیز میتوانند در رابطه بین ادراک از جوّ کلاس و تعللورزی یک نقش واسطهای را ایفا کنند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی نقش واسطهای باورهای انگیزشی در رابطه ادراک از جوّ کلاس و تعللورزی دانشجویان در قالب یک مدل است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
صورتهای مالی باید برای تصمیمگیری استفاده کنندگان مفید باشد و به همین دلیل باید توسط حسابرسان مستقل حسابرسی شود که حال این حسابرسی هر چه باکیفیتتر باشد بهتر است و ازآنجاییکه مدیران شرکت ممکن است از مدیریت سود بهصورت منفی استفاده کنند کیفیت حسابرسی بالا باعث جلوگیری از مدیریت سود منفی میشود و به همین دلیل این تحقیق به دنبال بررسی رابطه کیفیت حسابرسی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و واقعی میباشد.
در این فصل ابتدا بیان مسئله را بیان میکنیم که شامل جزییات و ناشناختههای تحقیق میباشد و به سراغ اهمیت تحقیق پرداخته می شود، سپس فرضیه ها و اهداف را بیان میکنیم و سپس به سراغ روش تحقیق میرویم و درآخرواژههای کلیدی و ساختار تحقیق را تشریح میکنیم.
1-2 بیان مسئله
وجود اطلاعات مالی شفاف و قابلاتکا، از عوامل اصلی ارزیابی وضع موجود و عملکرد یک شرکت در فعالیتهای خود و همچنین تصمیمگیری در مورد دادوستد اوراق بهادار آن شرکت میباشد. در محیط اقتصادی امروز با حضور فعالان اقتصادی متنوع و ساختار پیچیده روابط اقتصادی میان آن ها، اطلاعاتی قابلاتکا تلقی میشوند که توسط گروهی حرفهای و مستقل بر فرایند تهیه و ارائه آن ها نظارت و اظهارنظرشده باشد. نمونه بارز گروههای حرفهای مستقل، مؤسسات حسابرسی میباشند که عمدتاً ساختار کنترل داخلی واحد گزارشگر و محصول نهایی آن یعنی صورتهای مالی را موردبررسی و نظارت قرار داده و در این مورد اظهارنظر مینمایند.پس کیفیت حسابرسی بسیار مهم است زیرا باعث میشود صورتهای مالی باکیفیت بالایی نظارت شود.
پالمرز کیفیت حسابرسی را ایجاد اطمینان از صورتهای مالی و احتمال آنکه صورتهای مالی هیچگونه تحریفی نداشته باشد تعریف کرده است.
مدیران اغلب بهمنظور گمراه ساختن سهامداران نسبت به عملکرد اقتصادی واقعی شرکت سود را مدیریت میکنند.این مدیریت سود که از طریق دستکاری ارقام حسابداری یا فعالیتهای واقعی انجام میشود دقت و صحت پیامرسانی سود را کاهش میدهد، ریسک و عدم اطمینان افراد برونسازمانی را افزایش میدهد و همچنین احتمالاً منجر به عدم تقارن اطلاعاتی و کاهش کار آیی سرمایهگذاری میگردد (مک نیکولز و استیون[1]، 2008).
بهطورکلی مدیریت سود از دو طریق امکانپذیر است:مدیریت سود مبتنی بر ارقام تعهدی و مدیریت واقعی سود در حالت اول مدیریت از طریق اقلام تعهدی اختیاری به آرایش ارقام حسابداری مطابق با اهداف مطلوب خود میپردازد اما در حالت دوم، مدیریت با اتخاذ برخی تصمیمات عملیاتی و به عبارتی دستکاری فعالیتهای واقعی به مدیریت واقعی سود روی آورده و به سود موردنظر خویش دست مییابد
مدیریت سود واقعی به زمانبندی و ساختاربندی فرصتطلبانه معاملات عملیاتی، تأمین مالی و سرمایهگذاری توسط مدیریت واحد تجاری بهمنظور تأثیر گذاشتن بر سود گزارششده توسط مدیریت در جهتی خاص اطلاق میشود که شرکت را متحمل هزینهها و پیامدهای اقتصادی آتی نماید (چن[2]،2009).
مدیریت سود مبتنی بر ارقام تعهدی مدیریت سودی میباشد که مدیریت به دلیل انعطافپذیری اصول پذیرفتهشده حسابداری، با بهره گرفتن از روشهای مختلف پذیرفتهشده، سعی در اعمالنظر در اقلام تعهدی سود دارد.اعمالنظر مدیریت میتواند کیفیت اطلاعرسانی سود را بهوسیله گزارش اطلاعات محرمانه افزایش دهد (هلتاوسن[3]،1990).
حال هر چه کیفیت حسابرسی بالاتر باشد سبب میشود که مدیریت سودهای نامطلوب کشف شود و جلوی مدیریت سود مدیر شرکت گرفته شود تا صورتهای مالی به بهترین نحو نمایش داده شود.
حال ما در این تحقیق به دنبال این هستیم که:
آیا بین کیفیت سود حسابرسی و مدیریت سود واقعی و مبتنی بر اقلام تعهدی رابطه معنیداری وجود دارد؟

1-3 اهمیتوضرورتتحقیق
ازآنجاییکه مدیر شرکت ممکن اقدام به مدیریت سود با جنبه منفی آن بکند و سرمایهگذاران از این کار لطمه ببینند، حسابرسی باید اینقدر باکیفیت باشد که بتواند جلوی مدیریتهای سود منفی مدیریت را بگیرد یعنی حسابرسی باید آنقدر با دقت انجام شود که افرادی که به این صورتهای مالی اتکا میکنند هیچگونه ضرری نبینند و صورتهای مالی اطلاعات مربوط و قابلاتکایی را در اختیار استفاده کنندگان قرار دهد و از این لحاظ اهمیت موضوع مشخص میشود.
1-4 اهداف تحقیق
هدف آرمانی(کلی)
شناخت رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود واقعی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی
اهداف اختصاصی(ویژه)
- شناخت رابطه بین کیفیت حسابرسی با جریانهای نقدی عملیاتی غیرعادی
- شناخت رابطه بین کیفیت حسابرسی با هزینهی تولید غیرعادی
- شناخت رابطه بین کیفیت حسابرسی با هزینهی اختیاری غیرعادی
- شناخت رابطه بین کیفیت حسابرسی با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی
اهداف کاربردی
- کمک به سرمایهگذاران زیرا هرچه کیفیت حسابرسی بالاتر باشد جلوی مدیریت سود را خواهد گرفت.
- کمک به اعتباردهندگان زیرا اعتباردهندگان میدانند که صورتهای مالی باکیفیت حسابرسی شده و سود درست است و میتوانند تسهیلات اعطا کنند.
- کمک به فروشندگان زیرا فروشندگان میدانند که صورتهای مالی باکیفیت حسابرسی شده و سود شرکت صحیح است و میتوانند به آن اتکا کنند و کالایی را بفروشند.
[1] Mac Nichols & Stevens
[2] Chen
[3] Hltavsn
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
:
شخصیت از بنیادی ترین مفاهیم روان شناسی است. روان شناسی شخصیت حوزه ای است که به بررسی ویژگی های فردی اعم از هیجانی و رفتاری می پردازد که معمولاً ثابت و قابل پیش بینی اند و در زندگی روزمره قابل پیگیری هستند.
یکی از واقعیت های مهم جهان هستی وجود تنوع در میان پدیده های عالم است.نه تنها گونه های مختلف جانداران و گیاهان با هم فرق دارند،بلکه اعضای هر گونه نیز با یکدیگر متفاوتند .انسانها نیز مشمول همین قاعده اند.دانش آموزان از لحاظ توانایی های ذهنی ،روش های آموختن ،سبک و سرعت یادگیری ،آمادگی ،هوش و استعداد ،شخصیت ،علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیت های تحصیلی با هم تفاوت دارند.بنابراین ،در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان در آموزش و برخورد متناسب با ویژگی های خاص آنها از وظایف مهم معلم است.نتایج پژوهش های انجام شده بر این حقبقت تاکید کرده اند که توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان از سود معلمان در بهبود کیفیت یادگیری و افزایش سطح پیشرفت تحصیلی آنان بسیار تاثیر گذار است (سیف ،1388).
سلامت روان از ملاک های تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده وبه مفهوم احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود ،اتکا به خود ،ظرفیت رقابت ،تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های بالقوه فکری ،هیجانی و غیره است .
سلامت روانی به چهار جنبه انطباق عینی فرد با محیط،انطباق ذهنی فرد با محیط ، انطباق واقعی و قابلیت شناخت و دسترسی به خود اشاره می کند . عدم موفقیت تحصیلی نیز زمینه ساز مشکلات فردی واجتماعی زیاد و انحراف از دستیابی به اهداف سیستم آموزشی است .
ویژگی های شخصیتی از جمله روان آزرده گرایی،برون گرایی ،انعطاف پذیری ،دلپذیر بودن و با وجدان بودن، خود نقش بسزایی را در سلامت روانی دانش آموزان و به دنبال آن سلامت جامعه ایفا می کند . پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی که از ویژگیهای شخصیتی بیرونی بر خوردار هستند به مراتب رابطه بهتری با سایر دانش آموزان دارد و در نتیجه عملکرد مدرسه بهبود می یابد و سیستم نیز از سلامت بهتری برخوردار است( صابر گرگانی ، 1377).
ترقی و پویایی و اعتلای هر جامعه جز در داشتن عناصر و اعضای سالم و کار آمد در آن اجتماع نیست افرادی که علاوه بر وضعیت جسمانی مناسب از لحاظ روانی نیز در حد تعادل و مطلوبی باشند ، بدون تردید تقارن سلامت جسمانی و روانی ، اصلیترین نتیجه داشتن جامعه ای شکوفا و با آینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیار حائز اهمیت است ، چرا که تاثیر روانی بر عملکرد جسمانی بر هیچکس پو شیده نیست ( شعاری نژاد،1381).
و اما از ضرورت این مباحث همین بس که ویژگیهای شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقای دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن سلامت روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .
بیان مسئله
از آنجا که در هر نظام آموزشی ، پیشرفت تحصیلی یکی از مهمترین شاخص توفیق فعالیتهای علمی آموزشی محسوب می شود ، بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیت خاصی نزد پژوهشگران علوم تربیتی و روانشناسی برخوردار است پژوهشهایی که در اوایل در مورد پیشرفت تحصیلی انجام می شد عمدتا بر روی نقش هوش متمرکز بود ، اما محققان اخیر مدعی شده اند که توصل به هوش عمومی به تنهایی برای تبیین موفقیت افراد کافی نیست ( چو 2010 ) و در بهترین شرایط ، هوش بهر فقط می تواند تا بیست درصد از موفقیت افراد را پیش بینی کند ( گلمن ، ترجمه پارسا، 1382 ) به همین دلیل ، امروزه بیشتر به تحقیقاتی پرداخته می شود که بجای بررسی نقش تنها یک متغییر به بررسی تاثیر همزمان چندین متغییر بر پیشرفت تحصیلی بپردازند . پیشرفت تحصیلی دانش آموزان یکی از شاخص های مهم در ارزشیابی آموزشی است و بیانگر میزان دستیابی به استانداردها و اهداف آموزشی است (ربر1985 ولادین 1967).
واژه پیشرفت تحصیلی به جلوه ای از جایگاه تحصیلی دانش آموز اشاره دارد و بیانگر نمره ای برای یک دوره با میانگین نمرات در دوره ی مربوط با یک موضوع مشخص یا

میانگین نمرات دوره های مختلف می باشد(به نقل از رییس سعدی ،1386) .
شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست زیرا محور اساسی بحث در زمینه ها یی مانند یادگیری، انگیزه، ادراك، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است. به عبارتی، موارد فوق الذکر اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند (کریمی ،1389).
برای پیشرفت تحصیلی ملاکهای گوناگونی را میتوان در نظر گرفت که مشهورترین آن میانگین نمرات کلاسی می باشد.(رادینگ 2001 ،به نقل از رئیس سعدی ،1386 )معتقد است پیشرفت تحصیلی عبارتست از یادگیری که معمولا در آزمونها و امتحانات و همچنین در بحثهای کلاسی و کارگروهی آشکار میشوند. همه این موارد اشاره به افرادی دارند که برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند، تکالیفی که انتخاب می کنند دارای سطح دشواری متوسط است ،دارای اعتماد به نفس هستند ،با پشتکار و پی گیرند ،شکست را نتیجه فقدان تلاش تلقی می کنند ،اهداف طولانی مدت دارند ،با اشتیاق و بلند پروازند و از آنچه که انجام می دهند احساس غرور می کنند. هرچند که یکی از مهمترین پیش بینی کننده های موفقیت دانش آموزان در مدرسه سطح توانایی آنها می باشد ولی با این وجود ، توانایی نمی تواند عملکرد تحصیلی را به طور کامل پیش بینی کند . به عبارت دیگر ،بر مبنای تفاوت در توانایی دانش آموزان نمیتوان به این سوال پاسخ داد که چرا بعضی از دانش آموزان در مدرسه نمره ی الف می گیرند در حالی که دانش آموزان دیگر با همان توانایی در امتحانات رد می شوند ؟بر این اساس ،با آگاهی از این که تفاوت در توانایی فقط می تواند بخشی از تفاوت در عملکرد تحصیلی را تببین کند ،تعداد زیادی از محققان نقش با اهمیت و پیش بینی کننده متغیرهای نا مرتبط با توانایی یا عوامل غیرتحصیلی را بر پیشرفت تحصیلی سر لوحه ی فعالیت های پژوهشی خود قرار داده اند از جمله این عوامل مرتبط با پیشرفت تحصیلی میتوان به ویژگی های شخصیتی و روش های مطالعه اشاره كرد (استنبرگ،1999، به نقل از کدیور ،شکری ،فرزاد ،و سنگری 1385) .بنابراین مهمترین مساله این پژوهش تبیین رابطه ویژگی های شخصیتی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان
دختر مقطع متوسطه دوم منطقه ارژن می باشد.
ضرورت و اهمیت تحقیق:
درراستای تاثیرعوامل دیگربرپیشرفت تحصیلی بویژه تفاوتهای فردی مانندخصوصیات شخصیتی،این امرهمواره دربین دست اندرکاران تعلیم وتربیت مطرح بوده است که آیاپی بردن به تیپهای شخصیتی افرادوانطباق روش تدریس ویادگیری آنها،میتواندیادگیرندگان رادرزمینه تحصیلی یاری کند؟براتکو وهمکاران بیان میکنند که ممکن است رابطه بین پنج عامل شخصیت و عملکردتحصیلی خیلی قوی نباشد،اماشخصیت در پیش بینی عملکردمدرسه به طورمستقل ازهوش،عمل میکند .
پنج ویژگی شخصیت به طیف گسترده ای از رفتار مربوط شده اند كه یكی از آنها پیشرفت تحصیلی می باشد.
یكی دیگرازمتغیرهای كه دراین پژوهش سنجیده خواهدشد،سلامت روانی است. سلامت روانی دانش آموزان ازعوامل بسیاری ازجمله شیوه های نظارت مدیران،كیفیت زندگی،عملكردمدیران وبویژه ویژگیهای شخصیتی تأثیرمی پذیرد. ویژگیهای شخصیتی ازجمله روان آزرده گرایی،برونگرایی،انعطاف پذیری،دلپذیربودن وباوجدان بودن، خودنقش بسزایی رادرسلامت روانی دانش آموزان وبه دنبا ل آن سلامت جامعه ایفامی كند.پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی كه ازویژگیهای شخصیتی بیرونی برخوردارهستند بمراتب رابطه بهتری با سایردانش آموزان دارندودرنتیجه عملكردمدرسه بهبودمی یابدوسیستم نیزازسلامت بهتری برخوردار است. (صابرگرگانی، 1377 ). ترقی وپویایی واعتلای هرجامعه جزدرداشتن عناصرواعضای سالم وكارآمددرآن اجتماع نیست افرادی كه علاوه بروضعیت جسمانی مناسب ازلحاظ وضعیت روانی نیزدرحدتعادل ومطلوبی باشند،بدون تردیدتقارن سلامت جسمانی وروانی،اصلیترین نتیجه د اشتن جامعه ای شكوفاوباآینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیارحائزاهمیت است؛چراكه تأثیرروانی برعملكردجسمانی برهیچكس پوشیده نیست (شعاری نژاد، 1381).همچنین باید خاطر نشان كرد كه هدف اصلی سلامت روانی كمك به همه ی افراد در رسیدن به زندگی كامل تر ،شادتر،هماهنگ تر ،شناخت وسیع و پیشگیری از بروز اختلالات خلقی ،عاطفی و رفتاری است مقابله با بیماری های روانی برای ایجاد جامعه سالم از وظایف اصلی دولتها و افراد جامعه است و هر اجتماعی كه خواستار بهزیستی و شادكامی افراد خود می باشد ،باید مردم سازگار و هماهنگ پرورش دهد(میلانی فر ،1378).
و اما از ضرورت این مباحث همین بس که ویژگی های شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقا دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن بهزیستی روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .
در یک جامعه وقتی پیشرفت مفهوم واقعی خود را پیدا می كند كه تمام اجزا جامعه با یكدیگر رشدی یكپارچه داشته باشند.در این راستا تحقیق یا پژوهش می تواند معیار نسبتا” مطمئنی جهت پیشرفت جامعه مورد نظر باشد.اهمییت این تحقیق به نوبه خود می تواند مسئولان و دست اندركاران امر نظیر مشاوران ،مسئولین آموزش و پرورش و…را بر آن دارد كه برای سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان چاره جویی كنند و آنان را نسبت به این مسئله كه بهبود ویژگی های شخصیت و غنی كردن آن در میان قشر دانش آموز می تواند تبعات بسیار شفاف در بالندگی كشور در تمامی عرصه ها داشته باشد.
لذا با توجه به اهمیت پیشرفت تحصیلی و سلامت روان و تاثیر ویژگی های شخصیتی بر این دو بعد و نیز خلاء انجام چنین تحقیقاتی بخصوص در این منطقه آموزش و پرورش ،این پژوهش می تواند از اهمیت خاص و ویژه ای برخوردار باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یک نوازش عبارتست از هر فعالیتی در جهت بازشناسی یا نمایش مرحله ای از انگیزه ها میباشد. نوازشهای روانی «كلامی و غیركلامی[4]» برای احساس ارزش مهم و ضروری است. نوازشها دارای حالات مختلفی از جمله: كلامی و غیركلامی، شرطی و غیرشرطی، محبت، گرمی یا قدردانی كلامی با همراه با نگاه، لبخند، تماس و یا حتی حالتهای صورت هستند كه همگی برای سلامت روان مفید میباشد. (كوری، 2013)
با توجه بر این موضوع كه اساساً همه علوم از مفاهیم یا سازه هایی نظری و ارتباط بین این مفاهیم تشكیل میشوند ولی تا هنگامیكه مفاهیم نظری قابل اندازه گیری و كمی شدن نباشند، یافتن قوانین و روابط علمی به منظور پیش بینی پدیده ها ممكن نیست. (آناستازی، 1386) چون موضوع مطالعه در علوم تربیتی و رفتاری انسان است، اندازه گیری و بدنبال آن تصمیم گیری در این حیطه فوقالعاده حساس است. و این امر نیز بدیهی است كه چیزی تا مورد اندازه گیری قرار نگیرد نمی تواند بطور علمی مورد مطالعه قرار گیرد. (ثرنداك، 1369) روش اندازه گیری، پایه و اساس مطالعات علمی است و وسایل مورد نیاز را برای آزمون فرضیه های علمی میسازد و به همین دلیل است كه توجه به كاربردهای پژوهشی روشهای اندازه گیری به ویژه در علوم رفتاری روزافزون است. (هومن، 1368)
بنابراین ما در این پژوهش بر آنیم تا مقیاس سنجش روابط متقابل هیر را جهت اندازه گیری روابط متقابل ترجمه نماییم و روایی، اعتبار و هنجاریابی آزمون مذكور را تهیه نماییم.
بیان مسئله
- «کودک[7]» هر شخصی روزگاری از امروزش جوانتر بوده است، پس در مغز خود آثار ثبت شدهای از سالهای اولیه زندگیاش دارد كه این آثار در شرایط و موقعیتهای معین فعال می شود «كاركرد روانی قدیمی[8]». به زبان ساده «هركس در درون خود پسر بچه یا دختر بچه كوچكی دارد.» (برن، 1966) «كودك» درون همان بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. خلاقیت، شور و شوق، احساسات تند و تیز، قهر و آشتی، ترس، وحشت، عشق و تنفر همه و همه از کـودک درون ما نشـأت میگیرد. او برای توضیح بیشتر دو نوع کودک درون را تعریف می کند یکی کودکسازگار و کودک طبیعی.، کودک سازگار همان بخش از شخصیت ماست که قوانین و باید و نبایدهای جامعه را میپذیرد و مثل یک بچه خوب هرچه والدنیش میگویند گوش می کند اما برعکس این کودک ناسازگار است که مرتب بچگی می کند و البته در مواردی برای ما دردسر ایجاد می کند اما همین کودک ناسازگار است که منجر به شور زندگی

- و خـلاقیت و ابتـکار می شود. وگرنه از کودک سازگار کاری جز بله قربان گویی بر نمیآید. به همین دلیل اریک برن اغلب بیمارانش را تشویق میکرد به کودک ناسازگار خود بیشتر بها بدهند و نگران بچگیهای او نباشند. (استوارت و جونز، 1382) در وجود «كودك» درك و خلاقیت و سائقهای فیالبداهه و لذت نهفته است. (برن، 1982)
- «بالغ[9]» هر فرد «اعم از بچهها، بیماران عقبافتادهی ذهنی یا اشخاص كه به اسكیزوفرنی مبتلا هستند» می تواند اطلاعات ذهنیاش را در مغزش مرتب كند، به شرط آنكه «حالت من[10]» مناسب او به كار بیفتد «كاركرد روانی جدید[11]». به زبان ساده «هركس یک «بالغ» در درونش دارد.» (برن، 1966) «بالغ» بخش عاقل شخصیت ماست؛ بخشی که تصمیمهای منطقی میگیرد، اطلاعات را پردازش میکند، با دیگران رابطه محترمانه برقرار میکند و کلاً واقع گراست.
- «والد[12]» هر فرد پدر و مادری «یا جانشین آنها را» داشته است و در درون خـود دارای مجموعه ای از «حالات من» آن پدر و مادر «همانطور كه آنها را میدید»، و این «حالات من» پدری و یا مادری ممكن است در شرایط معینی فعال شود «كاركرد روانی برونی[13]». به زبان ساده «هر كسی پدر و مادرش را در درون خود دارد.» (برن، 1966) «والد» درون که منفورترین بخش شخصیت ما را از نظر اریک برن تشکیل میدهد همان باید و نبایدهای بدون منطق و دلیل ماست. همان دستورالعملهای بیچون و چرایی که سالهاست برای خود ساختهایم و حتی اطرافیانمان را هم با آن اسیر کردهایم. اما اریک برن والد را نیز دو نوع میداند اولی والدی سخت گیر و آزار دهنده و دومی والدی نوازشگر و تایید کننده و اعتقاد دارد والد بد و مایوس کننده والد نوع اول است و بهتر است به نوع دوم تغییر کند. (استوارت و جونز، 1382)
با توجه به توضیحات بالا نمودار شماره 1 را كه نمودار ساخت نام دارد ارائه میگردد این طرح نمایانگر شخصیت كامل هر فرد، و شامل حالات من، «والد»، «بالغ» و «كودك» میباشد. این سه حالت كاملاً از یكدیگر مجزا نگه داشته شده اند، زیرا با یكدیگر بیاندازه متفاوت و در اكثر مواقع متناقض هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل به بررسی كلیات تحقیق پرداخته می شود. ابتدا مساله اصلی تحقیق بیان می گردد، سپس اهمیت و ضرورت تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد، در ادامه به اهداف اساسی تحقیق، سوالات و فرضیه های تحقیق، چارچوب نظری تحقیق ، قلمرو تحقیق پرداخته شده است.
1-2- بیان مسأله
سرمایه گذاران و اعتباردهندگان دو گروه اصلی از استفاده كنندگان برون سازمانی اطلاعات مالی به شمار میروند. تهیه و فراهم كردن اطلاعات مربوط برای این دو گروه، یكی از رسالت های اصلی مدیریت و سیستمهای حسابداری است. شرکت ها از طریق افشای اطلاعات در قالب گزارشگری مالی این رسالت را ایفا می نمایند. صورت های مالی قسمت مهمی از گزارشگری مالی را تشكیل می دهند. در واقع نقش اصلی گزارشگری مالی، افشا اثربخش اطلاعات به افراد برون سازمانی به روشی معتبرو به موقع است. مشاركت كنندگان بازار نیز همواره به دنبال اطلاعات مالی به موقع و معتبر هستند،زیرا این اطلاعات عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت شركت و سرمایه گذاران بیرونی را كاهش میدهد .به موقع بودن یكی از مهمترین ویژگیهای كیفی اطلاعات مالی محسوب می شود به موقع بودن به این مفهوم است كه اطلاعات باید در كوتاه ترین زمان و به سریع ترین شكل ممكن اعلان و در دسترس استفاده كنندگان قرارگیرد. هر چه فاصله زمانی و تاریخ اعلان اطلاعات واحدهای تجاری كوتاه تر باشد، سودمندی حاصل از اطلاعات مالی واحدهای تجاری افزایش می یابد. مطالعات متعددی در ادبیات حسابداری وجود دارند كه نشان می دهند به موقع بودن افشا موجب افزایش کیفیت اطلاعات شده وعدم تقارن اطلاعاتی را كاهش میدهد (نوروش و حسینی، 1388).
با توجه به مطالب فوق در این پژوهش سعی میشود تا رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا بررسی گردد. بنابراین از ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری مربوط بودن است و از اجزا مربوط بودن ، به موقع بودن اطلاعات افشا شده میباشد و این برای تصمیم گیری استفاده کنندگان دارای اهمیت بسیار زیادی است لذا مساله اصلی این تحقیق این است که رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشادر شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چگونه است؟
1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف اصلی
تبیین رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا گزارشات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران


1-4-2- اهداف فرعی
- تبیین رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا
- تبیین رابطه بین میزان تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا
1-4-3- اهداف کاربردی
هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.این تحقیق درصدد است به بررسی شواهد تجربی موجود پرداخته و بدین ترتیب میزان انطباق واقعیتهای موجود با نظرات و دلایل مطرح در زمینه رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشاشرکت ها را بررسی کند با این هدف که یافته های این تحقیق بتواند به فعالان بازار سرمایه، تصمیم گیرندگان ، تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل بورس اوراق بهادار در تحلیل طرح های سرمایه گذاری در دارایی های مالی و اوراق بهادار یاری رساند ؛ زیرا لحاظ این عوامل مهم منجر به انتخاب سبد سرمایه گذاری بهینه با کمینه مخاطره و بیشترین بازدهی می گردد ، ضمن آنکه شفافیت محیط تصمیم گیری و نتایج حاصله را نیز دوچندان می نماید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشكلاتی كه امروزه مدیران بازاریابی[1] را به خود مشغول كرده، عبارت است از آنکه تلاش آنها برای خلق و نگهداری برند، فاقد برنامهریزی های لازم بوده است و به دلیل عدم شناخت ویژگی های نام تجاری (برند) و عدم شناخت روش های صحیح مدیریت نام تجاری، نمیتوانند به صورت اثربخشی، محصول را با نام تجاری[2] پیوند بزنند. اغلب مدیران بازاریابی و یا مدیران برند، مفاهیم بازاریابی را از قبیل شناخت نیازهای مشتری، موضعیابی، فعالیتهای ترفیعی و تبلیغی بهخوبی میدانند و تجربه فراوانی در اجرای آنها دارند، اما در مجموع آنچه آنها را در بازاریابی محصولات و خدمات دچار مشکل میکند، آن است که نمیتوانند مفاهیم بازاریابی را در راه ارتقاء ارزش نام تجاری به کار گیرند(آکر[3]، 2013، 25).
1-2 بیان مسأله
سازمان ها و بانک ها و شرکت ها در بازار یابی جدید برای ایجاد تمایز بین محصولات خود و رقبا از استراتژی ها و روش های گوناگونی استفاده می کنند، یکی از تصمیمات مهم در بازاریابی امروز ، تصمیم در مورد انتخاب نام تجاری برای محصولات و خدمات می باشد. اگر نام تجاری با رعایت نکات دقیق و روان شناسی، مطالعه رفتار مصرف کنندگان و توجه به اصول صحیح بازار یابی انتخاب شده باشد، موفقیت آن محصول یا خدمت را در بازار به اندازه زیادی تضمین می کند (باغبان و موسوی، 1393، 25). برند یا نام تجاری یک نام، اصطلاح، علامت، نشان یا طرح یا ترکیبی از این اصطلاحات است که برای شناسایی کالا ها یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز کردن این کالاها و یا خدمات از کالاها یا خدمات رقبا به کار می رود (جلالی، 1392، 25).
در بازار های رقابتی امروز حفظ مشتری و تلاش برای افزودن به میزان خرید آنها امری ضروری است. زیرا حفظ مشتریان موجود نسبت به جذب مشتریان جدید کم هزینه تر است. لذا این امر شرکت ها را به سمت استفاده از استراتژی هایی که ضمن کاهش هزینه های حفظ مشتری فعلی باعث افزایش میزان خرید آنها شود، سوق داده است. یکی از این راهبرد ها استفاده از استراتژی توسعه نام تجاری است. استفاده از این استراتژی علاوه بر حفظ مشتریان فعلی در بسیاری از هزینه های معرفی محصول یا خدمت جدید مانند، هزینه های تبلیغات و …. صرفه جویی می کند. هزینه معرفی یک نام تجاری جدید به بازار بسیار زیاد می باشد. هزینه های معرفی یک نام تجاری جدید در ایران نیز، علی رغم اینکه میزان دانش و آگاهی مؤسسات ایرانی از بازاریابی نسبت به کشورهای توسعه یافته در سطح پایین تری قرار دارد، در دهه اخیر رشد افزونی پیدا کرده است. اما سرمایه گذاری کلان لزوماً موفقیت آن نام تجاری را در بازار تضمین نمی کند. از طرفی، بسیاری از مدیران بازاریابی بر تکنیک کاهش و صرفه جویی در هزینه ها برای افزایش قابلیت رقابت خود در بازار تأکید دارند (بازرگان، 1386، 35).
استفاده از استراتژی توسعه نام تجاری، آگاهی مشتریان را بالا برده و یک نوع وابستگی سریع فراهم می کند. بنابراین، بانک ها نیز از این قاعده مستثنی نبوده و برای جلب مشتری و کسب برتری در رقابت با سایر بانک ها نیازمند یک برند بانکی موفق هستند. بنابراین شناسایی عوامل اثر گذار بر نظام بازاریابی برند بانکی بی دلیل نیست. لذا هدف پژوهش حاضر پاسخگویی به این سؤال است که چه عواملی بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر می گذارند؟

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
امروزه بسیاری از سازمان ها به این باور رسیده اند که نام و نشان تجاری و برند یکی از بارزترین دارایی های آنهاست . نام و نشان تجاری قدرتمند هم برای مشتری و هم برای سازمان ارزش ایجاد می کند. نام و نشان های تجاری، از یک طرف ابزار مختصر و مفیدی برای ساده سازی فرایند انتخاب و خرید محصول یا خدمت در اختیار مشتری قرار می دهند و فرایند پردازش داده ها و اطلاعات را برای آن ها ساده تر و سریع تر می سازند و از این طریق برای مشتریان ارزش ایجاد می کنند، از طرف دیگر فرایند های تولید و طراحی محصول ممکن است، به سادگی قابل کپی برداری باشند، اما تصویر و نقش پا بر جایی که در ذهن افراد و سازمان ها بر پایه چندین سال فعالیت بازار یابی و تجربه نام و نشان تجاری به جای مانده است، به سادگی قابل جایگزین شدن و کپی برداری نیست (بلید و بهی[4]، 2011، 18). در نتیجه بانک ها می توانند بر پایه یک نام و نشان تجاری قدرتمند، در رقابت با سایر بانک ها موفقیت بالاتری را برای خود تعیین کنند و آسیب پذیری خود را در مقابل رقبا کاهش دهند (بلید و بلهی، 2011، 19).
عوامل زیادی اهمیت مطالعه شناسایی عوامل اثر گذار بر نظام بازاریابی برند بانکی را مشخص می کند، از جمله این عوامل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1.وجود انبوه تولید کنندگان که مبادرت به تولید یک رده محصول یا خدمت مشابه می نمایند و رقابت شدیدی که بین این شرکت های تولیدی و خدماتی وجود دارد .
2.اهمیت فرایند تصمیم گیری برای مشتریان و خریداران جهت کاهش ریسک و کسب بهترین مطلوبیت، بهره و نتیجه از انتخاب خود
3.اتکا مشهود مشتریان به محصولاتی که دارای نام های تجاری مشهور و قدرتمند هستند ، برای انتخاب و تصمیم گیری در هنگام دریافت یک کالا یا یک خدمت.
لذا موضوع حفظ و تقویت نام تجاری و عوامل مؤثر بر آن، برای بانک هایی که دغدغه حفظ و توسعه جایگاه رقابتی خویش را در بازار دارند ، چالشی راهبردی است و هزینه های بسیاری را نیز برای درک و شناخت این مهم و دست یابی به راهکارهای کاربردی برای تقویت آن، صرف می کنند چرا که با شدت گرفتن رقابت و نزدیک شدن به سطح کیفی و کمی محصولات یا خدماتی که بتواند مورد توجه مشتریان قرار گیرد و آنها را به مشتری دائمی محصولات آن شرکت تبدیل کند، توجه به برند و نام تجاری حیاتی و ضروری تلقی می شود.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل اثر گذار بر نظام بازاریابی برند بانکی است.
1-4-2اهداف ویژه
1.تعیین تأثیر درگیری محصول بر نظام بازاریابی برند بانکی
2.تعیین تأثیر ریسک گریزی بر نظام بازاریابی برند بانکی
3.تعیین تأثیر اعتماد به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی
4.تعیین تأثیر وفاداری به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی
[1] Marketing
[2] Brand
[3] Aaker
[4] Belaid , S.,& Behi,
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به طبقه بندی هزینه ها در شرکت فرودگاه های کشور و تحقق بخش عمده ای از هزینه های سربار غیر مستقیم در ستاد شرکت، بکارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در ستاد اطلاعات ذی قیمتی از جمله شناسایی فعالیت های بدون ارزش افزوده را در اختیار مدیران این شرکت قرار خواهد داد. ضمن اینکه مهم ترین گام در جهت محاسبه دقیق بهای تمام شده خدمات فرودگاهی در سطح فرودگاه های کشور، هزینه یابی و تسهیم هزینه های سربار غیر مستقیم در ستاد می باشد. به همین دلیل کلیه فعالیت ها و مطالعات بر سیستم هزینه یابی ستاد متمرکز گردیده است.
بیان مسئله
تعریف مشکل
مباحث هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده در صنعت هوانوردی و فرودگاهی در ابتدای راه خود قرار دارند. ملموس نبودن خدمات در فرودگاه های کشور، حاکمیت بخش دولتی، تفکر هزینه ای در مدیران، الزامات قانونی و تعهدات بین المللی در خصوص ارائه خدمات هوانوردی و فرودگاهی در کشور باعث عدم توجه جدی به مبحث هزینه یابی و بهای تمام شده خدمات شده است. با توجه به انحصار کامل شرکت در حوزه فرودگاهی و البته الزامات قانونی که بر این انحصار تأکید دارند، عملا بازار رقابتی برای خدمات فرودگاهی وجود ندارد و همین انحصار موجب کم توجهی به مباحث حسابداری مدیریت از جمله بهای تمام شده گردیده است. سیستم های حسابداری موجود به دلیل دیدگاه سنتی صرفا به ثبت منابع صرف شده در سازمان جهت ارائه خدمات می پردازند و طبقه بندی، تفکیک و تسهیم هزینه ها الگوی علمی و رابطه منطقی با فعالیت های انجام شده برای ارائه خدمات ندارد. همچنین درک مشترکی در میان کارشناسان صنعت در خصوص سیستم هزینه یابی، روش تسهیم هزینه ها و مبانی و معیارهای تسهیم دیده نمی شود. به همین دلیل مباحثی همچون تجزیه و تحلیل هزینه ها، شناسایی فعالیت های فاقد ارزش افزوده، شناسایی ظرفیت های بلا استفاده و هزینه فرصت از دست رفته ناشی از آن، ارزیابی عملکرد بخش های مختلف، افزایش کارآیی و بهره وردی و استفاده بهینه از منابع محدود موجود موضوعاتی است که کمتر به آن پرداخته شده و در صورت تصمیم مدیریت برای شروع فعالیت ها در این حوزه زیرساخت اساسی که سیستم بهای تمام شده و اطلاعات حاصل از آن می باشد، وجود ندارد و یا در مراحل طراحی نظری مغفول مانده است.
اهمیت مشکل
امروزه با توجه اهمیت اطلاعات در تصمیم گیری و خصوصا نقش اطلاعات مالی در مدیریت واحدهای تجاری فقدان اطلاعات بهای تمام شده و عدم بهره برداری از آن در صنعت هوانوردی و فرودگاهی باعث اتخاذ تصمیمات اشتباه و اتلاف منابع محدود موجود در این حوزه خواهد شد. با توجه به لزوم سرمایه گذاری های هنگفت در طراحی،

ساخت، تجهیز، توسعه و راهبری فرودگاه های کشور بی اعتنایی به اطلاعات بهای تمام شده خدمات فرودگاهی ممکن است مدیران را در صحنه تصمیم گیری برای مدیریت و توسعه شبکه فرودگاهی در کشور دچار اشتباهات راهبردی نماید. دسترسی به اطلاعات بهای تمام شده امکان قیمت گذاری خدمات را نیز فراهم می آورد. با توجه به تأمین منابع مالی شرکت از محل درآمدهای آن طبعاً تعیین نرخ خدمات فرودگاهی بدون توجه به بهای تمام شده موجب کسری بودجه و مشکلات جدی برای تحقق اهداف و ماموریتهای شرکت خواهد گردید. تعیین نرخ های فروش خدمات به صورت دستوری و صرفا با هدف پوشش هزینه ها نیز باعث ایجاد بحران مالی برای شرکت های هواپیمایی و دریافت کنندگان خدمات فرودگاهی شده و فرایند وصول مطالبات تجاری شرکت و تامین منابع مالی برای اهداف شرکت را مختل خواهد نمود.
نحوه برخورد با مشکل
با توجه به حساسیت موضوع بهای تمام شده و نقش خطیر اطلاعات حاصل از اجرای این سیستم، طراحی و بکارگیری سیستم بهای تمام شده از اهمیت بسزایی برخوردار است. با توجه به طبقه بندی هزینه ها در شرکت و سهم عمده هزینه های سربار غیر مستقیم که در مراکز هزینه ستاد انباشته شده، بکارگیری یک سیستم هزینه یابی نوین که از یک سو تنوع، پیچیدگی و عدم تمرکز فعالیت های شرکت را در نظر گرفته و از سوی دیگر رابطه علت و معلولی بین فعالیت های لازم برای تحقق اهداف شرکت و منابعی که برای انجام این فعالیت ها صرف شده است را ملاک تسهیم قرار دهد، منجر به ارائه اطلاعات دقیق، مربوط و قابل اتکا برای مدیران شرکت به منظور اعمال مدیریت بر مبنای فعالیت[2] خواهد گردید.
عوارض ناشی از تدام مشکل
از آنجا که دسترسی به اطلاعات از ملزومات مهم تصمیم گیری در سطوح مختلف مدیریت می باشد، در صورت عدم بکارگیری روش های نوین هزینه یابی و تهیه و گزارش اطلاعات بهای تمام شده در شرکت شاهد اتلاف منابع، انجام فعالیت های فاقد ارزش افزوده، عدم توسعه متوازن فرودگاه ها، ایجاد ظرفیت های بلا استفاده و بالطبع بالا رفتن هزینه های نگهداری و تعمیرات آنها از یک طرف و از طرف دیگر محدودیت ظرفیت پذیرش پرواز در فرودگاه های دیگر خواهیم بود. استنکاف مشتریان خدمات فرودگاهی از پرداخت بدهی و مشکلات نقدینگی و عدم تأمین مالی طرح های توسعه از مشکلات دیگر بحساب می آید. همچنین عدم امکان تجزیه و تحلیل هزینه ها، بررسی و ارزیابی عملکرد واحدهای مختلف، قیمت گذاری اصولی و منطقی خدمات و نیز عدم امکان بهبود مستمر فعالیت ها را می توان از عوارض ناشی از استفاده از سیستم های موجود دانست.
[1] Activity Based Costing
[2] Activity Based Management
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در طی سالهای گذشته پژوهشگران مختلف با عنایت به ناتوانی بتا در توضیح بازده سهام، به بررسی توان مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای در تبیین و پیشبینی بازده سهام و یافتن متغیرهای دیگری مانند بتا که معرف خطرپذیری باشند، پرداختهاند. در این میان با توجه به اهمیت اطلاعات حسابداری به ویژه خطرپذیری اطلاعاتی در ارزیابی عملکرد و تخمین بازده مورد انتظار سرمایهگذاران، كیفیت و دقت تهیهی این اطلاعات دغدغه استفاده کنندگان بوده و تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است.
همان طور که پیشتر بیان شد، ارائه درك بهتری از اینكه آیا قیمتگذاری شاخص كیفیت اقلام تعهدی با تفسیری بر مبنای خطرپذیری سازگار است، مهم به نظر میرسد و یكی از مسائل اساسی در این بحث این است كه آیا رابطه مثبت و قوی بین بازده آتی و شاخص كیفیت اقلام تعهدی وجود دارد[8].
از آنجا كه آزمونهای سنتی قیمتگذاری داراییها (مانند مطالعات فوق) نتایج متفاوتی را در قیمتگذاری شاخص كیفیت اقلام تعهدی و در نتیجه در بحث خطرپذیری داشتهاند. در این تحقیق، مطابق با پژوهشهای قبلی(کور و همکاران، 2008 و ماشرووالا و ماشرووالا، 2011) كیفیت اقلام تعهدی مورد بررسی قرار میگیرد تا مشخص شود آیا شاخص كیفیت اقلام تعهدی میتواند معیاری برای خطرپذیری باشد یا خیر.
اهمیت بررسی قیمتگذاری كیفیت اقلام تعهدی به این دلیل است که فرانسیس و همکاران[11] (2005) با بررسی اثر كیفیت اقلام تعهدی بر هزینه سرمایه نتیجهگیری كردند كه “خطر اطلاعاتی (كه براساس كیفیت اقلام تعهدی کمّی میشود) یک عامل خطرپذیری قیمتگذاری شده است”. اما، كور و همكاران (2008) به این نتیجه رسیدند

كه رگرسیونهای فرانسیس و همكاران (2005) ارتباط همزمان بین بازده اضافی و بازده عوامل را بررسی میكنند و نه آزمون این فرضیه كه شاخص کیفیت اقلام تعهدی یک عامل خطرپذیری قیمتگذاری شده است، بنابراین شواهدی دال بر اینكه شاخص كیفیت اقلام تعهدی یک عامل خطرپذیری قیمتگذاری شده است و بازار كیفیت اقلام تعهدی را در قیمت سهام وارد میكند، ارائه نمیدهند (کور و همکاران 2008، ص 2). با بهره گرفتن از بازدههای ماهانه، كور و همكاران (2008) دریافتند كه یک رابطه مثبت بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازدههای آتی سهام در دوره مورد آزمون ابودی و همكاران (2005) وجود دارد، اما هیچ رابطهای در دوره مورد بررسی فرانسیس و همكاران (2005) وجود ندارد. (ماشرووالا و ماشرووالا 2011، ص 1353-1352).
برخلاف كور و همكاران (2008)، دو مطالعه اخیر وجود رابطه مثبت بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام و همچنین صرف خطرپذیری مثبت در رابطه با شاخص کیفیت اقلام تعهدی پس از كنترل شوكهای جریان نقدی (اگنوا 2010) و سهام كم ارزش (كیم وكی 2010)، را نشان داده است.
اِكر[12] و همكاران (2006) به طور مستقیم این موضوع كه آیا شاخص کیفیت اقلام تعهدی بازدههای آتی را پیشبینی میكند یا خیر را آزمون نكردند. اما، پرتفوی عامل تقلیدی آن ها (با بهره گرفتن از بازدههای روزانه) به طور متوسط بازدههای بیشتری كسب نمود كه نشان میدهد در دوره نمونه مورد بررسی آن ها شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازدههای آتی سهام دارای همبستگی مثبت زیادی هستند.
[1]Modified Dechow and Dichev (2002) Accruals Quality Measure (AQ).
[2] Francis et al.
[3] Aboody et al.
[4] Ogneva
[5] Kim and Qi
[6] Core et al.
[7] Christina A. Mashruwala & Shamin D. Mashruwala.
[8] شاخص کیفیت اقلام تعهدی بزرگتر دلالت بر کیفیت پایین اقلام تعهدی دارد. توجه کنید که در کل این مطالعه، شاخص کیفیت اقلام تعهدی بطور خاص اشاره به معیار تعدیل شده كیفیت اقلام تعهدی دیچو و دچو (2002) دارد و عموماً اشاره به کیفیت اقلام تعهدی ندارد.
[9] Market Microstructure
[10]Transaction Costs
[11] Francis, LaFond, Olsson, and Schipper
[12] Ecker
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سرمایه درگردش از اقلام مهم دارائیهای واحدها و بنگاههای اقتصادی تلقی می شود که در تصمیمات مالی نقش قابل توجهی دارد. توسعه کمی و کیفی فعالیتهای تجاری، توسعه کمی و کیفی قلمرو مدیریت مالی را بدنبال داشته است و به تبع آن مدیریت مالی را پیچیده نموده است. تداوم فعالیتهای بنگاههای اقتصادی تا میزان زیادی به مدیریت منابع کوتاه مدت آن بستگی دارد، زیرا فعالیتهای عملیاتی در یک دوره عادی که معمولا سالانه است به شناخت سرمایه درگردش و مدیریت مطلوب آن مربوط می شود بطوریکه از این طریق، نتایج مورد انتظار تحقق یابد و امکان تداوم فعالیت در بلند مدت فراهم شود(نیکومرام، رهنمای رودپشتی و هیبتی 1383، 16).
نگهداری سطح مطلوب وجه نقد برای پرداخت بدهیهای سر رسید شده، و استفاده از فرصتهای ناگهانی مناسب جهت سرمایه گذاری که نشانهای از انعطافپذیری واحد تجاری میباشد و دسترسی به مواد اولیه برای تولید به طوریکه شرکت بتواند به موقع جوابگوی تقاضای مشتریان باشد دال بر اهمیت سرمایه درگردش میباشد. هرگونه تصمیمی که در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات شدیدی بر روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری میگذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتا ثروت سهامداران خواهد شد.
تهیه ماشین آلات تولیدی مدرن که یکی از عوامل اصلی تولید یعنی نیروی کار را به طرز شگفت انگیزی از مسیر تولید خارج کرده و سربار را جانشین دستمزد نموده است و مسئله تامین مالی آن به طوریکه به سرمایه درگردش لطمهای وارد نکند، از جمله مسائلی است که فراروی مدیران واحدهای تجاری قرار دارد (رهنمای رودپشتی و کیائی 1387).
فعالیت بانكها و موسسات مالی در حوزه های اعطای تسهیلات، سرمایه گذاری، صدور انواع اوراق قرضه، صدور انواع گواهی سپرده، صدور ضمانت نامهها و گشایش انواع اعتبارات اسنادی و یا به عبارت دیگر، اقدام به ایفای نقش در بازارهای پول و سرمایه، آنها را در معرض مخاطرات و ریسكهای خاص اینگونه فعالیتها قرار داده است. بانكها با انواع متنوعی از ریسكها روبرو میباشند، ریسكی كه این پژوهش به آن می پردازد، ریسك عملیاتی نامیده می شود. درحال حاضر بانكهای معتبر جهانی در حال انجام اقدامات قابل توجهی در زمینه مقابله با ریسكهای عملیاتی میباشند. این اقدامات شامل مراحل زیر می شود:
- شناسایی ریسكهای عملیاتی در موسسه مالی(در اینجا منظور همان زیانهای عملیاتی است).
- ارزیابی و یا به بیان دقیقتر كمی كردن ریسكهای عملیاتی(كه نتیجه آن تعیین میزان سرمایه مورد نیاز برای مقابله با ریسكهای عملیاتی سازمان میباشد).
- مدیریت ریسكهای عملیاتی كه شامل انتقال ریسك(با بهره گرفتن از ابزار بیمه و …) و یا انجام اقداماتی در جهت كاهش میزان ریسكهای عملیاتی میباشد.
بانكهایی كه این چالش جدید، یعنی رویارویی با مقوله ریسكهای عملیاتی را میپذیرند نیاز به كمكهایی از بیرون سازمان برای شناسایی، ارزیابی و مدیریت ریسكهای عملیاتی خواهند داشت. كمیته بال[2] متعلق به بانك تسویه بین الملل[3] استانداردهایی را پیرامون ریسكهای عملیاتی در سازمانها تدوین كرده و آن را در قالب دستورالعملهایی به بانكهای مختلف سراسر دنیا ابلاغ كرده است، این دستورالعملها در چندین نسخه بروز رسانی شده اند و این فرایند بروز رسانی در آینده نیز ادامه خواهد داشت، مسلما این مستندات مهمترین و معتبرترین مراجع در این مقاله محسوب میشوند(شربت اوغلی و عرفانیان 1384).
در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا با بهره گرفتن از مفاهیم و تئوریهای مدیریت مالی و مطالعات کتابخانهای تاثیر ریسک عملیاتی و ریسک بازار بر سرمایه درگردش در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی و تبیین قرار گیرد. و شواهد لازم را جهت پاسخ به سوالات پژوهش ارائه نماید.
1-2- بیان مسئله:
یكی از ضروریترین عوامل برای ادامه فعالیتهای جاری هر شركت، میزان نقدینگی آن است. بانكها و سایر اعتباردهندگان نیز برای اعطای تسهیلات به شركتها، نسبتهای نقدینگی آنها و توان بازپرداخت بدهیهای جاری را مدنظر قرار میدهند. بنابراین وجود یک مدیریت قوی در زمینه سرمایه درگردش و كنترل میزان نقدینگی شركت بسیار ضروری به نظر میرسد (نیکومرام و همکاران 1385، 12).
زمانی كه مدیران یک شركت یک سیاست جسورانه را در مورد سرمایه درگردش بر میگزیند، این سیاست باعث می شود، شركت سطح پایینی از دارایی های با نقدینگی بالا را در اختیار داشته باشد، در نتیجه احتمال عدم پرداخت تعهدات جاری افزایش یافته و به تبع آن سطح ریسك افزایش مییابد (هورن[4] 1969، 89-71). از سوی دیگر

نباید از این مساله غفلت نمود كه نگهداری سطح بالای سرمایه درگردش، می تواند در طول یک دوره كوتاه مدت، امكان استفاده از فرصتهای سودآور را برای مدیران شركت فراهم آورد(لونوكس[5] 2004، 24-20).
دلیل عدم موفقیت بخش عمدهای از شركتهای ورشكسته، وضعیت نامطلوب و مدیریت نامناسب سرمایه درگردش است، حال آنكه این شركتها در بلندمدت وضعیت مالی خوبی دارند، اما به دلیل عدم كفایت سرمایه درگردش، توانایی رقابت خود را از دست داده و از دور خارج میگردند(بسلی و دیگران[6] 1987).
اهمیت روزافزون سرمایه درگردش در تداوم فعالیت واحدهای انتقاعی موجب گردید، راهبردهای مختلفی برای مدیریت سرمایه در گردش مدنظر قرار گیرد. واحدهای انتقاعی با بكارگیری راهبردهای گوناگون در ارتباط با مدیریت سرمایه درگردش میتوانند میزان نقدینگی شركت را تحت تاثیر قرار دهند. این راهبردها می تواند بر میزان خطر و بازده آنها اثر گذار باشد. تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیر ریسک عملیاتی و ریسک بازار بر سرمایه درگردش شرکتها میباشد.
1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:
موضوع مدیریت سرمایه درگردش طی سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۸ درسایر كشورها مورد مطالعه فراوان قرار گرفته از جمله تحقیقات صورت گرفته میتوان به تحقیقات، (فیلبك و كروگر ۲۰۰۵)[7]، (قوش و ماجی ۲۰۰۳)[8]، (رحمان و نصر ۲۰۰۷)[9]، (لمبرسون ۱۹۹۵)[10]، (نذیر و افزا ۲۰۰۷)[11] اشاره نمود.
با توجه به اهمیت موضوع تاثیر ریسک عملیاتی و ریسک بازار بر سرمایه درگردش و اینكه به این موضوع در كشور ما كمتر پرداخته شده است لذا بر پایه تحقیقات صورت گرفته در سایر كشورها و با بهره گرفتن ازمدلها و متغیرهای استفاده شده در آن تحقیقات موضوع در بورس اوراق بهادارتهران مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
ضرورت دارد با انجام تحقیق حاضر شواهدی بدست آید تا مسائل فراروی مدیران مورد بررسی قرار گیرد همچنین تعمق در مورد نكات زیر اهمیت موضوع را برجسته میكند.
۱- در حال حاضر وضعیت نقدینگی شركتها در شرایط نامناسبی قرار داد و اكثر شركتها به علت موقعیت تورمی كه در كشور حاكم است ترجیح می دهند تا وجه نقد را به دارائیهای دیگر تبدیل كنند و این موضوع باعث می شود كه شركتها ایرانی در سررسید بدهیها درمانده شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود.
۲- تجزبه نشان داده است كه اغلب شركتهایی كه با پریشانی مالی مواجه شده و نهایتاً سرنوشت برخی از آنان به ورشكستگی كشیده می شود، یكی از دلایل عمده آن مدیریت سرمایه درگردش میباشد(رهنمای رودپشتی و كیائی ۱۳۸7).
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلی
هدف از انجام این پژوهش شناخت تاثیر ریسك عملیاتی و ریسك بازار بر سرمایه درگردش میباشد.
1-4-2 اهداف ویژه
- شناخت تاثیر ریسک عملیاتی بر سرمایه درگردش بکار گرفته شده
- شناخت تاثیر ریسک بازار بر سرمایه درگردش بکار گرفته شده.
- شناخت تاثیر ریسک عملیاتی بر چرخه نقدینگی.
- شناخت تاثیر ریسک بازار بر چرخه نقدینگی.
[1]. Pool. data
[2] . Basel Committee
[3] . Bank for International Settlements
Horne . [4]
[5] . Loneux
[6] .Besley et al
Filbeck & Krueger, 2005.[7]
Ghosh and Maji 2003.[8]
[9].Raheman and Nasr, 2007
[10].Lamberson,1995
[11].Afza & Nazir 2007
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از مهمترین و گستردهترین پژوهشهای بازارهای مالی تشریح رفتار بازده سهام است. امروزه اطلاعات مالی، ابزار راهبردی مهم در تصمیم گیری اقتصادی محسوب می شود و بدون شک کیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و به هنگام بودن اطلاعات دارد. در بازارهای مالی، اطلاعات می تواند به صورت نشانهها، علائم، اخبار و پیشبینیهای مختلف از داخل یا خارج شرکت گزارش و در دسترس سهامداران قرار گیرد و موجب ایجاد واکنش و در نتیجه تغییراتی در قیمت سهام شود. واکنشهای بازار سهام به اطلاعات، متفاوت است در برخی موارد واکنش افراد عقلایی نیست و موجب نابهنجاریهایی از جمله افزایش یا کاهش بیش از حد قیمتها می شود. واکنش بیش از اندازه یا کمتر از اندازه، زمانی رخ میدهد که افراد با توجه به اطلاعات جدید، قیمت سهام را بیشتر یا کمتر از ارزش ذاتی آن تعیین می کنند. اگر چه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی میبرد و به حالت تعادل برمیگردد اما این رفتار اقتصادی، نوعی رفتار غیر عقلایی در بازار محسوب می شود که شاید بتوان آن را نوعی واکنش منطقی نسبت به عدم اطمینان سرمایه گذاران تلقی کرد(حقیقت و بختیاری، 1390). همچنین یکی از اهداف حسابداری فراهم آوردن اطلاعات برای سرمایه گذاران و تحلیلگران برای کمک به آنها در پیش بینی بازده سهام شرکتها است. بررسی عوامل تعیینکننده تغییرات بازده سهام می تواند سبب بهبود تصمیم گیری سرمایه گذاران و تخصیص بهینه منابع شود. در واقع با مشخص شدن عوامل تعیینکننده بازده سهام، ذهنیت سرمایه گذاران در خصوص عوامل مؤثر بر تغییرات بازده سهام اصلاح خواهد شد. لذا با عنایت به اینکه ارزیابی بازده سهام شرکتهای مختلف مهمترین مسأله پیشروی سرمایه گذاران در بازار سرمایه محسوب می شود بنابراین، پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این سؤال است که رابطه بین نوسانپذیری اقلام تعهدی دوره جاری و نوسانپذیری بازده آتی سهام چگونه است؟
1-2 بیان مسأله
اقلام تعهدی به دو بخش اختیاری (مدیریتی) و غیر اختیاری (بنیادی) تقسیم میشوند. اما استفاده از اقلام تعهدی اختیاری که در کنترل مدیریت است می تواند علامتی از اطلاعات محرمانه یا دستکاری سود باشد(دچو[1]، 1994). برخلاف تحقیقات قبلی که بر میانگین اقلام تعهدی تمرکز نموده اند، این تحقیق بر نوسانپذیری اقلام تعهدی متمرکز می شود. نوسانپذیری اقلام تعهدی می تواند ناشی از دو فاکتور مجزا باشد. اول، عدم اطمینان بنیادی (غیر اختیاری) ناشی از نوسانات اقتصادی است که به مدل تجاری، ساختار سازمانی و محیط عملیاتی شرکت مربوط می شود. بدیهی است که این عدم اطمینان منجر به ایجاد نوسان در جریان نقد عملیاتی می شود. فاکتور دوم نوسانپذیری اقلام تعهدی، جزء اختیاری (مدیریتی) است که منعکسکننده اختیارات مدیریت و مداخله در فرایند حسابداری است(شان[2] و همکاران، 2013). ریسک یعنی احتمال تفاوت بین بازده واقعی و بازده پیش بینی شده و یا میتوان گفت ریسک یک دارایی عبارت است از، تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی. دامنه پراکندگی احتمالات بازده یک سهم، بیانگر ریسک آن سهم است. هر قدر دامنه پراکندگی یا انحراف معیار بازده سهم بیشتر باشد، ریسک بیشتر است. ریسک بازده سهام از دو بخش تشکیل می شود: ریسک سیستماتیک که ناشی از نوسانات کلی بازار است و ریسک غیر سیستماتیک که مربوط به شرایط خاص یک شرکت است. به مجموع ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک ریسک کل میگویند(تهرانی، 1378: 293). از نقطه نظر سرمایهگذار، پیش بینی بازده سهام از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که خود متاثر از ریسک سهام است. بازده و ریسک دو بعد مهم در هر سرمایه گذاری هستند به طوری که تمامی تصمیمات سرمایه گذاری بر اساس ریسک و بازده اتخاذ میشوند(هیبتی و همکاران، 7). بنابراین شناخت عواملی که بر ریسک و بازده اثر میگذارند موضوعی کلیدی و بحرانی است. در این تحقیق یک چارچوب نظری برای پیش بینی اینکه چگونه نوسانپذیری اقلام تعهدی حسابداری (به بیان دیگر، عدم اطمینان ذاتی در اقلام تعهدی) در نوسانپذیری بازده سهام (ریسک سهام) منعکس می شود، مورد آزمون قرار می گردد. مدل نظری ارائه شده در این تحقیق که نوسان پذیری اقلام تعهدی و واریانس بازده سهام را بهم مرتبط می کند بر پایه مدلهای ارائه شده توسط کالن-سگال[3](2004) و وولتیناهو[4](2002) قرار دارد. این مدل نشان میدهد که واریانس شرطی اقلام تعهدی حسابداری، بخشی از واریانس بازده سهام است. بر اساس فرضیه بازارهای کارا، انتظار میرود اگر نوسانپذیری اقلام تعهدی دوره جاری بیشتر باشد، نوسانپذیری بازده آتی سهام بیشتر باشد. با توجه به اینکه نوسانپذیری

اقلام تعهدی از دو قسمت ناشی می شود، در این تحقیق رابطه بین نوسانپذیری اقلام تعهدی و نوسانپذیری بازده سهم برای هر یک از دو جزء اختیاری و غیر اختیاری بصورت جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد. تحقیق حاضر به دنبال ارائه شواهد تجربی مبنی بر وجود رابطه پیش بینی شده با بهره گرفتن از داده های مربوط به بورس اوراق بهادار تهران است.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
سرمایه گذاران با تجزیه و تحلیل اوراق بهادار، سعی در ارزشیابی سهام های مختلف دارند و ارزش تابعی از ریسک و بازده است. هدف سرمایه گذاران حداکثر کردن بازده مورد انتظار است، اگر چه در راستای حداکثر کردن بازده آنها همواره قصد دارند ریسک را نیز کاهش دهند. بازده مورد انتظار عبارت است از بازده تخمینی یک دارایی که سرمایه گذاران انتظار دارند در دوره آینده بدست آورند. بازده مورد انتظار با عدم اطمینان همراه است یعنی احتمال دارد برآورده شود و یا برآورده نشود. به عدم اطمینان موجود در تحقق بازده ریسک میگویند. مفاهیم ریسک و بازده همیشه در کنار مفاهیم سرمایه گذاری هستند و نمی توان آنها را جدا از هم فرض کرد چرا که تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری همیشه بر اساس رابطه بین ریسک و بازده صورت میگیرد. سرمایه گذاران در تصمیمات سرمایه گذاری خود باید ریسک را در نظر داشته باشند(تهرانی و نوربخش، ص118-113).شناخت منابع ریسک از اهمیت زیادی برخوردار است. اینکه چه چیزی باعث ریسک می شود موضوعی است که بسیار مورد توجه فعالان در بازار به ویژه سرمایه گذاران قرار می گیرد. ریسک کلی سهام تابعی از عوامل مختلف است. برخی از منابع ریسک شناخته شده هستند از قبیل ریسک نرخ بهره، ریسک تورمی، ریسک تجاری و …. . تحلیلگران سرمایه گذاری مدرن، منابع ریسک را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده میشوند را به دو دسته تقسیم می کنند: ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک(هیبتی و همکاران، 1384ص7). شناخت عواملی که ریسک سهام را تحت تاثیر قرار می دهند به سرمایه گذاران اعم از انفرادی و نهادی در فرایند تحلیل اوراق بهادار و تصمیمات سرمایه گذاری کمک شایانی می نماید.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
- شناسایی رابطه بین نوسانپذیری اقلام تعهدی دوره جاری و نوسانپذیری بازده آتی سهام.
1-4-2 اهداف ویژه
- شناسایی رابطه بین نوسانپذیری آتی بازده سهام شرکت با تغییرپذیری اقلام تعهدی دوره جاری.
- شناسایی رابطه بین اقلام تعهدی دوره جاری و جزء اختیاری با نوسانپذیری بازده آتی سهام برای جزء غیر اختیاری (بنیادی).
- شناسایی رابطه بین نوسانپذیری اقلام تعهدی حسابداری دوره جاری با نوسانپذیری سیستماتیک و غیر سیستماتیک آتی بازده سهام شرکت
شناسایی رابطه بین اقلام تعهدی دوره جاری و جزء اختیاری با نوسانپذیری بازده آتی سهام (سیستماتیک و غیر سیستماتیک) برای جزء غیر اختیاری
[1]) Dechow
[2]) Shan
[3]) Callen-segal
[4]) Vuolteenaho
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موضوع حاکمیت شرکتی از دهه 1990 درکشورهای صنعتی جهان نظیر انگلستان، استرالیا وبرخی کشورهای اروپایی مطرح شد. سابقه این امر به گزارش معروفی به نام گزارش کاربردی برمی شود که درسال1992 منتشرشد. در این گزارش به وجود سهامداران نهادی وبرقراری سیستم کنترل داخلی وحسابرسی داخلی تأکید زیادی شده بود. این گزارش درسال1995 توسط کمیته گرینبری بررسی مجدد ودرسال 1998 توسط کمیته هامپل نهایی شد. اکثر کشورهای جهان از جمله انگلستان، چین، کره، کانادا، استرالیا و… دارای چنین نظام نامه راهبری بصورت مدون میباشند. در آمریکا نیز افشای ماجرای انتخابات واترگیت[1] و همچنین تقلب دربازار سرمایه آمریکا در سال2001 باعث تصویب قانونی به نام ساربنزآکسلی[2] یاهمان حاکمیت شرکتی شد(یگانه وهمکاران،1388). حاکمیت شرکتی یکی از جنبه های اصلی وپویای تجارت است که سازمانهای بینالمللی، سازمان همکاریهای اقتصادی وتوسعه(OECD)،استانداردهای قابل قبول بین المللی دراین مورد فراهم می کنند. موضوع حاکمیت شرکتی بافروپاشی شرکتهای بزرگ ازقبیل انرون، وردکام وغیره که موجب زیان بسیاری از سرمایه گذاران وذینفعان شد و ناشی از سیستمهای ضعیف حاکمیت شرکتی بود، اهمیت یافت وسبب تأکید بیش از پیش برضرورت وارتقای اصلاح حاکمیت شرکتی درسطح بین المللی شد(یگانه و همکاران،1384). از آنجا که تحقیق حاضر به بررسی رابطه میان ساز و کار حاکمیت شرکتی، آشفتگی اقتصادی و عملکرد مالی شرکتهای فهرست شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد، بنابراین به بررسی تأثیر اندازه هیئت مدیره، تعداد سهامداران نهادی، تعداد اعضای غیرموظف هیئت مدیره، استقلال اعضای هیئت مدیره برعملکرد مالی شرکت در دوره های قبل وبعد از تحریم پرداخته می شود و اثرات تحریمها بر عملکرد مالی شرکتها رامورد سنجش قرار خواهدداد. نتایج حاکی از آن است که تحریمهای آمریکا باوارد کردن خسارت اقتصادی به ایران تاحدودی موفقیتهای اقتصادی به همراه داشتهاست. تأثیرات تحریمهای تجاری بر صادرات غیرنفتی ایران و واردات کالاهای سرمایهای تأثیرات معنادارتری نسبت به تحریم صادرات نفتی ایران داشته است. اما تحریمهای مالی تأثیر شدیدتری نسبت به تحریم تجاری دارد. به دلیل تحریمهای مالی، ایران نرخهای بالاتری رابرای اخذ وام پرداخت می کند ونرخهای بازدهی تضمینی بالاتری رابرای سرمایه گذاری قراردادهای نفتی بایبک[3] پیشنهاد می کند.
1-2.بیان مسئله

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش
1-4 اهداف مشخص پژوهش
1-4-1 هدف اصلی: تعیین رابطه بین ابزارهای حاکمیت شرکتی و عملکرد مالی شرکت و همچنین مقایسه تاثیر ساز و کارهای حاکمیت شرکتی در دوره های قبل و بعد از تحریمهای اقتصادی.
[1] Vatergeet
[2] SarinzAkseli
[3] Buyback
[4] Kamal Hassan
[5] Jensen & Mcling
[6] Mc nite & veer
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محافظه کاری در گزارشگری مالی در انتخاب و کاربرد اصول و رویههای حسابداری نقشی تاریخی داشته است. مدیریت به منظور استفاده از مزایای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و ارائه اطلاعات داخلی در زمینه ارزش شرکت، راهبردهای اطلاعاتی گوناگونی را بر میگزیند. با توجه به نقش اطلاعاتی حسابداری در انعکاس زیانهای آتی، مدیران در صورت آگاهی از اطلاعاتی در مورد عایدات آتی شرکت میتوانند از حسابداری محافظه کارانه استفاده کنند (بیور و رایان[1]،2005).
این امکان وجود دارد که مدیریت دچار انگیزههای فرصتطلبانه گردد تا داراییها و سود را بیش از مقدار واقعی و در مقابل آن بدهیها و هزینهها را کمتر از مقدار واقعی نشان دهد و در نتیجه پاداش و ثروت خود را بیفزاید و یا وضعیت و چشم انداز مالی شرکت را بهتر نمایان سازد. در نتیجه محافظهکاری ابزاری برای جلوگیری از رفتارهای فرصتطلبانه مدیریت است(واتز[2]،2003). بنابراین حسابداری محافظه کارانه بر ریسک عملیاتی شرکت تأثیر دارد و باعث کاهش این ریسک میشود که حال این ریسک خود شامل نرخ بازده سهام و نسبت حقوق صاحبان سهام به داراییها میشود که سهامداران به دنبال بدست آوردن درصد مناسبی از این نسبتها هستند تا ضرر نکنند و محافظهکاری باعث کاهش ریسک آنها میشود.
1-2 بیان مسئله
صورتهای مالی بخش اصلی فرایند گزارشگری مالی را تشکیل میدهد. هدف صورتهای مالی ارائه اطلاعاتی تلخیص و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی واحد تجاری است که بر طیف گستردهای از استفادهکنندگان صورتهای مالی مفید واقع گردد(استانداردهای حسابداری، 1391).
محافظهکاری از ویژگیهای بارز گزارشگری مالی است که از مدتها قبل با تئوری و عمل حسابداری درهم آمیخته است (کیم و جانگ[3]، 2007). محافظهکاری از ابتدای قرن بیستم تاکنون ویژگی برجسته و غالب در عرصه حسابداری و گزارشگری مالی بوده است(واتز، 2003).
محافظهکاری در حسابداری از دو دیدگاه مطرح شده است: نخست، محافظهکاری شرطی یا به وقوع پیوسته(دیدگاه سود و زیانی محافظهکاری) که در دورههای پس از شناسایی اولیه هر دارایی و بدهی استفاده میشود. در محافظهکاری شرطی ارزش دفتری خالص داراییها در رضایت نامساعد کاهش مییابد اما در رضایت مساعد افزایش نمییابد. نمونههایی از محافظهکاری شرطی شامل قاعده اقل بهای تمام شده یا ارزش بازار برای موجودیها است. شکل دیگر، محافظهکاری غیرشرطی یا پیش بینی شده(دیدگاه ترازنامهای محافظهکاری) است که منعکس کننده ارائه کمتر از واقع خالص ارزش دفتری داراییها است. نمونههای این نوع محافظهکاری شامل هزینه نمودن بی درنگ مخارج تحقیق و توسعه است(بیور و رایان،2005).
امروزه موسسات و نهادهای مالی در سراسر دنیا در طی فرایندهای کاری و فعالیتهای روزمره با چالشها و مخاطراتی روبرو گردیده و شمولیت این ریسکها کم و بیش در تمامی این موسسات و نهادهای مالی به طور ضعیف و یا حاد توانسته تأثیر عمیقی بر کاهش دامنه فعالیتها، کاهش اعتبار و اطمینان بین ذینفعان و مشتریان، کاهش بهرهوری و… داشته باشد. به همین منظور تلاشها و پژوهشهای زمینهیابی مختلفی به منظور ایجاد راهکارهای رفع این چالش و ایجاد یک محیط با فعالیتهای روشن و با ایجاد حداقل ریسک صورت پذیرفته است (کلور[5]،2011). ریسکهای متوجه شرکتهای بورسی نظیر بانکها، خود مشتمل بر انواع ریسکهای عملیاتی، ریسکهای اعتباری و ریسکهای بازار میباشد و دامنه مخاطرات آن برای مدیران و مجموعه ذینفعان بانکها در شرایط بازار رقابتی کنونی و تلاش به منظور افزایش سهم بازار و سودآوری بیشتر، سبب شده است که روزنههای نمود آنها بیش از گذشته مورد توجه باشد.
ریسک عملیاتی عموماً از ریسکهای داخلی بانکها بوده و ناشی از اشتباهات انسانی یا اتفاقات و خطای تکنیکی تعریف میشود(اجینگتون[6]،2009). این ریسک شامل تقلب(موقعیتی که معاملهگرها اطلاعات غلط میدهند)، اشتباهات مدیریتی و کاستی کنترل میشود. خطای تکنیکی ممکن است ناشی از نقص در اطلاعات، پردازش معاملات، سیستمهای جابهجایی یا به طور کلی هر مشکل دیگری در سطح سازمان روی میدهد، باشد (سینسا[7]،2005).
حال از آنجایی که اصل محافظهکاری سبب میشود طرف با احتیاط بیشتری در شناسایی عناصر حسابداری عمل کند بر ریسک عملیاتی شرکت تاثیر دارد.
در این پژوهش به این موضوع پرداخته شده است که:
بین محافظهکاری و ریسک عملیاتی چه رابطهای وجود دارد؟

1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
در مورد محافظهکاری و اثر آن بر ریسک عملیاتی پژوهشهای اندکی انجام شده است. ولی نتایج پژوهش ریچارد[8](2013) اهمیت این موضوع را مشخص میکند زیرا محافظهکاری باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه و ریسک میشود. همچنین پژوهش ریچارد یک پژوهش تجربی بود تا علمی. و موضوع ما در شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران میباشد.
از آنجایی که محافظهکاری با ارائه اطلاعات مالی با کیفیت بالا موجب کاراتر شدن بازار و تصمیم گیری بهتر استفادهکنندگان از صورتهای مالی میشود و در نتیجه ریسک عملیاتی در شرکتها کاهش خواهد داده شد، اهمیت این موضوع مشخص میشود. و حال در پژوهش قبلی برای ریسک عملیاتی هیچ متغیری در نظر گرفته نشده بود. در حالی که در پژوهش حاضر برای ریسک عملیاتی دو متغیر نرخ بازده سهام و نسبت حقوق صاحبان سهام به داراییها در نظر گرفته شده است و رابطه آنها با محافظهکاری سنجیده میشود. پس از آنجایی که در پژوهش قبلی برای ریسک عملیاتی هیچ متغیری در نظر گرفته نشده است و در پژوهش حاضر از این دو متغیر استفاده شده است، پس این پژوهش سودمند میباشد زیرا باید ریسک عملیاتی دارای متغیرهای مشخصی باشد تا بتوان نتیجه گیری درست کرد.
1-4 اهداف پژوهش
هدف اصلی: تعیین رابطه بین محافظهکاری و ریسک عملیاتی
اهداف ویژه:
– تعیین رابطه بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات بازده سهام
– تعیین رابطه بین محافظهکاری حسابداری و تغییرات نسبت حقوق صاحبان سهام به داراییها
اهداف کاربردی:
– سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران؛ با توجه به نتیجه این پژوهش، در بورس اوراق بهادار تهران راجع به ریسک خرید سهام شرکت، از سوی سرمایه گذاران تصمیم گرفته خواهد شد.
– مدیران شرکتها؛ مدیران شرکتها راجع به اینکه سود آنها چقدر تحت تاثیر محافظهکاری قرار گرفته خواهد شد و بر روی ریسک عملیاتی شرکت اثر خواهد داشت به دنبال نتایج این پژوهش میباشند.
– مؤسسات آموزشی و دانشگاهها؛ این پژوهش به این گروه با توجه به اینکه مطالعاتی در این زمینه در اختیار استادان و مدرسان دانشگاهها قرار خواهد داد مورد توجه قرار گرفته خواهد شد.
1) Beaver& Ryan
2) Watts
1) Kim, Jung
2) Linger &Zamply
3) Clever
1) Ejngton
2) Cinca
3) Richard
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کسب سود و از این طریق به حد اکثر رسانیدن ثروت سهام داران فلسفه وجودی شرکت های انتفاعی است. بنابراین در این شرکت ها تصمیم گیری های اساسی در زمینه هایی چون شروع فعالیت های جدید یا عرضه محصولاتی تازه، توسعه فعالیت های تولید و فروش، تحدید ظرفیت ها، تعیین ترکیب مطلوب فعالیت ها، توقف یا تعطیل کردن فعالیت ها متاثر از معیار سود و منفعت طلبی است.
از الزامات كسب سود و به حداكثر رسانیدن ثروت سهام داران، تداوم منطقی فعالیت های تولیدی و بازرگانی واحدهای انتفاعی است. تداوم فعالیت ها یا بقای هر شركتی به مانند هر موجود زنده ای مستلزم كنترل علایم حیاتی در هر مرحله از عمر شركت و به تناسب آن پیش بینی تمهیدات لازم جهت تضمین بقای آن شركت و در صورت لزوم انجام تعدیلات لازم در هدف گذاری ها یا اقدامات اصلاحی است.
از جمله تهدیدهای اساسی كه تداوم حیات و بقای سازمان های انتفاعی مشتمل بر شركت های تولیدی یا بازرگانی را به مخاطره می اندازد، بحران های مالی است كه می تواند بی توجهی بدان افول و حتی سقوط شركت را در قالب ورشكستگی و تعطیلی به همراه داشته باشد. به رغم اینكه در ادبیات مالی و تحقیقات انجام شده در ایران غالا بحران مالی و ورشكستگی را یكسان تعریف كرده و ملاك تشخیص آن را هم ماده 141 قانون تجارت تلقی كرده اند، این دو یكی نیستند ولی می تواند یک بحران مالی به ورشكستگی شركت هم منجر شود.
ماده 141 قانون تجارت ایران به ورشكستگی اشارتی نداشته و صرفا حاكی از این است كه در صورت رسیدن زیان انباشته به 50 درصد سرمایه اسمی، شركت مربوطه باید مبادرت به افزایش سرمایه جهت پوشش آن یا كاهش مبلغ اسمی به منظور اقلا رفع ظاهری آن است. در حالی كه ورشكستگی ناتوانی و در نتیجه استنكاف یک شركت از پرداخت بدهی ها و در نتیجه با تشریفات قانونی به صورت ارادی اعلام ورشكستگی كرده یا مبتنی بر شكایت بستانكاران و الزامات قانونی اجبارا و قانونا توسط مراجع قانونی ورشكسته اعلام شده و اموال و دارایی های آن ها پلمپ شده و از طریق حراج نسبت به تسویه بدهی های آن ها اقدام می گردد.
بررسی پیشینه سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار نشان می دهد که تحقیقات متعددی در زمینه کمک به مدیران و سیاست گذارن در پیش بینی بحران مالی، عوامل موثر بر آن و روش ها و سیاست های موثر بر مهار بحران مالی یا كاستن از تبعات آن، در ایران و دیگر کشورها به انجام رسیده است. محور این تحقیقات عموماً پیش بینی بحران مالی و معیارهای موثر یا مربوط به آن نظیر زیان دهی یا كاهش سودآوری، نقدینگی و دیگر متغیرهای خرد و کلان اقتصادی است. در بخشی از این تحقیقات به پیش بینی بحران مالی یا ورشكستگی مبتنی بر معیارهایی چون نسبت های مالی، سود و زیان و روند آن، نقدینگی و عوامل دیگر پرداخته شده و از روش هایی چون رگرسیون خطی یا غیر خطی، شبکه های عصبی، مدل سازی ریاضی، شبیه سازی مونت کارلو و الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. در این تحقیقات با بهره گرفتن از یک یا ترکیبی از این روش ها نسبت به پیش بینی بحران مالی در شركت ها و اعتبار سنجی روش های مورد استفاده مبادرت شده است.
هدف از این تحقیق به کارگیری هم زمان رگرسیون گام به گام؛ رگرسیون لجستیک و شبكه عصبی جهت پیش بینی بحران مالی در شرکت های منتخب بورس تهران بوده است. در این راستا به اتكای پیشینه تحقیق سنجه های موثر در پیش بینی بحران مالی در قلمرو تحقیق انتخاب و با بهره گرفتن از هر یک از روش های سه گانه نسبت به پیش بینی بحران مالی در قلمرو تحقیق مبادرت شده است. در راستای اعتبار سنجی روش های سه گانه مورد استفاده نتایج پیش بینی و نهایتا درجه انطباق بر واقعیت نتایج پیش بینی در قیاس با واقعیت های عملكردی با یک دیگر با هم مقایسه شده است.

1-2- بیان مسئله
بحران مالی و ورشکستگی واژه های دیر آشنایی برای همه هستند و گاهی با یک دیگر اشتباه گرفته می شودند. بر مبنای قانون تجارت ایران و در ادبیات مالی بسیاری از کشورها، ورشکستگی به فقدان توان شرکت ها در زمینه پرداخت بدهی ها و ایفای تعهدات، تلقی می شود. در حالی که بحران مالی با نشانه هایی چون زیان دهی متوالی، کمبود نقدینگی، توقف یا محدود شدن فعالیت های بازرگانی یا فروش نمود عینی می یابد. در اغلب تحقیقات انجام شده در ایران، ملاک تشخیص ورشکستگی ماده 141 قنون تجارت مبنی بر الزام شرکت هایی که زیان انباشته آن ها به نیمی از سرمایه اسمی آن ها می رسد، به کاهش سرمایه اسمی یا آورده جدید است. علت این امر شاید سختی در اندازه گیری بحران مالی و ساده بودن تشخیص ورشکستگی بر مبنای ماده قانونی فوق باشد.
بحران های مالی طی سالیان اخیر حتی مرزهای سازمانی را درنوردیده و ملی، قاره ای و حتی جهانی شده اند. در مواردی این بحران ها به صورت طوفان یا زنجیره ای وضعیت مالی شرکت های متعددی را خواسته یا ناخواسته متاثر می سازد.
“دقت پبش بینی روش های رگرسیون گام به گام، رگرسیون لجستیک و شبكه عصبی در پیش بینی سرمایه درگردش چه تفاوتی دارند؟“
1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش:
- اهمیت نظری موضوع: پیش بینی بحران مالی و ورشکستگی، معیارها یا شاخص موثر در پیش بینی، بر مبنای عوامل چون معیارهایی چون نقدینگی و سودآوری خصوصا به روش های کمی مبتنی بر داده های عملكردی، از مقوله های مهم در حوزه مالی و در ارتباط با وظایف اساسی مدیریت چون برنامه ریزی، تصمیم گیری، کنترل و نظارت است. از این جهت بررسی ها نشان می دهد که بخش مهمی از ادبیات تحقیق به روش ها و معیارهای پیش بینی بحران مالی، سنجش دقت و اعتبارسنجی هر یک از آن ها، مزیت ها و محدودیت های مرتبط با هریک از این روش هاو … اختصاص یافته است. لذا فراوانی موارد تحقیق در این زمینه می تواند از جمله دلایل اهمیت پرداختن به این موضوع باشد.
- جنبه جدید بودن: اگر چه استفاده از روش های شبکه عصبی، رگرسیونی یا اقتصاد سنجی و به طور كلی تحلیل های همبستگی و رگرسیونی در حوزه بورس و مبتنی برداده های تاریخی در تعیین رابطه بین متغیرها و از جمله پیش بینی بحران مالی با بهره گرفتن از معیارهای چون سودآوری، نقدینگی، نسبت های مالی و دیگر معیارها در ایران و جهان چیز جدیدی نیست، ولی استفاده مقایسه ای از سه روش شبكه عصبی، رگرسیون لجستیک و رگرسیون گام به گام با نگرش مطالعه تطبیقی مبتنی بر داده های عملکردی جدید، کاری خاص و غیر تکراری است. جنبه اساسی دیگر تمایز تحقیق حاضر از تحقیقات مشابه انجام شده در ایران، غربال گری معیارهای موثر در پیش بینی بحران مالی با بهره گرفتن از روش رگرسیون گام به گام می باشد. و نهایتا جنبه دیگری از جدید بودن تحقیق حاضر، استفاده از آخرین داده های عملكردی شركت های تحت بررسی بر مبنای آخرین صورت های مالی ارائه شده بوده است.
1-4- اهداف پژوهش
از آن جهت که تحقیق حاضر در راستای کمک به حل مسایل مبتلا به کشور یا بهبود وضعیت در سازمان های مورد مطالعه در حیطه موضوعی مدیریت سود و رابطه آن با توان تولید و ساختار رقابتی در صنعت و مبتنی بر مدل ها، روش ها و نظریه های موجود است، تحقیق از جهت هدف کاربردی است. بر این مبنا اهداف تحقیق حاضر نیز کاربردی بوده و نمی توان اهداف علمی یا آزمانی برای تحقیق حاضر متصور گردید. بر این مبنا پژوهش حاضر در راستای نیل به یک هدف اصلی و با تجزیه آن اهداف فرعی به شرح ذیل به انجام رسیده است:
اهدف اصلی
مقایسه دقت روش های رگرسیون گام به گام، رگرسیون لجستیک و شبكه عصبی در پیش بینی بحران مالی در قلمرو تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ارزش گذاری شرکت هااز مهم ترین و در عین حال پیچیده ترین مفاهیم اقتصادی در هر کشور به شمار می رود به طوریکه در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته که بازار سرمایه مترقی و نظام یافته دارندارزش شرکت را بانک های سرمایه گذاری، مشاوران سرمایه گذاری و استاندارد ها و قوانین خاص هر صنعت تعیین می کنند. در ایران به دلیل کارایی پایین بازار سرمایه و فعالیت محدود بانک های سرمایه گذاری که به تازگی تأسیس شده اند و تا به حال فعالیتی از خود نشان نداده اند، ارزش گذاری شرکت ها، غیر کارشناسانه و با آزمون خطا پیگیری می شود(دارابی وکابلی 1389).
هر دارایی اعم از مالی[1] یا واقعی[2] ارزشی دارد. عامل کلیدی در سرمایه گذاری و مدیریت دارایی ها درک ارزش و منابع اثر گذار بر ارزش آن دارایی است. تمام دارایی را می توان ارزش گذاری کرد اما بعضی دارایی ها ممکن است ساده تر ارزشیابی شوند و بعضی دیگر ممکن است پیچیده تر باشند. اسکار واید می گوید “قیمت هر چیز را می دانیم اما ارزش آن را نمی دانیم”.
این تحقیق در رابطه با مدل ارزش گذاری شرکت ها است و در آن به مقایسه ی مدل سود باقیمانده و جریان نقدی آزاد در فرایند ارزش گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است.
در این فصل از تحقیق به بیان مسئله ی تحقیق ، اهمیت تحقیق ، اهداف تحقیق ، روش انجام تحقیق ، فرض و تحقیق ، فرضیه تحقیق ، جامعه و قلمرو آماری ، روش تجزیه و تحلیل داده ها ، پرداخته می شود.
1-2 بیان مسئله تحقیق
در شرایط موجود ایران با توجه به اصل 44 قانون اساسی که در ارتباط با واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی به منظور کاهش تصدی گری دولت است فرایند ارزش گذاری شرکت ها یک امر بسیار مهم تلقی می شود. علاوه بر این با توجه به نوسانات قیمت سهام در بازار سرمایه ، سرمایه گذاران در هنگام ارزشیابی سهام دچار سردرگمی قابل ملاحظه ای می شوند که باید برطرف شود.
دقت پیش بینی تحلیل گران عامل اصلی موفقیت سرمایه گذاری است. برای مدیریت یک استراتژی فعال مدیریت پرتفوی ، پیش بینی یک مدیر پرتفوی باید به طور متوسط درست بوده و با پیش بینی های مورد توافق بازار متفاوت باشد. تنها با در دست داشتن پیش بینی دقیق و به کار بردن مدل های ارزش گذاری مناسب تحلیلگرمی تواند ارزش ذاتی راپیش بینی کند.ارزش ذاتی یک دارایی برابر با ارزش آن با فرض داشتن تمام مشخصات سرمایه ای آن داراییاست (بخشیانی و راعی 1387).
این تحقیق به مقایسه ی دو مدل سود باقیمانده و جریان نقدی آزاد در فرایند ارزش گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران پرداخته است.
دقت مدل های ارزش گذاری برای سهامداران ، مدیران ، تجزیه و تحلیل گران مالی ، شرکت های سرمایه گذاری و مؤسسات تأمین مالی از اهمیت بسیاری برخوردار است.
مدل ارزشگذاری سود باقیمانده (درآمد پسماند، سودهای غیرعادی) موضوع پژوهشهای بسیاری بوده و به طور گسترده در مدیریت سرمایه گذاری برای محاسبه ی ارزش سهام واحد تجاری و ارزش شاخص سهام به کار رفته است. درآمدپسماند برابراست با سود خالص شرکت منهای هزینه ی فرصت سرمایه به کار رفته، برای تولید سود است.
ازآنجا که هزینه حقوق صاحبان سهام در صورت سود و زیانی درج نمیشود ممکن است سود خالص شرکت عددی مثبت باشد، اما این برای پوشش هزینه ی فرصت حقوق صاحبان سهام کافی نباشد. در این صورت در حقیقت سهامداران از سرمایه گذاری در شرکت زیان دیده اند. درآمد پسماند ( سود اقتصادی، سودهای غیرعادی) با در نظر گرفتن هزینه ی حقوق صاحبان سهام این مشکل را برطرف میکند. (مهرانی، 1389).
در بلند مدت شرکتهایی با بازده دارایی بالاتر از هزینه ی سرمایه، دارای ارزش بالاتر از ارزش دفتری، و شرکت با بازده دارایی کمتر از هزینه ی سرمایه، دارای ارزش پایین تراز ارزش دفتری، خواهند بود. مدل ارزش گذاری درآمد پسماند (سوداقتصادی،سودغیرعادی) ارزش سهام را به دو بخش تقسیم میکند:
- ارزش دفتری سهام شرکت.
- ارزش فعلی درآمد پسماند مورد انتظار.
در مدل ارزش فعلی جریانهای نقدی و جریانهای نقدی آزاد، ارزش هر سهم به صورت مجموع ارزش فعلی سری جریانهای نقدی و یک ارزش پایانی محاسبه می شود و در عمل ارزش پایانی در این مدل، بخش عمده ای از ارزش سهام را تشکیل می دهد، اما از آنجا که ارزش پایانی به آینده ای دور تعلق دارد عدم اطمینان در تخمین آن بالاست. در مقابل در مدل درآمد پسماند (سوداقتصادی،بازده غیرعادی) ، بخش بزرگی از ارزش سهام در ابتدا به صورت ارزش دفتری شناخته م یشود (داموداران، 1388).
چرا که سود تضمین شده ی متعلق به حقوق صاحبان سهام را نمیتوان به نحو عینی تعیین کنند، لذا از دیدگاه علم اقتصاد، سود خالص حسابداری متشکل از سود حقیقی و هزینه استفاده از سرمایه سهامداران است (شریعت، 1381).

مدل اولسن (1995) نیز یک نوع خاص از مدل سود باقیمانده است، ابتکار اصلی در مدل اول سن بکارگیری “پویایی اطلاعات مدلهای خطی است” رویکرد اول سن سبب تمرکز مجدد بر مفاهیم بنیادین ارزشیابی شده است و گرایش به ارتباط دادن سودهای غیر عادی بازده و همچنین مدلهایی که به طور مستقیم به ارزشیابی شرکت می پردازند را افزایش داده است. پنمن(1992) دلایل محکمی برای تغییر تمرکز از مدلهای ارتباط دهنده بازده و سود به مدلهای بنیادین ارزشیابی ارائه نموده است ولی در هر حال انتخاب بین این دو رویکرد، بایستی به واسطه ی تحقیقات خاص صورت گیرد.
در خصوص ویژگی های دیگر مدل اول سن مبنی بر توان پیشبینی سودهای غیر جاری دوره ی بعد، نتایج نشان می دهد که لحاظ کردن متغیرهای سایر اطلاعات، توان پیشبینی کنند گیسودهای غیر عادی در دوره ی بعد را به مراتب افزایش می دهد (برزگر 1388).
با اطمینان میتوان گفت یافته های تحقیقات جدید نشان می دهد که فرایند تحقیقات مبتنی بر بازار و همچنان زنده و در حال پیشرفت می باشد.
جریان نقدی آزاد شرکت شامل جریان نقدی قابل پرداخت به تأمین کنندگان سرمایه شرکت (شامل سهامداران و وام دهندگان) پس از پرداخت تمام هزینه های عملی اتی و انجام سرمایه گذاری های لازم (شامل سرمایه در گردش و دارایی ثابت) می باشد.
به بیان دیگر جریان نقد آزاد شرکت برابر است با جریان نقدی عملیات شرکت منهای مخارج سرمایه گذاری، گفتنی است که تأمین کنندگان سرمایه شرکت، سهامداران و وام دهندگان و در برخی موارد سهامداران ممتاز می باشد (بخشیانی وراعی 1387).
جریان نقدآزاد سهام، برابر با جریان نقد قابل پرداخت به سهامداران عام شرکت، پس از پرداخت هزینه های عملیاتی، هزینه های مالی (بهره ی وام های دریافتنی) و اصل وام های دریافتنی و انجام سرمایه گذاری های لازم (شامل سرمایه در گردش و دارایی ثابت) است به بیان دیگر جریان نقد آزاد سهامداران برابر است با جریان نقدی عملیاتی شرکت، منهای مخارج سرمایه گذاری و پرداخت به وام دهندگان (شامل اصل و فرع) است. از آنجا که جریان نقد آزاد شرکت، بعد ازپرداخت مالیات، قابل پرداخت به تمام تأمین کنندگان سرمایه شرکت است جریان نقدی آزاد شرکت می بایست با میانگین موزون هزینه ی سرمایه (WACC) تنزیل شود ونتیجه ی این محاسبه، ارزش شرکت خواهد بود. ارزش سهام سهامداران برابر خواهد بود با تفاضل ارزش شرکت و ارزش بدهی شرکت (بدهی هایی که شرکت بابت آن بهره پرداخت می کنند)، از سوی دیگر جریان نقدی آزاد سهام جریان نقدی قابل پرداخت به سهامداران است و بنابراین می بایست با نرخ بازده مورد در خواست سهامداران تنزیل شود (بخشیانی و راعی 1387).
انتخاب جریان نقدی آزاد شرکت یا جریان نقدی آزاد سهام برای ارزش گذاری سهام شرکت، بستگی به مشخصات شرکت دارد، اگر ساختار سرمایه ی شرکت (نسبت ارزش سهام شرکت به ارزش بدهی های شرکت) پایدار باشد، کاربرد روش جریان نقدی آزاد سهام ساده تراست. در مواردی که انتظار داریم ساختار سرمایه ی شرکت تغییر کند و یا در مواردی که جریان نقدی آزاد سهام منفی است باید از جریان نقدی آزاد برای ارزش گذاری شرکت استفاده کرد. در این صورت تحلیلگر با تنزیل جریان نقدی آزاد شرکت، ارزش دارایی عملیاتی شرکت را محاسبه می کند سپس موجودی نقد و سایر ابزارهای مالی قابل فروش را به آن اضافه می کند و ارزش بدهی شرکت را از آن کسر می کند نتیجه محاسبات ارزش سهام شرکت خواهدبود.و لازم به ذکر است که جریان نقد آزاد از این حیث دارای اهمیت است که به شرکت اجازه می دهد تا فرصتهایی را جستجو کند که ارزش سرمایه ی سهامدار را افزایش دهد. بدون در اختیار داشتن وجه نقد، توسعه ی محصولات جدید، انجام تحصیلات تجاری، پرداخت سودهای نقدی به سهامداران و کاهش بدهی ها امکان پذیرنیست از طرف دیگر وحه نقد باید در سطحی نگهداری شود که بین هزینه ی نگهداری وجه نقد و هزینه ی وجه نقد ناکافی تعادل برقرارگردد (رحیمی 1390).
در این تحقیق مدل جریان نقدی آزاد را این طور محاسبه کرده ایم که ابتدا جریان نقدی آزاد1 را از حاصل جمع و تفریق داده های مختلف به دست می آوریم. به عبارت دیگر برای محاسبه جریان نقدی آزاد ابتدا فروش ها را به دست می آوریم و سپس هزینه ی عملیاتی و استهلاک را از آن کسر و حاصل را در (نرخ مالیات -1)ضرب می کنیم سپس هزینه استهلاک را به آن اضافه و در نهایت هزینه ی مخارج سرمایه ای و تغییرات در سرمایه در گردش را از آن کسر می کنیم و حاصل این جمع و تفریق را برWACC+1)) تقسیم می کنیم2WACC همان میانگین موزون هزینه ی سرمایه است که از ضرب نسبت سهم هر یک از منابع تأمین مالی (سود انباشته ، سهام سرمایه ، اوراق قرضه ، تسهیلات مالی بلند مدت) در هزینه ی مربوط به هر یک از آن محاسبه می شود این در واقع یک قسمت مدل جریان نقدی آزاد است. مرحله ی دوم که به مرحله ی اول اضافه می شود ارزش نهایی (پایانی) جریان نقدی آزاد است که باید برای آن جریان نقدی سال آینده را پیش بینی کنیم و سپس آن را بر میانگین موزون هزینه سرمایه – نرخ رشد مورد انتظار جریان نقدی آزاد تقسیم کنیم این همان ارزش نهایی و جریان نقدی آزاد است که باید بر 1+ میانگین موزون هزینه سرمایه سال آینده تقسیم کنیم در اینجا مرحله دوم تمام می شود.
مرحله سوم باید وجوه نقد اضافی که شرکت مازاد بر نیاز خود دارد وهمچنین اوراق بهادار قابل داد و ستد (قابل انتقال) را باید اضافه و در نهایت سهام ممتاز و بدهی ها را از مرحله سوم کسر می کنیم تا ارزش شرکت در مدل جریان نقدی آزاد مشخص شود.
مدل های ارزش گذاری شرکت از جمله مدل سود باقیمانده و جریان نقدی آزاد دو مدل شناخته شده و مرسوم برای ارزش گذاری شرکت به شمار می رود که پی بردن به مدل مناسب جهت ارزش گذاری ، سهامداران و دیگر ذینفعان را یاری می کند تا در بازار سرمایه منابع خود را به طور مناسب تخصیص دهند. همچنین سرمایه گذاران باید مدلی را برای ارزش گذاری شرکت انتخاب کنند که سود مورد انتظار آنها نزدیک به واقعیت باشد یعنی باید مدل ،ارزش شرکت را طوری پیش بینی کند که سهامداران بر آن اتکا کنند و در نهایت به آن قیمتی که مدل معرفی کرده و قیمتی که در تالار بورس وجود داردارتباط نزدیکی وجود داشته باشد اگر این مسئله وجود داشته باشد آن مدلی که خطای کمتری با مقدار واقعیت در تالار بورس دارد برتر است.
با توجه به خلاصه موارد گفته شده ی زیر :
- در ایران ارزش گذاری شرکت غیر کارشناسانه صورت می گیرد و بانک های سرمایه گذاری نو پا و بازار سرمایه کارا نیست.
- در ایران با توجه به اصل 44 قانون اساسی و کاهش تصدی گری دولت و خصوصی سازی ارزش گذاری شرکت یک امر مهم تلقی می شود.
- مدل سود باقیمانده و جریان نقدی آزاد مدل های مرسومی برای ارزش گذاری شرکت هستند و مدل سود باقیمانده بیشتر بر ارزش دفتری شرکت اتکا می کند و در جریان نقدی آزاد بیشتر از پیش بینی استفاده می شود.
- جریان نقدی آتی بهتر است با بکارگیری تحلیل اقتصادی صنعت و در نهایت تحلیل استراتژی شرکت برآورد کرد این فرایند پیچیده بوده و دقت آن بستگی به دقت فرض تحلیل گر دارد.
- مدل سود باقیمانده موضوع پژوهش های بسیاری بوده و به طور گسترده در مدیریت سرمایه گذاری برای محاسبه ارزش سهام واحد تجاری و ارزش شاخص سهام به کار رفته است.
- مدل اولسن (1995) نیز یک نوع خاص از مدل سود باقیمانده است ، ابتکار اصلی در مدل اولسن بکارگیری “پویایی اطلاعات مدل های خطی است”.
- جریان نقدی آزاد شرکت برابر است با جریان نقدی قابل پرداخت به تأمین کنندگان سرمایه ی شرکت (شامل سهامداران ، وام دهندگان) پس از پرداخت تمام هزینه های عملیاتی و انجام سرمایه گذاری لازم (شامل سرمایه در گردش ، دارایی ثابت) است.
[1]– Financial asset
[2]– Real asset
1– Francis
2– Feltham and ohlson
1– Free cash flow
2– wieghted average cost of capital
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تنش بین حقوق فرد و سازمانها یکی از مشکلات بنیادی جوامع معاصر بوده است. هم اکنون در سرتا سر جهان بازارهای مالی و شرکتهای قدرتمند سهامی به نحو چشمگیری رشد میکنند. در برابر این رشد، باید ابزارهای قانونی و نظارتی هدفمند نیز برای مسئولیتپذیری و پاسخگویی شرکتها وجود داشته باشد. موضوع حاکمیت شرکتی نیز در همین چارچوب طراحی شده است. نظام حاکمیت شرکتی واکنشی است به مسئله نمایندگی، که از جدایی مالکیت از مدیریت ناشی میشود. جدایی مالکیت از مدیریت یا به عبارتی معمولتر، جدایی مالکیت از کنترل شرکتها، خود ناشی از دو علت عمده است؛ اول این که هر یک از مشارکتکنندگان، اهداف و ترجیحات متفاوتی دارند و دیگر این که هر کدام اطلاعات کاملی در مورد اقدامات، دانش و ترجیحات دیگری ندارند. بدیهی است این تفکیک، با فرض سازوکارهای موثر اجرایی حاکمیت شرکتی، این امکان بالقوه را به وجود میآورد که مدیران تصمیماتی را اتخاذ نمایند که در راستای منافع خود و عکس منافع سهامداران باشد. رسواییهای مالی در شرکتهایی چون انرون، ورلدکام و تیکو آمریکا و شرکتهای دیگری از کشورهای فرانسه، ایتالیا و استرالیا، نمونههایی است که منجر به شکلگیری نظام حاکمیت شرکتی حسب ضرورتهای کشورهای پیشرفته اقتصادی است. بدین ترتیب در پی این ضرورت و به دلیل سرمایهگذاری مستقیم و حضور شرکتهای سهامی چند ملیتی در کشورهای در حال توسعه و در عین حال لزوم استقرار نظام حاکمیت شرکتی و طبعا بهرهمندی از فواید آن، نظام حاکمیت شرکتی به کشورهای در حال توسعه نیز راه یافته است. به تدریج با کمرنگ شدن اختیار اعمال حاکمیت مستقیم مالکین بر شرکت، کنترل به گروه های دیگر که هیاتمدیرهها و مدیران را تشکیل می دهند سپرده میشود. لذا میتوان انتظار داشت که هر گونه تغییری در اجرای ساختار حاکمیت شرکتی بر تغییر مسیر راهبری و عملکرد آنها و نیز افزایش یا کاهش هزینه های نمایندگی بیانجامد.
1-2 بیان مسئله
حاكمیت شركتی در سالهای اخیر، نظر عده زیادی را به خود جلب کرده است. علت این امر توجه به سلامت اقتصادی جامعه و به طور اخص واحدهای تجاری است، به خصوص این که افزایش بیش از حد تقلب در شرکتها و رسواییهای ناشی از کشف آنها در دهه های اخیر نیاز به استفاده از سازوکارهای نظام حاکمیت شرکتی را بیش از پیش ضروری ساخته است. نظام حاکمیت شرکتی در برگیرنده مجموعهای از روابط میان مدیریت شرکت، هیاتمدیره، سهامداران و سایر گروههای ذینفع است. نظام حاکمیت شرکتی ساختاری را فراهم میکند که از طریق آن هدفهای بنگاه تنظیم و وسایل دستیابی به هدفها و نظارت بر عملکرد تعیین میشود. این نظام، انگیزه لازم برای تحقق اهداف بنگاه را در مدیریت ایجاد کرده و زمینه نظارت موثر را فراهم میکند. به این ترتیب شرکتها منابع را با اثربخشی بیشتری به کار میگیرند (مکرمی، 1385). سازوکارهای حاكمیت شركتی، راهکارهایی برای تضمین این مطلب است که علیرغم وجود رابطه نمایندگی بین مالک و مدیر و تضاد منافع بین آنها، مدیریت در پی حداکثر نمودن ثروت سهامداران از طریق تقویت و بهبود عملکرد مالی شرکت است (شلیفر و ویشنی[1]،1997). سازوكارهای داخلی حاكمیت شركتی در یک شركت، شامل انواع گوناگون توافقات سازمانی و رویههای مورد استفاده توسط شركتها در جهت توازن قدرت و مسئولیتها بین سهامداران، اعضای هیاتمدیره، مدیران اجرایی و كاركنان شركت است (فلو و همكاران[2]، 2003). كه در این بین ساختار مالكیت، ساختار هیاتمدیره، اندازه هیاتمدیره، وجود مدیران غیرموظف در بین اعضای هیاتمدیره، از مهمترین عوامل تعیینكننده و اثرگذار در بین سازوكارهای حاكمیت شركتی به حساب میآیند (كارسلو و نیل[3]، 2000؛ كوهن و همكاران[4]، 2004). همچنین سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر اطلاعات افشا شده توسط شرکت برای سهامداران آن اثر میگذارند و احتمال عدمافشای کامل و مطلوب اطلاعات و کیفیت افشا کماعتبار را کاهش میدهند. پژوهشها نشان میدهند در صورت وجود نظارت موثرتر هیاتمدیره بر مدیریت، کیفیت و کفایت اطلاعات منتشر شده توسط مدیریت افزایش مییابد. بهبود کیفیت افشای شرکت باعث کاهش عدمتقارن اطلاعاتی می شود و کاهش عدمتقارن اطلاعاتی[5] مدیریت سود کمتر را به همراه دارد. در بازارهای سرمایه، تنها راه دستیابی بسیاری از سرمایهگذاران به اطلاعات، اعلامیهها و اطلاعیههایی است که از جانب شرکتها منتشر می شود. مانند اعلام سود پیشبینی شده هر سهم (رحیمیان و همکاران، 1388). بسیاری از پژوهشهای انجام شده در زمینه وجود سازوكارهای حاكمیت شركتی در شركتها بر این مهم تاكید دارند كه ضعف در سازوكارهای حاكمیت شركتی در یک شركت، با كیفیت گزارشگری پایین صورتهای مالی، دستكاری و تقلب در سود و درآمد و همچنین سطح پایین وضعیف شفافیت اطلاعاتی در ارتباط است (كارسلو و نیل، 2000 ؛ فلو و همكاران،2003). ابهام و عدمشفافیتی كه در اطلاعات مالی منتشر شده توسط این شركتها وجود دارد، به علت ضعف سازوكارهای حاكمیت شركتی در این شركتها ایجاد شده و به سهامداران كنترلكننده این امكان را میدهد كه منافع خود در شركت را حفظ كرده و با هزینه سایر سهامداران برای خود ایجاد ثروت نمایند (حساسیگانه، 1385). اجرای نظام حاکمیت شرکتی میتواند باعث اختصاص بهینه منابع و ارتقای شفافیت اطلاعات و در نهایت رشد توسعه اقتصادی گردد (جان و سنبت[6]، 1998).
در پاسخ به این سوال که چرا حاکمیت شرکتی مطلوب، عملکرد شرکت را بهبود میبخشد میتوان این گونه بیان نمود که عملکرد شرکتها مبنای بسیاری از تصمیمگیریهاست و از عوامل مهمی که اغلب اعتباردهندگان، سرمایهگذاران، مدیران و سایر فعالان اقتصادی میتوانند به آن توجه کنند، عملکرد است. در واقع عملکرد شرکتها، حاصل فعالیتها و بازده سرمایهگذاریهای آنان در یک دوره معین است (حسینی و همکاران، 1389). بنابراین ساختار حاکمیت شرکتی مناسب باعث پیشرفت شرکت، دستیابی به روشهای تامین مالی، هزینه پایین سرمایه، عملکرد بهتر و رفع نیاز ذینفعان شده و اعتماد سرمایهگذار را افزایش میدهد. سرمایهگذاران، شرکتهای برخوردار از ساختار حاکمیتی مناسب را کمریسک تلقی کرده و بنابراین بازده مورد انتظار کمتری از آن طلب میکنند (احمدوند، 1388). براساس یافتههای

محققین حاکمیت شرکتی نقش مهمی را در بهبود عملکرد شرکتها ایفا میکنند و ارتباط مستقیمی بین حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکتها در بازارهای مالی توسعهیافته و در حال توسعه وجود دارد (وکیلیفرد و باوندپور، 1389).
1-3 فرضیهها
با تعمق در پژوهشهای انجام شده در دنیا جهت پاسخگویی به پرسش مطرح شده و دستیابی به اهداف پژوهش، فرضیههای زیر تدوین شده است. همچنین قابل ذکر است که در این فرضیهها، معیارهای تغییرات درصد سهام شناور آزاد، تغییرات اعضای غیرموظف هیاتمدیره، تغییرات کیفیت افشا، نوع موسسات حسابرسی و تغییرات نسبت پرداخت سود سهام از معیارهای حاکمیت شرکتی میباشند.
فرضیه اصلی: بین درجه بهبود ساختار حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی اول: بین تغییرات درصد سهام شناور آزاد و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم: بین تغییرات اعضای غیرموظف هیاتمدیره و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی سوم: بین تغییرات کیفیت افشا و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی چهارم: بین نوع موسسات حسابرسی و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی پنجم: بین تغییرات نسبت پرداخت سود سهام و عملکرد شرکت رابطه معنادار وجود دارد.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 اهداف کلی و خاص پژوهش
هدف کلی پژوهش حاضر کمک به شناخت بیشتر پدیده حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و هدف خاص این پژوهش به شرح ذیل میباشد.
– تبیین نوع و میزان رابطه میان کفایت حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکتها؛
- تبیین نوع و میزان رابطه میان درجه بهبود ساختار حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکتها.
- تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات درصد سهام شناور آزاد و عملکرد شرکتها.
- تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات اعضای غیرموظف هیاتمدیره و عملکرد شرکتها.
- تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات کیفیت افشا و عملکرد شرکتها.
- تبیین نوع و میزان رابطه میان نوع موسسات حسابرسی و عملکرد شرکتها.
- تبیین نوع و میزان رابطه میان تغییرات نسبت پرداخت سود سهام و عملکرد شرکتها.
1-4-2 اهداف کاربردی پژوهش
پژوهشهای انجام شده در حوزه حاکمیت شرکتی قطعا مورد علاقه و توجه طیف وسیعی از اقشار غیردانشگاهی مثل مراجع گوناگون تدوین استانداردهای حسابداری، سایر نهادهای قانونگذار مثل بورسهای اوراق بهادار و نهادهای نظارتی آنها، بانکهای مرکزی، مدیران شرکتها و سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی و اطلاعات حسابداری میباشد. پژوهش حاضر درصدد دستیابی به اهداف کاربردی ذیل میباشد:
- درک رابطه سرمایهگذاران و سهامداران با حاکمیت شرکتی در افزایش اتکا به فرایند گزارشگری مالی.
- سنجش حاکمیت شرکتی به سرمایهگذاران جهت آگاهی از توانایی مدیریت جهت تغییر سودهای حسابداری برای اهداف فرصتطلبانه و همچنین کمک به ارزیابی اعتبار سودهای حسابداری.
- در دسترس قرار دادن اطلاعات و پژوهشهای به روز با هدف یاری رساندن به سازمان بورس اوراق بهادار جهت فراهم کردن و تسهیل امکان داد و ستد برای مشارکتکنندگان در بازار اوراق بهادار.
- قادر ساختن شرکتها به ارزیابی کارایی حاکمیت شرکتی، افزایش اعتبار گزارشهای مالی و جلب رضایتمندی سهامداران و جذب سهامداران بالقوه از طریق اتخاذ نظام حاکمیت شرکتی کارآمد.
- کمک به محققان در ارتباط با ادبیات موضوع از طریق در اختیار قرار دادن نتایج نظری و تجربی ارتباط بین کفایت حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت.
[1]. Shleifer & Vishny
[2]. Felo et al
[3]. Carcello & Neal
[4]. Cohen et al
[5]. Information Asymmetry
[6]. John & Senbet
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
، تبیین مسئله تحقیق، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف و سؤالات تحقیق، فرضیههای تحقیق، روش کلی تحقیق، قلمرو تحقیق و تعریف عملیاتی واژهها ارائهشده است.
1-2 بیان موضوع و مسئله تحقیق
ﺷﺎﻟﻮﺩﺓ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﺭﺍ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺗﺸﻜﻴﻞ میدهد ﻭ میتوان ﺍﺩﻋﺎ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﺔ فعالیتهای ﺗﺠﺎﺭﻱ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ سرمایهاند، ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺼﺮﻑ ﺷﺮﻛﺖ ﻗﺮﺍﺭ میگیرد ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻭ ﺷﺮﻛﺖ ﺭﺍ ﻣﺸﺨﺺ میکند با ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ میباشد. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺩﺵ بهطورکلی ﺩﺭ ﻫﻤﻪ سازمانها ﻭ ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺩﺭ سازمانهای ﺑﺎ اندازههای کوچکتر، ﺑﺨﺶ ﻋﻈﻴﻤﻲ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ میدهد، ﻭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺁﻥ بر اساس ﻣﻜﺎﻧﻴﺰﻡﻫﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺯﻧﺠﻴﺮﻩ تأمین ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﻳﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ.
بنابراین در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به سؤال زیر هستیم:
چه رابطهای بین عملکرد شرکت، مدیریت سرمایه در گردش و محدودیت مالی در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
بررسی صورتوضعیت مالی شرکتهای متوسط و کوچک نشان میدهد که ایـن شرکتها دارایی ثابـت کمتری نسبـت به شرکتهای بزرگ دارنـد، زیرا تـوان مالی کافی برای سرمایهگذاری در ایــن قسمت را نداشته و ترجـیح میدهند که بیشتر داراییهای آن ها بهصورت دارایـی جاری بـاشد. (تروئل و سولانو،2006، ص 3)[6]
اهمیت سرمایه در گردش در حمایت و پشتیبانی از فعالیتها و عملیات عمده شرکت میباشد. بهعبارتدیگر، آن حاصل عملیات شرکت میباشد؛ زیرا شرکت همیشه نیازمند است که مقداری نقدینگی برای خرید مواد اولیه در خط تولید قرار میگیرند و به کالای در جریان ساخت و کالای ساختهشده و نهایتاً حسابهای دریافتنی تبدیل میشود و بعد از وصول مطالبات مجدداً بهنقد تبدیلشده و این سیکل دوباره تکرار میشود. همچنین نقدینگی بهمنظور پاسخگویی به تعهدات کوتاهمدت شرکت نیز نگهداری میشود تا شرکت بتواند بهموقع به تعهدات کوتاهمدت خود عمل کند و با مخاطره عدم انجام تعهدات مواجه نشود. (قالیباف، 1387، ص 79)
با توجه به اینکه داراییها و بدهیهای جاری بخش مهمی از اقلام صورتوضعیت مالی شرکتهای متوسط و کوچک را تشکیل میدهند، هدف اصلی ارائه راهکارهایی به مدیران این شرکتها است که چگونه میتوانند با سرمایهگذاری در حسابهای دریافتنی و موجودی کالا، ارزش شرکت خود را افزایش دهند و یا چگونه میتوانند با کنترل دوره تبدیل وجه نقد، سودآوری شرکت خود را افزایش دهند.
تأثیر رشد فروش بر سودآوری نیز بااهمیت است زیرا افزایش فروش بر حسابهای دریافتنی و موجودی کالا تأثیر میگذارد. اگر مدیریت سرمایه در گردش این شرکتها بهگونهای صحیح اعمال نشود، چهبسا شرکتها در پرداخت بهموقع دیون و تعهدات خود ناتوان بمانند.
ضرورت دارد با انجام پژوهش حاضر شواهدی به دست آید تا مسائل فراروی مدیران مورد ارزیابی قرار گیرد همچنین تعمق در مورد نکات زیر اهمیت موضوع را برجسته میکند:
- در حال حاضر وضعیت نقدینگی شرکتها در شرایط نامناسبی قرار دارد و اکثر شرکتهای ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح میدهند

- تا وجه نقد را به داراییهای دیگر تبدیل کنند و این موضوع باعث میشود که شرکتها در سررسید بدهیها درمانده شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود.
- تجربه نشان داده است که اغلب شرکتهایی که با پریشانی مالی مواجه شدهاند و نهایتاً سرنوشت برخی از آن ها به ورشکستگی کشیده میشود یکی از دلایل آن عدم مدیریت سرمایه در گردش میباشد.
- معمولاً بخش قابلتوجهی از منابع شرکتها در سرمایه در گردش سرمایهگذاری میشود که این امر خود بر اهمیت مدیریت سرمایه در گردش میافزاید. علاوه بر این شرکتها وجوهی را که به دست میآورند در جهت مصارف گوناگون خرج میکنند.
1-4 اهداف تحقیق
ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روششناختی که در آن بکار میرود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی موردنیاز استفاده کنندگان مؤثر باشد و همچنین زمینهساز بستر مناسبی برای تحقیق آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد. اهداف این تحقیق بهصورت به شرح زیر میباشد:
اهداف تحقیق حاضر بر اساس تقسیمبندی اهداف به اهداف اصلی و فرعی به شرح زیر قابلطبقهبندی میباشد:
هدف اصلی:
ارزیابی ارتباط ﺑﻴﻦ مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در قلمرو تحقیق
اهداف فرعی
- ارزیابی ارتباط ﺑﻴﻦ مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در شرکتهای با محدودیت مالی در قلمرو تحقیق
- ارزیابی ارتباط ﺑﻴﻦ مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در شرکتهای با عدم محدودیت مالی در قلمرو تحقیق
[1]– Investment
[2]– Capital Structure
[3]– Dividends
[4]– Company Valuation
[5]– Teruel&Solano
[6]– Teruel&Solano
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در عصر حاضر، پیشرفت فنآوری و تغییرات پیرامونی گسترده، موجب شتاب فزایندهای در اقتصاد شده است و به علت رقابت روزافزون مؤسسات، دستیابی به درآمد مورد نظر نیز محدود شده و زمینه بروز ورشکستگی نیز افزایش یافته است. بدین لحاظ، تصمیمات مالی نسبت به گذشته اهمیت بیشتری یافته و مدیران را وادار ساخته با بهره گیری از فنون پیشرفته پیش بینی و تجزیه و تحلیل، نگرش خود را بلند مدت نموده و روشهای کنترلی دقیق تر و گسترده تری را بکار گیرند (مدرس،1387). دلیل اصلی ایجاد سیستم حسابداری تعهدی کاهش مشکلات مربوط به زمانبندی و تطابق جهت اندازه گیری عملکرد شرکت میباشد. علاوه بر این نیاز به سیستم حسابداری تعهدی از انقلاب صنعتی که در آن رشد سریع واحدهای تجاری باعث پیچیدگی عملیات گردید ناشی شده است. حسابداری تعهدی تلاش می کند تا تأثیرهای مالی معاملات، وقایع و شرایطی را که دارای پیامدهای نقدی هستند در دورههایی ثبت کند که آن معاملات، وقایع و شرایط رخ داده اند، نه در دورههایی که وجه نقد مربوط به آنها توسط مؤسسه دریافت یا پرداخت شده است (فرانسیس و همکاران[1]، 2005). هیأت استاندارهای حسابداری مالی ماهیت و علت استفاده از حسابداری تعهدی را این گونه بیان می کند «حسابداری تعهدی از اقلام تعهدی، انتقالی و رویه های تخصیص استفاده می کند و هدفش این است که درآمدها، هزینهها، سودها و زیانها را به یک دوره خاص مربوط کند تا بتواند انعکاس صحیحی از عملکرد مؤسسه در آن دوره داشته باشد تا به جای اینکه صرفاً یک سری دریافتیها و پرداختیهای نقدی را لیست کند. بنابراین شناسایی درآمدها، هزینهها، سودها و زیانها و افزایش و کاهش در دارایی ها و بدهیها از لازمه وجودی استفاده از حسابداری تعهدی برای اندازه گیری عملکرد تجاری هستند». بنابراین هدف اصلی حسابداری تعهدی کمک به سرمایه گذاران در جهت ارزیابی عملکرد اقتصادی واحد تجاری در طول یک دوره خاص و با بهره گرفتن از یک سری اصول حسابداری پایه مانند شناسایی درآمد و تطابق است. همچنین در حسابداری تعهدی، سودها نسبت به جریانهای نقدی، اطلاعات بهتری در مورد عملکرد اقتصادی ارائه می کنند (دچو و اسکینر[2]،2000)
1-2- تعریف مساله و بیان سؤالهای اصلی تحقیق:
تا قرن شانزدهم در تمام بخشهای دولتی، حسابداری نقدی مورد عمل بود، اما رفته رفته با توجه به فشارهای اقتصادی حسابداری تعهدی (حسابداری دولتی) تدوین شد. دولتها نیز در قبال شهروندان در مورد تحصیل و مصرف منابع مالی، مسئولیت پاسخگویی دارند (طالب نیا و حسنی، 1390). علاوه بر این، استفاده از حسابداری نقدی نه تنها موجب نگهداری حساب و انعکاس صحیح درآمدهای مالیاتی هر سال مالی نمی شود بلکه مدیران سطوح مختلف را از دسترسی به اطلاعات مربوط به مراحل مختلف قبل از وصول مالیات محروم خواهد نمود. لذا استفاده از حسابداری تعهدی علاوه بر انعکاس صحیح درآمدهای حاصل از مالیات، موجبات ایفای مسئولیت پاسخگویی عمومی در قبال چگونگی مصرف منابع حاصل از مالیات را نیز برای دولت فراهم می آورد


حسابداری تعهدی روشی است که معاملات مالی را در زمانی که اتفاق افتاده است. ثبت می کند.
به صورتی که تمام دارائیهای تملک شده و نیز تمام بدهیهای که تا آن لحظه ایجاد شده اند، در صورتهای مالی شناسایی می شوند، و درآمدها و هزینه ها در یک دوره ، قبل از زمانی که وجه نقد جا به جا شود، ثبت می شود. گزارشگری بر مبنای حسابداری تعهدی ، مستلزم اجرای عناصر حسابداری(داراییها، بدهیها، ارزش خالص داراییها، درآمدها و هزینه ها) تعهدی است که برای بررسی ظرفیت قوانین و مقررات مالی محاسباتی، باید ظرفیت قوانین و مقررات برای اجرای هر یک از عناصر حسابداری تعهدی مورد بررسی قرار گیرد.
حال این سوال مطرح است كه چه محدودیت های در دستگاه های اجرای باعث عدم اجرای حسابداری تعهدی شده است.
1-3- سابقه تحقیق :
1-4- ضرورت تحقیق :
در زمینه حسابداری دولتی دو نوع نگرش وجود دارد، نخست، نگرش سنتی بر مبنای حسابداری نقدی و دیگری نگرش نوین بر مبنای حسابداری تعهدی. در سیستم نقدی تاکید بر تطابق گزارشگری مالی با قوانین و مقررات است ولی در سیستم حسابداری تعهدی تاکید بر کارآیی دارد. این مبنا به جای آنکه صرفاً بر دریافت و پرداخت وجه نقد تاکید کند، بر اندازه گیری معاملات و رویدادهای واقعی تاکید دارد و در واقع پیشتاز بودجه ریزی عملیاتی در کشور می تواند باشد. بنابراین در این تحقیق عوامل و محدودیت های ایجاد حسابداری تعهدی در چهار عامل مدیریت، نیروی انسانی، پاسخگویی و قوانین و مقررات در سازمان امور مالیاتی کشور بررسی می شود.
1-5- فرضیه ها :
فرضیه های تحقیق بر این اساس می باشد.
فرضیه شماره 1: مدیریت نقش موثری در ایجاد حسابداری تعهدی دارد.
فرضیه شماره 2: نیروی انسانی نقش موثری در ایجاد حسابداری تعهدی دارد.
فرضیه شماره 3: قوانین و مقررات نقش موثری در ایجاد حسابداری تعهدی دارد.
فرضیه شماره 4: پاسخگویی نقش موثری در ایجاد حسابداری تعهدی دارد.
1-6- هدف ها :
هدف این تحقیق عبارت است از: بررسی موانع و محدودیت های ایجاد حسابداری تعهدی در سازمان امور مالیاتی کشور، بنابراین در این تحقیق قصد بر این است که رابطه چند عامل موثر مانند عامل مدیریت، نیروی انسانی، قوانین و مقررات و پاسخگویی را بررسی کنیم.
[1] .Francis et al
[2] .Dechow & Skinner
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2 بیان مسأله
افشای اطلاعات مالی و غیر مالی شرکت، نقش مهمی را در بازار سرمایه بازی می کند و هدف اصلی آن مطلع كردن تحلیلگران و سرمایه گذاران درباره مبلغ و زمانبندی جریانهای نقدی آتی است كه این افشا به تحلیلگران و سرمایه گذاران در پیش بینی سودهای آتی كمك میكند. تحقیقاتی كه صورت گرفته است، نشان میدهد كه یک افشای خوب، دقت پیش بینی تحلیلگران از سودهای سالهای بعدی را بهبود میبخشد. به این معنی كه شركتهای با سطح بالای افشا، رابطه قویتری بین بازده سهام جاری و سودهای آتی دارند، نسبت به شركتهایی كه از سطح افشای پایینتری برخوردارند(جاسپر و پلنبرگ[2]، 2008).
اطلاعات افشا شده، امکان اتخاذ تصمیمهای اقتصادی جهت تخصیص منابع کمیاب را، برای بازیگران بازار سرمایه فراهم می کند و بر کارایی بازار تأثیر میگذارد. بررسی گزارشهای سالانه شرکتها نشان میدهد کیفیت اطلاعات افشا شده، متفاوت است و تفاوت در افشا شرکتها به احتمال زیاد در نتیجه تفکر مدیریت و فلسفه فکری آنان و همچنین صلاح دید آنان در مورد افشای اطلاعات برای سرمایه گذاری است. از سوی دیگر، تصمیمهای افشای مالی شرکتها معمولاً در خلا انجام نمی شود و گزارشگری مالی یکی از راه هایی است به وسیله آن اطلاعات انتقال داده می شود و ترکیب منابع ارتباطی، کمیت و کیفیت اطلاعات افشا شده، تحت تأثیر عوامل زیادی است که برای دریافت فهمی کلی در مورد رویه های افشا، نیازمند بررسی است. تئوریزه کردن و ارزیابی تجربی اثرات متغیرهای مؤثر بر افشای اجباری، فضا و حدودی را ایجاد می کند که به بهبود کیفیت افشا کمک می کند. آكسا[3] (2006) شفافیت را به موقع بودن و كفایت افشای كاركردهای مالی و عملیاتی میداند. از آنجا که گزارشهای مالی، ابزاری برای افشای اطلاعات مالی قابل اعتماد و قابل اتکاست، که در دسترس عموم قرار میگیرد، در صورت بهنگام بودن میتواند از طریق کاهش اطلاعات خصوصی و محرمانه باعث کاهش احتمال انتخاب نادرست توسط سرمایه گذاران شود.
به علاوه، در تئوری «مدیریت افشای مالی شرکتی»، به خروجی افشای شرکت به دید تابعی از چندین متغیر از جمله ساختار داخلی شرکت و سیاستها نگریسته می شود و در این تئوری بر نقش کلیدی مدیر عامل در تعیین موقعیت افشای شرکت تأکید میشود: «وضعیت افشا تحت تأثیر و تأثیرگذار بر چندین عامل سازمانی داخلی است. از جمله تاریخچه شرکت، عملکرد مالی آن، شخصیت و ترجیحات مقامات اجرایی آن(گیبینز و همکاران[4]،1990). در این تحقیق به بررسی رابطه بین برخی متغیرهای اصلی مالی با کیفیت افشای شرکتها پرداخته می شود.

تاكنون مقاله های اندکی در زمینه عوامل مؤثر بر سطح افشای شرکتی با شواهد برگرفته از بازار سرمایه ایران به چاپ رسیده است. لذا، در هیچ یک از این تحقیقهای بررسی جامعی در خصوص عوامل مالی و مؤثر بر سطح افشا شرکتهای پذیرفته شده در بورس انجام نگرفته است، لذا از این حیث این تحقیق دارای نوآوری میباشد. با توجه به مطالب فوق هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه بین متغیرهای اصلی مالی با کیفیت افشای شرکتها است که در این راستا به سؤالات زیر پاسخ داده می شود:
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
با توجه به اینکه تاکنون در ایران پژوهشی بطور مستقیم به بررسی عوامل مالی مؤثر بر کیفیت افشا در شركتها نپرداخته است، لذا ضرورت و اهمیت انجام چنین تحقیق دو چندان احساس می شود. در این تحقیق به بررسی این موضوع پرداخته می شود که آیا متغیرهای مالی از قبیل (ارزش بازار شرکت، اهرم مالی شرکت، زیانده بودن شرکت و …) بر سطح کیفیت افشای مطرح شده از طرف بورس اوراق بهادار تهران تأثیرگذار است؟
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
شناخت رابطه بین متغیرهای مالی و کیفیت افشا
1-4-1 اهداف فرعی
شناخت رابطه بین ارزش بازار شرکت و کیفیت افشا
شناخت رابطه بین اهرم مالی و کیفیت افشا
شناخت رابطه بین اندازه شرکت و کیفیت افشا
شناخت رابطه بین زیانده بودن شرکت و کیفیت افشا
شناخت رابطه بین میزان سودآوری و کیفیت افشا
1) Kaoeford & Sobel
1) Jaspre & Pelenberg
2) Aksa
3) Ghibins, et al
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2 بیان مسأله
نیاز به اطمینانبخشی به موقع و پیوسته در مورد اثربخشی سیستمهای کنترل داخلی و مدیریت ریسک، حیاتی است. سازمانها بهطور همیشگی در معرض اشتباه، تقلب یا بیکفایتی عمده قرار دارند که ممکن است به زیان مالی یا افزایش سطح ریسک بیانجامد. این نیاز، فشار فزایندهای بر حسابرسان برای ارزیابی اثربخشی کنترلهای داخلی، مدیریت ریسک و فرایندهای راهبری و انطباق با مقررات وارد ساخته است(نشریه83 سازمان حسابرسی،88:1393). در چند دهه اخیر کوششهای گوناگونی برای ترغیب حسابرسان در استفاده بهتر از اطلاعات الکترونیک و بهبود کارایی و اثربخشی حسابرسی صورت گرفته است. در دهه 1980، پیشروان حرفه حسابرسی استفاده از فنون و ابزار حسابرسی به کمک کامپیوتر (CAATTs) را برای رسیدگیها و تحلیلهای موردی شروع کردند. نبود دسترسی آسان به نرمافزارهای مناسب، و منابع و تخصص فنی لازم برای غلبه بر چالشهای دسترسی به دادهها، مانع مهمی برای پیشرفت بود. در دهه 1990، در حرفه جهانی حسابرسی، بهکارگیری ابزار تحلیلگری دادهها بهصورت گسترده رایج شد که از آن برای آزمون اثربخشی کنترلهای داخلی استفاده میشد( شاهوار،1392).
هدف اصلی پژوهش بررسی میزان تأثیر بکارگیری حسابرسی سیستمهای کامپیوتری بر کیفیت حسابرسی در ایران بوده و با توجه به این که تحقیق شامل دومتغیر حسابرسی سیستمهای کامپیوتری(متغیر مستقل)و کیفیت حسابرسی(متغیر وابسته) میباشد اطلاعات مربوط به آنها به وسیله پرسشنامه به دست آمده است. جامعه آماری شامل 250 نفر از حسابداران رسمی و کارکنان موسسات حسابرسی در ایران میباشد که اثربخش بودن حسابرسی سیستمهای کامپیوتری برکیفیت حسابرسی در ایران مشخص شد.در واقع هدف پاسخ به این سوال بودکه کاربرد حسابرسی سیستمهای کامپیوتری چه تأثیری در بهبود کیفیت حسابرسی داشته است؟ این مطالب پیشزمینهای مفید برای کسانی است که چه در زمینه حسابرسی، تجارت و یا فناوری اطلاعات به دنبال کسب،حسابرسی کامپیوتری دارند. علاوه برآن همانگونه که به طور روز افزون تشخیص بین حیطههای آی تی و تجارت مشکل است بسیاری از سازمانها هم اکنون نیازمند حسابرسان تجاری هستند که اطلاعات حسابرسی کامپیوتری داشته باشند.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در چند دهه اخیر کوششهای گوناگونی برای ترغیب حسابرسان در استفاده بهتر از اطلاعات الکترونیک وبهبود کارایی و اثربخشی حسابرسی صورت گرفته است. گرچه استفاده از ابزار و فنون حسابرسی به کمک کامپیوتر موضوعی جدید نیست، اما اکنون این ابزار و فنون آسانتر از گذشته در دسترس است. با پیشرفت فناوری، دستیابی به پروندههای دادهها و دسترسی به ابزار پیشرفته دشوار نیست. دیگر نیازی نیست برای تشخیص، درخواست و دراختیار گرفتن دادهها برای تحلیل، برنامهنویسی کنیم. تنها در انجام حسابرسی کامپیوتری دو مرحله مهم است: برنامهریزی و اجرا و این عاملی است که می تواند به بسیاری از سازمانها در راه توسعه کمک شایانی نماید. ضرورت انجام پژوهش در این زمینه از آن جهت است که تاکنون تحقیقات معدودی بر روی موضوع حسابرسی کامپیوتری در ایران صورت گرفته است. در حال حاضر، در ایران دربیشتر کاربردهاى مالى از انواع کامپیوترهاى متوسط و بزرگ و روش پردازش دستهای اطلاعات استفاده مىشود، گرچه افزایش تعداد کامپیوترهاى کوچک،

روشهاى پردازش دیگرى را در آتیه نزدیکى متداول خواهد کرد. استفاده از کامپیوتر براى انجام حسابرسی، مانند استفاده از آن براى انجام سایر امور، به نوع و میزان استفاده بستگى دارد و به آشنائى و تخصص ویژه نیازمند است. کامپیوتر از دو جنبه بر حسابرسى تأثیر داشته است:
1 .حسابرسى سیستمهاى کامپیوترى2. استفاده از کامپیوتر براى انجام حسابرسى.
حسابرس در اجراء وظایف حسابرسی، خود با مواردى مواجه مىشود که شامل پردازش اطلاعات جاری، یا پردازش کامل تمام اطلاعات مالى باشد. در اینگونه موارد حسابرس باید قادر باشد سیستمهاى کامپیوترى را مطالعه و ارزیابى و میزان اتکاء خود را به نتایج عملیات سیستمهاى مزبور مشخص نمایدهمچنین میزان تأثیر استفاده از سیستمهای کامپیوتری بر کیفیت حسابرسی را بسنجد.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
شناخت تأثیر کاربرد حسابرسی سیستمهای کامپیوتری بر کیفیت حسابرسی
1-4-2 اهدف ویژه
1- شناخت تاثیر کاربرد حسابرسی سیستمهای کامپیوتری در بهبود کیفیت حسابرسی
2-شناخت تاثیر کاربرد حسابرسی در بهبود خدماتدهی به مشتریان
3-شناخت تاثیر کاربرد حسابرسی سیستمهای کامپیوتری بر صرفهجویی در وقت هزینه و نیروی انسانی
1-4-3 هدف کاربردی
این پژوهش می تواند به مؤسسات حسابرسی و حسابرسان مستقل و در نهایت به جامعه حسابرسی در تصمیم گیری درمورد روشهای انجام حسابرسی و همچنین انتخاب روشهادر انجام وظایف و خدماتدهی به مشتریانشان یاری رساند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بانک ها،موسسات مالی هستند که گسترده ترین طیف خدمات مالی به ویژه خدمات اعتباری،پس انداز و پرداخت را ارائه می نمایند و گسترده ترین طیف وظایف و اقدامات مالی تمامی بنگاه های کسب و کار را در حوزه اقتصاد بر عهده دارند(پیتر سال 1999)[1].موفقیت بانک ها به توانایی آنها برای شناسایی خدمات مالی مورد نیاز جامعه،تولید کارآمد آن خدمات و فروش آن به قیمتی مناسب وابسته است.
افزایش رقابت و پیچیده شدن نیازها و خواسته های مشتریان،بانک ها را وادار کرده است تا کسب و کارهای مختلفی را در این صنعت دنبال نمایند.از طرفی امروزه مشتریان بانک ها جهت انتخاب خدمت مورد دلخواه با گزینه های زیادی مواجه هستند(کاتلر و آرمسترانگ،2000).
1-2 بیان مساله
با توجه به مطالب گفته شده در این تحقیق به دنبال عوامل موثر بر ترجیحات مشتریان در انتخاب بانک صادرات شعب غرب تهران در سال 1392 می باشند.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در سالهای اخیر با توجه به تشدید رقابت میان موسسات و بانک های خصوصی در جذب مشتریان، توجه به رویکرد بازاریابی اهمیتی فزاینده در این حوزه پیدا کرده است و موسسات و بانک ها می کوشند با بهره گرفتن از ابزارهای بازاریابی مشتریان بیشتری را جذب نمایند.از آن جایی که مشتریان دارای حق انتخاب گسترده ای می باشند شناخت ترجیحات آنها برای مورد انتخاب واقع شدن بانکها اهمیت فزاینده ای یافته است.بانک ها و سایر نهادهای مالی می کوشند که با ایجاد راهکارهایی مشتریان خود را راضی نگهدارند چرا که رضایت مشتریان می تواند به سودهی و افزایش توان رقابت این موسسات مالی منجر شود.روشن است که مشتریان ترجیحات متفاوتی دارند اما شناخت این ترجیحات و عوامل انگیزشی که در انتخاب بانک ها تاثیر گذار است برای مدیران نکته کلیدی به شمار می رود.لازم است که مدیران با انجام راهکارهایی عوامل موثر را بر انتخاب شدن واحدشان توسط مشتری رابیابند و آن را بکار گیرند تا در فضای رقابتی شدید اقتصادی نه تنها بقای خود را تضمین کنند بلکه به رشد نیز دست پیدا کنند.
1-4 اهداف تحقیق
هدف کلی:
شناسایی عوامل موثر بر انتخاب بانک صادرات شعبه غرب تهران
اهداف فرعی:
1-تعیین رابطه بین کیفیت ارائه خدمت و انتخاب بانک صادرات توسط مشتری
2-تعیین رابطه بین هزینه خدمات بانکی و انتخاب بانک صادرات توسط مشتری
3-تعیین رابطه بین خدمات ویژه ارائه شده و انتخاب بانک صادرات توسط مشتری
4-تعیین رابطه بین اعتماد به بانک و انتخاب بانک صادرات توسط مشتری

5-تعیین رابطه بین جهت مناسب بانک و انتخاب بانک صادرات توسط مشتری
1-5 فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی:
بین ترجیحات مشتریان و انتخاب بانک صادرات توسط مشتریان شعب غرب تهران رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی:
1-بین کیفیت ارائه خدمتو انتخاب بانک صادرات توسط مشتریان شعب غرب تهران رابطه وجود دارد.
2-بین هزینه خدمات بانکی و انتخاب بانک صادرات توسط مشتریان شعب غرب تهران رابطه وجود دارد.
3-بین خدمات ویژه ارائه شده توسط بانک و انتخاب بانک صادرات توسط مشتریان شعب غرب تهران رابطه وجود دارد.
4-بین اعتماد به بانک و انتخاب بانک صادرات توسط مشتریان شعب غرب تهران رابطه وجود دارد.
5-بین جهت مناسب و انتخاب بانک صادرات توسط مشتریان شعب غرب تهران رابطه وجود دارد.
1-6 تعاریف واژگان تحقیق
1-6-1 تعاریف مفهومی:
کیفیت ارائه خدمت: مدت زمانی که طی آن مشتریان مستقیماّ با ارائه دهندگان خدمت ارتباط برقرار می کنند(هوت و توماس سال 2010)[6]
کیفیت خدمت ویژه: ادراک مشتری از شیوه و روشی که خدمت ویژه شکل گرفته و بوسیله وی ادراک شده است(وینسترا و لیند گرین سال 2010)[7].
هزینه های خدمات بانکی:هزینه هایی که بابت ارائه خدمت در بانکهادریافت می شود(اردنر سال 2005)[8].
موقعیت مناسب: به موقعیت مکانی و فاصله بانک از محل کار و فعالیت افراد اشاره دارد(اردنر سال 2005).
1-6-2 تعریف عملیاتی:
ترجیحات مشتری:برای سنجش ترجیحات مشتریان در انتخاب یک بانک از پرسشنامه ای استاندارد با 22 سوال 5 گزینه ای استفاده می شود که ابعاد مختلف ترجیحات مشتریان در انتخاب بانک( کیفیت ارائه خدمت،هزینه های خدمات بانکی،خدمات ویژه ارائه شده،اعتماد به بانک،جهت مناسب بانک) را ارزیابی می کند.
کیفیت ارائه خدمت:برای سنجش کیفیت ارائه خدمت از 8 سوال 5گزینه ای در قالب طیف لیکرت در سطح جامعه آماری استفاده می شود.
هزینه خدمات بانکی:برای سنجش هزینه خدمات بانکی از 4 سوال 5گزینه ای در قالب طیف لیکرت در سطح جامعه آماری استفاده می شود.
خدمات ویژه ارائه شده توسط بانک:برای سنجش خدمات ویژه ارائه شده توسط بانک از 4 سوال 5گزینه ای در قالب طیف لیکرت در سطح جامعه آماری استفاده می شود.
اعتماد به بانک:برای سنجش اعتماد به بانک از 3 سوال 5گزینه ای در قالب طیف لیکرت در سطح جامعه آماری استفاده می شود.
جهت مناسب بانک:برای سنجش جهت مناسب بانک از 3 سوال 5گزینه ای در قالب طیف لیکرت در سطح جامعه آماری استفاده می شود.
[1] Peter,1999
[2] Colgate & Hedge,2001
[3] Erdener,2005
[4] Colgate &Hedge,2001
[5] Peter,1999
[6] Hutt & Thomas, 2010
[7]Wynstra&Lindgreen,2010
[8] Erdener,2005
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-2 بیان مساله تحقیق:
مشتریان هر سازمان در کانون توجه آن سازمان قرار دارند ،از این رو درک و فهم انتظارات مشتریان به منظور ارضای نیازهایشان و ارائه خدمات مناسب و حتی فراتر از انتظارات آنها برای سازمان های خدماتی امری اجتناب ناپذیر است(دوتا و دوتا[17]،2009). که این امر به نوبه ی خود سبب ایجاد وفاداری در آنها می شود(فارینگتون و همکاران[18]،2009).
لذا با توجه به مطالب فوق در این تحقیق برآنیم که بررسی نماییم آیا بین بازاریابی درونی و رضایت مشتریان رابطه معنیدار وجود دارد؟
1-3 اهمیت موضوع تحقیق:
با وجود رقبای فراوان در عرصه ی رو به گسترش بازارهای جهانی، به دست آوردن مشتریان جدید و حتی حفظ مشتریان فعلی امری بسیار دشوار خواهد بود، به همین دلیل در طی چند سال اخیر آرمان ها و خط مشی سازمان ها دچار تغییرات عمده ای شده است. در حالی که مدتی پیش تمرکز برای جذب مشتریان جدید یا در اصطلاح ،سیاست های تهاجمی بازار ،عمده ترین هدف سازمان ها بود، امروزه سیاست های راهبردی به حفظ و افزایش اعتماد مشتریان نسبت به سازمان، متمرکز شده است. مهمترین علت چنین تغییری ،افزایش آگاهی عمومی نسبت به پیامدهای مطلوب رضایت مشتری می باشد(محمودی،احمد و همکاران،1390).
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که تقاضا برای محصولات و خدمات به نسبت گذشته در حال افزایش است و هیچ شرکتی بدون رضایت مشتری قادر به ادامه حیات نخواهد بود، به علاوه این واقعیت نیز وجود دارد که انتظارات مشتریان به شدت افزایش یافته است و شرکت ها دیگر نباید به فکر رفع نیازهای ابتدایی و اولیه مشتریان باشند بلکه باید فراتر از آن عمل کنند و تمرکز اصلی خود را بر مبنای منفعت دو جانبه و روابط بلندمدت قرار دهند . رضایت مشتریان یکی از مفاهیمی است که در دنیای رقابتی امروز منتج به موفقیت شرکت ها خواهد شد.در دیدگاه امروزی ، بازاریابی یعنی رشد دادن مشتریان تازه و توجه به رضایتمندی او و دیدن کیفیت از نگاه او.کیفیت یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی خدمات است، مفهومی گسترده که قسمت های مختلف سازمان به آن تعهد دارد(محمودی،احمد و همکاران،1390).
1-4 اهداف تحقیق:
هدف اصلی:
تعیین رابطه بین بازاریابی داخلی و رضایت مشتری در شرکتهای پخش دارویی در استان کرمانشاه.
اهداف فرعی:
- شناخت روابط بین بازاریابی داخلی و رضایت شغلی در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه.
-

-
- شناخت روابط بین بازاریابی داخلی و تعهد سازمانی در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه.
- شناخت روابط بین رضایت شغلی و رضایت مشتری در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه.
- شناخت روابط بین تعهد سازمانی و رضایت مشتری در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه.
- شناخت روابط بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه.
- شناخت روابط میان متغیرهای بازاریابی داخلی ، رضایت شغلی و رضایت مشتری در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه.
- شناخت روابط میان متغیرهای بازاریابی داخلی ، تعهد سازمانی و رضایت مشتری در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه.
- استخراج یک مدل نهائی برای این تحقیق.
1-5 قلمرو تحقیق:
الف) قلمرو موضوعی:
تحقیق مورد نظر به لحاظ حوزه مطالعاتی جزء مدیریت بازاریابی، مدیریت استراتژیک و منابع انسانی میباشد و به طور محدودتر اثر بازاریابی داخلی بر رضایت مشتری در شرکتهای پخش دارویی می پردازد. در موضوع بازاریابی درونی میتوان حوزه های زیر را بررسی کرد.
- بازاریابی داخلی
- رضایت مشتری
- رضایت شغلی
- تعهد سازمانی
ب) قلمرو زمانی:
از ابتدای آذر ماه1393 تا انتهای اردیبهشت 1394در حال انجام بوده است.
ج) قلمرو مکانی:
قلمرو مکانی این تحقیق محدود به استان کرمانشاه است.
1-6 فرضیات تحقیق:
فرضیه های اصلی
بین بازاریابی داخلی و رضایت مشتری در شرکتهای پخش دارویی استان کرمانشاه همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این فصل شامل بیان مسئله ، اهمیت و ضرورت تحقیق ، سئوالات تحقیق ، اهداف تحقیق ، چهار چوب نظری و قلمرو تحقیق می باشد .
در زمان تشكیل هر سازمان و یا نهاد اقتصادی توجه به توازن قابل قبول بین درآمدها و هزینه ها ضروری و انكار ناپذیر می باشد.و هر بنگاه اقتصادی با توجه به نوع صنعت ، وسعت عملیات و شرایط حاكم در بازار نیازمند میزان قابل قبولی از سرمایه در گردش می باشد كه هر گونه نقصان در این سرمایه ممكن است موجبات ركود و یا نابودی كل شركت گردد لذا توجه ویژه به ایجاد تعادل در میان منابع و مصارف بنگاه های اقتصادی و استفاده بهینه از منابع موجود از وظایف مدیران ارشد هر سازمان می باشد.”از دیدگاه مدیران مالی ، مدیریت سرمایه در گردش یک مفهوم ساده و روشن است که از توانایی شرکت در درک تفاوت بین داراییها و بدهیهای کوتاه مدت اطمینان می دهد” (هورس 2005) از طرفی هدف اصلی موسسین سازمانها و موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی اعم از دولتی و غیر دولتی ارائه خدمات بهتر و مطمئن به مشتریان و همچنین افزایش ارزش افزوده سرمایه گذاری انجام شده می باشد ، با قبول این اصل كه بطور كلی شركتها و سازمانها با محدودیت وكمبود منابع جهت سرمایه گذاری مواجه می باشند و مطالبات سازمانها بخشی از دارایی های شركت است كه بر اساس فعالیت اصلی شركت ایجاد شده می توان گفت مدیریت مطالبات به منظور تبدیل آن بمنابع سرمایه گذاری به یقین موجبات رشد و تعالی سازمان را بهمراه خواهد داشت .”جلوگیری از ایجاد مطالبات معوق و یا وصول آنها به صورت بالقوه و بالفعل امکانات ایجاد درآمد جدید را افزایش داده و توان برنامه ریزی موسسه را برای صرف منابع و تحصیل درآمد افزایش خواهد داد ” (حیدری ،1392)
بطور كلی می توان مطالبات را به دو بخش حسابهای دریافتنی و اسناد دریافتنی تقسیم نمود . حسابهای دریافتنی به آن بخش از مطالبات ( بدهكاران) واحد تجاری اطلاق می گردد كه در ازاء آن هیچ سند تجاری( ازقبیل سفته ، برات و ….) دریافت نشده است و اسناد دریافتنی به آن بخش از مطالبات واحد تجاری كه مستند به اسناد تجاری است اطلاق می گردد ، حسابها و اسناد تجاری همواره با خطر عدم وصول مواجه بوده و بر همین اساس و احتمال سوخت بخشی از این مطالبات ، مدیران واحد های تجاری بدنبال راهكارهای موثر جهت كنترل و مدیریت این حسابها می باشند بدیهی است اولین قدم در این عرصه ، شناسایی و الویت بندی عوامل موثر بر مدیریت مطالبات خواهد بود.
عدم وصول مطالبات باعث میگردد در امر خدمات دهی خلل بوجود آید و طرحهای زیر بنایی که هزینه زیادی بخود اختصاص میدهند معوق بمانند ، در امورجاری خدمات دهی بمشتریان ، وقفه ایجاد گردد و حتی اگر نسبت وصولی به درآمد واقعی بسیار پائین باشد باعث عدم پرداخت بموقع حقوق کارکنان در نتیجه پائین آمدن بهره وری آنان و همچنین عدم اعتمادشان به ادامه حیات شرکت خواهد گردید که مجموعه موارد فوق باعث می شود کیفیت و کمیت خدمات دهی کاهش یابد و این امر خود سبب تشدید موضوع می گردد زیرا بر اساس تحقیقات بعمل آمده کیفیت و کمیت خدمات ارائه شده بر رضایت مشترکین تاثیر مستقیم و رضایت مشترکین باعث وصول مطالبات می گردد . ( مظفری زوارکی 1382)
كلیه شركتها همواره با خطر احتمال سوخت مطالبات (حسابها و اسناد تجاری) مواجه بوده و بر اساس احتمال عدم وصول بخشی از این مطالبات ، مدیران واحد های تجاری همواره بدنبال راهكارهای موثر جهت كنترل و مدیریت این حسابهای می باشند بدیهی است اولین قدم در این عرصه ، شناسایی و الویت بندی عوامل موثر بر مدیریت مطالبات خواهد بود.
بنا بر این بدیهی است تداوم و استمرار خدمات روز افزون شركت ملی گاز ایران و شركتهای گاز استانی در گرو فروش گاز و وصول كامل و بهنگام درآمد های حاصله باشد . از طرفی با عنایت به ساختار دولتی شركت و روش فروش نسیه و همچنین شرایط اقتصادی خاص حاكم بر كشور بدیهی است كه بسیار از مشتركین این شركت بدلایل گوناگون هزینه گاز مصرفی را با تاخیر پرداخت می نمایند كه این امر نه تنها موجب اخلال در روند سرمایه گذاری و توسعه شركت ملی گاز و شركتهای تابعه شده است كه حتی گاها” در روند عادی و ارائه خدمات روزمره شركت نیز تاثیر منفی بجای می گذارد . بدیهی است كه مدیران شركت ملی گاز و شركتهای گاز استانی به منظور تامین منابع مالی مورد نیاز و كاهش هر چه بیشتر اثرات منفی تاخیر در پرداخت صورتحسابهای صادره و افزایش مطالبات شركت همواره ضمن رصد حجم مطالبات شركت ، بدنبال پاسخ این سوالند كه “عوامل موثر بر كنترل مدیریت مطالبات شركت كدامند و الویت این عوامل چگونه می باشند” .
افزایش روز افزون مصرف گاز در بخش های مختلف خانگی ، تجاری و صنعتی بجهت سهولت و هزینه كم مصرف آن نسبت به سایر سوختهای فسیلی خصوصا” پس از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها ، همچنین مزایای زیست محیطی ناشی از جایگزینی مصرف گاز طبیعی با سایر سوختهای فسیلی و وجود ذخایر عظیم این نعمت خدادادی در کشور ما و امکان کسب درآمد های ارزی جملگی عواملی هستند كه موجب ایجاد عظمی ملی در جهت گسترش این صنعت بزرگ در کشور گردیده است بدیهی است این امر مستلزم سرمایه گذاری در بخشهای اکتشاف ، تولید ،پالایش ، انتقال ، صادرات و توزیع گاز می باشد . و تامین منابع مورد نیاز این سرمایه گذاری یکی از چالشهای پیش روی دولتها بوده ، بی شک بخش عمده ای از سرمایه مورد نیاز جهت توسعه و نگهداری زیر ساختهای مورد نیاز ، می بایست از محل درآمدهای حاصل از فروش گاز در آخرین حقله شرکتهای وابسته به شرکت ملی گاز یعنی شرکتهای گاز استانی تامین گردد .( مصوبات مجامع عمومی شركت اوراق منتشر نشده ) از طرفی

ساختار دولتی ، اجتماعی و اقتصادی حاكم در كشور مبنی بر لزوم فروش نسیه گاز و روش های سنتی و قدیمی تولید و صدور صورتحساب موجب گردیده که در خوش بینانه ترین حالت یعنی پرداخت بموقع صورتحسابهای صادره شاهد فاصله زمانی نسبتا” طولانی بین مصرف ، شناسایی و وصول درآمدهای شرکتهای گاز استانی باشیم . در حالی که در بسیاری از موارد مشترکین این شرکتها از پرداخت صورتحسابهای صادره خودداری نموده و شرکتهای گاز استانی را با پدیده رو به رشد انباشت مطالبات ، کاهش نقدینگی و سرمایه در گردش مواجه می نمایند. (جدول 4-1)
شایان ذكر بجهت تغییرات اساسی بوجود آمده در نرخ گاز بها پس از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها محقق صرفا میزان مطالبات شركت را در فاصله زمانی پس از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها بررسی نموده است. از طرفی با عنایت به اینكه بیش از 99% مطالبات شركت در بخش گاز بها و صورتحسابهای گاز مصرفی می باشد از سایر مطالبات صرفه نظر شده است . و همچنین با عنایت به اینكه پس از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه های وصول گاز بهای نیروگاه های استان از طریق توافق نامه بین وزارت خانه های نیرو، نفت و اقتصاد ودارایی بصورت تهاتر با حساب خزانه داری كل انجام می شود از محاسبه اطلاعات مرتبط با نیروگاه ها خودداری شده است.
جدول شماره 1- 1- خلاصه مانده مطالبات شركت گاز استان گیلان به تفكیک نوع مصرف در سالهای پس از هدفمند سازی یارانه ها منتج از صورتهای مالی
| سال |
مانده مطالبات خانگی |
مانده مطالبات تجاری |
مانده مطالبات صنعتی |
جمع كل مانده مطالبات |
| 1389 |
318,888,000,000 |
189,617,000,000 |
270,898,000,000 |
779,403,000,000 |
| 1390 |
438,363,000,000 |
308,432,000,000 |
152,184,000,000 |
898,979,000,000 |
| 1391 |
456,545,000,000 |
366,232,000,000 |
234,435,000,000 |
1,057,212,000,000 |
| 1392 |
723,428,000,000 |
397,569,000,000 |
232,897,000,000 |
1,353,894,000,000 |
| 1393 |
768,049,000,000 |
401,499,000,000 |
366,114,000,000 |
1,535,662,000,000 |
| جمع |
2,705,273,000,000 |
1,663,349,000,000 |
1,256,528,000,000 |
5,625,150,000,000 |
1- 4 – اهداف تحقیق
در این پژوهش محقق سعی می نماید با بررسی اسناد و مدارک و شواهد موجود و مرور سوابق مشترکین شرکت و مصاحبه با متخصیص و خبرگان شرکت و توزیع پرسشنامه عوامل موثر در ایجاد مطالبات معوق شرکت گاز استان گیلان را شناسایی و بر اساس میزان تاثیر هر یک الویت بندی نماید تا امکان ارائه راهكارهای كنترل ، تعدیل و مدیریت عوامل اصلی میسر گردد.
1-5 – سوالات تحقیق
- عوامل موثر بر مطالبات شركت گاز استان گیلان كدامند؟
- اولویت بندی عوامل موثر بر مدیریت مطالبات شرکت گاز استان گیلان چگونه است ؟
1-6 – چهار چوب نظری تحقیق
هدف اصلی یک واحد تجاری را می توان حد اكثر كردن ارزش بنگاه در بلندمدت دانست. این هدف را می توان به شکل حداکثر کردن ثروت بیان نمود. و در راستای تحقق این هدف مدیریت منابع شركت بی شك یكی از موثر ترین عوامل می باشد. قدر مسلم مطالبات هر واحد تجاری یكی از اصلی ترین منابع در دسترس آن سازمان می باشد كه در صورت مدیریت صحیح در رشد و تعالی سازمان موثر می باشد.
به استناد نامه شماره 116405 مورخ 6/10/1393 پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران ( ایرانداك) در خصوص موضوع پژوهش حاضر تحقیقی علمی و ثبت شده ای در داخل کشور صورت نپذیرفته است . در این بخش به تشریح تعدادی از تحقیقات انجام شده هم راستا با این تحقیق پرداخته و به بیان فرضیه ها و مدلهای ارائه شده در این پژوهش ها می پردازیم.
در این تحقیق با بررسی و مطالعه دفاتر و اسناد مالی مطالبات شرکت در شعب مختلف به چند دوره برجسته شامل :
الف – کمتر از 30 روز
ب – 31 تا 60 روز
ج – 61 تا 90 روز
د – 91 تا 180 روز
س – 181 تا 300 روز
ط – بیش از 300 روز
تقسیم بندی و با تشکیل جداول ماتریس وتجزیه وتحلیل داده ها و بررسی تاثیر میزان بدهی بر مقدار فروش و همچنین سایر عوامل نتایج ذیل حاصل گردید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عصر حاضر با بروز و ظهور پدیده جهانی شدن، تغییرات و تحولات اساسی ساختاری بیشماری را در ابعاد اقتصادی، تجاری و همچنین منابع انسانی به سازمانهای در عرصه رقابت تحمیل نموده است. چالشهای جدید فرا روی سازمانها، اهمیت جایگاه برنامهریزی راهبردی را برای مدیران بیش از پیش روشن ساخته، چرا که امروزه تفکر راهبردی و حرکت بر مبنای راهبردها، سازمانها را برای رویارویی و انطباقپذیری موفقیتآمیز با محیطی چنین رقابتی و پویا توانمند میسازد، که در این راستا، ارزیابی عملکرد[1] درونی سازمان و ارزیابی محیط رقابتی که سازمان در آن فعالیت میکند به منزله دو ابزار نیرومند در اختیار مدیران به شمار میرود که به واسطه ارائه شناخت بهتر و حقیقی تر از وضعیت موجود سازمان، آن را به وضعیت مطلوب و ایده آل خود که در سند چشمانداز سازمان ترسیم شده است، رهنمون میسازد. ﮐﺎرت اﻣﺘﯿﺎزی ﻣﺘﻮازن از ﻧﻮآوریﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎن را از ﭼﻬﺎر دﯾﺪﮔﺎه ﻋﻤﺪه ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪ و ﻫﺪف آن، ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﺮدن دﯾﺪ ﺟﺎﻣﻌﯽ از ﮐﺴﺐوﮐﺎر ﺑﺮای ﻣﺪﯾﺮان ﻋﺎﻟﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. (آذر و همکاران،1390،63)
از این رو پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت بر مبنای BSC و اولویتبندی برمبنای ANP صورت پذیرفته است.
1-2 بیان مسئله تحقیق
امروزه با توجه به گسترش حضور سازمانهای خدماتی در عرصه رقابتهای بینالمللی و جهانی، آنچه مدیران این سازمانها را در مواجهه با چالشهای اقتصادی، فنی و دانشی فرا رو، توانمند میسازد، همانا استفاده بهینه از امکانات، منابع و ظرفیتهای بالقوه موجود در بخشهای مختلف سازمان است. بدیهی است، دستیابی به این مهم بدون شناخت وافی و کافی مدیران از میزان مطلوبیت و مرغوبیت امکانات، فعالیتها و نتایج عملکردشان در محیطهای پیچیده و پویای کنونی امکانپذیر نمیباشد. (دویگون و پازیوراس[2]:189:2010) در این راستا بسیاری از مدیران باهدف کسب مزیتهای رقابتی به ارزیابی عملکرد همهجانبه سازمانهای خود، روی آوردهاند.به منظور اثربخشی و کارایی سیستم ارزیابی عملکرد مهمترین گام انتخاب شاخصها، تکنیکها و شیوههای جامع برای دستیابی به این مهم میباشد. برخی از تحقیقات انجامشده در راستای این مهم بوده است که اندازهگیری عملکرد سازمانی، مسئله پیچیدهای به شمار می رود، از آنجا که یک پدیده چندوجهی است که عناصر تشکیلدهنده آن ممکن است اولویتهای تصمیمگیری مدیریتی را از یکدیگر متمایز سازد و حتی ممکن است در آن ها تناقضی ناسازگار ایجاد نماید. (ورونس[3] و همکاران:2011)
آنچه در این رابطه مسئله اصلی به شمار می رود انتخاب صحیح تکنیکها، ابزارها و مدلهایی جامع، منطقی و علمی است که مدیران را قادر سازد تا از طریق ارزیابی وضعیت فعلی عملکرد سازمانهایشان، نقاط قوت و ضعف داخلی و درعینحال فرصتها و تهدیدات محیطی را بیش از پیش بشناسند و نتایج حاصله را اساس اتخاذ استراتژیهای راهبردی خود قرار دهند.محققان به منظور تحلیل محیط غالباً از تکنیکهای تحلیل شاخص بهره میگیرند، این در حالی است که نتایج حاصل از آن ها بعضاً با یکدیگر چنان که باید و شاید، سازگار و قابلمقایسه نمیباشند. و در این راستا کاستیهایی به چشم میخورد. (گرفتون، لیلیز و وایدنر[4]:2010). بدیهی است، روشهای بررسی و رتبهبندی، هر یک مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارند، از این رو محققان برآنند تا روشهایی را پیش روی مدیران قرار دهند که تا حد ممکن محدودیتهای کمتری دارند و گسترههای فراگیرتری از عملکرد سازمانها را در برمیگیرند (دویگون و همکاران:2010). متاسفانه در شهرداری رشت و سازمان های وابسته از جمله سازمان های حوزه حمل و نقل، شاخص های مالی ملاک ارزیابی عملکرد بوده و سایر شاخص های مهم اما به ظاهر غیرضروری از چشم مدیران دور مانده است. با توجه به مزایای کارت امتیازی متوازن که یک ابزار اندازهگیری عملکرد فراگیر و یکپارچه است بر آن شدیم که در سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت با توجه به ابعاد کارت امتیازی متوازن (شاخص های مالی، مشتری، فرایند کسب و کار داخلی، رشد و یادگیری)به ارزیابی این سازمان بپردازیم. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت بر مبنای BSC و اولویتبندی برمبنای ANP صورت پذیرفته است.
آنچه که در این بین ضروری بنظر میرسد نهادینه کردن ارزیابی عملکرد سازمانی بطورجامع وچندبعدی در شهرداری رشت وسازمان های تابعه آن می باشد.فلذا انتخاب و پیاده سازی ارزیابی عملکرد سازمان های حوزه حمل ونقل وترافیک شهرداری برمبنایBSC وپیوند آن به بهبودمستمر در سازمان و طراحی وپیاده سازی استراتژی های جدید جهت دستیابی به اهداف سازمانی و چشم اندازها الزامی و از نیازهای ضروری امروز شهرداری رشت می باشد و می تواند مبنایی برای هدف گذاری درست در اراِیه خدمات این سازمانها و رشد و تعالی آن در آینده بوسیله طراحی استراتژی های کارآمد باشدو مدیران سازمانی و شهردار را در این راستا یاری نماید.
باتوجه به تلفیق این سازمانها درآینده نزدیک در شهرداری رشت برآن شدیم که هر چهارسازمان حوزه حمل ونقل و ترافیک شهرداری رشت را همزمان مورد ارزیابی عملکرد قرار دهیم.
1-3

سؤالهای تحقیق
1-3-1 سؤال اصلی
- عملکرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت بر مبنای BSC و اولویت بندی برمبنای ANP به چه صورت است؟
1-3-2 سؤالات فرعی
- شاخص یا شاخصهای مناسب برای ارزیابی سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت بر مبنای BSC کداماند؟
- اهمیت و اولویت بندی هریک از مناظر BSC چگونه است ؟
- اولویت بندی سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت (تاکسیرانی،اتوبوسرانی،پایانه،حمل و نقل ترافیک) با بهره گرفتن از روش ANP به چه صورت است؟
1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق
ایجاد بهبود در هر سازمانی نیازمند اندازه گیری عملكرد سازمان و برنامه ریزی و هدفگذاری جهت بهبود عملكرد می باشد. لذا ضرورت اندازه گیری عملكرد سازمان بر كسی پوشیده نیست(تانگن و همکاران[5]،2004). ارزیابی و آگاهی از عملكرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت از جمله عوامل مهمی است كه می تواند بر فرایندهای مختلف از جمله اجرای استراتژی و تصمیم گیری در سنوات آتی تأثیر گذار باشد. به همین دلیل در این مطالعه تلاش می گردد تا با بهره گرفتن از مدل BSC با مشخص شدن عملكرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت ، نقاط قوت وضعف درحوزههای مورد بررسی، بستر مناسبی در جهت اصلاح روش های كاری به منظور بهبود عملكرد این سازمان متناسب با اهداف واستراتژی های آن فراهم خواهد شد. از آنجا که در بیشتر سازمان ها ارزیابی عملکرد و کنترل از طریق سنتی انجام می گیرد و منجربه وجود ابهاماتی در فرایند ارزیابی به دلیل یک بعدی بودن کنترل و ارزیابی آن فقط ازطریق مالی وعدم توجه به ابعاد دیگر اثربخشی می شود، بنابراین در این تحقیق سعی شده است تا با ارزیابی عملکرد و کنترل ابعاد گوناگون استراتژیک ازطریق روش BSC و با مطالعه در سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت به سازمان هایی موفق دست یابیم. استفاده از کارت امتیازی متوازن در ارزیابی عملکرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت باعث ایجاد ارتباط موثر و کارا بین برنامه های عملیاتی، چشم انداز و استراتژی کلی سازمان این سازمان شده و عملکرد سازمان را در چهار منظر مالی، مشتری، فرایندهای داخلی، رشد و یادگیری ارزیابی می کند.
1-5 اهداف تحقیق
1-5-1 هدف اصلی
- ارزیابی عملکرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت بر مبنای BSC و اولویت بندی برمبنای ANP
1-5-2 اهداف فرعی
بنا بر آنچه گفته شد، اهداف فرعی مد نظر در پژوهش حاضر را میتوان به شرح زیر دانست:
- شناسایی متغیرها و شاخصهای کارت امتیازی متوازن، تأثیرگذار در جهت ارزیابی عملکرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت
- اولویت بندی مناظر عملکرد سازمانی بر اساس کارت امتیازی متوازن .
- اولویت بندی سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت (تاکسیرانی،اتوبوسرانی،پایانه،حمل و نقل ترافیک) با بهره گرفتن از ANP
1-6 فرضیههای تحقیق
از آنجا که پژوهش حاضر، باهدف ارزیابی عملکرد سازمان های حوزه حمل و نقل شهرداری رشت بر مبنای BSC و اولویتبندی برمبنای ANP نجام میگیرد و بنا بر تعاریف از جمله پژوهشهای ارزشیابی به شمار میرود، امکان بیان حدس و گمان علمی در قالب فرضیه وجود ندارد. بنابراین برای تحقق و بیان اهداف تحقیق میتوان به سؤالات مطرحشده در پژوهش استناد نمود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه سازمانها دریافتهاند که باید از میزان کارایی واحدهای خود آگاهی داشته باشند تا بتوانند بر اساس آن وضعیت منابع و مصارف خود را متناسب نمایند. پیشرفت و بهبود عملکرد واحدهای سازمان نیز در گرو همین ارزیابی عملکرد میباشد. اگر این فرایند به خوبی طراحی و اجرا گردد و نتایج آن بهطور صحیح مورد استفاده قرار گیرد، ابزاری کارآمد در جهت تحقق اهداف سازمان بوده و به استفاده موثر و کارا از منابع کمک خواهد کرد.
فرایند ارزیابی عملکرد نوعی بازخورد میباشد که با هدف تعیین کارایی واحدهای سازمان اجرا شده و لذا ابزاری برای شناخت نقاط قوت و ضعف مدیریت منابع سازمان میباشد. بهبود مستمر عملکرد سازمانها نیروی عظیم همافزایی را ایجاد میکند که این نیروها، پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصتهای تعالی سازمان میگردد.
بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالشهای پیش روی سازمان و اطلاع از میزان اجرای سیاستهای تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد که لازمه حفظ و بقاء سازمان میباشد، میسر نخواهد شد. بهبود عملکرد نیز مستلزم اندازهگیری و ارزیابی تمامی موارد فوق میباشد. هرچه را نتوان اندازهگیری کرد، نمیتوان کنترل کرد. و هرچه را نتوان کنترل کرد، مدیریت آن امکانپذیر نخواهد بود. موضوع اصلی در تمام تجزیه و تحلیلهای سازمانی، عملکرد است و بهبود آن مستلزم اندازهگیری است. و از اینرو سازمان بدون داشتن سیستم ارزیابی عملکرد، غیر قابل تصور است و سیستم بانکی نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد. سیستمهای کنونی ارزیابی عملکرد که در نظام بانکی بهکار گرفته میشود، دارای معایب بسیاری است. از جمله اهمیت و امتیاز بالای میزان سپردهها بهویژه سپرده قرضالحسنه در مقایسه با سایر معیارها، تاثیرپذیری اهمیت و امتیاز معیارها از نظر مدیران ارشد و در نتیجه تغییر مداوم این امتیازها که با تغییر مدیران اتفاق میافتد. لذا تحلیل یک سیستم ارزیابی که بر روشهای دقیق ریاضی و علمی پایهگذاری شده و همراه با تغییرات محیطی، بهروز گردد، موضوعی حیاتی است.
1-2. پرسش اصلی تحقیق (مساله تحقیق )
- ﮐﺪامﯿﮏ از ﻣﺪلهای ﺗﮑﻨﯿﮏ تحلیل پوششی دادهها ﺑﺮای ارزﯾﺎﺑﯽ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎنهای ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ (ﺑﺎنکها) ﺳﺎزﮔﺎری ﺑﯿﺸﺘﺮی دارد؟
-

-
- ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﯿﻦ ﺷﻌﺐ ﮐﺎرا و ﻧﺎﮐﺎرای بانک پارسیان استان گیلان ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮی بهﺪﺳﺖ آورد؟
1-3. بیان مساله
ارزیابی شرط لازم مدیریت است. اگر چیزی را نتوان ارزیابی نمود نمیتوان آنرا مدیریت کرد. سرمایهگذاری و مدیریت روی داراییهای نامشهود در بالندگی و شکلگیری سازمانهای مشتریمدار و پاسخگو منجر به تولید خدمت ارزان و بالارفتن سطح رضایتمندی جامعه هدف میگردد. امروزه دیگر نمیتوان با ابزارهای اندازهگیری عملکرد دوران اقتصاد صنعتی، موفقیت سازمان را سنجید. روش ارزیابی متوازن ابزاری برای ترجمه چشمانداز و راهبرد سازمان در قالبسنجهای جامع ارزیابی عملکرد است که چارچوبی برای ارزیابی راهبردی و سیستم مدیریت فراهم میسازد. در این پایاننامه به ارزیابی کاملی از شعب بانک پارسیان استان گیلان با بهره گرفتن از تکنیکهای غیر پارامتری بهویژه تحلیل پوششی دادهها پرداخته خواهد شد.
1-4. سوابق مربوط
تحقیقاتی که تا کنون در باب ارزیابی عملکرد شعب بانک پارسیان انجام شده است بیشتر تاکید بر جنبه های فنی عملکرد بوده و یا یک بعد خاص از عملکرد در نظر گرفته شده است. تحقیق حاضر جهت رفع این نواقص، سعی در ارائه یک مدل جامع برای ارزیابی عملکرد و رتبهبندی شعب در صنعت بانکداری دارد که علاوه بر جنبههای محسوس عملکرد، جنبههای نامحسوس عملکرد را نیز در نظر میگیریم و در حقیقت این مدل سعی در واقعیتر نمودن نتایج ارزیابی عملکرد بهمنظور اخذ تصمیمات متناسب با شرایط پیچیده و رقابتی کنونی دارد .از میان تحقیقاتی که در زمینه بانکداری انجام شده است میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم
- عوامل موثر بر افزایش وفاداری در مشتریان بانکها.
- ارتباط بین عملکرد اجتماعی و عملکرد مالی در بانکهای خصوصی و دولتی.
- بررسی تاثیر الزامات کفایت سرمایه بر عملکرد و هزینههای واسطهگری بانکهای ایران.
1-5. فرضیهها
ماهیت این تحقیق بهگونه ای است که شامل فرضیههایی که قابل آزمودن با آزمونهای فرض آماری باشند، نمیباشد. اما بهطور توصیفی فرضیه این تحقیق بهصورت زیر است کارآمدی شعب بانک پارسیان استان گیلان را میتوان با بهره گرفتن از تکنیک DEA ارزیابی نمود. بهویژه کارایی هزینهای و کارایی درآمدی را میتوان در شعب بانک پارسیان گیلان اندازهگیری نمود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وظایف و رسالت اولیه دانشگاهها گسترش و انتقال دانش است که اولی از طریق پژوهش و دومی از طریق آموزش به دست میآید (کائو و هانگ[1]، 2008). برای حصول اطمینان از تحقق این وظایف و رسالت بایستی سیستمی جهت ارزیابی آنها و زیرمجموعههایشان طراحی گردیده و در این فرایند با ملاکها و اصول خاص و علمی به بررسی آن پرداخت. به دلیل تنوع فعالیتها و هدفهای متعدد دانشگاهها، ارزیابی کارایی و سنجش بهرهوری آنها پیچیدگی خاصی دارد (لانزر و دیگران، 1998). در نتیجه از آنجا که امروزه یکی از شاخص های اصلی سنجش توسعهیافتگی کشورها، سهم یک جامعه در تولید دانش است، ارزیابی عملکرد نظامهای آموزشی و به تبع آن ارتقای کارایی آنها، اهمیت دوچندان یافته است.
تعیین کارایی پژوهشی در دانشگاه حداقل از دو جهت، یکی کمک به کارکنان و اعضاء هیأت علمی دانشگاه در جهت بالابردن سطح کمی و کیفی فعالیتهای پژوهشی خود و دیگری برای کمک به مدیران در برنامهریزی و سیاستگذاری مفید و ضروری است.
در این فصل ابتدا موضوع تحقیق و مسألهای كه به دنبال یافتن راهحلی برای آن هستیم، بیانشده و در ادامه ضرورت و اهمیت تحقیق شرح داده میشود. سپس اهداف تحقیق را بیان كرده و تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق بیان خواهد شد، همچنین فرضیات تحقیق را به صورت مختصر تعریف میكنیم تا در فصول بعدی تشریح شوند. قلمرو موضوعی، مكانی و زمانی تحقیق، از جمله سایر بخشهایی هستند كه در این فصل آورده شده اند.
1- بیان مسأله
مدیران سازمانها و ادارات جهت برنامه ریزی و کنترل سازمان خود، نیاز به اندازه گیری و ارزیابی عملکرد واحدهای زیرمجموع سازمان خود دارند تا بتوانند واحدها را مقایسه کرده و از نقاط ضعف و قوت واحدها آگاه شوند و پیشنهادات لازم را جهت افزایش عملکرد واحدها ارائه دهند. از آنجا که روشهای موجود ارزیابی و سنجش عملکرد واحدها اغلب تجربی و فاقد پشتوانه علمی محکمی بوده و بهعلاوه، به دلیل استاندارد بودن این روشها، نتایج آنها در سازمانهای مختلف با یکدیگر قابل مقایسه نیستند در این مطالعه برای ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر، از روش علمی تحلیل پوششی داده ها[2] که از روشهای متداول ارزیابی عملکرد در زمینه های مختلف برای واحدهای تولیدی و خدماتی میباشد، استفاده شده است.
تحلیل پوششی داده ها روشی برای مقایسه و ارزیابی کارایی نسبی واحدهای تصمیم گیرندهای است که هر یک دارای چندین ورودی و خروجی مشابه هستند، مانند مدارس، دانشگاهها، بانکها و غیره (کلین[3]، 2001).
آموزش عالی در ایران در طی دو دهه گذشته با چالشها و مسائل متعددی مواجه بوده است. گسترش کمی دانشگاهها، کثرت موسسات آموزشی متنوع، افزایش تعداد دانشجویان و گاه وجود خیل عظیم دانش آموخته بیکار از جمله چالشهایی هستند که نظام آموزش عالی ایران را با مشکلات عدیدهای مواجه نموده است. گسترش کمی نظام آموزش عالی بدون توجه به ظرفیتهای موجود و توان بافت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، کاهش کیفیت نظام آموزش عالی را به دنبال خواهد داشت. وظایف و

رسالت دانشگاهها گسترش و انتقال دانش است که تنها از طریق آموزش و پژوهش امکان پذیر خواهد بود. برای حصول اطمینان از تحقق این وظایف و رسالت می باید سیستمی جهت ارزیابی کارایی و بهرهوری واحدهای آموزشی طراحی گردد.
در طول سالهای گذشته مدلهای مختلفی برای اندازه گیری كارایی دانشگاهها و مراكز آموزشی ابداع شده است كه میتوان به دو دسته كلی مدلهای سخت با تكیه بر داده های كمی و عینی (تحقیق در عملیات[5]، اغلب مدلهای تصمیم گیری چند معیاره[6]، مدل تحلیل پوششی داده ها[7]، تکسونومی عددی) و همچنین مدلهای نرم با تأکید بر داده های ذهنی و کیفی (تجزیه وتحلیل سلسلهمراتبی[8]، روش دلفی وگروه هایاسم) تفکیک کرد (آذر، 1385). روش تحلیل پوششی داده ها یک روش کارآمد در ارزیابی عملکرد واحدهای تصمیم گیری میباشد که با بکار بردن مدلهای برنامه ریزی خطی کارایی واحدها را اندازه گیری مینماید. لذا در این تحقیق، به منظور ارزیابی گروه های آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده مینماییم. مسأله اصلی تحقیق حاضر عبارتست از:
“وضعیت عملکرد گروه های آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر از حیث کارآمدی چگونه است؟”
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
از آنجا که امروزه یکی از شاخص های اصلی سنجش توسعه یافتگی کشورها، سهم یک جامعه در تولید دانش است، ارزیابی عملکرد واحدهای آموزشی و به تبع آن ارتقای کارایی آنها اهمیت دو چندان یافته است. بررسی عملکرد گروه های آموزشی دانشگاهها به چند دلیل عمده انجام می پذیرد که مهمترین آنها عبارتند از:
دانشگاهها به منظور کنترل و نظارت بر عملکرد گروه های آموزشی تحت نظارت خود میبایست وضعیت آنها را با معیارها و ابزار مناسبی بررسی نمایند.
به منظور ایجاد مسئولیت پذیری مدیران اجرایی (مدیر گروه های آموزشی) عملکرد آنها با ابزار دقیقی سنجیده شود و بدین ترتیب زمینه رقابت بین گروه های آموزشی فراهم گردد.
با بررسی عملکرد میتوان معیارهای مناسبی برای تخصیص بودجهها و منابع موجود بین گروه های آموزشی موجود به دست آورد.
با ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی و مشخص نمودن نقاط ضعف و قوت آنها و ایجاد بستری مناسب زمینه ایجاد رقابت سالم و ارتقاء سطح کمی و کیفی عملکرد گروه ها فراهم خواهد شد.
1-4 اهداف و کاربردهای تحقیق
1-4-1 هدف اصلی تحقیق
هدف اصلی این تحقیق بكارگیری روش DEA برای ارزیابی كارایی گروه های آموزشی باهدف تعیین گروه های كارآ و ناكارآ، تعیین مرزكارآیی، تعیین میران بهبود عملكرد گروه های ناكارآ و رتبه بندی آنها بوده است.
1-4-2 اهداف علمی تحقیق
ارزیابی کارایی هر یک از گروه های آموزشی و تعیین نقاط قوت و ضعف آنها
شناسایی دلایل عدم ناکارایی هریک از گروه های آموزشی
رتبه بندی هریک از گروه های آموزشی
1-4-3 اهداف کاربردی
از آنجایی كه این تحقیق در سطح گروه های مختلف آموزشی سازمان (دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر) میباشد هدف كاربردی آن تعیین گروه های آموزشی ناكارآ و كارآ میباشد، تا بتوان در تخصیص منابع و برنامه ریزی برای آتی اقدام نمود.
از این رو گروه های ذینفعان عبارتند از:
حوزه معاونت آموزشی دانشگاه بویژه مدیریت برنامه ریزی به منظور برنامه ریزیهای آموزشی
حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه به منظور استفاده از ظرفیتهای پژوهشی استادان، دانشجویان فعال و برنامه ریزی برای تخصیص اعتبارات پژوهشی به دانشكدهها
حوزه معاونت اداری و مالی دانشگاه به منظور تخصیص بهینه منابع مالی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از ارزشمندترین دستاوردهای بشر برای رویارویی با حوادث و تأمین برخی از نیازهای اقتصادی، اجتماعی و روانی، پدیده بیمه است. بیمه وسیله ای است که علاوه بر جبران خسارات اقتصادی ناشی از حوادث، تأمین آینده و ارتقای سطح زندگی افراد و ایجاد بستری مناسب و مطمئن برای رشد و توسعه اقتصادی، موجب آرامش خاطر اعضای جامعه شده و این آرامش نیز به نوبه خود موجب پویایی حیات اجتماعی، رشد و شکوفایی استعدادها و افزایش کارایی و بهره وری می شود(راستگو، حبیب،1390).
در قرن حاضر فعالیت های اقتصادی به گونه ای شکل گرفته اند که تداوم آنها بدون پشتوانه بیمه ای سخت تحت تاثیر قرار می گیرد. به همین علت صنعت بیمه سالانه حجم ارزشی زیادی را به خود اختصاص می دهد که در مقایسه با حجم سایر فعالیت های اقتصادی حجم بسیار قابل توجهی است(حجاریان، مسعود،1387).
بیمه در جوامع مختلف در قالب موسسات و خدمات متنوع وجود دارد، هر چند که در کشورهای در حال توسعه به صورت یک پدیده زیر بنایی و با ابعاد مورد انتظار شکل نگرفته است. توسعه صنعت بیمه در کشورهای پیشرفته، عمق و ابعاد حیاتی این صنعت را آشکار ساخته و دست یابی به بسیاری از اهداف اقتصادی را امکان پذیرساخته است.
شرکت های بیمه سعی دارند که با استفاده بهینه از امکانات موجود، خدماتی را ارائه دهند که به لحاظ کمیت و کیفیت در سطح بالایی باشد و چون این شرکت ها ارائه کننده خدمات عمومی بوده و موتور محرکه جامعه تلقی می شوند، اگر بررسی نشوند از لحاظ اقتصادی و اجتماعی، جامعه را با چالش مواجه خواهند نمود. ارزیابی شرکت های بیمه بدین منظور صورت می گیرد که از چگونگی عملکرد آنها مطلع شویم و بتوانیم آنها را مورد مقایسه قرار دهیم و از این طریق در جهت بهبود مستمر عملکرد آنها حرکت کنیم. این ارزیابی به موسسات بیمه در افزایش آگاهی از میزان مطلوبیت و مرغوبیت فعالیت هایشان کمک می کند و به آنها فرصت می دهد که مشکلات را شناسایی کرده و عمل صحیح را قبل از اینکه مشکلات بزرگ شوند، انجام دهند.(Kueng, 2000) یکی از تکنیک هایی که برای اندازه گیری کارایی واحدهای تصمیم گیری[1] با چندین ورودی و چندین خروجی استفاده می شود، تحلیل پوششی داده ها[2] است. در این فصل بعد از بیان مسئله، ضرورت و اهمیت انجام تحقیق و مدل پیشنهادی تحقیق براساس مطالعات انجام شده مطرح شده و سوالات و فرضیه های تحقیق بیان می گردند، سپس روش انجام تحقیق توضیح داده خواهد شد.
از مهم ترین قسمت های فروش هر شرکت بیمه نمایندگی های آن شرکت می باشند، شرکت های بیمه بخش بزرگی از محصولات خود را از طریق نمایندگی های خود به مشتریان می فروشند. در موسسات مالی مانند بیمه و بانک که به نحوی، جریان فعالیت هایشان بر اساس آورده نقدی و یا سرمایه گذاری مشتریان است، رضایت مشتریان در کسب مزیت رقابتی و افزایش سودآوری آنها اهمیت بسزایی دارد. از آنجایی که نمایندگی های شرکت های بیمه در تماس مستقیم با بیمه گزاران بوده و نحوه برخورد آنها تأثیر مستقیم بر سطح رضایت مندی و دیدگاه مشتریان از شرکت دارد، لذا تعیین سیستمی برای ارزیابی عملکرد نمایندگی های شرکت های بیمه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در دهه اخیر، با روی کار آمدن عصر اطلاعات و عدم کامیابی شرکت های تابع عصر صنعتی، نیاز به سیستم سنجش عملکردی کامل تر از آنچه که موجود بود، بوجود آمد سیستم های سنجش عملکرد سنتی و مبتنی بر حسابداری تا آن زمان نتوانسته بودند عملکرد واقعی سازمان ها را نشان دهند، زیرا آنها فقط بر بعد مالی سازمان تأکید می کردند که این بعد در دنیای کنونی هرگز مزیت رقابتی پایداری برای سازمان ایجاد نمی کرد. از این رو یکی از دغدغه های اساسی سازمان های امروزی دستیابی به یک شیوه ارزیابی عملکرد جامع، قابل اعتماد و انعطاف پذیر است، تا به کمک آن، اطلاعات دقیق و کافی را از جایگاه امروز خویش به دست آورند و با نگاه به آینده از خطاهای گذشته درس بگیرند. با وجود اهمیت فراوان ارزیابی عملکرد، بیشتر سنجش ها بر اساس نگرش های سنتی است. این نگرش سنتی تنها مباحث مالی را در بر گرفته و پیامدهای عملکردهای گذشته را مورد ارزیابی قرار می دهند، در حالی که در دیدگاه های نوین ارزیابی عملکرد بر رشد توسعه و بهبود ظرفیت ارزیابی شونده تمرکز دارند(میرزایی، 1390).
بنابراین این سوال همواره درباره عملکرد بیمه ها مطرح است که شبکه فروش شرکت های بیمه به چه میزان و درجه ای از کارایی عمل می کنند؟ محاسبه کارایی سیستم های تولید یکی از وظایف مهم مدیران برای کنترل و برنامه ریزی است. یکی از روش هایی که به طور وسیعی برای اندازه گیری کارایی نسبی یک مجموعه از سیستم های تولیدی یا واحد های تصمیم گیری با چندین ورودی و چندین خروجی استفاده می شود، تحلیل پوششی داده ها (DEA) است(Kao, 2009). این روش نیازمند تخمین تابع تولید نبوده و با ترکیب تمامی واحدهای تحت بررسی، یک واحد مجازی با بالاترین کارایی را ساخته و واحدهای ناکارا را با آن می سنجد (مهرگان،1391،ص31). اولین بار فارل[3] در سال 1957 توانست با ارائه روش مرزی، کارایی را برای یک واحد تولیدی اندازه گیری کند. واحدی را که فارل برای اندازه گیری مدنظر قرارداده بود شامل یک ورودی و یک خروجی بود(Farrell, 1957). بعدها در سال 1978 دیدگاه فارل توسط چارنز، کوپر و رودز[4] توسعه داده شده و مدل CCR را ارائه نمودند که توانایی اندازه گیری کارایی با چند ورودی و چند خروجی را داشت و ازجمله مدل های بازده ثابت نسبت به مقیاس بود (Charnes et al , 1981).
در سال 1984، بنکر، چارنز و کوپر[5] با تغییر در مدل CCR مدل جدیدی را عرضه نمودند که به مدل BCC شهرت یافته و ازجمله مدل های بازده متغیر نسبت به مقیاس بود (مهرگان،1391، ص79).
هدف از محاسبه کارایی این است که نقاط ضعف شناسایی شوند تا تلاش هایی در جهت رفع نقایص برای بهبود عملکرد صورت گیرد. اما نگرانی عمده در مورد واحدهای تصمیم گیری ناکارا این است که چه عواملی باعث ناکارایی شده اند؟ اگرچه واضح است که کاهش ورودی ها و افزایش خروجی ها، عملکرد آنها را بهبود خواهد بخشید ولی برای پاسخ به این سوال، برای سیستم های تولیدی که شامل فرایندهای داخلی هستند باید علاوه برکارایی کل سیستم، کارایی زیرفرایندها هم محاسبه شوند تا به طور دقیق تر منابع ناکارایی شناسایی شوند(Hwang, 2008 & Kao).
در جهان امروز، بیمه از مهم ترین بخش های اقتصادی در جامعه است که علاوه بر تسهیل روابط بین الملل در پیشگیری از تحقق ریسک و نیز تأمین آرامش خاطر برای

فعالیت های مختلف نقش شگرفی را ایفا می نماید (دعایی و نیکخواه ، 1388). نمایندگی های مختلف یک شرکت بیمه به رغم استفاده از منابع مادی و انسانی مشابه، عملکردهای متفاوتی دارند. بررسی اجمالی شاخص های سطح نفوذ بیمه، تراکم بیمه ای و درصد حق بیمه کشور از کل حق بیمه جهانی حاکی از آن است که تاکنون این صنعت نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد کشور کسب نماید. بنابراین توجه به کارایی و بهره وری در این صنعت از اهمیت بالایی برخوردار است (فلاح، 1386).
یکی از مهم ترین بخش های شرکت های بیمه شبکه فروش می باشد، بدلیل آنکه علاوه بر کسب درآمد حاصل از عملیات بیمه گری از طریق فروش انواع بیمه نامه ها، این واحدها در ارتباط نزدیک و مستقیم با مشتریان هستند. در بین ارکان شبکه فروش، نمایندگی های بیمه به لحاظ گستردگی جغرافیایی در تمام نقاط کشور و همچنین تعداد زیاد آنها، از اهمیت دوچندانی برخوردار هستند. در واقع می توان گفت که بخش اعظم شبکه فروش هر شرکت بیمه ای را نمایندگی های آن شرکت تشکیل می دهند. بنابراین نمایندگی های بیمه یکی از مهم ترین بخش های شرکت بیمه در ارتباط مستقیم با مشتریان و بیمه گذاران هستند. به همین علت عملکرد آنان می تواند بر بینش و نگرش و درک بیمه گزاران از شرکت بیمه بسیار مؤثر باشد.
مفهوم کارایی در اقتصاد، تخصیص مطلوب منابع است. اما از نظر اهداف کاربردی، تعاریف گوناگونی بیان شده است. به طور کلی کارایی معرف نسبت ستاده ها به نهاده ها در مقایسه با یک استاندارد مشخص است (مهرگان، 1391،ص37).
کارایی از جمله معیارهای اساسی جهت سنجش عملکرد سازمانی است که بیانگر نسبت خروجی یک مجموعه به ورودی های آن را نشان می دهد، اما با افزایش تعداد خروجی ها و ورودی ها، اندازه گیری کارایی با شیوه های سنتی بسیار دشوار است، لذا یکی از روش های بسیار کارآمد جهت ارزیابی عملکرد واحدهای مشابه که به دلیل خصوصیات مطلوب، خروجی های گسترده و تحلیل ناکارایی بنگاه ها در بیش از سه دهه اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است، روش تحلیل پوششی داده ها می باشد.
کارایی یک واحد تصمیم گیری حاصل نسبت ستانده به نهاده آن واحد می باشد. اگر یک واحد تصمیم گیری بتواند با نهاده های ثابت، ستانده های بیشتر یا با نهاده های کمتر، ستانده های ثابت یا بیشتری را تولید کند آن واحد تصمیم گیری از کارایی بالاتری برخوردار خواهد بود. اگر واحد های تصمیم گیری دارای نهاده و ستانده های مختلف باشند برای محاسبه کارایی می توان از تحلیل پوششی داده استفاده کرد (نشاط ،غلامرضا، 1391).
روش DEA استفاده از منابع و تولید نتایج دخیل در عملکرد DMU ها را به دقت موشکافی کرده و عواملی را نشان می دهد که در رتبه بندی بازده DMU ها نقش دارند و یا از دقت آن می کاهند. با این وجود، یکی از مفیدترین منافع تحلیل DEA مجموعه مقادیر هدف برای بهبود DMU هایی است که بر اساس نتیجه ی DEA ناکارآمد شناخته شده اند. این مجموعه ی مرجع پیشنهاداتی در مورد تغییرات مورد نیاز در مقادیر ورودی و خروجی ارائه می کند تا بتوان به این واسطه واحدهای ناکارآمد را کارآمد ساخت(Yang, 2006).
در صنعت بیمه نیز تحقیقات متعددی از این روش جهت ارزیابی عملکرد نمایندگی های بیمه بهره گرفته اند (سلطان پناه و همکاران، 1386). اگر اطلاعات مقادیر ورودی و خروجی را برای نمایندگی های موردنظر فعال در صنعت بیمه در یک فضای دوبعدی نشان دهیم با اتصال نقاطی که به محور ها و مبدا مختصات نزدیک تر هستند، تابع محدبی بدست می آید که به آن منحنی مرزی (کارا) گفته می شود. نمایندگی هایی که بالاتر از این منحنی قرار گیرند برای فروش بیمه نامه های یا دریافت کارمزد بیشتر از هزینه های پرسنلی وعملیاتی بیشتری استفاده کرده اند.
در این روش یک منحنی کارآ از یک سری نقاط که به وسیله برنامه ریزی خطی تعیین می شود، ایجاد می گردد. روش برنامه ریزی خطی با یک سری بهینه سازی مشخص می کند که آیا DMUمورد نظر روی خط کارآیی قرارگرفته است یا خارج از آن قرار دارد (Niknazar ,2011).
شکل(1-1) نمونه ای از یک مدل کلاسیک واحد تصمیم گیرنده به همراه ورودی ها و خروجی های آن را
نشان می دهد:
برای ارزیابی کارایی نمایندگان در شرکت های بیمه در روش سنتی کارایی نمایندگان براساس افزایش فروش بیمه نامه و افزایش ضریب نفوذ و کاهش هزینه های خسارت های مشتریان نمایندگی مورد نظر و کارمزد پرداخت شده در نظر گرفته می شود. مبلغ خسارت های پرداختی در شرکت های بیمه ستانده ای می باشند که برای بهبود عملکرد، افزایش آنها مورد نظر نمی باشد. بالابودن خسارت پرداختی مشتریان نمایندگی ها دلیل ناکارآمدی نماینده نمی باشد. روش سنتی ملاک درستی برای سنجش کارایی نمایندگی نمی باشد. زیرا کارایی فقط از یک منظر وجنبه مالی و سود دهی در نظر گرفته می شود در روش تحلیل پوششی داده ها ملاک عمل هرگونه خروجی و یا ورودی تاثیر گذار بر کارایی یا عدم کارایی نمایندگان می باشد من جمله نیروی انسانی، منابع فیزیکی در اختیار نمایندگی، مکان و فضای استقرار نمایندگی و نیز هزینه های عملیاتی و پرسنلی، که کارایی را با بهره گرفتن از شاخص های گوناگون مورد ارزیابی قرار می دهد و از روش سنتی دقیق تر و قابل قبول تر می باشد.اگر کارمزد دریافتی نمایندگان از شرکت بیمه خروجی مطلوب و هزینه ها ی عملیاتی و پرسنلی خروجی نامطلوب باشند خواهان افزایش خروجی مطلوب و کاهش خروجی نامطلوب برای بهبود عملکرد نمایندگی می باشیم.
این پژوهش روشی برای سنجش میزان کارایی نمایندگان هم درجه شرکت بیمه ایران شعبه رشت با لحاظ نمودن خروجی نامطلوب می باشد.
1-4- اهداف تحقیق
از آنجایی که حفظ و کسب رضایت مشتریان باعث افزایش وفاداری مشتریان موجود و جلب مشتریان جدید می شود و در کسب مزیت رقابتی تأثیر بسزایی دارد. بنابراین برای کسب و حفظ مزیت رقابتی، شرکت ها باید به طور جدی به ارزیابی عملکرد شان بپردازند و به ابعاد مالی و غیر مالی عملکرد نیز توجه داشته باشند.
همانطور که گفته شد نمایندگی های بیمه یکی از مهمترین واحدهای شرکت های بیمه برای کسب مزیت رقابتی محسوب میشوند، بنابراین ارزیابی عملکرد آنان باعث افزایش کارایی و بهره وری و در نتیجه سودآوری شرکت های بیمه خواهد شد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش، سنجش كارایی نمایندگی های بیمه ایران استان گیلان از طریق تکنیک تحلیل پوششی داده ها با در نظر گرفتن خروجی نامطلوب می باشد.
- توصیف و شناخت نمایندگی بیمه ایران استان گیلان از لحاظ میزان نهادهها و ستاندهها و تعیین و معرفی بهترین یا كاراترین دفتر نمایندگی بیمه.
- اندازه گیری و تحلیل كارایی نمایندگان مختلف و رتبه بندی آنها و نشان دادن میزان كارایی یا عدم كارایی آنها.
- توصیف اینكه هر یک از نمایندگی ها تا چه حد توانسته اند از امكانات و منابع موجود به طور بهینه استفاده نموده و آن را بكار گیرند.
- هدفگذاری متغیرهای ورودی جهت بهینه سازی خروجی نمایندگی های بیمه ایران .
- شناسایی و تعیین نمایندگی های الگو (مرجع) برای نمایندگی های ناکارا به منظور ارتقای كارایی آنان.
- ارائه راهكارهایی برای بهبود كارایی نمایندگی ها به نحوی که به كمك این راهكارها نمایندگی های ناكارا بتوانند عوامل ناكارایی خود را شناخته و درصدد رفع آنها برآیند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در اقتصاد مبتنی بر بازار،نظام بانکی مسئولیت بسیارسنگینی بر عهده دارد و یکی از مهم ترین اجزای اقتصادی کشور است. بانک ها می توانند با فراهم آوردن سرمایه مالی برای بخش های اقتصادی شرایط مناسبی را برای سرمایه گذاری فراهم کنند. بانک ها حتی با تأمین اعتبار برای متخصصان می توانند باعث ایجاد فرصت های شغلی جدید و توزیع بهتر درآمد درسطح جامعه شوند.
یکی از ابزارهای دقیق وعلمی برای سنجش کارایی وارزیابی شعب بانک استفاده از مدل های ریاضی تحلیل پوششی داده ها[1](DEA) می باشد که یک روش علمی ناپارامتریک می باشد که یا در نظر گرفتن ورودی ها وخروجی ها به ارزیابی واحدهای تصمیم گیری می پردازدوبارویکرد جعبه سیاه عمل می نماید ساختار داخلی واحدها را در نظر نمی گیرد در مدل تحلیل تحلیل پوششی داده های شبکه ای [2] این مشکل برطرف شده وساختار داخلی نیز مورد توجه قرار می گیرد در تحقیق حاضر به ارزیابی شعب بانک صادرات گیلان با بهره گرفتن از مدل تحلیل پوششی داده های شبکه ای پرداخته خواهد شد .که فصل اول شامل بیان مسئله ، اهمیت وضرورت تحقیق،تعریف مفهومی روش تحقیق ، متغیرهای تحقیق،اهداف تحقیق، اهداف کاربردی،سوالات تحقیق،مروری بر تحقیقات انجام شده و جنبه نوآوری وجدید بودن تحقیق است.
1-2) بیان مسئله
کارایی بانک ها ونحوۀ محاسبه آن از جمله موضوعات مهمی است که علاوه بر مدیران بانک ها وصاحبان سهام این مؤسسات مالی، مورد علاقه بخش نظارتی ومشتریان استفاده کننده از خدمات بانکی می باشد. باتوجه به چالش های موجود هم چون ورود بانک های خصوصی وافزایش فعالیت های موسسات مالی واعتباری، ارزیابی عملکرد صنعت بانکداری وبررسی روند کارایی این صنعت حائز اهمیت می باشد.کارایی نظام بانکی در ایران درسطح مطلوب نمی باشد. نارضایتی عمومی مشتریان بانکی از عملکرد بانک ها دلیلی براین ادعاست.
باگسترش بانکداری الکترونیک ممکن است این تصور به وجود آید که نیاز بانک ها به شعب خود کاهش یافته و آن ها می توانند اقدام به کاهش شعب نمایند.
لیکن بستن شعب زیان ده آخرین اقدامی است که بانک ها باید آن را انجام دهند وقبل از آن می توان با انجام اقداماتی شعب را از حالت زیان ده بودن خارج و سود ده نمود .گواه این مطلب هم این است که در بسیاری از موارد که یک بانک اقدام به بستن یک شعبه خود به دلیل زیان ده بودن می نماید ، بانک دیگری با تفکری متفاوت اقدام به ایجاد شعبه در همان منطقه نموده وموفق نیز عمل می نماید،یا در یک منطقه چند شعبه از چند شعبه از چند بانک متفاوت وجود دارد، ولی در مقام مقایسه به میزان موفقیت آن ها در آن محل یکسان نبوده وتفاوت های معناداری را می توان مشاهده نمود. در هر حال با انجام یکسری از اقدامات استفاده از روش های علمی مانندDEA(تحلیل پوششی داده ها) جهت اندازه گیری وتعیین اثر گذاری می باشد.(سعدی1388)

باعنایت به این موارد،ازجمله اهدف این تحقیق،علاوه بربررسی وضعیت كارایی , استفاده ازابزارهایی جهت ارتقاسطح بهره وری شعب وارائه راهکارجهت بهبودعملکردواحدهای ناکارآمداست.
1-3) اهمیت وضرورت تحقیق
رقابت فشرده در جوامع با اقتصاد باز ، مدیران بانک ها را مجبور می کند تا حداکثر تلاش خود را به منظور دستیابی به سطح بالاتری از کارایی طریق نزدیک ساختن خود به مرز تولید وهمچنین انتخاب مقیاس مناسبی برای فعالیت ها ی اقتصادیشان به کار گیرند . نظام بانکداری ایران که هنوز تحت تسلط بانک های دولتی می باشد. در سال های اخیر با توجه به بحث پیوستن به سازمان تجارت جهانی با چالش های جدید هم چون ورود بانک های خارجی ، شروع به کار بانک های خصوصی وافزایش فعالیت های موسسات مالی واعتباری روبرو شده لذا سیستم بانکی موجود در کشور برای بقا ورقابت و رقابت در این محیط پویا نیاز به ارزیابی عملکرد و بهبود کارایی دارد. علاوه براین، مدیران بانک ها، دستگاه های نظارتی وعموم مشتریان به این دلیل که کاراتر شدن بانک ها منجربه کاهش قیمت خدمات وهزینه واسطه گری این موسسات وهمچنین افزایش کیفیت خدمات آن ها می شود.
تحلیل پوششی داده های شبکه ای[3] در رابطه بااستفاده از فنون تحلیل پوششی داده هابرای سنجش کارایی نسبی سیستم بادر نظر گرفتن ساختار داخلی آن می باشد. نتایج این روش, معنی دارتر از نتایج بدست آمده بااستفاده ازرویکردجعبه سیاه خواهد بود زیرا در مدل های اساسی فرایندهای مولفه (جزیی) نادیده گرفته میشود.
روش DEA، روش غیر پارامتری برای اندازه گیری کارایی نسبی واحدهای تصمیم گیری همگن با ورودی ها و خروجی های مشخص در یک مقطع معین است. مدل های اساسی تحلیل پوششی داده ها جهت ارزیابی واحدهای تصمیم گیری به واحدهابصورت یک جعبه سیاه نگاه کرده و از روابط وعملیات داخلی واحدها چشم پوشی می نماید که در نتیجه نمی تواند یک ارزیابی دقیق و منطقی از عملکرد واحدها ارائه دهد لذادراین تحقیق به منظور داشتن یک ارزیابی دقیق وکامل از عملکرد واحدهااز مدل های شبکه ای استفاده می شود که دراین مدل هابا توجه به روابط درون واحدهاارزیابی دقیقی ارائه شده و دلایل ناکارایی هرواحددقیقا مشخص شده و جهت کارا شدن برنامه دقیق تری به واحدهاارائه می گردد.
1-4) تعریف مفهومی روش تحقیق
بخش تجهیز منابع
بانک ها می توانند از عملیات بانکی بدون ربا به منظور تجهیز منابع پولی تحت هر یک از عناوین سپرده قرض الحسنه (جاری وپس انداز) وسپرده سرمایه گذاری (کوتاه مدت وبلندمدت) اقدام کنند.
بخش تخصیص منابع
تخصیص منابع: اعطای تسهیلات بخش مهمی ازعملیات هربانک راتشکیل می دهدواین قسمت ازلحاظ اقتصادی حائزاهمیت زیادی می باشدوتحت عناوین :قرض الحسنه ,مضاربه, مشارکت مدنی, مشارکت حقوقی , سرمایه گذاری مستقیم, مزارعه, مساقات, فروش اقساطی, اجاره به شرط تملیک, سلف یاسلم, خریددین وجعاله می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|